مقاله درمورد دانلود مباشر، جوادی آملی، متغیر مستقل، بازدارندگی

قیامت مزد اعمال شما را به کمال خواهند داد و هرکس را از آتش دور سازند و به بهشت درآورند به پیروزى رسیده است و این زندگى دنیا جز متاعى فریبنده نیست.» (آل عمران/۱۸۵)
راز تعبیر به «زحزح» این است :
«فَمَن زُحزِحَ عَنِ النّار» یعنی کسی که او را از آتش جهنّم به دور دارند؛ و چنین نخواهد شد، مگر آنکه در دنیا با مراقبت و مواظبت، خود را از گناه دور دارد، زیرا برای رستگاری و ورود به بهشتِ جاوید باید از کانال آتش گذشت. زیرا عذاب جهنّم آتشی نیست که آدمی را رها کند، بنابراین کسی که از جایگاه آتش و خطر عبور می‏کند باید هر لحظه مراقب باشد و دامن خویش را برچیند، تا آتش دامنش را نگیرد؛ یعنی باید با فشار از خود مراقبت کند، تا به سعادت ابدی دست یابد. انسان باید از نفس خود صیانت کند، تا به متاع دنیا مغرور نگردد (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱۶، ص ۵۱۸).
گفتنی است که فرمان تقوا فراگیر است؛ ولی به قرینه (و اُحضِرَتِ الأنفُسُ الشُّحّ) به نوع ویژه‏ای نظر دارد؛ یعنی درون جانتان دشمن مسلّحی به نام تعصّب و خودخواهی سنگر گرفته است، پس شما نیز با سلاح تقوا به نبرد او روید و با خلع سلاح وی خود سنگردار شوید.
آری انسان باید با صیانت نفس، از خطر این دشمن درونی برهد و به فلاح و کامیابی برسد: (مَن یوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِکَ هُمُ المُفلِحون).
۲-۴-۳- اقامه نماز و صیانت
«وَ أَقِیمُواْ الصَّلَوهَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوهَ وَ ارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ؛ و نماز را برپاى دارید و زکات بدهید و با رکوع‏کنندگان رکوع کنید.» (بقره/۴۳)
خدای سبحان بعد از ترغیب اهل کتاب به حسن فاعلی، یعنی ایمان به معارف الهی و مآثر آسمانی، آنان و نیز دیگر مخاطبان را به حسن فعلی، یعنی تحکیم پیوند عملی با خدا (نماز) و توثیق ارتباط اقتصادی با مستمندان (زکات) و حفظ وحدت و شکوه امّت اسلامی در نماز جماعت و مانند آن تشویق می‏کند.
نماز در فرهنگ وحی الهی ستون دین است از این رو از صیانت و مراقبت و سلامت آن به «اقامه» تعبیر می‏شود؛ زیرا ستون، برپاداشتنی است، نه خواندنی. مراد از اقامه نماز، بر پاداشتن و احیای نماز در جامعه و به جا آوردن حقّ نماز با رعایت همه شرایط ظاهری و باطنی آن و عدم اکتفا به شکل ظاهری آن است.
امرکردن اهل کتاب به اقامه نمازِ مسلمانان، نه اصل نماز که حقیقتی مشترک، واحد و تغییرناپذیر در همه ادیان است، گواه مکلف بودن کافران به فروع است، آن چنان که ملزم به پذیرش اصول هستند (جوادی آملی‏، ۱۳۸۵، ج ۴، ص۱۱۰).
