مقاله درمورد دانلود جوادی آملی، قرآن کریم، حرمت نکاح، رفتارهای اخلاقی

بطن وی عفیف شود.
۵- عفت دامن
غریزه جنسی یکی از قوی‌ترین شهوات است. محدود کردن آن در حوزه بهره وری های مشروع و جلوگیری از تجاوز آن به قلمرو محرمات عفت دامن یا پاکدامنی نام دارد. آیه زیر می تواند نمونه ای از موارد کاربرد عفت در این معنا باشد: «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکاَحًا حَتىَ‏ یُغْنِیهَمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکاَتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیرْا وَ ءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَئکُمْ وَ لَا تُکْرِهُواْ فَتَیَاتِکُمْ عَلىَ الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تحَصُّنًا لِّتَبْتَغُواْ عَرَضَ الحیَوهِ الدُّنْیَا وَ مَن یُکْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ و آنان که وسیله نکاح نیابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف خود بی نیاز گرداند.» (نور/۳۳) همچنین قرآن کریم می فرماید: «وَ الحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ؛ مردان و زنان با حفاظ و خوددار.» (احزاب/۳۵)
۶-عفت دست
۷-عفت پا
۸-عفت فکر
همان طور که ملاحظه شد عفت مراتبی دارد. مرتبه اولش این است که آدمی چشم، گوش، زبان، شکم، فرج، دست و پای خود را مهار کند که البته در جای خود، بسیار مهم و دشوار است و اگر کسی به همین مقدار هم نائل آمد، پاک و پارسا است؛ ولی مرتبه بالاتر از این هم هست و آن این‌که زمام فکر و دل را هم به دست گیرد. قرآن کریم می فرماید: «وَ لَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کلُ‏ُّ أُوْلَئکَ کاَنَ عَنْهُ مَسْوولاً؛ گوش و چشم و قلب، از همه اینها باز خواست می شود. آدمی نه تنها نباید کار بدی انجام دهد، بلکه باید از فکر کار بد و نیت کار قبیح نیز دوری کند.» (اسراء/۳۶) (سید تاج الدینی؛ مجرد، ۱۳۹۱، ص ۹۴).
۲-۴-۵- ازدواج و صیانت
«وَ لَا تَنکِحُواْ مَا نَکَحَ ءَابَاؤُکُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَ مَقْتًا وَ سَاءَ سَبِیلاً؛ با زنانى که پدرانتان به عقد خویش درآورده‏اند زناشویى مکنید، مگر آنکه پیش از این چنان کرده باشید. زیرا این کار، زنا و مورد خشم خدا است و شیوه‏اى است ناپسند.» (نساء/۲۲)
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَتُکُمْ وَ بَنَاتُکُمْ وَ أَخَوَاتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خَالَاتُکُمْ وَ بَنَاتُ الْأَخِ وَ بَنَاتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهَاتُکُمُ الَّتىِ أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوَاتُکُم مِّنَ الرَّضَعَهِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائکُمْ وَ رَبَئبُکُمُ الَّتىِ فىِ حُجُورِکُم مِّن نِّسَائکُمُ الَّتىِ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَکُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَ حَلَئلُ أَبْنَائکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَابِکُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَینْ‏َ الْأُخْتَینْ‏ِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ غَفُورًا رَّحِیمًا؛ مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‏هایتان و خاله‏هایتان و دختران برادران و دختران خواهرانتان و زنانى که شما را شیر داده‏اند و خواهران شیری‌تان و مادران زنان‌تان بر شما حرام شده‏اند. و دختران زنان‌تان که در کنار شما هستند، هر گاه با آن زنان همبستر شده‏اید بر شما حرام شده‏اند. ولى اگر همبستر نشده‏اید، گناهى مرتکب نشده‏اید. و نیز آنان پسرانى که از پشت شما هستند بر شما حرام شده‏اند. و نباید دو خواهر را در یک زمان به زنى گیرید، مگر آنکه پیش از این چنین کرده باشید. هر آینه خدا آمرزنده و مهربان است.» (نساء/۲۳)
حضرت آیت ا… جوادی آملی در رابطه با صیانت نسل و نَسَب و خانواده با توجه به آیات مذکور می فرمایند: «ازدواج از سنّت‏های اجتماعی است که همواره در جوامع بشری بوده است و همین مسئله نشان طبیعی بودن آن است، چنان‏که در ساختمان خلقت انسان، اعم از زن و مرد جهاز و اندام‏های تناسلی ویژه‏ای برای توالد و تناسل تعبیه شده است و برای اینکه آمیزش و زناشویی جنبه حیوانی نداشته باشد و عامل تشکیل خانواده گردد، در اسلام به خانواده از یک‏سو، نسب از سوی دیگر و جامعه از سوی سوم توجه ویژه شده است. انسان نیازها و غرایزی دارد که تأسیس خانه و تشکیل خانواده به آن‏ها پاسخ می‏دهد؛ مثل غریزه دوست داشتن فرزندان و علاقه به بقا از طریق نسل خویش و این باور، زمینه آرامش زن و مرد را فراهم می‏کند، از این‏رو اساس خانواده، قانون مالکیت و وراثت را محترم می‏شمارد.»
