مدینه، بغداد، علیه‌وآله، تمدن

و دارای پست¬های مدیریتی در شرق بود. جعفر یار گرمابه و گلستان هارون بود. او ناظر بر دارالضرب، خیاط¬خانۀ دارالخلافه و برید، استاندار استان مغرب از انبار تا افریقیه، افزون بر خراسان، سیستان ، طبرستان ، ارمنستان و آذربایجان بود . از دیگرِ برمکیان، محمد بن¬خالد پرده‌دار و موسی بن¬یحیی بن¬خالد استاندار را می¬توان نام برد . اما به دلایلی که سعایت از جمله مهم¬ترین آنهاست، مورد خشم خلیفه واقع شدند. در سال 187ق جعفر مقتول و یحیی و همه فرزندانش محبوس شدند. یحیی در سال 190ق و فضل در سال 193ق درگذشتند و پرونده برمکیان برای همیشه بسته شد .
آخرین وزرای قدرتمند عصر اول عباسی، فرزندان سهل بودند. فضل و حسن که در خدمت خاندان برمکی بودند، با استعداد ذاتی خویش و تعالیم برمکیان توانستند، مامون را به حکومت رسانده و در تمام امور دخالت داشته باشند. تا جایی که از حدود مشرق تا همدان و از شبت تا دریای فارس و دریای مازندران و گیلان در تحت فرمان فضل بن¬سهل بود. وی پرچمی مخصوص داشت و به «ذوالریاستین» یعنی فرمانده لشکر و ریاست امور کشور و دیوان دولتی ملقب بود. اما او نیز سرنوشتی مانند جعفر برمکی داشت .

6.3.2. شهر بغداد
یک از نقاط برجستۀ تمدن اسلامی در عصر اول ساخت شهر بغداد است. بغداد در زمان ساسانیان، روستایی از ناحیه¬ی «بادوریا » بوده که تا نزدیکترین شهر، مدائن، هفت فرسخ فاصله داشته است . مطلب مذکور منافاتی ندارد با اینکه بغداد عصر ساسانی را، روستا یا شهرکی از مراکز بازرگانی مداین شمرده‌اند که بازارهای سالیانه در آن تشکیل می¬شد و به همین سبب، در منابع کهن اسلامی از آن به صورت سوق بغداد هم یاد کردهاند . مسلمانان زمان فتح عراق در سال 13ق، پس از فتح حیره و گذشتن از انبار و گذر از روی آب، بر این بازار وارد شدند که با فرار ایرانیان غنایم فراوانی به چنگ آوردند .
منصور عباسی (حک: 136-158ق) در سال 145 – 149ق، بالای مصب نهر عیسی به دجله، شهر مدوری، به نام بغداد و به عنوان پایتخت ساخت . بغداد، بغدان، بغداذ، مغداذ، مغداد، مغدان، مدینه السلام، زوراء یا مدینه المنصور را می¬توان دروازه تمدن شرق نامید .
انتخاب بغداد از چند جهت قابل توجیه بود. دمشق و کوفه و مکه و مدینه از نظر عباسیان مقبول نبودند. دمشق به دلیل پیشینه اموی آن، نزدیکی به مرزهای روم و دوری از شهرهای مهم ایران مناسب نبود. در مورد کوفه، این بافت شیعی شهر بود که آن را برای عباسیان نامناسب کرده بود. مکه و مدینه نیز علاوه بر دوری از مرکز تحولات، بهره مندی اندک از منابع و عدم تمایل مردمش به عباسیان، شهری عباسی پسند نبودند. از این رو، بغداد با توجه به اینکه یک شهر بکر بود، می¬توانست یک شهر خالص عباسی باشد. علاوه بر آن ، مرکزیت جغرافیایی آن برای دولتی به وسعت مدیترانه تا سند مناسب بود. با انتخاب این شهر، عباسیان از عراق که محل اتصال جهان عربی و جهان سامی بودند، دور نمی¬شدند . ساخت بغداد با الگوبرداری از تمدن ایرانی، دژگونه بود. با احاطه آب در اطراف شهر، رفت و آمد جز از روی پل امکان نداشت. دو حصار بیرونی و درونی شهر، هر وارد شونده¬ای را در معرض نگهبانان قرار می¬داد. ساختمان‌های حکومتی در مرکز این شهر مدور بودند که امکان دسترسی یکسان به تمام نقاط شهر را می‌داد .
پس از منصور و ساخت شهر بغداد، موج بعدی تمدن ساز، در دوران مهدی عباسی (حک: 158-169ق) شکل گرفت. مهدی تسهیلاتی برای حجاج در راه مکه و مدینه مانند استراحت¬گاه، حوض¬های آب¬رسانی و نگهبانان راه ایجاد کرد و مسجدالحرام و مسجدالنبیصلی‌الله علیه‌وآله را توسعه داد. او هر ساله پرده¬ای جدید بر خانه کعبه می¬آویخت. وی از زیرساخت¬های اقتصادی همانند شبکه راه¬های تجاری غفلت نکرده و به ساخت بیمارستان و مدرسه اهتمام ورزید . مسایل فرهنگی چون موسیقی، شعر، حکمت و ادب نیز از چشم وی دور نماند. وی برای اولین بار در دولتهای عربی، سیستم مکاتبه مستقیم با مسئولین را از طریق تعبیۀ اتاقکی که مردم شکایت¬های خویش را در آن می¬ریختند، طراحی نمود . هارون عباسی نیز در این زمینه گام¬هایی برداشت از آن جمله می¬توان به حفر نهر ابله و نهر معقل در سال 180ق و ارادت او به اهل شعر، ادب و فقه اشاره کرد . او با نظر یحیی برمکی، دیوان برید را به شکل تازه¬ای مدیریت کرد. دیوان برید با یک مرکز در هر منطقه، علاوه بر کارهای دولت، نامه¬های افراد مهم را نیز می¬رساند .

