معنوی، جبران‌، خسارت‌، خسارات

دیگر از قبیل الزام به عذرخواهی و درج حکم در جراید و امثال آن بنماید. و چنانچه بتوان بدین وسیله جبران ضرر معنوی نمود، دادرس می‌تواند مبلغی را که متناسب با ضرر معنوی می‌داند به عنوان کیفر مدنی کسی که عمل خلاف نموده معین و مرتکب را به تأدیه آن زیان محکوم نماید. با این وجود با توجه به دامنه وسیع خسارت‌های معنوی و صعوبت در جبران آن به طرق مادی در ادامه به شیوه‌های مرسوم خسارت معنوی مطابق با رویه قضایی و قوانین موجود و همچنین افراد واجد شرایط مطالبه آن خواهیم پرداخت.

3-2- روش‌های جبران‌ انواع‌ خسارت‌ معنوی‌
آنچه در جبران خسارت‌های معنوی اهمیت دارد، نحوه تعیین خسارت وارده و تبدیل آن به یک ارزش مادی برای جبران است که این موضوع در رابطه با خسارت‌های مادی به نحو آسان‌تری قابلیت تعیین و جبران دارد به عبارت دیگر زمانی که مالی تلف می‌گردد ارزش مال به واسطه مادی بودنش قابلیت تعیین دارد یا مثل آن مال در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورتی که مثلی نداشته باشد پرداخت می‌گردد و با این همه عرف و رویه قضایی و قانون تکلیف را در این باره معین کرده‌اند، اما در رابطه با خسارت معنوی همانطور که اشاره شد مشکل‌ترین قسمت بر آورد خسارت است برای روش جبران آن به عبارت دیگر در خسارت‌های معنوی اینکه وارد کننده خسارت بتواند وضعیت خسارت دیده را به حالت سابق برگرداند محل تردید است چرا که ما با یک امر عینی روبرو نیستیم و آنچه صدمه دیده یک امر غیر عینی و روحی است، با این همه در ادامه پژوهش مواردی به عنوان روشهای جبران خسارت معنوی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.
3-2-1- نگاه کلی به روش‌های جبران خسارت معنوی
خسارت‌های معنوی را همانطور که در فصل پیش ذکر گردید می‌توان به صورت کلی به سه دسته تقسیم کرد. در دسته اول صدمه‌های عاطفی مانند بی‌توجهی غیرقابل تحمل هر یک از زوجین به یکدیگر، آزردن فرزند در مقابل مادر و پدر یا برعکس قرار دارد؛ در دسته بعدی، بعضی لطمه‌های روحی از قبیل تهدید یا ترساندن شخص، دادن خبر ناگوار، اهانت به معتقدات مذهبی و مقدسات اشخاص و امثال آن را در بر می‌گیرد که معمولاً نه جنبه حیثیتی دارد و نه به اعتبار اجتماعی یا شخصی فرد خدشه وارد می‌کند اما می‌توان در قبال آن‌ها تقاضای خسارت معنوی کرد و در دسته آخر، تألمات جسمانی مانند شکنجه بدنی یا درد ناشی از ضرب و جرح و امثال آن است که طریق و روشهای جبران هریک با توجه به وسعت نامحدود خسارت معنوی متفاوت و در برخی موراد نیز با پیچیدگی‌های خاصی روبروست را که از طرفی این مسئله بوجود می‌آید که گونه باید خسارت معنوی را اثبات نمود و در مرحله بعد طور می‌توان به نرخ مادی تبدیل کرد با این همه پس‌ از اثبات‌ این‌ امر که‌ جبران‌ خسارت‌ معنوی‌ امری‌ ضروری‌ و ممکن‌ است، نوبت‌ به‌ پاسخ‌ این‌ سئوال‌ می‌رسد که‌ با توجه‌ به‌ تنوع‌ خسارتهای‌ معنوی‌ وارد بر جسم‌ و روح‌ وشخصیت‌ و احساسات‌ و عواطف‌، چگونه‌ می‌‌توان‌ به‌ جبران‌ هر یک‌ پرداخت‌. چه‌ بسا هریک ‌یا هر گروهی‌ از آن‌ها روش‌ جبران‌ متناسب‌ خویش‌ را طلب‌ می‌کنند. مع‌الوصف‌، این‌ سئوال‌ همچنان‌ به‌ قوت‌ خویش‌ باقی‌ است‌ که‌ آیا نمی‌توان‌ معیاری‌ ثابت‌ نسبت‌ به‌ همه‌ یا اکثر انواع‌ خسارتهای‌ معنوی‌ بدست‌ داد؟ آیا نمی‌‌توان‌ روشی‌ را به‌ عنوان‌ اصل‌ اولیه‌ در جبران ‌پذیرفت‌ و بقیه روش‌ها را استثناء بر آن‌ تلقی‌ کرد؟ و از همه مهم‌تر اینکه در واقع آیا خسارت‌های معنوی صرف پرداخت و جبران مادی آن به حالت اول اعاده می‌گردد و به عبارتی جبران می‌شوند؟ و آیا قضات در رویه‌های حاضر حقوق ایران به مسئله مذکور بهایی می‌دهند و به طور خاص‌تر گونه می‌توان ادعای مرتبط با خسارت معنوی را به اثبات رساند و آیا خسارت روحی و روانی قابل اثبات است؟! با این همه اگر پاسخ‌‌ها منفی‌ باشند ما با تشتت‌ و اختلاف‌ وسیع‌ آرای قضایی‌ روبرو خواهیم‌ بود. به عبارتی در برخی از دعاوی ممکن است سلیقه‌ای عمل شود و یا در برخی دیگر با توجه به نبود وحدت خاص در مصداق و قانون و همین‌طور نبود رویه قضایی جاری و تثبیت شده در این مورد با مشکل دو چندان روبرو شویم. در این خصوص چه‌ تمهیدی‌ می‌‌توان‌ برای‌ نزدیکی آرا اندیشید.
یکی از اصول مهم حاکم بر روابط اجتماعی اصل ضرورت جبران زیان‌های واردشده بر اشخاص به ‌وسیله دیگران یا قاعده مسئولیت مدنی به معنای خاص است.
برای جبران خسارات مادی در متون قانونی شیوه‌های متداول و در عین حال نسبتاً ساده‌ای پیش‌بینی شده است: روش‌های متداول جبران خسارت معنوی بر اساس متون قانونی شامل موقوف کردن یا از بین بردن منبع ضرر، عذر خواهی شفاهی از خسارت دیده؛ عذرخواهی عملی یا کتبی یا درج مراتب اعتذار در جراید؛ اعاده حیثیت از خسارت دیده به هر نحو دیگر و پرداخت مال یا مابه‌ ازای مادی به خسارت دیده، می‌شود. خسارت معنوی در قلمرو حقوق مدنی به‌ ویژه در عرصه مسئولیت مدنی جایگاهی مهم و اساسی دارد که این خسارات مصادیق بسیار متنوع و متعددی دارد و محدود به حد هتک حیثیت و صدمه به اعتبارات شخصی و اجتماعی نمی‌شود. هرچند دعاوی راجع به خسارات معنوی در محاکم قضایی ایران بسیار مهجور مانده است و برخی قضات توجه چندانی به این گونه دعاوی ندارند‌ یا حداکثر موضوع را از طریق صلح و سازش فیصله می‌دهند با این همه و به عنوان مثال در حقوق اسلامی‌ دیه‌ در ازای‌ آسیبهای‌ جسمی و لطمه‌های عاطفی‌ ناشی‌ از از دست‌ دادن‌ خویشاوند، تا حدودی‌ می‌تواند نقش‌ جبران خسارت معنوی را ایفا کند. با این همه انواع‌ مختلف‌ خسارت‌ معنوی‌ به‌ یک‌ شیوه‌ قابل‌ جبران ‌نیست‌. در هر مورد برحسب‌ نوع‌ زیان‌، شرایط‌ زیان‌دیده و عامل‌ زیان‌، اوضاع‌ و احوال‌ حاکم‌ بر پرونده‌ و عوامل‌ دیگر شیوه‌ی‌ جبران‌ خسارت‌ به‌ وسیله‌ی‌ دادگاه‌ انتخاب ‌می‌گردد. به‌ عنوان‌ مثال‌، در صدمات‌ جسمی‌، جبران‌ خسارت‌ به‌ ترمیم‌ جراحت‌ یا پرداخت‌ دیه‌ و مبلغی‌ پول‌ است‌ که‌ بتواند تبعات‌ منفی‌ صدمه‌ را تا حدود زیادی‌ برطرف‌ سازد و در مواردی‌ که‌ ناشی‌ از سوء نیت‌ و عمد باشد‌ مجازات‌ قانونی عامل‌ زیان‌ موجب‌ تسکین‌ خاطر و تشفی‌ زیان‌دیده است‌ در ایجاد مزاحمت‌، جبران‌ خسارت‌ به‌ رفع‌ مزاحمت‌ درآینده‌ و جبران‌ گذشته‌ است‌. در مورد توهین‌ و تحقیر و دشنام‌ و هر اقدام‌ زیان‌ بار دیگری‌ که‌ باعث ‌لمطه‌ به‌ شخصیت‌ زیان‌ دیده شود پرداخت‌ مبلغی‌ جریمه‌، اجرای‌ مجازات‌، محکومیت‌های ‌مالی‌، عذرخواهی‌، تکذیب‌ مطالب‌ منتشره‌ و مانند آن‌ از شیوه‌های‌ جبران‌ خسارت‌ است‌. سخن آخر اینکه میزان غرامت ضرر معنوی و نحوه اعمال آن باید به میزانی باشد که درد و اندوه قربانی را کاهش دهد، تصمیم‌‌گیری در رابطه با پرداخت خسارات معنوی باید به عهده دادگاه باشد و قاضی با توجه به شرایط، تحلیل موقعیت اقتصادی خوانده و وضع قربانی اقدام به صدور رأی کند. به این ‌ترتیب می‌توان امیدوار بود که نظام قضایی پناهگاه استواری برای آسیب‌دیدگان شود و تصمیمات آن به عدالت نزدیک‌تر باشد.

