محتوا، پیگیری، کودک، قالب‌ها

مجری و عروسک مثل کلاه قرمزی موفق بوده و یک قالب بازیگری مثل گروه فتیله هم موفق بوده‌اند و یا عموپورنگ که مجری محور است و یا شکرستان که انیمیشن است یا برنامه‌هایی که کامل عروسکی هستند مثل توپولوها.
شماره چهار : درست است.
شماره پنج : درست است.
شماره شش : موافقم همه قالب‌ها مبتنی بر نیاز مخاطب و محتوا قابل نقد است و نمی‌شود قالب را بدون محتوا قضاوت کرد.
شماره هفت : 70درصد صحیح است. من : لطفا صحیحش را عنوان بفرمایید. صحیحش این است که قالب‌هایی که برای مخاطب کودک و نوجوان اختصاصا برای هر کدام جداگانه کاربرد قوی‌تری داشته باشد قطعا باید مجزا و تفکیک بشوند یعنی اولویت دارند. مثلا برای مخاطب کودک نمایش و قالب موزیکال و یا قالب عروسکی اولویت دارد. برای مخاطب نوجوان عروسکی و موزیکال اولویت ندارد و برنامه ترکیبی و نمایشی اولویت دارد. ولی برنامه‌های موفقی می‌شود ساخت و حتی می‌توان برنامه موفق مستند برای کودکان ساخت. البته اگر از مولفه‌های خوبی برای آن استفاده شود. باید در قالب‌ها اولویت قائل شد. و نهایتا ایشان به این قائل شد که با اولویت بندی قالب‌ها ادعا صحیح است.
شماره هشت : درباره خود قالب به تنهایی نمی‌شود صحبت کرد و خود قالب ذاتا هنری و جذاب است. ولی نسبت بین قالب،‌ محتوا و مخاطب است که مشخص می‌کند چه برنامه چگونه تولید شود.

و تناسب بین قالب، محتوا و مخاطب است که می‌تواند یک چیز جدید خلق کند. و خود قالب به تنهایی نمی‌تواند به تنهایی جذاب باشد. مثلا شما برای میهمان خارجیتان ممکن است دوغ را در یک کاسه سفالین بیاورید و خیلی هم به نظر همه شیک باشد. ولی آیا برای یک کودک در همان کاسه دوغ می ریزید و یا برای همان میهمان نوشابه را در همان کاسه سفالین می‌ریزید. خوب مسلما اینطور نیست ابتدا نگاه می‌کنید و می‌بینید کودک اگر بخواهد در یک کاسه بزرگ دوغ بخورد حتما آن را بر خود و لباسش می‌ریزد پس در یک لیوان کوچک به او دوغ می‌دهید. و یا اینکه نگاه می‌کنید می‌بینید که برای یک میهمان خارجی خود باید در کنار غذایی مثل لازانیا، یک شیشه نوشابه با یک لیوان شیک قرار ‌دهید و اگر در یک کاسه سفالین نوشابه بریزید با این غذا و جو میهمانی تناسب ندارد. و اگر شما نوشابه را محتوا، میهمان را مخاطب و کاسه را قالب در نظر بگیرید خوب متوجه می‌شوید که نیازمند یک تناسب بین هر سه هستید.
شماره نه : این مثل این می‌ماند که ما بگوییم کلنگ از آسمان افتاد و نشکست و این سؤال خیلی کلیشه‌ای است
شماره ده : بله دقیقا درست است
شماره یازده : درست است.

شماره دوازده : بله همینطوره. اگر قالب را صحیح انتخاب کنیم و درست و کارشناسانه جلو برویم مسلما صحیح انجام می‌شود.

شماره سیزده : این حرف شما حرف درستی است. چون وقتی کسی می خواهد کاری را باید انجام دهد باید بهترین کار را انجام دهد. اینجا باید ویژگی‌های خاص مخاطب را در نظر بگیریم.