مطلب مرتبط :   شهری، ساکنان، زاغه، درآمد

6.3.3. نهضت ترجمه
برجسته¬ترین شکوفایی علمی مربوط به عصر اول عباسی، در دوره مامون روی داد. تعریبی که در دوران امویان در دستگاه¬های اداری شروع شده بود، این بار در متون علمی گسترش یافت و به نهضت ترجمه مشهور شد. مترجمان در این دوره به ترجمه کتاب¬ها از زبان¬های سانسکریت، پهلوی، یونانی و سریانی به عربی پرداختند. از مشاهیر مترجمان این دوره باید به حنین بن¬اسحاق و فرزندش اسحاق اشاره کرد. ترجمه¬های آثار جالینوس، ارسطو، افلاطون، بقراط، بطلمیوس در رشته¬های منطق، فلسفه، نجوم، پزشکی و از قلم این دو است . در این دوره اهتمام و هزینه زیادی برای دست یابی به کتاب صرف شد. برای این کار با امپراتور روم، لیوی ارمنی وکتابخانه¬های قسطنطنیه و قبرس ارتباط برقرار شد. با الهام از این مراکز علمی، «بیت الحکمه» به عنوان یک پژوهشگاه در سال 215ق تاسیس شد . فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر اول عباسی، بیش از هر عصر دیگری از از فرهنگ و تمدن ایرانی، هندی و یونانی اثر پذیرفت .

