مقاله درمورد دانلود امر به معروف، جوادی آملی، نهی از منکر، نعمت الهی

همگان از وضع عمومی امّت اسلامی لازم است و هم احساس مسئولیت با حمایت کردن از متصدیان امر به معروف و مجریان نهی از منکر؛ زیرا بی‏خبری، با هماهنگی ملّی سازگار نیست، چون اولین وظیفه برای اعضای یک نهاد منسجم، آگاهی از سلامت و مرض سایر اعضا و مبادرت به درمان و تأمین بهداشت آن‏هاست.
فرق اساسی کارهایی که در ارگان امر به معروف و نهی از منکر انجام می‏یابد با آنچه در حوزه قضا از قبیل حدّ و تعزیر صورت می‏پذیرد این است که کارهای مزبور در امر به معروف و نهی‌ از ‌منکر همانند بهداشت برای دفع خطر و عدم ابتلا به آلودگی گناه است و در حوزه قضا همانند درمان برای رفع خطر واقع شده و تطهیر آلودگان بعد از ابتلاست. ممکن است مراحل نهایی امر به معروف و نهی از منکر که با حمل سلاح همراه و با ضرب و جرح هماهنگ‏اند شبیه بخش‏هایی از احکام قضایی باشند؛ لیکن تفاوت بین دفع و رفع و تمایز بین بهداشت و درمان همچنان محفوظ است (جوادی آملی،۱۳۸۵، ج ۱۵، ص ۲۶۸).
«وَ أَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ اللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ؛ اما آنان که ایمان آوردند و کارهاى نیک کردند، خدا مزدشان را به تمامى خواهد داد. خدا ستمکاران را دوست ندارد.» (آل عمران/۵۷)
«توفیه اجر» که درباره مؤمنان به کارمی‏رود، به معنای ادای کامل پاداش است که در برزخ و قیامت کبرا تحقق می‏پذیرد، بنابراین پرهیزگاران پس از مرگ، همه پاداش اعمال خود را تدریجاً بی‏هیچ کم وکاستی می‏گیرند، بلکه شاید پاداش بیشتر به آن‌ها داده شود.
درجه عالی رستگاری و فوز عظیم، نجات از جهنم و دستیابی به بهشت جاودان در قیامت کبراست.
برای راه‌یافتن به بهشت برین باید از کانال آتش گذشت و نجات از جاذبه‏های اطراف آتش، مقاومتی ستودنی می‏خواهد؛ ازاین‏رو کسی از آتش دوزخ به‌دور است که در دنیا با مراقبت، خود را از گناه به دور داشته و از نفس خود صیانت کند تا به متاع دنیا مغرور نگردد، بنابراین تنها راه رهیدن از آتش و رسیدن به بهشت، رستن از حبّ دنیاست که سرچشمه گناهان و سبب سقوط در ورطه هلاکت است. زرق و برق دنیا جز فریب نیست. دنیا متاع غرور است و غرور وصفی ثبوتی برای آن است. البته دنیای مذموم، عنوان‏ها و تعلّقات اعتباری دنیاست که به تکاثر بازمی‏گردد؛ نه آفریدگان خداوند و موجودات نشئه طبیعت که مأموریت الهی خویش را انجام می‏دهند (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج۱۶، ص۵۱۸).
«وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینْ‏َ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَ کُنتُمْ عَلىَ‏ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنهَا کَذَلِکَ یُبَینِ‏ُّ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَاتِهِ لَعَلَّکمُ‏ْ تَهتَدُونَ؛ و همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید و از نعمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است یاد کنید، آن هنگام که دشمن یکدیگر بودید و او دل‌های‌تان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شدید و بر لبه پرتگاهى از آتش بودید، خدا شما را از آن برهانید. خدا آیات خود را براى شما این‌چنین بیان مى‏کند، شاید هدایت یابید.» (آل عمران/۱۰۳)
در این آیه نیز اتحاد و برادری را از نعمت‎های الهی برمی‌شمارد (واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَمیعاً ولاتَفَرَّقوا واذکُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکُم إذ کُنتُم أعداءً فَألَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخواناً)، آیه مورد بحث به منزله”کبرا” است؛ یعنی اتحاد و برادری و انقیاد عمومی نعمت خداست و نعمت الهی را هرکس تغییر دهد و به اختلاف و تفرقه تبدیل کند، به عقوبت خدا دچار می‌شود. اتحاد و برادری و انقیاد عمومی، بدون اعتقاد به خدا ممکن نیست، چون فقط مبدأ واحد است که وحدت می‌آورد، وگرنه مبادی کثیر، عامل کثرت و تفرقه است. جز خدا همه چیز کثیر است و تنها واحد ذاتی خداست. ممکن نیست کثیر ذاتی، عاملِ وحدت باشد، زیرا هر مبدأیی پیروان خود را به سوی خویش می‌خواند، از این رو خدای سبحان اتحاد و برادری را در پرتو ایمان به خدای واحد و اعتقاد همگانی به اصول و فروع دین می‌داند (واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَمیعاً ولاتَفَرَّقوا واذکُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکُم إذ کُنتُم أعداءً فَألَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخوانا)؛ یعنی صیانت از هلاکت، در اعتصام عمومی و همگانی به قرآن و عترت می باشد (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱۰، ص ۳۳۲).
