منابع تحقیق درمورد موفقیت کارآفرینان

دانلود پایان نامه

تمرکز
حرفه ای بودن
مدیریت مشارکتی
2-6-2- محتوای سازمان کارآفرین
اندازه آن اغلب کوچک است
از فناوری پیشرفته و قابل انعطاف استفاده می شود
محیط پویا و متحول است
در آن هدف و راهکارهای مدون، واضح، منعطف و مشتری گرا تدوین می شود.

2-6-3- فرهنگ سازمان کارآفرین
فرهنگ سازمانی مجموعه ای از ارزشها، باورها، رفتارها، شیوه های تفکر و است که اعضای سازمان در آنها وجه اشتراک دارند. در قسمت محسوس و غیرمکتوب سازمان وجود دارد و با تمام فعالیتها در سازمان مرتبط است.
در سازمانهای کارآفرین، فرهنگ مناسب فرهنگی است که در جهت اهداف و راهکارهای سازمان باشد. یعنی فرهنگی که از تغییر و نوآوری، خطرپذیری، کار گروهی، صداقت، اعتماد متقابل، رقابتی بودن،
آینده گرایی و مشتری گرایی حمایت کند.
در حقیقت می توان گفت که فرهنگ کارآفرینی در سازمان موجب پرورش مدیران و کارکنان کارآفرین خواهد شد و این اولین مرحله پیشبرد فعالیت های کارآفرینانه است. مشخصه های اصلی این فرهنگ عبارتست از:
روابط سازمانی افقی، از پایین به بالا و غیر رسمی
کار تیمی یا گروهی
در دسترس بودن اطلاعات جامع، ذیربط، موثق و به هنگام
آموزش و یادگیری مستمر
تاکید ویژه بر تحقیق و توسعه و پاداش
تبدیل تهدیدها به فرصتها (همان منبع)

2-7- مدل های کارآفرینی
تلاش محققان در ارائه ی مدل های کارآفرینی با توجه به رویکردها و تعاریف مختلف کارآفرینی انجام می شود. در واقع می توان دو دسته مدل را ارائه کرد: مدل های فرآیندی و مدل های محتوایی
مدل های فرآیندی شامل دو دسته ی اصلی از مدل ها می باشند: مدل های فرآیندی رویدادی و مدل های فرآیندی چند بعدی. در دیدگاه مدل های فرآیندی رویدادی، کارآفرینی فرآیندی است که در آن فرد، کلیه ی فعالیت های کارآفرینی را برنامه ریزی، اجرا و کنترل می نماید. به علاوه در این بین مفاهیمی وجود دارد که بر هر رویداد در فرآیند کارآفرینانه تأثیر می گذارند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که بروز برخی عوامل محیطی و تأثیر آن بر فرد نقش بسیار تعیین کننده ای در تصمیم وی به کارآفرین شدن دارد. در دیدگاه فرآیندی چند بعدی، کارآفرین یک چارچوب چند بعدی و پیچیده می باشد که کلیه ی عوامل، شامل فرد کارآفرین و ویژگی های او، مهارت ها و سبک های مدیریتی او، فرهنگ، استراتژی، ساختار و نظام سازمان را در بر می گیرد (شاه حسینی و کاووسی، 1388)
در زیر، به عمده ترین مدل های کارآفرینی همراه با توضیح مختصری از آنها اشاره می شود:
2-7-1- مدل موقعیت کارآفرینی شاپر و کراجر (1982)
تمایل یکی از بهترین عوامل پیش بینی کننده رفتار به شمار می رود. کارآفرینی نیز به عنوان یک رفتار
برنامه ریزی شده از این امر مستثنی نیست. مدل موقعیت کارآفرینی در قالب دیاگرام زیر آمده است:

نمودار 2-1: مدل موقعیت کارآفرینی شاپر و کراجر

با توجه به این مدل مطلوبیت های عینی خواسته ها و باور به خودکارآمدی به عنوان پیش بینی کننده های اولیه تمایل، نقش مهمی در شروع فعالیت های کارآفرینی دارند. به عبارت دیگر چنانچه در جامعه، کارآفرینی به عنوان یک هنجار و خواسته مطلوب مطرح باشد در ذهن افراد کارآفرین مطلوبیت ذهنی
پیدا کرده و در نهایت، فرد را ترغیب می کند که فعالیت های کارآفرینی را دنبال کند. گرایش مثبت به کارآفرینی به عنوان یک حلقه میانی در کنار قابلیت دسترسی و قابلیت اجرایی فعالیت های کار آفرینی،
به تمایل فرد در روی آوردن به این فعالیت ها قوت می بخشد. بر اساس مدل شاپر و همکاران، گرایش مثبت به کارآفرینی، قابل دسترس بودن و مطلوبیت ذهنی آن، پیش بینی کننده های ثانویه تمایل به کارآفرینی هستند. (خالدی،1387)
2-7-2- مدل رفتار برنامه ریزی شده آژن (1991)

نمودار 2-2: مدل رفتار برنامه ریزی شده آژن

بر اساس این مدل ارزش های فردی، هنجار های جامعه و باور به خودکارآمدی (توانایی) از عوامل
پیش بینی کننده اولیه تمایل به کارآفرینی می باشد و نگرش فرد نسبت به عمل و هنجارهای ذهنی و قابلیت اجرایی از عوامل پیش بینی کننده ثانویه کارآفرینی می باشد و در نهایت مجموعه عوامل نامبرده، تمایل فرد نسبت به کارآفرینی را تبیین می کند. ارزش های فردی به نوبه خود نگرش فرد را نسبت به عمل
شکل می دهد.
به عنوان مثال فردی که جبرگراست معتقد به تغییر محیط نمی باشد چون اعتقاد دارد که نمی تواند
بر سرنوشت خود حاکم باشد و آن را تغییر دهد. در نتیجه چنین فردی به سمت فعالیت های کارآفرینی کشیده نمی شود. نقطه مقابل این مسئله فردی است که انعطاف پذیری و آزمون راه های جدید را سرلوحه کار خود قرار داده، چنین فردی دارای نگرش مثبت نسبت به فعالیت های کارآفرینی بوده و به سمت آن جذب می شود. همچنین هنجارهای جامعه بر روی هنجارهای ذهنی فرد تأثیر می گذارد. به عنوان مثال فردی که در یک جامعه ای زندگی می کند که برای فعالیت های کارآفرینی ارزشی قائل است به سمت کارآفرینی گرایش پیدا می کند و بر عکس.
بر اساس مدل آژن، توانایی بر روی قابلیت اجرایی (امکان پذیری) فعالیت ها تأثیر می گذارد. مثلا فردی که قدرت مدیریت او بالاست و توانایی جذب فرصت های موجود در جامعه را داشته و می تواند از امکانات و منابع موجود به نحو احسن بهره مند شده و آنها را در جهت رسیدن به هدف خود سازماندهی کند، بر روی امکان پذیری فعالیت ها تأثیر مثبت می گذارد و بر عکس. با مقایسه دو مدل نامبرده می توان نتیجه گرفت که ارزش های فردی به عنوان یکی از عوامل پیش بینی کننده تمایل نسبت به فعالیت های کارآفرینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در مدل آژن مورد توجه قرار گرفته است. (همان منبع)
2-7-3- مدل تلفیقی تمایل به کارآفرینی (کولورید و همکاران )
از ترکیب مدل شاپر و همکاران و مدل آژن می توان مدل تلفیقی زیر را ارائه نمود:

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی

نمودار 2-3: مدل تلفیقی تمایل به کارآفرینی

همانطور که در مدل تلفیقی فوق نشان داده شده است، عوامل مختلفی بر تمایل به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تأثیر می گذارند. نمودار فوق را بدین صورت می توان تشریح نمود که نگرش، هنجارها و توانایی فرد، رغبت فرد را نسبت به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تحت تأثیر قرار می دهد.
به عنوان مثال فردی که اعتقاد دارد در ایجاد یک حرفه و کسب و کار جدید شانس بالایی برای موفقیت ندارد (نگرش منفی)، رغبت چندانی به خوداشتغالی نداشته و تمایل دارد که زیردست کارفرمایان باشد و
هدایت شدن را بر هدایت گری ترجیح می دهد.
هنجارهای ذهنی به نوبه خود تحت تأثیر فرهنگ جامعه می باشد، زمانی که فرهنگ جامعه به سمت
فعالیت های کارآفرینی متمایل باشد رغبت فرد به کارآفرینی افزایش می یابد.
همچنین فردی که در خود توانایی های ایجاد یک حرفه و شغل جدید را سراغ دارد و مهارت های ارتباطی و مدیریتی را داراست، نسبت به شخصی که فاقد این توانایی هاست، رغبت بیشتری نسبت به خوداشتغالی دارد و در نهایت مجموع عوامل رغبت به خوداشتغالی و امکان خوداشتغالی، بر تمایل فرد نسبت به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تأثیر خواهد گذاشت. (همان منبع)
2-7-4- مدل فرایند کارآفرینی ری و راما چاندران (1996)

نمودار 2-4: مدل فرایند کارآفرینی ری و راما چاندران

با توجه به مدل فوق در مجموع 5 عنصر کلیدی در به وجود آمدن این مدل دخیل هستند:
1. شرایط محیطی: این عوامل می تواند شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فن آوری، رقابت و شرایط اکولوژیک را شامل شود که مستقیماً با فرد کارآفرین در تعامل است.
2. زمینه کارآفرینی: اندازه کسب و کار، زمان راه اندازی، مکان کسب و کار، منابع انسانی و اطلاعاتی و شاخص های موفقیت جزو عوامل مربوط به زمینه کارآفرینی هستند.
3. عوامل سازمانی: این عوامل دربرگیرنده فرایندها، ساختارها و کلیه مواردی است که در یک سازمان
می تواند بر روی فرد کارآفرین تأثیرگذار باشد. مثلاً در ساختار سازمان مسطح که افراد بیشتر به صورت خودهدایتی عمل می کنند نسبت به ساختار هرمی که افراد بیشتر هدایت می شوند، احتمال کارآفرینی بیشتر است.
4. پیامدهای سازمانی: سازمان می تواند به طور مستقیم با عوامل محیطی و فرد کارآفرین در تعامل باشد. (همان منبع)
2-7-5- مدل انگیزه در کارآفرینی و فرایندهای کارآفرینی (شان و همکاران ،2003)

نمودار 2-5: مدل انگیزه در کارآفرینی و فرایندهای کارآفرینی

بر اساس این مدل انگیزه های عمومی و اختصاصی فرد موجب گرایش به کارآفرینی می گردد. این انگیزه ها کمک می کند تا فرد کارآفرین، فرصت ها را شناسایی کرده، به دنبال خلق ایده های جدید برود. در این راستا فرصت های کارآفرینی و شرایط محیطی نیز بر شناسایی فرصت ها تأثیر می گذارد. از طرفی عوامل شناختی مانند بصیرت، دانش، مهارت و توانایی به شناسایی فرصت ها و پرورش ایده های نو کمک می کند تا در نهایت کارآفرین، کسب و کار جدیدی راه اندازی کند. همچنین فرصت های کارآفرینی و شرایط محیطی هریک به نوبه خود انگیزه های کارآفرینی و عوامل شناختی را تحت تأثیر قرار می دهند. (همان منبع)
2-7-6- مدل کارآفرینان موفق گیسن – آمستردام (راش و فراس ،2000)
بر اساس این مدل که در سال 2000 ارائه شده است، هر یک از عوامل پنجگانه زیر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر موفقیت کارآفرینان تأثیر می گذارند:
1. ویژگی های شخصیتی
2. سرمایه انسانی نظیر دانش و تجربه
3. اهداف کارآفرین

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4. راهبردهای مدیریتی
5. عوامل محیطی

