مقاله درمورد دانلود صراط مستقیم، جوادی آملی، قرآن کریم، پاداش و کیفر

مجرد)
۶- صُوَان: گنجینه، قفسه، خیمه بزرگ، سراپرده(اسم آلـت)
۷- مَصَان و مِصْوَان: غلاف کمان(اسم آلت)
۸- تَصَاوَنَ: نگهداری نمود(مصدر ثلاثی مزید از باب تفاعل)
۹- اِصْطِیَان: مصون داشتن (ثلاثی مزید از باب افتعال)
۱۰- صَوْن و صِیَان: حفظ کردن(مصدر). تمامی موارد از: (سیاح،۱۳۷۰، ج۱، ص۱۰۸۹)
۲-۳- اهمیت و ضرورت صیانت
صیانت به معنای حفظ و حراست وقتی معنا پیدا می کند که یک هدف مورد تهدید قرار گرفته باشد و در چنین وضعیتی است که به منظور مقابله با تهدیدها و یا پیشگیری از وقوع آن اقدام‌هایی انجام می‌پذیرد که دارای سه رکن مهم و اساسی بوده و در صورت فقدان هر یک از آنها حفظ و حراست معنا پیدا نمی کند:
۱-اقدام ۲-هدف ۳-تهدید
این وظایف خطیر، مراقبت از سلامت اجزای ریز و درشت یک تشکیلات را در برابر انواع و اقسام انحراف‌های موجود که به طورمستقیم و یا غیرمستقیم آن قسمت را تهدید می کند عهده دار است و یا بهتر بگوئیم به عنوان یک چشم همیشه بیدار و یک گوش همیشه شنوا با توجه به اشرافیت اطلاعاتی که به مجموعه و زیرمجموعه‌ها دارد همواره مشاور خوبی برای مدیریت مجموعه و توابع آن محسوب شده و ضمن ارایه پیشنهادها و راهکارهای مناسب، هر گونه انحراف، اشکال و تخلفی را برطرف نموده و رهنمودهای لازم در همه زمینه ها را ارایه می نماید.
صیانت نوعی حفاظت، مراقبت، دقت و دوراندیشی محسوب می گردد که در انسان این آمادگی را ایجاد می‌نماید تا از وقوع جرم و انحراف و یا هر گونه گناهی جلوگیری نماید و در واقع به صورت پادتنی می باشد که از اشاعه و یا شروع انحراف پیشگیری نموده و بدین صورت نوعی مراقبت نفس و معرفت نفس محسوب می‌گردد همان طور که امام علی( می‌فرماید: من عرف نفسه فقد عرف ربّه؛ آن کس که نفس خود را شناخت پروردگارش را شناخت (تمیمى، ۱۳۶۰، ص ۲۳۲).
«قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا» (شمس/۹) (سوگند به این آیات) که هر کس جان خود را از گناه پاک سازد رستگار مى‏شود و انسان با پاک کردن و تکامل نفس خود به خدا می‌رسد.
