مسابقه، مجری، انیمیشن، نوجوان

علاوه یک کارشناس مسائل نوجوانان، که با حضور آن کارشناسان مشکلات و مسائل نوجوانان مطرح می‌شد. و چون نوجوانی فاصله‌ای بین کودکی و بزرگسالی است و خود نوجوان دوست دارد بزرگسال محسوب شود. ما هم گفتیم طوری با آنها برخورد کنیم که دوست دارند باشند. و یک ترکیبی از برنامه کارشناس و گفتگو محور و با حضور خود نوجوان ترتیب دادیم. و حتی گفتیم برنامه زنده باشد تا بگوییم ما به شما اعتماد داریم و نظراتتان برای ما خیلی مهم است. و به همین دلیل خودشان پیام می‌دهند و می‌آیند در برنامه شرکت می‌کنند. و شخصیت‌های مهم و مسئولین را هم در برنامه دعوت کردیم و به نوجوانان این اعتماد را دادیم که شما خیلی مهم هستید. و بعد از هر برنامه ما بازخوردهای اس ام اسی خوبی از برنامه می‌گیریم و دقیقا همان چیزی است که ما از برنامه‌مان می‌خواهیم و بدون اینکه ما به آنها چیزی تحمیل کنیم خود آنها جواب می‌دهند و با برنامه احساس صمیمیت می‌کنند. از جمله موانعی که اگر نمی‌بود برنامه موفق‌تر بود این است که ما یک سری مباحث را نمی‌توانیم مطرح کنیم یا مثلا در حوزه موسیقی دچار مشکل هستیم که اگر این موانع نمی بود قطعا به موفقیت برنامه خیلی کمک می‌کرد. بیان روابط دختر و پسر در این سنین یکی از آن خط قرمزهاست و یا اینکه در موقع ورود به سازمان پوشش نوجوانان را کنترل می‌کنند و این باعث آسیب می‌شود.
شماره شش : من چندتا مثال با دلایل موفقیت آن برنامه برای شما می زنم :
یکی برنامه “بچه‌های دیروز” است که اصلا برای کودک ساخته نشده است و برای کودکان قدیم تولید شده است و دلیل موفقیت آن هم خاطره بازی است. یعنی ذهن مخاطب را به دوران کودکی خود می‌برد. این برنامه از لحاظ فلسفی مجاورت دارد به کودکی و حال کودکی آدم را خوب می‌کند. برنامه “نیم‌رخ” قالبش ساده بود ولی محتوای آن محتوای فربه و به سامانی بود. و مخاطب برای دریافت محتوا به آن مراجعه می‌کرد. و این برنامه،‌ برنامه محتوا محوری بود و قالب در حاشیه قرار داشت و این را هم مخاطب به خاطر صریح‌گوییش انتخابش کرد. برنامه “عمو پورنگ” یکی دیگر از این برنامه‌هاست که دلیل موفقیتش مدرن، بروز و موزیکال بودنش هست.
شماره هفت : ریتم برنامه ترکیبی بسیار مهم است و آیتم‌ها و برنامه‌هایی که در این قالب قرار می‌گیرند باید متنوع باشند. هر چه که آیتم‌ها با طعم‌های مختلف و متفاوتی باشد برنامه جذاب‌تر خواهد بود. و برنامه‌ای که مبنای آن حرف‌های مجری باشد موفق نخواهد بود. همچنان که اگر آش شله قلمکار هم باشد جواب نمی‌دهد باید یک تعداد مشخصی آیتم با یک محوریت پلاتویی مشخص و جذاب با استفاده از مجریانی که بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند چه از لحاظ چهره، چه از لحاظ بیان و چه از لحاظ اجرا و طراحی آیتم‌های بدیع و خلاقانه در جذب مخاطب بسیار تأثیرگذار است. استفاده از آیتم‌های کهنه برنامه‌های دیگر، استفاده از روش‌ اجرایی برنامه‌های دیگر قطعا جواب نمی‌دهد و اگر هم جواب بدهد خیلی کوتاه است چون مخاطب باهوش است و سریع متوجه می‌شود این را دیده است. مخاطب خصوصا مخاطب نوجوان دنبال چیز جدید در برنامه می‌گردد.
