مسابقه، بچه‌ها، کودک، مجری

تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
برای تأثیرگذاری بر مخاطب و جذب آن ابتدا متن و پژوهش یک برنامه در اولویت قرار دارد. تا یک برنامه را جذاب کند سپس دکور،‌ نورپردازی و صدابرداری که از ابتدا باید برای آن فکر کنیم و یک نقشه درست طراحی کنیم. بعد هم باید به شخصیت‌پردازی شخصیت‌ها را بپردازیم. و بعد به صورت غیرمستقیم مفاهیم را در برنامه بگنجانیم. تنوع تصاویر بسیار مورد نیاز است. رنگ آمیزی مناسب دکور بسیار مهم است. با آواز و شعر گروهی در سرودهای دسته جمعی فقط موافقم. و کمدی در حدی که به تمسخر نرسد. استفاده از عروسک در جای خودش باید باشد و صدرصد باید برنامه عروسکی باشد و اگر پیش بینی نشده باشد وجود عروسک اصلا لزومی ندارد.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در قالب مسابقه که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
تقریبا هفت برنامه مسابقه تولید کرده‌ام. که در ساختارهای متفاوتی بودند. یک مسابقه داشتم تحت عنوان مسابقه “سی” که یک بخش از آن مجری آقای “بیژن بنفشه‌خواه” بود. این مسابقه یک مسابقه درسی بود و جالب این بود که تمام کتاب درسی بچه‌ها را از کتاب جغرافیا گرفته تا دینی و علوم اجتماعی تحت عنوان یک مسابقه مطرح می‌کردیم. دکور ما یک کره زمین بود که در یک فضای کاملا سیاه توسط آقای “بنده‌ای” نورپردازی شده بود. یکی از عواملی که به کار کمک می‌کند عوامل حرفه‌ای هستند که باعث موفقیت کار می‌شود. این مسابقه به صورت لیگ برگزار می‌شد و در نهایت یک نفر به عنوان نفر برتر انتخاب می‌شد. البته همه شرکت‌کنندگان از بچه‌های ممتاز بودند. مسابقه “توپ طلایی” برنامه‌ دیگری بود که تولید کردم و آقای “اقبال واحدی” مجری آن بود. یک آکواریوم بزرگ داشتیم که سه متر طول داشت چون مسابقاتمان این‌چنینی بود و یک تابلو داشتیم که خیلی بزرگ بود و یک تابلو حسی حرکتی داشتیم. و کل خانواده‌ها را درگیر می‌کردیم مثلا در یک سری ما پدربزرگ مادربزرگ‌ها را به همراه نوه‌ها می‌آوردیم که با هم در یک تیم در مسابقه شرکت کنند تا آن رابطه عاطفی بین پدربزرگ و مادربزرگ و نوه‌هایشان حفظ شود. احترام به والدین و توجه به آنها از اهداف اصلی این برنامه بود. در این مسابقه کاری کرده بودیم که همیشه از توانایی بزرگ‌ترها در کار استفاده شود. و بچه ها هم همیشه به بزرگ‌ترها احترام می‌گذاشتند و همه اینها اخلاقی است ولی غیرمستقیم است. مثلا وقتی نوه می‌خواست مسابقه را شروع کند حتما با بزرگترهای خود مشورت می‌کرد و بعد مسابقه را شروع می‌کرد. و علاوه بر حفظ شأن بزرگترها،‌ آنها تبدیل به یک نوجوان نیز می‌شدند و توپ پرتاب می‌کردند و شاد می‌شدند. مسابقه دیگری بود تحت عنوان “دو دوتا” که همه شرکت‌کنندگان دوقلو بودند و “شهرام حقیقت‌جو” مجری این برنامه بود. که هم بازی داشت و حرکتی بود و هم سؤال داشت و تئوری بود. که بازی‌هایی که ما داشتیم خیلی پروژه عظیمی بود و حس همکاری را برای بچه‌ها ایجاد کرده بودیم. و فرم لباسی را که شاد بود طراحی کرده بودیم که یک لباس زرد رنگ بود که با نارنجی روی آن نوشته شده بود “دو دوتا”. و یکی دیگر