ملّی، فرهنگ، اسلام، مجلات

زمان نظریهها، دیدگاههای موجود، اندیشهها و مکاتب مختلف در حوزه مورد نظر را میشناسیم. ذهنیّت علمی انتظار توجیه پدیدهها را در ما ایجاد میکند، یعنی دانشمندان مختلف اعم زا اقتصادانان، فیزیکدانان، شیمیدان، جامعهشناس، ستارهشناس و… مجموعه مطالعاتی که در حوزه خود داشتهاند و آموزش فراوانی هم پشت سرگذاردهاند، توقع است که بتوانند مسائل و پدیدههای آن حوزه را توجیه کنند یا بطور دقیقتر بتوانند پدیدههای آن حوزه را تفسیر کنند.
مسئله وقتی زاییده میشود که این انتظارات برآورده نشود، یعنی شما از تفسیر پدیدههایی در حوزهای که در آن تحقیق و مطالعه کردهاید و تحصیلات عالی دارید، عاجز می شوید. به سخنی دیگر، یک ذهنیّت علمی با یک مشکل واقعی خارجی درگیر میشود. این واقعیّت میتوانند سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و طبیعیباشد. امّا به دلیل آنکه ذهنیت علمی از توجیه آن واقعیت عاجز است و انتظار ذهنی و توقع ناشی از علم ما برآورده نمیشود، دچار مسئله میشویم، یعنی انتظار دیگری از موضوع بود ولی محقق نشد.
اگر بتوانیم مسائل را پیدا کنیم این امکان جدید پیش می آید تا از نظریهپردازی سخن بگوییم. برای اینکه بتوانیم مسائل را طراحی کنیم، باید فعال وارد عرصه شویم نه منفعل. بشر در آموزش میتواند منفعلباشد، امّا در پژوهش که اساسش مسأله است، باید فعال وارد شویم. وایتهد در این زمینه میگوید: برای اینکه انسان در امور عادی، بزرگترین مسائل تحقیق را بیابد، ذهن عمیق و خارق العادهای لازم دارد(Manicas, 1973: 238) بنابراین بدون خلاقیّت و روحیه ابداع نمیتوان مسائل را طراحی کرد. نظریهپردازی مقدّمه و موخّره و ابتدا و انتها دارد و نقطه اوج آن، تأمل یک محقق برای حل یک مسأله است. یعنی تا وقتی مسئله تعریف نشود، نظریهپردازی جای خود را پیدا نمیکند.
سخن روش شناسان معاصر بزرگ این است که در روش علمی و پژوهش سه مرحله اساسی و جود دارد.: مسئله، نظریه، آزمون. امّا بیشتر تحقیقاتی که در کشور ما انجام میشود، در قالب ذیل انجام میگیرد: سؤال، آزمون.(فراهانی، 1388: 96-101)
« در کشور« مسئله محوری » نبودن اذهان ما، که از نیاموختن روشهای شناسایی و حل مسأله ناشی میشود، و عموماً فعّالیتهای ناموفّق سبب انجام دادن کارهای تکراری و نتایج تکراری غرب و منطبق نبودن آن بر نیازهای اساسی کشور گردیده و ادامه این امر بعضاً در زمینههایی باعث شده که دانشجویان موضوعاتی را برای پژوهش دنبال کنند و به آن علاقه نشان دهند که چند دهه پیش حل شده و بیش از چند دهه غرب را پیش برده و ما را مصرف کنندهی خود کرده است.» (احمدوند، 1387: 86)

