مقاله پیش بینی ورشکستگی و سرمایه در گردش

دانلود پایان نامه

در این فصل مبانی نظری درماندگی مالی، مراحل و اثرات آن ، روش های تامین مالی و ویژگی های آنها و همچنین تاثیر متقابل درماندگی مالی و تامین مالی از طریق حساب های پرداختنی ارائه می شود.
مبانی نظری درماندگی مالی :
یکی از موضوعات بحث برانگیز در دهه های اخیر وجود بحرانهای مالی است که شرکت های بزرگ و کوچک با آن مواجه می شوند . بحرانهای مالی و نهایتاً ورشکستگی شرکت ها می تواند زیانهای هنگفتی برای سرمایه گذاران ، تأمین کنندگان منابع مالی ، میزان کارکنان، عرضه کنندگان مواد اولیه و مشتریان در پی داشته باشد
درادبیاتمالیتعاریفمختلفیاز درماندگیمالیارائهگردیدهاست. گردون ( 1971 ) دریکیازنخستینمطالعاتعلمیبرتئوریدرماندگیمالیآنرابهعنوانکاهشقدرتسودآوریشرکتمعرفیمیکندکهاحتمالعدمتواناییبازپرداختبهرهواصلبدهیراافزایشمیدهد. (ویتاکر 1999)درماندگیمالیراوضعیتیدرنظرمیگیردکهدرآنجریانهاینقدیشرکتازمجموعهزینههایبهرهمربوطبهبدهیبلندمدتکمتراست.
ازنقطهنظراقتصادی،درماندگیمالیرامیتوانبهزیاندهبودنشرکتتعبیرنمودکهدراینحالت شرکتدچارعدمموفقیتشدهاست. درواقع،دراینحالتنرخبازدهیشرکتکمترازنرخهزینهسرمایهمیباشد. حالتدیگریازدرماندگیمالیزمانیرخمیدهدکهشرکتموفقبهرعایتکردنیکیاتعدادبیشتریازبندهایمربوطبهقراردادبدهیمانندنگاهداشتننسبتجارییانسبتارزشویژهبهکلداراییهاطبققراردادنمیشودکهبهاینحالتنکولتکنیکیگفتهمیشود. حالاتدیگری ازدرماندگیمالیعبارتنداززمانیکهجریاناتنقدیشرکتبرایبازپرداختاصلوفرعبدهیکافینباشدونیززمانیکهارزشویژهشرکتعددیمنفیشود(وستونوهمکاران، 1992)
ادبیات مربوط به پیش بینی ورشکستگی و درماندگی مالی، مربوط به یکسری مطالعات مشترک می باشند که در واقع معیار درماندگی مالی در آنها کمی تفاوت دارد.در برخی مطالعات حد نهایی در ماندگی مالی، یعنی ورشکستگی و در بعضی مطالعات معیارهای دیگری همچون برخی بندهای گزارش حسابرس در نظر گرفته شده است. در مطالعاتی که ورشکستگی بعنوان ملاک در نظر گرفته شده است، شرکتهایی که در طول دوره خاص به طور رسمی اعلام ورشکستگی کرده اند، بعنوان نمونه انتخاب شده اند. در این پژوهش با توجه به شرایط شرکتهای تولیدی در کشور و اطلاعات قابل دسترس آنها، مشمول ماده 141 قانون تجارت بودن، بعنوان ملاکی برای شرکتهای درمانده مالی در نظر گرفته شده است.
از جمله مهم‌ترین موارد و مصادیق کاربرد روش‌های مبتنی بر پیش‌بینی در ارتباط با زیرساخت تئوری حسابداری، تلاش‌هایی است که از دیدگاه تجربی برای کشف و شناسایی وجوه مشخصه شرکت‌هایی که دچار بحران مالی خواهند شد، در مقایسه با شرکت‌هایی که دچار بحران مالی نخواهند شد، صورت پذیرفته است. بدین منظور در راستای پیش‌بینی احتمال ورشکستگی شرکت‌ها بر مبنای اطلاعات جاری و تاریخی، الگوهای بسیاری مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا بتوان مشخص نمود که یک شرکت در چه زمانی از نظر مالی دچار بحران مالی خواهد شد.