۲-۴-۸- انفاق و صیانت
«لَّیْسَ عَلَیْکَ هُدَئهُمْ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ یَهْدِى مَن یَشَاءُ وَ مَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیرٍ فَلِأَنفُسِکُمْ وَ مَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ مَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ هدایت یافتن آنان بر عهده تو نیست، بلکه خداست که هر که را که بخواهد هدایت مى‏کند. و هر مالى که انفاق مى‏کنید ثوابش از آن خود شماست و جز براى خشنودى خدا چیزى انفاق مکنید و هر چه انفاق کنید پاداش آن به شما مى‏رسد و بر شما ستم نخواهد شد.» (بقره/۲۷۲)
«لَن تَنَالُواْ الْبرِّحَتىَ‏ تُنفِقُواْ مِمَّا تحِبُّونَ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىَ‏ْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ نیکى را درنخواهیدیافت تا آن‌گاه که از آنچه دوست مى‏دارید انفاق کنید و هر چه انفاق مى‏کنید خدا بدان آگاه است.» (آل عمران/۹۲)
«قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِکُونَ خَزَائنَ رَحْمَهِ رَبىّ‏ِ إِذًا لَّأَمْسَکْتُمْ خَشْیَهَ الْانفَاقِ وَ کاَنَ الْانسَانُ قَتُورًا؛ اى رسول ما به این مردم پست بگو اگر شما داراى گنج‏هاى مرحمت خدا شوید باز هم به خاطر ترس فقر از خرج کردن آنها خوددارى خواهید کرد که انسان طبعا بسیار ممسک و بخیل است.» (اسرا/۱۰۰)
«إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا؛آرى انسان به منظور رسیدنش به کمال حریص خلق شده.» (معارج/۱۹)
«إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا؛ و نیز این‌طور خلق شده که در برابر شر به جزع درمى‏آید.» (معارج/۲۰)
«وَ إِذَا مَسَّهُ الخَیرُ مَنُوعًا؛ و از رساندن خیر به دیگران دریغ مى‏نماید.» (معارج/۲۱)
«وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یَتَّخذُ مَا یُنفِقُ مَغْرَمًا وَ یَترَبَّصُ بِکمُ‏ُ الدَّوَائرَ عَلَیْهِمْ دَائرَهُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و پاره‏اى از بادیه‏نشینان آنچه را انفاق مى‏کنند غرامتى مى‏دانند و براى شما منتظر حوادث بعد هستند، حوادث بد بر خودشان باد، و خدا شنوا و داناست.» (توبه/۹۸)
همان‏طور که در نظام تکوین، عوارض مترتب بر ذوات دو قسم‏اند: بعضی ذاتی و برخی عرضی، بعضی اصیل و برخی فرعی و مانند آن، آثار مترتب بر اوصاف و افعال در نظام تشریع نیز این‏چنین است؛ یعنی بعضی از آثار به منزله ذاتی و به مثابه اصیل‏اند و برخی از آنها در حکم عَرَضی و فرعی‏اند. بررسی آیات قرآن حکیم نشان می‏دهد که هدف اصیل انفاقْ امر معنوی است نه افزایش مال، هرچند مزید مال از آثار روشن انفاق واجد شرایط است.