9-2-4-تدوین و انتشار مجلات تخصصی اسلامی مربوط به سیاست در سطح جهان اسلام (ISI اسلامی )
قبلاً بیان داشتیم که یکی از مؤلفههای مطرح شدن یک دستاورد علمی به عنوان یک نظریه، پذیرفته شدن و تصدیق آن در جامعهی علمی ( اجتماع آکادمیکی ) آن رشته علمی است. شرط مقدّماتی چنین امری مطرح شدن آن دستاورد علمی در جامعه علمی است که یکی از راههای آن انتشار آن دستاوردها در مجلات ISI و ژورنالهای معتبر علمی است.
طبیعی است که بسیاری از مقالات و دستاوردهای علمی پژوهشی اسلامی متفکّران مسلمان – که زمینه ساز شکلگیری بسیاری از نظریات است – در مجلات ISI علومانسانی چاپ و منتشر نمیشود. از آن رو که این ژورنالها همگی در غرب ویراست میشوند، موضوعات مطرح شده در این ژورنالها به شدّت با توجّه به مسائل و تئوریهای غربی ارزیابی میشوند. (Acharay, 2006) بسیاری از مفاهیم اسلامی در تضاد مستقیم با مفاهیم و پارادایمهای غربی هستند. بین لیبرالیسم و اومانیسم با اسلام تناقضات و تعارضات جدّیای وجود دارد. یک اندیشه نمیتواند اسلامی باشد امّا به اومانیسم نیز معتقد باشد. این موارد و عدم انتشار مقالات اسلامی متفکّران مسلمان در بسیاری از مجلات ISI و ژورنالهای علمی باعث میشود که این دستاوردهای علمی از دید پنهان بماند یا کمتر به چشم آید. لذا اگر بتوان در میان جامعهی علمی جهان اسلام دست به انتشار مجلات و ژورنالهای علمی اسلامی، چیزی شبیه به ISI اسلامی، زد و دستاوردهای علمی پژوهشگران و متفکّران مسلمان را در آنها منتشر نمود و آنها را وارد یک چرخه وسیع نموده و در دسترس سایر پژوهشگران، دانشگاهیان و دانشجویان جهان اسلام و خارج از جهان اسلام قرار داد، گام بلندی در جهت زمینه سازی و گسترش و توسعه علومانسانی اسلامی و از جمله علم سیاست اسلامی بر داشته خواهد شد.

مطلب مرتبط :  

3-4-اجتماعی
1-3-4- ایجاد احساس نیاز به تغییر (راضی بودن از وضع موجود)
هنگامی که ملّتی و کشوری نیازی به نقد وضع موجود و تغییر آن نمی بینند، یکی از اصلیترین انگیزههای نظریهپردازی که همان نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب از بین میرود. شرایط فعلی نیازهای آنها را برآورده می سازد. لذا لزومی نمیبینند که برای تغییر آن خود را به زحمت فکری و عملی بیندازند. به قول وایت :”خرسندی و رضایت نسبت به وضعیت سیاسی موجود و دنبال نمودن پیشرفت و یک زندگی خوب، نیاز به ارائه دادن تئوری دربارهی آنچه که به عنوان یک درام در جوامع و میان دولتها تلقّی میشود را مانع میشود.” ( Acharya، 2006)