از ویژگی‌های این مسابقه این بود که افرادی که دستیار برنامه بودند و توپ‌ها و بادکنک‌ها را جابه جا می‌کردند هم دوقلو بودند. مسابقه دیگری بود تحت عنوان “سین جیم” که ویژه برنامه ماه مبارک رمضان بود و در زمانی تولید شده بود که کامپیوتر آمده بود و مجری نداشت و مجری فقط صدا بود. قالب این کار هم بدون مجری پیش بینی شده بود. آقای “مؤیدی” که خودش مجری رادیو بود صداپیشه این برنامه بود. سه تا شرکت‌کننده داشتیم که میزهایی داشتند که شماره‌های دیجیتالی روی میزها حک میشد. و هر کس زودتر زنگ می‌زد به سؤال جواب می‌داد و امتیاز می‌گرفت و بعد برنده می‌شد. و بعد نفر اول کامپیوتر و نفر دوم تلویزیون برنده می شد و همه جایزه می‌گرفتند بدون استثنا و برنده و بازنده نداشت. مثلا هرکس اول حذف می‌شد ده‌هزار تومان می‌گرفت و همینطور افراد بعدی تا برندگان نهایی که عرض کردم. یکی از چیزهایی که اگر باشد کار بهتر می‌شود بودجه مناسب برای دادن جایزه است. و همه اینها در زمان مدیریت آقای “اعلایی” بود و باید این را حتما تأکید کنم که اگر مدیری پشتیبان تهیه‌کننده‌اش باشد برنامه‌های خوب ساخته می‌شود. و ایشان پشتیبان همه تهیه‌کنندگان کودک بودند. و آن زمان،‌ اوج شکوفایی برنامه‌های کودک بود و باید همان زمان شبکه کودک تأسیس می‌شد. و خیلی حیف شد و افسوس که نشد. در این برنامه مسابقه که اجرا می‌کردیم هر شب ناظر مالی برنامه با پول حاضر می‌شد. و چون این برنامه بحث مالی زیادی داشت من هم به آنها گفتم که من نمی‌خواهم درگیر امور مالی بشوم و آنها هم یک نفر را به عنوان امور مالی سر برنامه قرار دادند و همان لحظه که بچه‌ها از مسابقه خارج می‌شدند پول جایزه خودشان را دریافت می‌کردند. ما در برنامه “توپ طلایی” و “سی” نیز خیلی جایزه دادیم که به همین صورت پرداخت شد. آخرین مسابقه‌ای که داشتم “شاپرک زنبورک” بود البته تو دل اینها یک مسابقه “پرپرک” برای خردسالان نیز داشتم. و فرق این مسابقه “پرپرک” که برای خردسالان بود با مسابقه‌های دیگر این بود که برای کودکان و نوجوانان بودند این بود که در این مسابقه ما یک میز بزرگ داشتیم و از بچه‌ها هرکس دوست داشت که در مسابقه شرکت کند می‌آمد و پای آن میز قرار می‌گرفت و در مسابقه شرکت می‌کرد. مثلا ما اصوات را می‌گفتیم و یاچندتا چیز مختلف را درون قوطی‌هایی قرار داده بودیم و قوطی را تکان می‌دادیم و از صدایی که از قوطی خارج می‌شد از کودک درباره محتوای درون قوطی سؤال می‌کردیم. مثلا بوها را می‌گفتیم یا حواس لامسه را امتحان می‌کردیم. و تمام حواس پنجگانه کودک را در معرض امتحان قرار می‌دادیم. و به علاوه اینکه مسابقات حرکتی داشتیم مثل آویزان کردن رخت، لباس پوشیدن، بند کفش بستن. که آموزش مهارت‌های زندگی به خردسال بود. البته در این بین یک قالب مسابقه برای بچه‌هایی که از خانه برنامه را تماشا می‌کردند را هم داشتیم که بچه‌ها سؤالات ما را با نامه جواب می‌دادند و بعد ما هفته بعد برندگان را انتخاب می‌کردیم و جوایز را برای آنان ارسال می‌کردیم. مسابقه آخر که خدمتتان عرض کردم مسابقه “شاپرک زنبورک” بود که یک مسابقه حرکتی بود و بچه‌ها حرکات پرشی انجام می‌دادند.
