مسابقه، دکور، کودک، بچه‌ها

شماره‌های دیجیتالی روی میزها حک میشد. و هر کس زودتر زنگ می‌زد به سؤال جواب می‌داد و امتیاز می‌گرفت و بعد برنده می‌شد. و بعد نفر اول کامپیوتر و نفر دوم تلویزیون برنده می‌شد و همه جایزه می‌گرفتند بدون استثنا و برنده و بازنده نداشت. مثلا هرکس اول حذف می‌شد ده‌هزار تومان می‌گرفت و همینطور افراد بعدی تا برندگان نهایی که عرض کردم. یکی از چیزهایی که اگر باشد کار بهتر می‌شود بودجه مناسب برای دادن جایزه است. و همه اینها در زمان مدیریت آقای “اعلایی” بود و باید این را حتما تأکید کنم که اگر مدیری پشتیبان تهیه‌کننده‌اش باشد برنامه‌های خوب ساخته می‌شود. و ایشان پشتیبان همه تهیه‌کنندگان کودک بودند. و آن زمان،‌ اوج شکوفایی برنامه‌های کودک بود و باید همان زمان شبکه کودک تأسیس می‌شد. و خیلی حیف شد و افسوس که نشد. در این برنامه مسابقه که اجرا می‌کردیم هر شب ناظر مالی برنامه با پول حاضر می‌شد. و چون این برنامه بحث مالی زیادی داشت من هم به آنها گفتم که من نمی‌خواهم درگیر امور مالی بشوم و آنها هم یک نفر را به عنوان امور مالی سر برنامه قرار دادند و همان لحظه که بچه‌ها از مسابقه خارج می‌شدند پول جایزه خودشان را دریافت می‌کردند. ما در برنامه “توپ طلایی” و “سی” نیز خیلی جایزه دادیم که به همین صورت پرداخت شد. آخرین مسابقه‌ای که داشتم “شاپرک زنبورک” بود البته تو دل اینها یک مسابقه “پرپرک” برای خردسالان نیز داشتم. و فرق این مسابقه “پرپرک” که برای خردسالان بود با مسابقه‌های دیگر این بود که برای کودکان و نوجوانان بودند این بود که در این مسابقه ما یک میز بزرگ داشتیم و از بچه‌ها هرکس دوست داشت که در مسابقه شرکت کند می‌آمد و پای آن میز قرار می‌گرفت و در مسابقه شرکت می‌کرد. مثلا ما اصوات را می‌گفتیم و یاچندتا چیز مختلف را درون قوطی‌هایی قرار داده بودیم و قوطی را تکان می‌دادیم و از صدایی که از قوطی خارج می‌شد از کودک درباره محتوای درون قوطی سؤال می‌کردیم. مثلا بوها را می‌گفتیم یا حواس لامسه را امتحان می‌کردیم. و تمام حواس پنجگانه کودک را در معرض امتحان قرار می‌دادیم. و به علاوه اینکه مسابقات حرکتی داشتیم مثل آویزان کردن رخت، لباس پوشیدن، بند کفش بستن. که آموزش مهارت‌های زندگی به خردسال بود. البته در این بین یک قالب مسابقه برای بچه‌هایی که از خانه برنامه را تماشا می‌کردند را هم داشتیم که بچه‌ها سؤالات ما را با نامه جواب می‌دادند و بعد ما هفته بعد برندگان را انتخاب می‌کردیم و جوایز را برای آنان ارسال می‌کردیم. مسابقه آخر که خدمتتان عرض کردم مسابقه “شاپرک زنبورک” بود که یک مسابقه حرکتی بود و بچه‌ها حرکات پرشی انجام می‌دادند. من : فکر می‌کنید عامل جذابیتش چه چیزی بود؟ در نظر گرفتن گروه سنی خاص خودش و مسابقاتی که برای آن گروه سنی پیش بینی می‌کردیم. دیگری دکور برنامه بود که خیلی به جذب کودکان کمک می‌کند و این دکور نیز باید متناسب با فرم و حال و هوای مسابقه طراحی شود. مثلا اگر ما برای مسابقه “سی” که یک مسابقه درسی بود دکوری طراحی می‌کردیم که پر از درخت و گل بود شاید آن جذابیتی که با ساخت یک کره زمین و نورپردازی زیبای آن به وجود آوردیم ایجاد نمی‌شد. در برنامه “شاپرک زنبورک” هم دکور برنامه پر از گل و درخت بود و پروانه‌هایی که در حال حرکت بودند و متناسب با سن مخاطب مسابقه طراحی شده بود. و عامل دیگر موسیقی است که ریتم ایجاد کند و شادی برای بچه‌ها بیاورد و باعث تلاششان بشود. و همه تیتراژ‌ها هم با توجه به موضوع برنامه است و باید تیتراژ پایانی و ابتدایی برنامه خاص خود مسابقه و با توجه به مسابقه باشد. ببخشید یک مسابقه هم داشتم به اسم “مجموعه‌ها” که مسابقه جمع‌آوری کلکسیون بود. دکور برنامه‌مان خیلی جالب بود. یادش بخیر! آن زمان همه دکوراتورهای برنامه‌ها داخل سازمانی بودند و اینطور نبود که خارج از سازمان بیایند بلکه حقوقشان را می‌گرفتند و وظیفه‌شان ساخت دکور برای برنامه‌ها بود.

مطلب مرتبط :