برای اینکه زناشویی صبغه الهی داشته باشد، اسلام اصول خانواده را مستحکم کرد و نسب و جامعه را ساخت و آن را محافظت کرد تا نه از بیرون متلاشی شود و نه از درون آسیب ببیند ( طباطبایی، ج۴، صص۳۱۲ ـ ۳۱۶) و (جوادی آملی، ج ۱۸، ص۲۶۳).
از پربرکت‏ترین رهاوردهای دین، احترام، استحکام و صیانت خانواده است. جامعه وقتی ساخته می‏شود که خانواده ساخته شود و در خانواده پدر، مادر، برادران و خواهران با هم زندگی می‏کنند. انسان نیز غریزه جنسی، شهوت سرکش و … دارد، حال چگونه همه با هم زندگی کنند و این سلاح جنسی را بیجا به کار نگیرند؟
اسلام برای صیانت درونی خانواده برنامه‏هایی دارد و از سوی دیگر آداب معاشرت زن و شوهر و تربیت فرزندان و رفتارهای اخلاقی را تنظیم کرده است.
کودک در دهه نخست عمر، با پدر و مادر مرتبط و سرگرم بهترین و بیشترین آموزش‏ها، و همه حواس او متوجّه فراگیری درس از رفتار پدر و مادر است و هر آنچه آموخت بر ذهن لطیفش نقش می‏بندد: «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر.» امام علی(می‏فرماید: «و إنّما قلب الحدث کالأرض الخالیه ما أُلقی فیها من شی‏ء قَبِلَتْه» قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود (نهج البلاغه، نامه ۳۱).
از سوی دیگر، اسلام با شدیدترین راه‏های ممکن از اعمال مسائل جنسی در حریم خانواده جلوگیری و محرمیت و حرمت نکاح را جعل کرد تا اعضای یک خانواده از یک‏سو بتوانند به یکدیگر نگاه کنند و از سوی دیگر فساد جنسی به درون آن‏ها راه نیابد.
جمله (حُرِّمَت عَلَیکُم اُمَّهاتُکُم و… ) تنها بر صرف حرمت دلالت ندارد، بلکه حرمتی همه‏جانبه و ابدی و اکید است و اگر کسی با وجود محرمیّت و حکم حرمت نکاح و ابدیّت حرمت، به آلودگی تن دهد، مجازاتش اعدام است. سخن از تازیانه یا رجم نیست که امکان داشته باشد مرجوم، از گودال فرار کند، بنابراین با برنامه‏های غلیظ و شدید جلوی هرگونه گرایش جنسی را در درون منزل بست و خانواده را در کمال سلامت و عفّت حفظ کرد تا از درون، آلوده نشود.
در جوامع غیراسلامی همانند برخی از مناطق دورافتاده کنونی، هیچ یک از این سه اصل (حفاظت خانواده از آسیب‏های برونی و درونی و صیانت نسب و جامعه) محفوظ نماند و شیرازه اصول خانوادگی از هم پاشید و درون خانواده آلوده شد تا جایی که تجاوز میان محارم رواج یافت؛ کاری که برخی حیوانات از آن ابا دارند. آری وقتی حجاب و عفت رخت بربندد، بلکه ممنوع و جرم اعلام شود، گسیختگی اصول خانوادگی و نسب، امری طبیعی است (جوادی آملی،۱۳۸۵، ج ۱۸، ص ۲۶۴).