فصل دوم
مدینه در دو قرن نخست هجری

1. شناخت مدینه
«مدینه» پیش از ورود پیامبر اسلامصلی‌الله علیه‌وآله، گویا به دلیل اقامتِ نخستینِ «یثرب بن¬قانیه بن¬مهلائیل بن¬إرم بن‌عبیل بن¬عوض بن¬إرم بن¬سام بن¬نوحعلیه‌السلام» در آن، یثرب نامیده می¬شد . پس از ورود پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله، به نظر می‌رسد به دلیل سیرۀ آن حضرتصلی‌الله علیه‌وآله در تغییر نام¬های غیر نیکو، یثرب که از ریشۀ «ثرب» به معنای سرزنش و نکوهش بر گناه است، «طیبه» و «طابه» نامیده شد . ارباب لغت، در تایید این معنا به آیۀ «قالَ لا تَثْریبَ عَلَیکُمُ الْیوْمَ یغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمین ؛ [یوسف‏] گفت: امروز بر شما سرزنشى نیست. خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربانترین مهربانان است.‏ » و حدیث «إذا زنت أمۀ أحدکم فلیجلدها و لا یثَرِّبْهَا؛ هنگامی که کنیز یکی از شما مرتکب زنا شد، پس باید حدّش را جارى کنید و عیب‌جویی و سرزنشش نکنید.» استناد کرده و با در نظر گرفتن «یای زائده»، گرفتن واژۀ «یثرب» از «ثرب» را صحیح دانسته¬اند . این شهر بعدها به «مدینه النبیصلی‌الله علیه‌وآله» مشهور گشت . در قرآن یک بار نام «یثرب» و 4 بار لفظ «المدینه» به کار رفته که مراد «مدینه النبیصلی‌الله علیه‌وآله» است . ابن‌فقیه در قرن چهارم، ده نام برای مدینه برمی¬شمرد که عبارتند از: «طیبه، الباقیه، الموفّیه، المسکینه، المبارکه، المحفوفه، المحرّمه، العذراء، المسلمه، المقدّسه، الشافیه و المرزوقه» واضح است که بعضی از این نام¬ها اوصاف مدینه¬اند. بدین گونه است که سمهودی، 95 نام برای مدینه برمی¬شمرد .
نخستین ساکنان مدینه را می¬توان قبایل عربی همچون عمالیق منسوب به «عملاق بن¬ارفخشد بن¬سام بن‌نوح» دانست . سپس برخی از قبایل یهودی آنجا آمده و ساکن شدند . هنگام ظهور اسلام، این قبایل به صورت قبایل بزرگی چون بنی¬قینقاع، بنی¬قریظه و بنی¬نضیر از یهود و اوس و خزرج از عرب شناخته می‌شدند. مدینه دارای دو بخش عالیه و سافله بود. بخش جنوبی مدینه، که ارتفاع بیشتری دارد، «عالیه» و قسمت شمالی را «سافله» گویند. امروزه به منطقه «عالیه»، عوالی گفته می‌شود . اما بخش جنوبی تا کوه احد و قبر حمزه سیدالشهداء را «سافله» گویند . عالیه مسکن اوسیان مانند خطمه، وائل، واقف، بنو أمیه بن‌زید و برخی یهودیان چون بنی‌قریظه و بنی‌نضیر تشکیل شده بود و قبایل خزرج در سافله می‌زیستند. البته احتمال اینکه منزل برخی از اوسیان در سافله و برخی از خزرجیان نیز در عالیه باشد، وجود دارد.
از تاریخ باستانی مدینه، اطلاعات قابل اعتماد چندانی در دست نیست . آنچه در این فصل مهم است، تاریخ دو قرن نخست مدینه است که با هجرت پیامبر اسلامصلی‌الله علیه‌وآله به مدینه در پی ایمان آوردن اهلش و دعوت از پیامبر اسلامصلی‌الله علیه‌وآله آغاز می¬شود. رسول خداصلی‌الله علیه‌وآله پس از ورود، ابتدا در «قبا» از مهم¬ترین دهکده‌های عالیه و در فاصله سه تا هشت میلی مدینه ، فرود آمدند. پس از چهار یا به قولی 23 شب به مدینه رفته و تقسیم اراضی کردند . مناطق مسکونی مدینه در چند قسمت; شامل عالیه، قبا، عصبه، یثرب قدیم به علاوۀ قسمت¬های محیط به مسجد پراکنده بوده است اما پس از تاسیس مسجد از سوی پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله به عنوان مرکز شهر، مسلمانان شروع به ساخت و ساز در کنار یکدیگر کردند و کم کم یثرب، مدنیت یافت و مدینه شد . البته اختلافی وجود دارد مبنی بر اینکه یثرب ناحیه¬ای از مدینه النبی است و یا مدینه النبی ناحیه¬ای از یثرب است . مدینه به