نمودار 2-6: مدل کارآفرینان موفق گیسن – آمستردام

با توجه به مدل گیسن- آمستردام، ویژگی های شخصیتی نقش متغیرهای واسطه ای و تعدیل کننده را در موفقیت کارآفرینان ایفا می کنند. به عبارت دیگر برخلاف مدل های دیگر کارآفرینی که در آنها از ویژگی های شخصیتی به عنوان عوامل مستقیم بر موفقیت کارآفرینان یاد شده است، در این مدل ویژگی های شخصیتی به طور غیرمستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر عواملی نظیر سرمایه انسانی، اهداف و راهبردهای مدیریتی، موفقیت کارآفرینان را تحت تأثیر قرار می دهد.
در عین حال ویژگی های شخصیتی از طریق سرمایه انسانی و اهداف از یک سو و سرمایه انسانی و راهبردها از سوی دیگر، نقش متغیرهای واسطه ای را به عهده دارند. در مجموع چنین به نظر می رسد ویژگی های شخصیتی از طریق متغیرهایی نظیر اهداف، سرمایه انسانی، راهبردها و عوامل محیطی، موفقیت کارآفرینان را تحت تأثیر قرار می دهد. به بیان دیگر افرادی که دارای دانش و تجربه بالایی هستند، در تعیین اهداف و انتخاب راهبردها با مشکلات چندانی مواجه نیستند. متغیر اهداف، تأثیر مستقیم بر راهبردها داشته و همچنین از عوامل محیطی و موفقیت کارآفرینان تأثیر می پذیرد. به عبارت دیگر اهداف کارآفرین موجب انتخاب راهبردهای مناسب به منظور راه اندازی کسب و کار شده و عوامل محیطی، فرایند تعیین اهداف را تحت تأثیر قرار می دهد.
لذا کارآفرین موفق می تواند همواره در تعیین اهداف خود تجدیدنظر کند. به عبارت دیگر راهبردهای اتخاذ شده از سوی کارآفرینان می تواند شرایط محیطی را به نفع آنان تعدیل نموده و در موفقیت کارآفرینان سهم بسزایی داشته باشد. (همان منبع)
2-7-7- مدل استیونسون در سنجش رفتار کارآفرینانه
استیونسون و همکارانش ویژگیها و مهارتهای مرتبط با «مدیریت کارآفرینانه» را اینگونه توصیف میکنند: «مدیریت کارآفرینانه فرایند مشخص ساختن یا ایجاد یک فرصت برای خلق ارزش از طریق نوآوری و تعقیب فرصت است، علیرغم آنکه در آغاز منابع کافی وجود ندارد».
وی این تعریف مختصر کارآفرینی را با توجه به شش بعد اساسی عملیات سازمان مورد بررسی قرار
میدهد. این شش بعد اساسی بطور مختصر در ذیل تشریح میگردد:
1) گرایش استراتژیک
گرایش استراتژیک بعدی از سازمان است که عوامل جهتدهنده به شکلگیری استراتژی سازمان را تشریح میکند.
2) تعهد به فرصت
ضروری است تا علاوه بر شناسایی فرصتها، حرکتی برای تعقیب آنها صورت گیرد.
3) تعهد به منابع
مشخصه دیگر کارآفرین این است که میکوشد تا از منابع محدود، حداکثر بهره را برده و بالاترین ارزش را ایجاد نماید.
4) کنترل منابع
کارآفرینان یاد میگیرند که از منابع افراد دیگر بخوبی استفاده کنند و میدانند که چه منابعی مورد نیاز آنهاست.