2-3-4- تبدیل کردن جنبش نرم افزاری و تولید علم به یک مطالبه ملّی و خواست عمومی
بسیاری از محققّان جامعه‎شناسی علم بر این باورند که علم اساساً در درون یک «گفتمان اجتماعی» شکل می‎گیرد. (Gross, 1990) تا زمانی که گزارهای در یک جامعه تبدیل به یک خواست عمومی نشده و در قالب فرهنگ عمومی جای نگیرد، پیشرفت در آن اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سختخواهد بود. در فرآیند تولید علم، فضای فرهنگی و هنجارمندی جایگاه علم و توسعه آن در هر جامعه مؤلفه مهمّی است که باید به آن نگاهی جدّی شود. علم در جامعهای قابل توسعه و گسترش است که فضای فرهنگی، عناصر لازم، و زمینه استقبال از علم و فناوری و پاسخ به سؤالات جدید در آن جامعه مهیا باشد. به صرف تولید و توجّه و توسعه امکانات و زیر ساختهای یدی و ابزاری برای توسعه علم، علم پیشرفت قابل توجّهی نخواهد داشت. باید یا فضای فرهنگی آن فراهم باشد یا این فضا را فراهم کرد.« در کشور باید تولید علم به یک آرمان ملّی تبدیل شود تا برای دست یابی به آن یک عزم ملّی پدید آید.» (صبوری و پور ساسان، 1385: 51) باید برای تولید علم، عزم ملّی به عنوان اولویت سیاست گذاری کشور تصویب و مورد اجرا قرار گیرد.( موسوی موحدی، 1381: 147 )
تجربه انگلستان یکی از بهترین نمونهها در این زمینه است. انگلستان سالها در مورد پیوند علم و جامعه کار کرده است و توانسته علم و توسعه آن را به یک خواست و فرهنگ عمومی در جامعه تبدیلکند.
یکی از راهکارهای تبدیل کردن تبدیل کردن جنبش نرمافزاری و تولید علم به یک مطالبه ملّی و خواست عمومی این است که مردم به این باور برسند که این فرآیند نیازهای آنها را پاسخ داده و رفاه بیشتری برای آنها آورده و مشکلاتشان را کمتر میکند. دپارتمان تجارت و صنعت انگلستان در گزارشی بیان میکند: « اعتماد عمومی مردم در زمینه برداشت و تلقّی کلّی آنها از علم باید محکم و همراه با پذیرش کامل باشد. مردم باید احساس کنند که علم به جامعه خدمت می‎کند و اینکه علم به درستی سامان یافته، باز، شفاف و پاسخگوست. ما نیازمند رویکردی نظام یافته‎تر و مستقل‎تر هستیم تا بتوانیم نظرهای مردم را در زمینه مخاطراتی که نوآوری‎های علمی ایجاد می‎کنند، تأمین کنیم. هنگامی که علم نوآوری‎هایی به وجود می‎آورد که تنها مخاطراتاندکی برای مردم دارد، مردم آن را به خوبی می‎فهمند و با تمام وجود از آن حمایت می‎کنند. علم و نوآوری به یک چارچوب شفاف و استوار از حمایت عمومی نیاز دارند تا بتوانند در قالب آن رشد یابند.» (Innovation Report,2003 )
فرهنگ سازی و اشاعه ارزشهای مربوط به علم از راههای دیگری که در گسترش فرهنگ تولید علم به عنوان یک فرهنگ عمومی نقش مهمّی ایفا میکند. یکی از اقدامات مهم دولت بریتانیا برای تحکیم پیوند علم و جامعه آموزش، ترویج و اشاعه ارزشهای مربوط به علم است و برای این منظور، مجموعه گسترده‎ای از برنامه‎های ملّی مانند برگزاری جشنواره‎های علمی، اعطای جوایز و نشانهای علمی، برگزاری هفته ملّی علم، آموزش و اشاعه علوم و دانشهایی که با زندگی مردم ارتباط نزدیک دارند یا بهتر می‎توانند توجّه همه گروههای مردم را به علم معطوف سازند مانند تاریخ، معماری، باستان‎شناسی و علوم طبیعی و فعّالیتهای عمومی دیگر را مورد توجّه قرار می‎دهد.
«جشنواره علم کمبریج»85 و «جشنواره انجمن توسعه علم بریتانیا»86 دو جشنواره بزرگ علمی این کشور است. پروفسور پیتر بریج، مسئول جشنواره در سال 2000، اهداف جشنواره را این‎گونه بیان می‎کند:
– گسترش و تعمیق مفهوم علم و نوآوری علمی در عرصه عمومی.
– ایجاد تعامل مستقیم و چهره به چهره میان دانشمندان و مردم عادی.
– آشنا شدن مردم با پیشرفتهای تازه و تازههای علمی در جهان.
– موقعیتی اجتماعی برای ملاقات و تعامل نزدیک بین مردان سیاست و دانشمندان. به طور کلّی، یکی از اهداف جشنواره کاستن شکاف ارتباطی بین

مطلب مرتبط :   معنوی، روحی، خسارات، دیه