در این بخش ابتدا به تعاریف بحران مالی و ورشکستگی پرداخته خواهد شد.
2-1-1 بحران مالی و ورشکستگی
در ادبیات مالی واژه‌های غیرمتمایزی برای ورشکستگی و بحران مالی وجود دارد. برخی از این واژه‌ها عبارتند از: بحران مالی یا پریشانی مالی، شکست، عدم موفقیت واحد تجاری ورشکستگی، عدم قدرت پرداخت دیون. (حاجیها ،1:1384)
بحران مالی به مسایل و مشکلاتی اطلاق می‌شوند که هرگاه اصلاح و رفع نگردند ورشکستگی را به وجود می‌آورند. از آنجایی که روش‌های پیش‌بینی بحران مالی و ورشکستگی و مدل‌های مربوطه آنها عمدتاً یکی می‌باشد، این دو عبارت در این تحقیق مترادف در نظر گرفته شده است.
2-1-2 بحران مالی
در دیدگاه مالی، بحران مالی هنگامی رخ می‌دهد که بدهی‌های یک شرکت از ارزش دارایی‌های موجود در شرکت تجاوز کند.(گیتمن ، 1996)
معمولاً دلایل مختلفی سبب حدوث بحران مالی می‌شود. وجه مشترک در اغلب موارد بحران مالی شرکت‌ها، سوءمدیریت سازمان است. خطاهای مدیریتی، بالا بودن هزینه‌های تولید و قیمت تمام شده تولیدات یا محصولات، بالا بودن هزینه‌های عملیاتی، عملکرد ضعیف مالی، بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های فروش و غیره هر یک به تنهایی یا ترکیبی از آنها می‌توانند به منزله هشداری برای بحران مالی شرکت تلقی شوند. شرایط اقتصادی حاکم بر محیط تجاری و عملیاتی شرکت نیز می‌تواند یکی دیگر از دلایل بحران مالی شرکت‌ها باشد. رکود اقتصادی، تغییرات سریع نرخ بهره، بالا رفتن تورم، نوسانات شدید قیمت مواد اولیه و شرایط اقتصادی بین‌المللی، از جمله دلایل اقتصادی بحران مالی سازمان‌هاست. تصمیمات دولت، حوادث ناخواسته و پیشامدهای طبیعی و سرانجام مرحله عمر سازمان‌ها نیز از دیگر دلایل بروز بحران مالی هستند. به طور کلی، شرکت‌ها ممکن است به یکی از چهار شکل مالی، اقتصادی، حقوقی و طبیعی با بحران مواجه شوند.
بحران مالی، وجود تنگناهای مالی و ناتوانی یا ضعف در ایفای تعهدات به هنگام سررسید را نشان می‌دهد، معمولاً نشانه تنگنای مالی، فقدان سرمایه در گردش لازم برای تداوم عملیات شرکت است. فقدان سرمایه در گردش، نشانه‌ای است که خود ناشی از علل دیگری از جمله ساختار ضعیف سرمایه یا تعهدات جاری بیش از حد، هزینه عملیاتی بالا و مواردی مشابه این است. معمولاً صاحب‌نظران مختلف بین بحران به معنی اقتصادی و بحران مالی و اعتباری تفاوت قایل شده‌اند. فنگ لولین و سالی مک‌کلین (2000)، بحران مالی را تحت یک رویکرد مالی، به عنوان ورود یک شرکت به شرایط تصفیه، دعاوی حقوقی، عدم امکان ایفای دیون و تعهدات سررسید شده و یا اعلام ضعف و ناتوانی در تحصیل درآمدهای مورد انتظار تعریف نموده‌اند.
بحران تجاری یا اقتصادی
در دیدگاه دیگری از بحران خاطرنشان گردیده است که بحران تجاری همان بحران اقتصادی است، زیرا مؤسسه قادر نبوده است برای سرمایه‌گذاری انجام شده سودی هم‌تراز یا مشابه آنچه که در فرصت‌های دیگر قابل دسترسی است را تحصیل کند.
بحران قانونی
از نظر قانونی بحران به مفهوم، عدم توانایی ایفای تعهدات در سررسید نیست. قوانین اکثر کشورها بحران را به مفهوم عدم تکافوی کل دارایی‌ها برای پرداخت کل بدهی‌ها تعریف و تفسیر می‌نمایند.
بحران اتفاقی
در برخی موارد وقوع پدیده بحران مالی در نتیجه حوادث یا اتفاقاتی است که به طور غیرمترقبه یا غیرقابل پیش‌بینی حادث می‌گردند. این رویدادها عمدتاً به واسطه حوادث، سوانح و یا بلایای طبیعی از جمله سیل، طوفان، زلزله و یا در نتیجه رویدادهای بشری از جمله جنگ، آشوب، اعتصابات یا بحران‌های سیاسی و اجتماعی ایجاد گردیده است که وجه مشخصه یا مشترک این گونه بحران های مالی این است که در شرایطی حادث می‌گردند که شرکت در مقطع زمانی قبل از آن شرایط، رضایت‌بخش و مورد انتظاری را تجربه نموده و صرفاً وقوع شرایط ناخواسته یا غیرمنتظره‌ای که پیش‌بینی و کنترل آنها خارج از توان و امکان مدیریت یا طرف‌های درگیر بوده و اساساً شرایط محیط بیرونی که خاستگاه و بستر غیرمالی و غیراقتصادی دارند علت اصلی وقوع بحران مالی می‌باشد.
2-1-3 تئوری بحران مالی
بحران مالی و ورشکستگی شرکت‌ها زیان هنگفتی را برای سرمایه‌گذاران، طلبکاران، مدیران، کارگران، عرضه‌کنندگان و مشتریان ایجاد می‌کند. اگر کسی علت اضمحلال شرکت‌ها را متوجه شود با برنامه‌ریزی لازم شرکت را از مرگ حتمی نجات می‌دهد. بنابراین پیش‌بینی بحران مالی شرکت‌ها پیش‌نیاز جلوگیری از ورشکستگی است. در چنین حالتی محققین اطلاعات زیادی را در پیش‌بینی بالقوه بحران مالی مورد بررسی قرار می‌دهند. مثلاً انتخاب نسبت‌ها و تجزیه و تحلیل آنها می‌تواند نقطه‌های انحراف را برای پیش‌بینی بحران مالی شرکت‌ها نشان دهند. اگر چه بین نسبت‌های مرتبط در میان محققین اختلاف نظر وجود دارد، شاید دلیل این اختلاف فقدان تعریف تئوریکی بحران مالی باشد. ادبیات بحران مالی به طور عملی از ارائه یک تئوری کامل برای توضیح این موضوع که چرا شرکت‌ها به طرف بحران مالی می‌روند عاجز می‌باشند.
عدم صلاحیت مدیریت، کاهش سودآوری تحمیل بدهی سنگین می‌تواند تفسیر روشنی از احتمال بحران مالی بر مبنای یک تئوری باشد. به هر حال اگر شخصی جهت جلوگیری از بحران مالی و اضمحلال شرکت‌ها کوشش کند، ضروری است دلایل اساسی اضمحلال شرکت‌ها را شناسایی کند. بررسی ادبیات بحران مالی شرکت‌ها موضوعاتی را روشن کرده است:
اول- فقدان یک تئوری اساسی
دوم- فقدان مبانی در انتخاب نسبت‌ها