5) ساختار مدیریت
مدیران ترفیعگرا دانش مربوط به پیشرفت و ترقی خود را از طریق تماس مستقیم با تمامی عوامل اصلی طلب می کنند.
6) فلسفه پاداش
سازمانهای کارآفرین تمایل دارند که جبران خدمات مبتنی بر عملکرد باشند و پاداشدهی به تیمها را بیشتر مورد توجه قرار میدهند. در حالی که سازمانهای با فرهنگ اداری، بر حداکثرسازی ارزش توجه دارند و در
تصمیم گیریهای خود، همواره به محافظت از موقعیت فعلی تمایل دارند. (کاظمی و ارجمندی نژاد، 1389)
2-7-8- مدل کارآفرینی تیمونز
تیمونز (1999) از صاحب نظران حوزه کارآفرینی می گوید: کارآفرینی عبارت است از یک شیوه تفکر، استدلال و اقدام که با مشغولیت ذهنی معطوف به فرصت، رویکرد کل گرا و رهبری متوازن همراه است.
در قلب این فرآیند ایجاد و تشخیص فرصت ها قرار دارد که با آرزو و ابتکار عمل برای چسبیدن به این فرصت ها دنبال می شود. این امر در هر جا و در هر سازمانی امکان وقوع دارد. مهم این است که یک کارآفرین وجود داشته باشد که برای تحقق آرمان خود تلاش می کند.
ایده ی فرصت، کمابیش در تمام مطالب چاپ شده در زمینه ی کارآفرینی، ارائه و توصیف شده است. در زمانه ی تکنولوژی، مشهور است که فرصت مقدمه ای بر مباحث کارآفرینی بوده و در مکتب اتریش، از سوی اقتصاددانی چون لودویش فون مایز مورد تأکید قرار دارد. (Gorling & Rehn, 2008)
سکستون و بومن آپتن معتقدند، کارآفرینی فرایندی است که با شناسایی یک فرصت آغاز شده و با
بهره برداری موفقیت آمیز و پیوسته رو به رشد از آن فرصت، پایان می یابد. در این نظریه، تعامل افراد با محیط مورد بررسی قرار می گیرد و اعتقاد بر این است که محیط بر فرد اثر گذاشته و موجب بروز رفتار کارآفرینانه در افراد می شود. در آینده، همین افراد نیز از راه تعامل با محیط خود، موجب اثرگذاری بر محیط می شوند.
به اعتقاد تیمونز فرایند کارآفرینی از فرصت سرچشمه می گیرد و با یک کارآفرین و یا تیم کارآفرینی هدایت می شود. در این فرایند یکپارچه و خلاق، کارآفرینی موفق تر است که برای رسیدن به هدف یکسان، منابع کمتری صرف کند. او باید توازنی مطلوب را بین مؤلفه ها برقرار کند. (میرمیران، 1385)
کارآفرینی اساسی ترین وسیله ی ارزش آفرینی شناخته شده است. کارآفرینی نیازمند اقدام کارآفرینانه برای پیگیری فرصت هاست. اقدام کارآفرینانه، اشاره به رفتاری دارد که نسبت به فرصت های ممکن در شرایط مبهم و نامعلوم، برای کسب منافع واکنش نشان می دهد.
فرصت ها برای کارآفرینان بالقوه، نامحدود و بسیار زیاد است. تغییر و تحول محیط اقتصادی، همواره فرصت های بالقوه ی زیادی را برای کارآفرینان فراهم می کند، به گونه ای که هر فرد می تواند ایده ای سودمند را در یک شرایط مبهم و نامعلوم تشخیص دهد. هزاران راه مختلف و جایگزین وجود دارد که فرد کارآفرین می تواند یک ایده را خلق و گسترش دهد. (کورتکو و هاجتس، ترجمه عامل محرابی و تبریزی، 1383)
فرآیند کارآفرینی شامل تمام وظایف، فعالیت ها و اقداماتی است که با ادراک فرصت ها و ایجاد سازمان ها برای بهره برداری از فرصت ها مرتبط است.
به دلیل ماهیت بسیار پویا، سیال، مبهم و ویژگی آشوبی، تغییرات ثابت آن، مکرراً کارآفرینان را با معما مواجه می کند. در حالی که آنان تلاش می کنند فرآیند آشوبی، مبهم و همراه با عدم اطمینان را اجرا نمایند. معماهایی از قبیل:
یک فرصت با پتانسیل کم می تواند فرصت به اندازه کافی بزرگ باشد.
برای ایجاد

دیدگاهتان را بنویسید