شماره هشت : در بین انیمیشن‌ها بنده “شکرستان” را خیلی کار خوبی می‌دانم. چون هم سنتی،‌ ایرانی و قدیمی است و هم به چیزهایی اشاره می‌کند که برای بچه‌ها جالب است و ممکن است از پدر و مادر خود بپرسند و هم خیلی انیمیشنش دلچسبی است و عناصر جالبی دارد. و شاید از انیمیشن‌های گران قیمت هم نباشد ولی مخاطب امروز را در نظر گرفته است. و قصه‌های قدیمی را آنچنان به روز می‌کند که زکریای رازی که الان دارد حرفش را می‌زند انگار در همین مدرسه بغلی درس می‌خوانده است در این حد. من : استفاده از مباحثی که مربوط به یزرگسالان است و در این کارتون استفاده می‌شود چه مثل تورم، اختلاس، ازدواج و ….آیا کار را از کودکانه بودن درنیاورده است؟ اینها غلط است. چون مخاطب کودک را نشناخته است و از مفاهیم و واژگان نامأنوس برای کودک استفاده کرده است.
شماره نه : در انیمیشن کشش و جذابیت قصه پیرامون مخاطب خودش بسیار اهمیت دارد. موزیکال بودن انیمیشن بسیار اهمیت دارد. اگر یک کار سینمایی و یا سریال می‌سازیم اصلا اگر طنز هم باشد خیلی اهمیت دارد. طراحی کارکترها و فضاسازی بسیار بسیار حائز اهمیت است. و طراحی‌های شما باید یک دست باشد و از هر گلی چمنی نباشد. خیلی از تهیه‌کننده‌های ما تدارکاتی هستند و باسواد نیستند ولی بعضی معدود تهیه‌کننده داریم که در کارش سررشته دارد و ازتصویر، نور و فیلمنامه سردرمی‌آورد و فرم را می‌شناسد و محتوا را درک می‌کند. برای یک کار انیمیشن ورود و خروج کاراکتر را لی‌اوت‌من در نظر می‌گیرد که همان کار صفحه بند در نشریات را انجام می‌دهد. در کنار کارگردان لیپ‌سینک‌ها،‌ حرکات کاراکترها، وسایل و آکسسوار صحنه، طراحی صحنه و مچ کردن و کامپوزیت کردن اینها را با هم یعنی صدا، ‌افکت ،‌موسیقی و تصویر را با پس زمینه‌ها و فورت‌گراندها و پیش زمینه‌ها را لی‌اوت‌من انجام می‌دهد. در بخش‌های بزرگ سوپروایزها هستند که جلوه‌های ویژه در بخش‌های سه بعدی و دو بعدی و ترکیب اینها، ترکیب زنده انیمیشن در فیلم‌های فانتزی و تخیلی را انجام می‌دهند و حرفه‌ای بودن همه این عوامل بسیار مهم است. ولی اولین چیز که در مرحله پیش تولید داریم یک فیلم‌نامه خوب و منسجم است. و نباید طوری باشد که هرچه مدیر شبکه بگوید انجام بشود یعنی فیلم‌نامه را به شما بدهند که همین را بسازید. طرح فیلمنامه خوب،‌ کارگردان مجرب و خوب انیمیشن، طراح استوری بورد، طراحی کارکترها،‌ طراحی پس زمینه،‌ طراحی حرکات خوب،‌ لی‌اوت‌من خوب،‌ موزیسین خوب، خواننده‌ها و دوبلرهای‌ خوب وقتی همه اینها را خوب انتخاب بکنید کار خوب حاصل می‌شود. قبلا فاصله ژاپن با ایران در زمینه انیمیشن شش یا هفت سال بود ولی الان او یک امپراطوری دارد و به اندازه درآمد نفت ما درآمد دارد.