صیانت را می توان به عنوان حرکت قبل از شروع و وقوع جرم و گناه ذکرکرد. لذا در صورتی که به موقع و هماهنگ عمل شود از اتفاق بعدی که ممکن است منجر به نتایج بدتر و ناخوش‌آیندی شود جلوگیری نموده و این همان صیانت و نگهداری است. به عنوان نمونه حفظ خود و خانواده خویش از آتش جهنم در آیه ۶ سوره تحریم و پناه بردن به خداوند متعال و فرار از مکان و محل گناه توسط حضرت یوسف(در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره یوسف را می توان به عنوان نمونه‌هایی از صیانت قرآنی ذکر نمود.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاه دارید چنان آتشى که مردم (دل‏سخت کافر) و سنگ (خارا) آتش‏افروز اوست و بر آن دوزخ فرشتگانى بسیار درشت‏خو و دل‏سخت مأمورند که هرگز نافرمانى خدا را (در اجراى قهر و غضب حق) نخواهند کرد و آنچه به آنها حکم شود انجام دهند.» (تحریم/۶)
«وَ رَاوَدَتْهُ الَّتىِ هُوَ فىِ بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَ قَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبىّ‏ِ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ و آن زن که یوسف در خانه‏اش بود، در پى کامجویى از او مى‏بود و درها را بست و گفت: بشتاب. گفت: پناه مى‏برم به خدا. او پروراننده من است و مرا منزلتى نیکو داده و ستمکاران رستگار نمى‏شوند.» (یوسف/۲۳)
«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بهَا لَوْ لَا أَن رَّءَا بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَالِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ؛ آن زن آهنگ او کرد و اگر نه برهان پروردگارش را دیده بود، او نیز آهنگ آن زن مى‏کرد. چنین کردیم تا بدى و زشتکارى را از وى بازگردانیم. زیرا او از بندگان پاکدل ما بود.» (یوسف/۲۴)
از طرفی صیانت با امنیت ارتباطی نزدیک دارد. باتوجه به معنا و مفهوم واژه امنیت که ریشه در واژه “امن” به معنی در امان و آسایش بودن، مصونیت از خطر و آرامش خاطر دارد و “امنیت” در لغت که به معنی فراغت از هرگونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله می باشد می‌توان امنیت را در انگیزه و کشش های انسان‌ها دنبال کرد به این معنی که جستجوی امنیت از مهم‌ترین انگیزه های انسانی بوده که با جوهره هستی انسان پیوندی ناگسستنی دارد، بنابراین حفظ ذات و صیانت نفس نیز که از اساسی ترین میل های انسان‌ها بوده و به وسیله آن به دنبال نوعی برقراری امنیت و آرامش می باشد در حقیقت نقطه مشترک بین صیانت و امنیت بوده که یک هدف و نتیجه را پیگیری می نمایند.
در نتیجه تامین امنیت نیز که از وظایف ذاتی نیروی انتظامی است در راستای صیانت بوده و انسان به وسیله آن یک گام روبه جلو برداشته و به علاج واقعه و یا اتفاقی قبل از وقوع پرداخته است که می تواند در کاهش جرائم، تخلفات و حتی گناهان بسیار موثر باشد.
۲-۴- صیانت در قرآن کریم
با توجه به اینکه در قرآن کریم به صورت مستقیم به لفظ صیانت و مشتقات آن اشاره نشده و موارد صیانتی بیشتر به لحاظ محتوا و معنایی می بایست از آیات شریفه قرآن استنباط گردد، لذا سعی شده بیشتر واژه های مترادف و آیاتی که به لحاظ مفهومی به موضوع مذکور نزدیک‌تر می باشد در این قسمت جمع آوری شود تا ان شاءا… مفید فایده قرار گیرد.
۲-۴-۱- هدایت و صیانت
«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ؛ ما را به راه راست هدایت کن.» (فاتحه الکتاب/۶)
«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ؛ راه کسانى که ایشان را نعمت داده‏اى، نه خشم گرفتگانِ بر آنها و نه گمراهان.» (فاتحه الکتاب/۷)
انسان موجودی متفکر و مختار است که کمال او در پرتو تشخیص حق و عمل به آن است. تشخیص حق از باطل در بین آرای متضارب و مکاتب متقابل و انتخاب اَحسن آنها بسیار دشوار است؛ چنانکه تطبیق عملی بعد از تحقیق علمی کاری است بسیار سخت ( نهج البلاغه، خطبه ۸۳، بند۳۶) (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱، ص۵۱۴).
تشخیص صحیح علمیِ حق همانند دیدن موی باریک در تاریکی شب سخت است و استقامت در بستر صراط نیز همانند حرکت بر لبه تیز شمشیر دشوار است.
محقّقانی که موشکافی می‏کرده‏اند و از آنان در تَراجِمْ با تعبیر «شَقَّقوا الشَعْر» یاد می‏شود، با رنج توان فرسا در تشخیص علمیِ حق کامیاب می‏شدند و پرهیزکارانی که در جهاد اکبر، بنیان مرصوص بوده‏اند و از آنان با تعبیر «رُهْبان باللّیل وأُسْدٌ بالنهار» تعبیر شده است، در پیمودن عملی صراط قسط و عدل موفق بوده‏اند (مجلسی،۱۴۰۳ ه.ق، ج ۶۵، ص ۱۸۰؛ جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱، ص ۵۱۵).