شماره چهارده : بله درست است. یعنی هر قالب و ساختار باید ویژگی‌های فنی و هنری لازم را فراهم بکند و استانداردهای هنری و فنی را داشته باشد تا بتواند ارتباط برقرار کند. بعضی از عوامل به داخل برنامه مزبوط می‌شود و بعضی از عوامل نیز به خارج از برنامه مربوط می‌شود. الزاما آن پیامی که ما به صورت کد در برنامه قرار داده‌ایم توسط مخاطب همان‌گونه که ما می‌خواهیم رمزگشایی نمی‌شود. چه بسا گاهی او در یک شرایطی قرار گرفته باشد که عکس آن پیام را بگیرد. منتهی خوب ما باید با توجه به مخاطب هدف شرایط فنی و هنری لازم را درست انتخاب کنیم. و غیر از اینها، عوامل بیرونی و شرایط بیرونی، بسیار کار تأثیرگذاری را دشوار می‌کند. به عنوان مثال الان یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که کودکان به تماشای برنامه‌های بزرگسالان می‌نشینند و یا پای اصلی برنامه‌های ماهواره هستند و یا اینکه یک کتاب را می‌خواند و با یک دوستی برخورد می‌کند که بسیار متفاوت‌تر است از حرفی که در برنامه کودک شنیده است و هرچه که رشته‌ایم پنبه می‌شود. و از دیگر مشکلات پیش روی صدا و سیما این است که بچه‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با کمترین هزینه و آسان‌ترین روش به انواع محصولات دسترسی دارند و اینطور نیست که بگویم این کودک در اختیار ماست و هرچه ما بخواهیم انجام می‌دهد. ما در ارتباطاتمان باید این مسائل را در نظر بگیریم یعنی اینکه ما در یک دنیای رقابتی قرار گرفته‌ایم و با ملاحظه رقبا باید محصول خودمان را تولید بکنیم و در حقیقت کار ما سنگین‌تر می‌شود. در اینجا تازه‌گویی و نوآوری و خلاقیتی باید در تولیدات ما باشد که مخاطب مشابه آن را در جای دیگر ندیده باشد.
شماره پانزده : صحیح است. هرکاری یک استراتژی دارد و هر وقت شما پیش تولید و طراحی را انجام دادید مطمئنا شما کارتان متفاوت خواهد بود.
شماره شانزده : قطعا همین طور است. و این حرف اول ینده است که عرض کردم خدمت شما که باید ابتدا نیاز مخاطب را بشناسیم سپس برنامه‌سازی کنیم.