شماره ده : تقریبا هفت برنامه مسابقه تولید کرده‌ام. که در ساختارهای متفاوتی بودند. یک مسابقه داشتم تحت عنوان مسابقه “سی” که یک بخش از آن مجری آقای “بیژن بنفشه‌خواه” بود. این مسابقه یک مسابقه درسی بود و جالب این بود که تمام کتاب درسی بچه‌ها را از کتاب جغرافیا گرفته تا دینی و علوم اجتماعی تحت عنوان یک مسابقه مطرح می‌کردیم. دکور ما یک کره زمین بود که در یک فضای کاملا سیاه توسط آقای “بنده‌ای” نورپردازی شده بود. یکی از عواملی که به کار کمک می‌کند عوامل حرفه‌ای هستند که باعث موفقیت کار می‌شود. این مسابقه به صورت لیگ برگزار می‌شد و در نهایت یک نفر به عنوان نفر برتر انتخاب می‌شد. البته همه شرکت‌کنندگان از بچه‌های ممتاز بودند. مسابقه “توپ طلایی” برنامه‌ دیگری بود که تولید کردم و آقای “اقبال واحدی” مجری آن بود. یک آکواریوم بزرگ داشتیم که سه متر طول داشت چون مسابقاتمان این‌چنینی بود و یک تابلو داشتیم که خیلی بزرگ بود و یک تابلو حسی حرکتی داشتیم. و کل خانواده‌ها را درگیر می‌کردیم مثلا در یک سری ما پدربزرگ مادربزرگ‌ها را به همراه نوه‌ها می‌آوردیم که با هم در یک تیم در مسابقه شرکت کنند تا آن رابطه عاطفی بین پدربزرگ و مادربزرگ و نوه‌هایشان حفظ شود. احترام به والدین و توجه به آنها از اهداف اصلی این برنامه بود. در این مسابقه کاری کرده بودیم که همیشه از توانایی بزرگ‌ترها در کار استفاده شود. و بچه ها هم همیشه به بزرگ‌ترها احترام می‌گذاشتند و همه اینها اخلاقی است ولی غیرمستقیم است. مثلا وقتی نوه می‌خواست مسابقه را شروع کند حتما با بزرگترهای خود مشورت می‌کرد و بعد مسابقه را شروع می‌کرد. و علاوه بر حفظ شأن بزرگترها،‌ آنها تبدیل به یک نوجوان نیز می‌شدند و توپ پرتاب می‌کردند و شاد می‌شدند. مسابقه دیگری بود تحت عنوان “دو دوتا” که همه شرکت‌کنندگان دوقلو بودند و “شهرام حقیقت‌جو” مجری این برنامه بود. که هم بازی داشت و حرکتی بود و هم سؤال داشت و تئوری بود. که بازی‌هایی که ما داشتیم خیلی پروژه عظیمی بود و حس همکاری را برای بچه‌ها ایجاد کرده بودیم. و فرم لباسی را که شاد بود طراحی کرده بودیم که یک لباس زرد رنگ بود که با نارنجی روی آن نوشته شده بود “دو دوتا”. و یکی دیگر از ویژگی‌های این مسابقه این بود که افرادی که دستیار برنامه بودند و توپ‌ها و بادکنک‌ها را جابه جا می‌کردند هم دوقلو بودند. مسابقه دیگری بود تحت عنوان “سین جیم” که ویژه برنامه ماه مبارک رمضان بود و در زمانی تولید شده بود که کامپیوتر آمده بود و مجری نداشت و مجری فقط صدا بود. قالب این کار هم بدون مجری پیش بینی شده بود. آقای “مؤیدی” که خودش مجری رادیو بود صداپیشه این برنامه بود. سه تا شرکت‌کننده داشتیم که میزهایی داشتند که شماره‌های دیجیتالی روی میزها حک میشد. و هر کس زودتر زنگ می‌زد به سؤال جواب می‌داد و امتیاز می‌گرفت و بعد برنده می‌شد. و بعد نفر اول کامپیوتر و نفر دوم تلویزیون برنده می شد و همه جایزه می‌گرفتند بدون استثنا و برنده و بازنده نداشت. مثلا هرکس اول حذف می‌شد ده‌هزار تومان می‌گرفت و همینطور افراد بعدی تا برندگان نهای

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، حقوق، -