مطلب مرتبط :   فقه، نص، -، "نظریه

3-2-2- انواع‌ کلی جبران‌ خسارت‌ معنوی
برای جبران خسارت معنوی نیازمند تعریف آن هستیم، مرحوم دکتر سید حسن امامی از نویسندگان برجسته حقوقی کشور درباره‌ی خسارات معنوی می‌نویسد: ضرر معنوی عبارت است از صدمات روحی و کسر حیثیت و اعتبار شخص که در اثر عمل بدون مجوز قانونی، دیگری باعث آن شده است. تعریف دیگری که در برخی قوانین آمده، می‌گوید: ضرر معنوی عبارت است از کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی. همچنین ماده یک قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 با یک عبارت عام و کلی این تعریف را کامل کرد که می‌گفت: «هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده» بنابراین ضررهای معنوی ممکن است ناشی از لطمه زدن به یکی از حقوق مربوط به شخصیت، حیثیت و شرافت افراد و یا در نتیجه صدمات روحی باشد. بنابر تعاریف ارایه شده برای جبران خسارت معنوی می‌توان آن‌ها را در دو طبقه مجزا قرار داد، صدمات وارده به یکی از حقوق مربوط به شخصیت، شرافت و آزادی‌های فردی و دسته دوم صدمات روحی و به طور کلی زیانی که به عواطف افراد وارد می‌شود. معمولاً خسارات و زیانهایی که در مواقع غیرواقعی از طریق رسانه‌ها به افراد وارد می‌گردد خسارات معنوی هستند که موجب کسر حیثیت افراد می‌شود. به این همه جبران‌ خسارت‌ معنوی‌ ممکن‌ است‌ با مصالحه‌ و توافق‌ بین‌ زیان‌دیده وزیانکار، بدون‌ مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ صورت‌ پذیرد یا با مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ صالح‌ و با انشاء حکم‌ تحقّق پیدا کند. در یک‌ نگاه‌ کلی‌ روشهای‌ عمده جبران‌ خسارت‌ را که‌ از سوی‌ دادگاه ‌اعمال‌ می‌شود می‌توان‌ در چهار روش‌ خلاصه‌ کرد: 1. اعاده وضعیت‌ سابق‌ یا روش‌عینی؛‌ 2. دادن‌ معادل؛‌ 3. جبران‌ خسارت‌ به‌ روش‌ نمادین‌ و اسمی و 4. خسارت‌ تنبیهی ‌یا کیفری‌ (سلطانی‌ نژاد، 1380، ص‌ 316).

مطلب مرتبط :   خوانده، دادگاه، تجدیدنظر، معنوی

3-2-3- پرداخت‌ غرامت‌ یا جبران‌ خسارت‌ از راه‌ دادن‌ معادل‌
در مواردی که ترمیم عینی غیر ممکن است جبران مالی می‌‌تواند پاسخگوی زیان‌دیده باشد؛ مثلاً هر گاه در اثر حکم اشتباه قاضی به قلع و قمع و