برکت اجتماعی انفاق، تعدیل جامعه و نجات آن از طغیان و صیانت آن از خونریزی همانند جنگهای جهانی اول و دوم (طباطبایی، ۱۳۹۳ه.ق، ج۲،ص۳۸۴) و مانند آن است و آیه (وما تُنفِقوا مِن خَیرٍ فَلأنفُسِکُم) و (لَن تَنالوا البِرَّ حَتّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون) و نظایر آن، جهت‏یابی و قبله‏جویی انفاق را مشخص می‏کند؛ اما عنوان”صدقه” بحث مناسب خود را دارد و جریان افزایش مال و نموّ آن کاملاً در آن مطرح‏اند.
اگر محور پاداشِ انفاق فقط مادی باشد پیامدهای زیر را دارد:
۱-انفاق نه تنها درد و بیماری مال‏دوستی را درمان نمی‏کند، بلکه دردافزا می‏شود، زیرا پدیده بخل، طبیعی انسان است: (وکانَ الإنسانُ قَتورا) ؛ (إنَّ الإنسانَ خُلِقَ هَلوعا ، إذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعا، و إذا مَسَّهُ الخَیرُ مَنوعا) و این‏گونه پاداشهای مادی بر مرض او می‏افزاید. آیات انفاق درصدد آن نیست که ما را به تکاثر در اموال بکشاند و مال‌دوست بپروراند تا به طمع دستیابی به مالِ بیشتر بخشش کنیم. این‏گونه انفاق، بخشش مال برای مال و دنیا برای دنیاست که آغاز درد است نه درمان آن.
در همین زمینه امیرمؤمنان( می‏فرماید: «سوسوا إیمانکم بالصدقه و حصّنوا أموالکم بالزکاه» (نهج البلاغه، حکمت ۱۴۶؛ بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۲۲)؛ ایمانتان را با صدقه و اموالتان را با زکات حفظ کنید؛ نه افزایش دهید.
۲. اگر پاداش انفاق، فقط دنیوی باشد، هیچ‏کس نباید انفاق را غرامت بشمرد، با آنکه عده‏ای انفاق را غرامت می‏پندارند: (ومِنَ الأعرابِ مَن یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ مَغرَما… ) (توبه/۹۸)
۳. اگر هفتصد برابرشدن انفاق، از جهت مادی منظور بود، باید در مورد اُسوه‏های ایثار و انفاق، مانند امام علی ( تحقق می‏یافت، حال آنکه خیراتی که ائمّه اطهار (درنهایت اخلاص داشتند، در این دنیا هفتصد برابر نشد. برای نمونه از اموال فیی‏ء که پیامبر( تقسیم کردند زمینی نصیب امیرمؤمنان، علی بن‏ابی‏طالب ( شد و آن حضرت در آن زمین، چشمه‏ای پرآب پدید آورد که به آن «یَنْبُع» می‏گفتند. پس از فوران آب، حضرت علی( بی‏درنگ آن را وقف کرد. «هی صدقه بتّه بتلا» (الاصول من الکافی،کلینی، ج ۷، ص ۵۵؛ تهذیب الاحکام، طوسی،ج ۹، ص ۱۴۸)؛ لیکن چنین انفاق خالصانه‏ای، سبب هفتصد برابر شدن باغ در دنیا نشد.
کوتاه سخن اینکه پاداش‌های ذکر شده در آیات انفاق، پاداش‌های دنیوی را هم بدین‏سان دربرمی‏گیرد:
۱. اجر اخروی انفاق، هفتصد برابر و بیشتر است.
۲. نفع انفاق به نظام اسلامی می‏رسد که شخص انفاق‌کننده از برکات نظام بهره‏مند و در سایه آن با امنیت و سلامت و سعادت به‌سر‌می‏برد.
۳. عمل خیر انفاق سبب ترویج و تشویق انفاق کنندگان می‏شود و در نتیجه خیرات فراوان اجتماعی عاید همگان می‏گردد.
۴. گاهی نیز نفع مادی و دنیایی به انفاق کننده می‏رسد.
پس محور اساسی در میان آثار و برکات انفاق، پاداش معنوی اخروی است نه پاداش مادی دنیوی؛ یعنی پاداش مادی عنصر محوری نیست، گرچه به عنوان برکت مال کاملاً مطرح است. (جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۱۲، صص۳۲۲- ۳۲۰).
۲-۴-۹- ادای دین و صیانت
«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبُ بِالْعَدْلِ وَ لَا یَأْبَ کاَتِبٌ أَن یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِى عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیًا فَإِن کاَنَ الَّذِى عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعامام خمینی، علوم عقلی، جوادی آملی، کمال مطلق

دیدگاهتان را بنویسید