مشهور است که امام صادق(از رسول خدا (نقل می ‏فرماید: «من تزوّجَ أحرز نصفَ دینه و در حدیث دیگر آمده است: فلیتّق الله فی النصف الآخر أو الباقی.» ( کلینی، ۱۳۶۵، ج۵، ص۲۳۸).
این حدیث، نکاح را در چهره ملکوتی می‏بیند و آن را عبادت می‏داند، درحالی که در جاهلیّت زن را در حدّ ظرف‏های عاریتی برای نطفه و اطفای شهوت می‏دیدند.
میان این‏دو نظر به فاصله میان حق و باطل است. انسان یا با شهوت به جهنّم می‏رود یا با غضب؛ یعنی یا با جذب اموری که خوشایند نفس است؛ یا با دفع اموری که با نفس ناسازگار است. با انجام دادن نکاح شهوت تأمین می‏شود و چون متأهل شد، باید مواظب باشد که غضب، او را به جهنّم نیفکند.
روایت «ما بُنی بناءٌ فی الإسلام أحبُّ إلی الله تعالی من التزویج» نیز اهمیت همین مطلب را می‏رساند (شیخ صدوق،۱۴۱۱ه.ق، ج۳، ص۳۸۳).
اسلام برای صیانت خانواده از آسیب‏های بیرونی، افزون بر سفارش خانوادگی، به دیگران نیز هشدار داد که حریم زنان متأهل و شوهردار محترم است و نه تنها نکاح که حتی نظر به آنان نیز حرام است. مبادا یک زن با چند مرد مرتبط باشد که اساس خانواده و نسل و نسب به هم می‏ریزد و اگر زن شوهرداری به فساد تن دهد، باید سنگسار شود.
«والمُحصَناتُ مِنَ النِّساءِ اِلاّما مَلَکَت اَیمانُکُم کِتابَ اللهِ عَلَیکُم واُحِلَّ لَکُم ما وراءَ ذلِکُم اَن تَبتَغوا بِاَموالِکُم مُحصِنینَ غَیرَ مُسافِحینَ فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فآتوهنَّ اُجورَهُنَّ فَریضَهً ولاجُناحَ عَلَیکُم فیما تَراضَیتُم بِهِ مِن بَعدِ الفَریضَهِ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیماً حَکیما؛ و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده‏اند، مگر آنها که به تصرف شما درآمده باشند. از کتاب خدا پیروى کنید. و جز اینها، زنان دیگر هر گاه در طلب آنان از مال خویش مهرى بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده‏اند. و زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است.» (نساء/ ۲۴)
«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یحَفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِکَ أَزْکىَ‏ لهَمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مردان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند. این برایشان پاکیزه‏تر است. زیرا خدا به کارهایى که مى‏کنند آگاه است.» (نور/۳۰)
برخی آیات آغاز سوره «نساء» و سوره «نور» با بیان احکام روابط زن و مرد صیانت جامعه را ضمانت می کند و اکیدا زن و مرد را به رعایت عفت و حجاب وادار می‌سازد (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱۸، ص ۲۶۶).
«الزَّانىِ لَا یَنکِحُ إِلَّا زَانِیَهً أَوْ مُشْرِکَهً وَ الزَّانِیَهُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذَلِکَ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ؛ مرد زناکار جز با زن زناکار و مشرک نکاح نکند و زن زناکار هم جز با مرد زانى و مشرک نکاح نخواهدکرد و این کار بر مردان مؤمن حرام است.» (نور/۳)
«یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُواْ فىِ الْمَجَالِسِ فَافْسَحُواْ یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَ إِذَا قِیلَ انشُزُواْ فَانشُزُواْ یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ؛ هان! اى کسانى که ایمان آورده‏اید وقتى به شما گفته مى‏شود در مجالس به یکدیگر جا بدهید جا دهید تا خدا هم

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلودصراط مستقیم، جوادی آملی، قرآن کریم، پاداش و کیفر

دیدگاهتان را بنویسید