من : فکر می‌کنید عامل جذابیتش چه چیزی بود؟
در نظر گرفتن گروه سنی خاص خودش و مسابقاتی که برای آن گروه سنی پیش بینی می‌کردیم. دیگری دکور برنامه بود که خیلی به جذب کودکان کمک می‌کند و این دکور نیز باید متناسب با فرم و حال و هوای مسابقه طراحی شود. مثلا اگر ما برای مسابقه “سی” که یک مسابقه درسی بود دکوری طراحی می‌کردیم که پر از درخت و گل بود شاید آن جذابیتی که با ساخت یک کره زمین و نورپردازی زیبای آن به وجود آوردیم ایجاد نمی‌شد. در برنامه “شاپرک زنبورک” هم دکور برنامه پر از گل و درخت بود و پروانه‌هایی که در حال حرکت بودند و متناسب با سن مخاطب مسابقه طراحی شده بود. و عامل دیگر موسیقی است که ریتم ایجاد کند و شادی برای بچه‌ها بیاورد و باعث تلاششان بشود. و همه تیتراژ‌ها هم با توجه به موضوع برنامه است و باید تیتراژ پایانی و ابتدایی برنامه خاص خود مسابقه و با توجه به مسابقه باشد. ببخشید یک مسابقه هم داشتم به اسم “مجموعه‌ها” که مسابقه جمع‌آوری کلکسیون بود. دکور برنامه‌مان خیلی جالب بود. یادش بخیر! آن زمان همه دکوراتورهای برنامه‌ها داخل سازمانی بودند و اینطور نبود که خارج از سازمان بیایند بلکه حقوقشان را می‌گرفتند و وظیفه‌شان ساخت دکور برای برنامه‌ها بود.

مطلب مرتبط :   صدق، گزاره، جدایی، باورهای

پروین شمشکی
تهیه کننده برنامه‌های کودک که کلاه قرمزی شاخص‌ترین آنها محسوب می‌شود و به مادربزرگ کلاه قرمزی معروف است از دیگر کارهای کودک خانم شمشکی در طول 25 سال فعالیت ایشان در حوزه برنامه‌اسزی کودک می‌توان به مجموعه هایی مانند السون و ولسون، سری دوم هوشیار و بیدار، مسابقه 1+5 و برنامه‌ها ی ویژه روز جهانی کودک و تلویزیون «مثل زندگی»، «خاله جون کوکب و غنچه» مسابقه «برنده به جا» «هوشیاری و بیدار» و «بیست» اشاره کرد.
متن مصاحبه با سرکار خانم پروین شمشکی :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه موفق برنامه‌ای است که هدف داشته باشد و با تحقیق و پیگیری از مخاطبینش ببیند که آیا به هدفش رسیده است و آنها پیامش را دریافت کرده‌اند. اگر پیام را دریافت کرده باشند و مطابق با اهداف پیش‌بینی شده باشد پس آن تهیه‌کننده به هدفش رسیده است. به عنوان مثال من بیشتر برنامه‌های ورزشی برای بچه‌ها تولید می‌کردم و اعتقاد داشتم باید از همان کودکی بچه‌ها را با ورزش آشنا کرد و از تلفن‌ها و نامه‌هایی که دریافت می‌کردیم و با پیگیری‌هایی که خود تلویزیون داشت و آمار می‌گرفت که چقدر از مخاطبین درگیر این برنامه