۲-۴-۴- عفاف و صیانت
«أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلىَ‏ نِسَائکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تخَتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَ عَفَا عَنکُمْ فَالْنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ کلُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتىَ‏ یَتَبَینَ‏َ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الخْیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلىَ الَّیْلِ وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَکِفُونَ فىِ الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ‏ُّ اللَّهُ ءَایَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ؛ براى شما در شب‌هاى ماه رمضان مباشرت با زنان خود حلال شد، که آنها جامه عفاف شما و شما نیز لباس عفّت آنها هستید و خدا دانست که شما (در کار مباشرت زنان به نافرمانى و اطاعت شهوت نفس) خود را به ورطه گناه مى‏افکنید لذا از حکم حرمت درگذشت و گناه شما را بخشید، از اکنون (در شب رمضان) رواست که با زن‌هاى خود (به حلال) مباشرت کنید و از خدا آنچه مقدّر فرموده بخواهید و بخورید و بیاشامید تا خط سفیدى روز از سیاهى شب در سپیده دم پدیدار گردد، پس از آن روزه را به پایان برسانید تا اول شب و با زنان هنگام اعتکاف در مساجد مباشرت نکنید. این احکام، حدود دین خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپوئید! خداوند این گونه آیات خود را براى مردم بیان فرماید، باشد که پرهیزگار شوند.» (بقره/۱۸۷)
در این آیه پس از حکم جواز آمیزش در شب‌های روزه، همسران را لباس یکدیگر می‌داند (هُنَّ لِباسٌ لَکُم وأنتُم لِباسٌ لَهُنّ). در این تشبیه لطیف (تشبیه همسر به لباس)، نکات تربیتی و صیانتی دقیقی است که برخی از آنها بدین شرح است:
۱. لباس مانع از آسیب است. ازدواج هرچند اطفای غریزه را به همراه دارد؛ لیکن صبغه ملکوتی آن صیانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است. آنچه از حضرت رسول اکرم (رسید که «من تزوّج فقد أحرز نصف دینه» (مکارم الاخلاق، الباب الثامن، ص۱۹۶) ناظر به همین نکته فاخر است. زن با انتخاب شوهر و مرد با انتخاب همسر بهانه‌ای برای آسیب پذیری ندارد (روضه‌الجنان،ج۳،ص۵۱؛ کشف الاسرار،ج۱،ص۵۰۴). مهم‌ترین بهره‌ای که از ازدواج نصیب همسران می‌شود صیانت گوهر دین از غارت ابلیس از خارج، و چپاول هوس از داخل است.
۲. لباس عیوب انسان را می‌پوشاند و آبرو را حفظ می‌کند. زن و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند و آبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ کنند.
۳. لباس، انسان را از گرما و سرما و… حفظ می‌کند. زوجین نیز باید در حوادث تلخ و شیرین و گرم و سرد زندگی، موجبات دلگرمی هم را فراهم کنند.
۴. میان لباس و کسی که آن را پوشیده رابطه‌ای تنگاتنگ و صمیمی است که بیگانه میان آن دو راه ندارد. رابطه زوجین نیز باید چنین باشد تا بیگانه ای به درون زندگی آنان راه نیابد که به اسرارشان پی برده، احیانا فتنه گری کند (جوادی آملی، ۱۳۸۵،ج۹، ص،۴۶۰).
حیا و عفت
حیا و عفت لباس گران قیمتی بر جان آدمی است که هرکس به این زینت آراسته و تحت پوشش این حلیه باشد ارزش پیدا نموده و به قلعه صیانت راه می یابد. فرد با حیا و عفیف از منهیات و محرمات، دوری گزیده و در حرم امن الهی به طمانینه می رسد. وصول به مرتبه اعلای حیا و مقصد اعلای عفت، مختص کسانی است که در بعد نظری به معرفت نفس نائل شده و در بعد عملی ملازم تقوا باشند.
میان حیا و عفت، نسبت و رابطه علی و معلولی وجود دارد. حیا (که در زمره مهار کننده ها و تنظیم کننده هاست) پیش درآمد عفت و زیرساز صیانت نفس است. به لسان ادبیات تحقیق، حیا متغیر مستقل و عفت و صیانت متغیر وابسته هستند که آدمی با اتصال وجودی به حیا، در جاده عفت، صیانت، عدالت و عصمت گام می نهد و طی طریق می کند.
این دو کلید واژه معیار وملاک اساسی برای تمیز ارزش‌های اسلامی از ارزش‌های غربی است.
حیا و عفت تمایلات آزاد آدمی را تعدیل می کنند تا کرامت، عزت و صیانت نفس او خراش ندیده و زخمی نشود (سید تاج الدینی؛ مجرد، ۱۳۹۱، ص ۸۱).
تعریف حیا
حیا واژه ای عربی است که در زبان فارسی با کلماتی همچون شرم و آزرم مترادف است. ضد حیا، وقاحت می باشد.
گفتنی است که در معنای حیا، برخی ویژگی‌های روانی آن از قبیل تغیر و دگرگون شدن حال، حالت و انکسار درونی، شکستگی روحی و انقباض نفس نیز آمده است. حیا در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از محدودیت و درتنگنا افتادن نفس به هنگام ارتکاب محرمات شرعی، عرفی و عقلی از ترس نکوهش و سرزنش است (گزیده جامع السعادات، ۱۳۸۹، ص۱۶۸).
