مقاله اندازه گیری عملکرد و حسابهای پرداختنی

دانلود پایان نامه
در مدل فوق متغیر وابسته () عبارت است از نسبت میانگین حسابهای پرداختنی به میانگین روزانه بهای تمام شده کالای فروش رفته برای شرکت i در سال t،
نیز عرض از مبدا مدل است و نیز خطای مدل رگرسیونی می باشد.
برای اندازه گیری متغیر از یک متغیر دامی استفاده می شود. چنانچه شرکت i در سال t-1 به درماندگی مالی مبتلا باشد، متغیر فوق عدد یک و در غیر اینصورت صفر خواهد بود. دلیل استفاده از درماندگی مالی سال قبل بدین دلیل است که پس از بروز درماندگی مالی، اثرات آن بر شرکت آشکار و مبرهن خواهد گشت و لذا بدین منظور یک فرجه یکساله در نظر گرفته شده است (مولینا و پریو، 2012، 190).
همچنین نیز ماتریس متغیرهای کنترلی می باشد. متغیرهای کنترل در این پژوهش عبارتند از:
اندازه شرکت: شرکتهای بزرگ می توانند از قدرت بازار خود استفاده کرده و از اعتبارات تجاری استفاده کرده و از این مزیت خویش بهره برداری کنند (ویلنر، 2000).
رشد فروش: شرکتهایی که بنا به دلایل ناخواسته خارجی، تغییرات شدیدی در فروش را تجربه می کنند، به همراه آن، تغییراتی را نیز در حسابهای پرداختنی تجاری تجربه خواهند کرد. ممکن است یک عرضه کننده، این نوع شرکتها را به عنوان شرکت در حال رشد سریع تصور کند و انگیزه ای برای گسترش روابط تجاری با آن شرکت ایجاد شود و مراودات اعتباری با آن شرکت را افزایش دهد و یا در موارد کاهش فروش نیز اتفاق معکوسی رخ دهد.
طول چرخه تجاری:طولانی بودن چرخه عملیاتی موجب طولانی شدن فاصله زمانیتبدیل محصولات به جریانهای نقدی می شود و لذا طولانی تر شدن این زمان باعث کاهش توانایی شرکت در تصفیه حسابهای پرداختنی تجاری خواهد شد.
جریان وجه نقد عملیاتی: هدف اصلی شرکتها تولید وجه نقد است. چنانچه شرکتی قادر به ایجاد وجه نقد نباشد، بناچار باید برای تامین نیازهای نقدینگی خود به سایر منابع تامین وجه نقد روی بیاورد که حسابهای دریافتنی یکی از آنهاست. بنابراین انتظار میرود میزان جریان وجه نقد عملیاتی با سطح حسابهای دریافتنی رابطه معکوسداشته باشد.
در مدل فوق، چنانچه ضریب متغیر درماندگی مالی مثبت و معنادار باشد، می توان ادعا کرد که درماندگی مالی باعث افزایش تامین مالی از طریق حسابهای پرداختنی، رابطه مستقیم دارد.
1-10-2 آزمون فرضیه دوم:
برای بررسی تاثیر افزایش استفاده از تامین مالی بوسیله حسابهای پرداختنی تجاری بر روی عملکرد شرکتهای مبتلا به درماندگی مالی از مدل اوپلر و تیتمن (1994) و مولینا و پریو (2012) استفاده می شود که به شرح زیر است:
رابطه 1-2
عملکرد مالی طی سال t اندازه گیری می شود و متغیرهای کنترلی نیز برای سال t اندازه گیری می شوند و همانند آنچه می باشند که برای مدل قبل معرفی گردید.
همچنین همانند مدل قبل، برای اندازه گیری درماندگی مالی از اطلاعات سال t-1 استفاده می شود. برای اندازه گیری افزایش در حسابهای پرداختنی نیز دوره یک ساله از سال t-1 تا سال t استفاده خواهد شد و اندازه گیری آن همانند آنچه می باشد که برای مدل قبل بیان شد.
برای اندازه گیری عملکرد نیز از نسبت سود عملیاتی به میانگین مجموع داراییها برای سال t استفاده خواهد شد.
ضریب در مدل فوق، تاثیرات افزایش تامین مالی از طریق حسابهای پرداختنی بر روی عملکرد را در شرایط ابتلا به درماندگی مالی نشان می دهد. چنانچه این ضریب منفی و معنادار باشد، می توان ادعا کرد که افزایش تامین مالی از طریق حسابهای دریافتنی در شرایط ابتلا به درماندگی مالی، باعث کاهش عملکرد شرکت می شود. لذا این فرض پذیرفته می شود که افزایش تامین مالی از طریق حسابهای پرداختنی باعث افزایش هزینه های درماندگی مالی می شود.
1-11 متغیرها و واژههای کلیدی
درماندگی مالی: برای اندازه گیری درماندگی مالی نیز از بر مبنای معیار مورد استفاده آسکویز، گرتنز و شارفستین (1994) و مولینا و پریو (2012) از نسبت پوشش بهره استفاده شده است. چنانچه نسبت پوشش بهره برای شرکتی در دو سال متوالی کمتر از یک باشد، یا در یک سال کمتر از 8/0 باشد، آن شرکت به عنوان شرکت مبتلا به درماندگی مالی طبقه بندی می شود. نسبت پوشش بهره به صورت زیر محاسبه می شود:
سود قبل از کسر بهره و مالیات تقسیم بر هزینه بهره.
نسبت میانگین حسابهای پرداختنی به میانگین روزانه بهای تمام شده کالای فروش رفته عبارت است از:
(میانگین حسابهای پرداختنی ابتدا و انتهای دوره، تقسیم بر کل بهای تمام شده کالای فروش رفته طی دوره) تقسیم بر 365 روز.
دلیل استفاده از میانگین بهای تمام شده کالای فروش رفته روزانه برای مقیاس بندی حسابهای پرداختنی تجاری این است که عامل ایجاد کننده حسابهای پرداختنی تجاری، بهای تمام شده کالای فروش رفته می باشد؛ نه عواملی دیگر مانند مجموع داراییها.
اندازه شرکت: شرکتهای بزرگ می توانند از قدرت بازار خود استفاده کرده و از اعتبارات تجاری استفاده کرده و از این مزیت خویش بهره برداری کنند (ویلنر، 2000). برای اندازه گیری ارزش شرکت از معیار لگاریتم طبیعی میانگین مجموع داراییها در پایان دوره و مجموع فروشها طی دوره مالی استفاده خواهد شد.
رشد فروش: شرکتهایی که بنا به دلایل ناخواسته خارجی، تغییرات شدیدی در فروش را تجربه می کنند، به همراه آن، تغییراتی را نیز در حسابهای پرداختنی تجاری تجربه خواهند کرد. ممکن است یک عرضه کننده، این نوع شرکتها را به عنوان شرکت در حال رشد سریع تصور کند و انگیزه ای برای گسترش روابط تجاری با آن شرکت ایجاد شود و مراودات اعتباری با آن شرکت را افزایش دهد و یا در موارد کاهش فروش نیز اتفاق معکوسی رخ دهد. رشد فروش نیز عبارت است از تفاوت فروش امسال با فروش سال قبل، تقسیم بر فروش سال قبل.
طول چرخه تجاری: عبارت است از لگاریتم طبیعی مدت چرخه عملیات که مدت چرخه عملیات برابر است با حاصل رابطه زیر:
[(فروش)/(میانگین ح.د تجاری) +(ب.ت.ک.ف)/(میانگین موجودی کالا)]