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، بومیسازی، در‌ایران

شماره هفده : ابتدا ما باید تعریف کنیم که قالب یعنی چه؟ قالب و ساختار یعنی نقشه راه و طرح و یا نقشه ساختمان قبل از ساختن آن. قالب در حقیقت به کمک اندیشه است که شکل می‌گیرد. قالب جذاب را باید طراحی کرد. قالب جذاب به قالبی گفته می‌شودکه بتواند مخاطب را با خود همراه کند. به این جاذبه عنصر پیگیری می‌گویند. یعنی شما باید یک قالبی را طراحی کنید که با موضوع متناسب باشد که عنصر پیگیری در آن لحاظ شده باشد. عنصر پیگیری یعنی اینکه قصه داشته باشد. عنصری که قصه داشته باشد یعنی اینکه مخاطب مجموعه حوادث و رویدادهای آن قالب را پیگیری بکند. از نظر لغوی قصه به مجموع حوادثی می‌گویند که پی در پی می‌آیند. حالا چند نمونه بیان کنیم. فرض کنید شما یک برنامه داستانی می‌سازید این برنامه باید فیلمنامه خوبی داشته باشد، شخصیت‌های متفاوتی داشته باشد، داستان جذاب و قابل پیگیری داشته باشد. اگر یک برنامه ترکیبی می‌سازید باید عناصر کشش، پیگیری و جذابیت این برنامه را کشف بکنید. مثلا یک طرح دکور متفاوت از عناصر کشش در یک برنامه ترکیبی است. و این دکور همان دکوری است که کسی به سمت آن نرفته است یا حداقل کمتر رفته‌اند. یا همان دکور قبلی را به روز و متفاوت‌تر بکنید. یا اینکه در انتخاب مجری شما بیایید و سه مجری برای این برنامه قرار بدهید که هر کدام در یک رده سنی باشد. مثلا یک پیرمرد، یک عاقله مرد و یک نوجوان. این می‌شود کاری که تاکنون شخص دیگری انجام نداده است. یا مثلا تیترا‍ژ برنامه‌های ترکیبی را الان با ترانه اجرا می‌کنند که ما اولین بار در برنامه “سلام بهار” در شبکه یک این برنامه را تولید کردیم که از آن به بعد بود که برنامه‌های ترکیبی در تیراژ خودشان ترانه را وارد کردند. حالا ما بیاییم و به جای ترانه برنامه را با یک سؤال شروع کنیم و یا یک صحبت که مثلا ابتدای برنامه بگوییم: سلام اسم این برنامه “صبح روشن” است اگر دوست دارید دنیای متفاوتی را احساس کنید با ما همراه باشید و الا اگر مایل نیستید می‌توانید کانال خود را عوض کنید. این خودش یک طرح متفاوت تیتراژ و شاید سبب پیگیری مخاطب شود. و یا مثلا برنامه را غیرقابل پیش بینی می‌کنیم. به عنوان مثال امروز از ابتدا تا انتها فقط مجریان برنامه حرف می‌زنند ولی فردا برعکس از اول تا آخر برنامه ما فقط پلی بک پخش می‌کنیم و این غیرقابل پیش بینی بودن برنامه سبب جذب مخاطب می‌شود. و اینجاست که شما با یک نقشه راه و طراحی به سمت تولید حرکت رفته‌اید و این نقشه راه است که به شما می‌گویید از کجا شروع کنید و به کجا ختم کنید و ما چه چیزی می‌خواهیم. و شما سه اصل را باید در ارتباط با مخاطب در نظر بگیرید. و این سه اصل سه اصل ابدی است و هر اثری در دنیا خلق بشود از این سه اصل پیروی می‌کند. یک : چه می‌خواهیم بگوییم؟ دو: برای چه کسی می‌خواهیم بگوییم؟ سه: چگونه می‌خواهیم بگوییم؟ بنابراین موضوع انتخاب می‌شود مخاطب انتخاب می‌شود و براساس نیاز رسانه و ظرفیتی که در اختیار تولید کننده قرار گرفته است فرمت انتخاب می‌شود. و اگر اینها در کنار هم قرار بگیرند یک برنامه موفق را تشکیل می‌دهند.
شماره هجده : صحیح است. اگر همه چی با هم در کنار هم باشد هر قالبی می‌تواند اثر خودش را داشته باشد.
شماره نونزده : در سؤال 6 دقیقا به همین نکته اشاره کردم و توضیح دادم. به نظرم هر کدام از این قالب‌ها ظرفیت آن را دارند که کودکان را جذب کنند، به شرط آنکه به بهترین شکل ساخته و پرداخته شوند. مهم این نیست که چه قالبی حتما به کار گرفته شود، بلکه مهم این است که هر قالب را چگونه می‌توان به بهترین و موثرترین شکل به کار گرفت

مطلب مرتبط :   بارت، ، لباس، کند،

صحیح است
بین محتوا و قالب رابطه خاصی خیلی وجود ندارد البته جاهایی هست که قالب به محتوا حد بزند و برعکس
کاملا درست است
ما برای محتوایی که داریم باید قالب درستی انتخاب کنیم
این ادعا می‌تواند درست باشد
بین قالب و محتوا رابطه وجود دارد
درست است
درست است
موافقم
همه قالب‌ها مبتنی بر نیاز مخاطب و محتوا قابل نقد است و نمی‌شود قالب را