صراط مستقیمی که مطلوب عبد سالک است، راه کسانی است که خدای سبحان به آنان نعمت‌های معنوی عطا کرده است و آنان نه مورد غضب خدایند و نه گمراه.
اینان همان پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحانند که خداوند نعمت نبوّت، صدق، شهادت و صلاح را به آنان بخشیده و بهترین همسفرانِ رهپویان صراط مستقیم هستند.
صراط مستقیم یکی بیش نیست که هدایت‏شدگان، آن را به استقامت می‏پیمایند و دیگران کج‌راهه می‏روند؛ در نظام هستی چند راه وجود ندارد و هرگز کج‌راهه آفریده نشده است و از این رو اگر انسانِ گمراه نبود، نه کج‌راهه‏ای بود و نه ضلالت و غضب. از سوی خداوند جز خیر نازل نمی‏شود و غضب و گمراه ساختن او کیفری است، نه ابتدایی (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱، ص ۵۱۴).
صراط مستقیم، محققانی موشکاف می خواهد تا وظیفه باریک تر از مو را تشخیص دهند و براساس آن حرکت کنند و این کار از راه رفتن روی لبه تیز شمشیر دشوارتر است. به هر صورت کسی که علمی آن چنان و عملی این چنین دارد در بستر صراط مستقیم است و در سایه صیانت فطرت راستین و رعایت تقوا می‏توان چیزی را که از مو باریک‌تر است در تاریک‌تر از شب تشخیص داد و بر چیزی که از شمشیر تیزتر است در تاریک‌تر از شب به سلامت گذشت (همان).
۲-۴-۲- اعتقاد به معاد و صیانت
«إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بخِالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ؛ آنان را خصلت پاکدلى بخشیدیم تا یاد قیامت کنند.» (ص/۴۶)
«یَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فىِ الْأَرْضِ فَاحْکُم بَینْ‏َ النَّاسِ بِالحَقّ‏ِ وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى‏ فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدُ بِمَا نَسُواْ یَوْمَ الحِسَابِ؛ اى داود، ما تو را خلیفه روى زمین گردانیدیم. در میان مردم به حق داورى کن و از پى هواى نفس مرو که تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان که از راه خدا منحرف شوند، بدان سبب که روز حساب را از یاد برده‏اند، به عذابى شدید گرفتار مى‏شوند.» (ص/۲۶)
«وَ لَئنِ سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الحَمْدُلِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَایَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسى: چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ خواهند گفت: خدا. بگو: سپاس خدا را. بلکه بیشترشان نادانند.» (لقمان/۲۵)
یقین به آخرت در پرتو ایمان به وحی و رسالت حاصل می‏شود و به انضمام آن، ارکان تقوا کامل می‏شود. مهم ترین عامل صیانت انسان از تبهکاری همان اعتقاد به قیامت و یاد معاد است: «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بخِالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ» و آنچه مایه انحراف و ابتلای به عذاب الهی است، فراموشی قیامت است: «إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدُ بِمَا نَسُواْ یَوْمَ الحِسَابِ».
ممکن است کسی از نظر توحید ذاتی و توحید خالقی موحّد باشد، ولی معتقد به معاد نباشد، همانند و ثنیّین حجاز که خدا را خالق آسمانها و زمین می‏دانستند: «وَ لَئنِ سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» ولی به عنوان حکیم عادلی که روزی را برای حسابرسی و پاداش و کیفر قرار داده است، باور نداشتند؛ چون اعتقاد به خدایی که از انسان بازخواست نکند سهل است، ولی اعتقاد به خدایی که نسبت به دنیا و آخرت ربوبیّت دارد، دشوار و مسئولیّت‏آور است (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج۲، ص ۱۹۸).
«کلُ‏ُّ نَفْسٍ ذَائقَهُ المَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَمَهِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَیَوهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَعُ الْغُرُورِ؛ همه‌کس مرگ را مى‏چشد و به تحقیق در روز

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلودجوادی آملی، جامعه اسلامی، قرآن کریم، صراط مستقیم

دیدگاهتان را بنویسید