اگر تقوا را اجتناب از گناهان شرعی بدانیم، حیا اعم از این معنا بوده و شامل اجتناب از هر آن چیزی که علاوه بر شرم عقل و عرف نیز آن را مذموم و ناپسند می‌دانند (گزیده جامع السعادات، ۱۳۸۹، ص۳۶۸).
امام صادق( در بیانی نورانی از حیا می فرمایند: حیا نوری است که جوهر آن، سینه ایمان است و یک حالت بازدارندگی و خویشتن داری در برابر هر چیزی که با توحید و معرفت ناسازگاری داشته باشد در انسان ایجاد می‌کند (مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ص۱۸۹).
عفت
عفت به معنای خویشتن‌داری از انجام محرمات و دوری کردن از کارهای زشت است (طریحی،۱۳۶۳، ج۵، ص۱۰۲). راغب در مفردات گوید: عفت «حصول حالتی برای نفس است که مانع از غلبه شهوت شود» در اصطلاح علم اخلاق، عفت عبارت است از صفتی نفسانی که از غلبه و حاکمیت شهوت‌ها بر انسان جلوگیری می‌کند (مراد از شهوت مفهوم عام آن است که شامل شهوت شکم و خوراک، شهوت جنسی، شهوت حرف زدن، نگاه کردن و سایر غرایز می شود.) (جامع السعادات، ج۲، ص۱۵).
حضرت علی( با توجه به معنای عفت می‌فرماید: عفت پایداری در برابر شهوت است (آمدی تمیمی، ۱۳۶۰، ج ۲، ص ۵۲). بنابراین عفت بر حفظ و خودداری انسان ها از شهوت ها و خواسته‌های غیرعاقلانه و نادرست جنسی و شکمی اطلاق می‌شود، به گونه ای که در خوردن و آشامیدن از حرام خواری و در امور جنسی نیز از زن بارگی و حرام دوری گزیند.
انواع عفت
با توجه به معنا و مفهومی که برای عفت و پاکدامنی بیان شد عفت ابعاد مختلفی پیدا می‌کند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
۱-عفت زبان
۲-عفت چشم
قرآن کریم در دو آیه به طور جداگانه مرد و زن مسلمان را پیش از دعوت به عفت جنسی به عفت چشم دعوت می کند. «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یحَفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکىَ‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مردان با ایمان بگو عفت چشم و عفت جنسی را رعایت کنند، این اقدام به پاکی آنان می افزاید بدون شک خداوند به آنچه می کنند، آگاه است.» (نور/۳۰) و در آیه دیگری می فرماید: «وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ یَحفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ؛ و به زنان باایمان بگو عفت چشم وعفت جنسی را رعایت کنند.» (نور/۳۱) عفت چشم، نه تنها از انحرافات جنسی پیشگیری می‌کند، بلکه در سازندگی روانی انسان نقش تعیین کننده ای دارد.
۳- عفت گوش
۴-عفت شکم
از مهم‌ترین شهوات، شهوت خوردن است. بهره مندی معقول و مشروع از غریضه خوردن عفت شکم نام دارد. از موارد کاربرد این نوع عفت در قرآن می توان به این آیه اشاره کرد که می فرماید: «وَ مَن کاَنَ فَقِیرًا فَلْیَأْکلُ‏ْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشهِدُواْ عَلَیهْمْ وَکَفَى‏ بِاللَّهِ حَسِیبًا؛ و هرکس از اولیای یتیم دار است عفاف ورزد (از هر قسم تصرف در مال یتیم خودداری کند) و هرکه فقیر است در مقابل نگهبانی او از مال یتیم به قدر متعارف ارتزاق کند پس آن گاه که یتیمان بالغ شدند و مالشان را رد کردید بر رد مال به آنها باید گواه گیرید و گواهی خدا برای محاسبه خلق کافی است.» (نساء/۶)
هر که بطن خود را از محرمات، مکروهات، مشتبهات، مشکوکات و فضولات نگه دارد و از حلال به قدر حاجت و کفایت تناول کند و قناعت را پیشه خود سازد، چشم بصیرت وی گشوده، قلب وی گشوده و

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعانقلاب اسلامی، امام خمینی، توسعه سیاسی، نظام سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید