محتوا، ادبی، هجویری، ازدواج

تصمیم بگیرد (شکل) (عسکری،54:1387) . زالامانسکی می گوید: «مقصود ما آن است که بتوانیم بررسی کنیم در ادبیات چه چیزی بازتاب گر آگاهی جمعی است و در مقابل بر آن تأثیر می‌گذارد (همان: 248) این روش باید در مورد دنیای فرهنگی که در آن به سر می‌بریم اطلاعات بسیار مهمی به ما بدهد و پیوند میان ادبیات و جامعه را روشن‌تر سازد. (همان: 253) هدف از جامعه‌شناسی محتوای اثر ادبی آن است که ما بتوانیم به این پرسش، پاسخ بگوئیم که: ادبیات چه تصویری را از جامعه ما نشان می‌دهد؟
در مقابل، چه چیزی به جامعه عرضه شده است؟ با کتاب‌های دوران ما چه پاسخ‌هایی به مسائل ما می دهند؟ خوانده هایمان ما را در کدام دنیای فکری غرق می‌سازد؟ خوانده هایمان چه فشارهایی را بر ما تحمیل می کند؟ بدیهی است که زالامانسکی راه پیشنهادی گلدمن – جامعه شناسی آفرینش – را در پیش نمی گیرد، زیرا موضوع بررسی او تعیین محتوای عقیدتی مجموعه‌ای از آثار در دروان معین است (همان:28) در تحلیل محتوایی پس از آن که کتاب را تا آخر خواندیم و درون مایه‌های آن را بر اساس اهمیت شان رده‌بندی کریدم به این پرسش می‌پردازیم که در باره مسئله خاصی که مورد نظرمان است، چه اطلاعاتی به ما می دهد بدین ترتیب ساختار اثر و وحدت آن را در نظر می گیریم (پوینده، 250:1390)جامعه‌شناس محتوا در حقیقت اثر ادبی را به عنوان سند اجتماعی بررسی می کند. در این حالت هر چه ساختار اثر ساده و وجه اجتماعی آن آشکار باشد. حصول نتیجه جامعه‌شناسی از آن سریع‌تر میسر است. به همین دلیل و به زیبایی شناختی اثر هنری در این رویکرد معمولاً مورد غفلت واقع می‌شود و این نکته نقص این روش محسوب می‌گردد. (عسگری، 52:1378) در واقع بازآفرینی صرف محتوا آگاهی جمعی، خاص آثاری است که ارزش زیباشناختی اندکی دارند و آفریده نویسندگانی نسبتا بهره از تشکیل آفرینشگرانه‌اند. (پوینده، 52:1390) به نظر گلدمن رابطه صورت و محتوا رابطه‌ای است دیالتکتیکی، بدین معنا که صورت حاصل با واسطه محتوا است. به عبارت دیگر، صورت نیز از حرکت دگرگونی محتوا ناشی می شود. در این میان، محتوا بر صورت تأثیرات یک جانبه ندارد. بلکه بین آن دو وابستگی متقابل، کنش و واکنش و حرکت و انطباق دو سویه برقرار است. (پوینده، 27:1380)هنگامی که بررسی جامعه‌شناسی، به طور عمده یا صرفاً به سوی پژوهش‌های انطباق‌های محتوایی می گراید، وحدت اثر، یعنی خصلت حقیقت ادبی را از نظر دور می‌دارد. (همان:63) زالامانسکی در پاسخ منتقدان به این روش می‌گوید: «کتاب پدیده‌ای فراگیر است پرداختن به بررسی محتوای اثر در حکم تکه تکه کردن آن و جدا ساختن از یک مجموعه است که وحدت یا انسجام زیبا شناختی دارد. تردیدی نیست که تحلیلی که وحدت اثر را نادیده گیرد ناقص است به همین سبب ما می کوشیم این اشتباه را انجام ندهیم و نمی خواهیم که پیشاپیش این یا آن محتوا را در کتابی بیابیم.
2-5-1-10 اجتماعات در ادبیات فارسی
هدف از بررسی و تحلیل محتوای آثار ادبی، طبقه‌بندی و توصیف پیام و مضامین اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی است. که آثار ادبی به مخاطبان خود انتقال داده‌اند و کتاب و آثار ادبی به طور خاصی، نوعی رسانه ارتباط جمعی هستند که پیام‌های ویژه‌ای را از نویسندگان (به منزله فرستنده) به خوانندگان (به منزله گیرنده) منتقل می‌سازند. این پیام‌ها. دارای ابعاد ایدئولوژیکی، سیاسی اعتقادی و اجتماعی هستند که به وسیله روش‌های جامعه شناختی پژوهش ادبی می‌توان آن‌ها را بررسی و توصیف کرد. در نظام دانشگاهی ایران، اصطلاحی به نام «اجتماعات در ادبیات،» متداول است. بررسی‌هایی که با نام اجتماعات در ادبیات فارسی صورت می‌گیرد گونه ای از این گونه بررسی هاست (فاضلی:130) نخستین جامعه‌شناس ایرانی، غلامحسین صدیقی، یک ربع قرن پیش، نخستین زمزمه درس را سر داد که «اجتماعات در ادبیات» نام گرفت. او راه شناخت جامعه ما را در ادبیاتمان سراغ کرده و کلید بسیاری از درهای بسته فرهنگ را در این صندوقچه یافته بود اجتماعیات در ادبیات – رشته‌ای که از بطن خود جوشید- رشته‌ای نبود که از غرب آمده باشد و راه و چاه علمی کار را به ما نشان بدهد، درختی بود که در خاک ادیب زای ایران و به ویژه گلستان بی‌مانند شعری خودمان روییده بود. قصیده و غزل ما، حکم و امثال ما، طنزها و کنایات، اسطوره‌ها و اندرزها، ارزش‌ها و باورهای ما بستری بود که رودخانه فرهنگی ما در آن جاری بود عالم اجتماعی می توانست و می‌تواند در جامعه ادب ایران آزمایشگاهی دایر کند که در آن به کشیفیات بزرگ جامعه‌شناسی دست بزند، حیطه شناخت فرهنگ و جامعه را گسترش بد هد و نشان بدهد چگونه تاریخ ما، ادبیات ما را و ادبیات ما تاریخ ما را می‌سازد. (اسکارپیت، 4:1388) پژوهش‌هایی که در حوزه‌جامعه‌شناسی ادبیات در ایران صورت گرفت، است عبارتند از نمودهای فرهنگی و اجتماعی در شعر فارسی از دکتر روح‌الامین – جامعه‌شناسی ادبیات از غلام رضا سلیم، معصومه عصام، علی اکبر ترابی،‌فریدون وحیدا، غلام‌رضا ستوده، جعفر پوینده- اجتماعیات در شعر فارسی از دکتر رنجبر، غلام رضا سلیم و …

مطلب مرتبط :   قصاص، مجنی، مجنی‌علیه، معالجه

2-6زندگی هجویری
ابوالحسن علی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی احتمالا در اواخر قرن چهارم هجری یا اوایل قرن پنجم، سالهای عزت و دولت غزنویان و در روزهای پادشاهی سلطان محمود غزنوی (م:421)، در شهر غزنه و در خانواده ای پرهیزکار و دانش دوست به دنیا آمد. دوران کودکی و جوانی را در محله جلاب و هجویر گذرانده و تحت تربیت پدرش پرورش یافته است. پس از فراگیری علوم متداول عصر خاصه قرآن، حدیث، تفسیر، فقه و کلام در زادگاه خود، جهت طی مراحل کمال و یافتن پیری آگاه به سیر آفاق می پردازد. وی به بلاد (سمرقند، اوزگند؛ مرو، سرخس، نیشابور، طوس، میهنه، بسطام، آذبایجان،‌دمشق، بغداد و شهرهای مرکزی ایران سفر کرد، و سرانجام با نارضایتی به لاهور پاکستان رفته است.» و احتمالا در سال 465 در شهر لاهور دار فانی را بدرود گفته است و در مکانی به نام داتا گنج بخش به خاک سپرده شده که امروز محل زیارت عاشقان است. رفتن به شهر و طی مسافات بدان جهت بوده است که هجویری مانند سایر صوفیه در جستجوی پیر و مرشدی بوده تا در مسیر سیر و سلوک راهنمای او باشد.
در اوزگند شرقی ترین شهر فرغانه واقع در جمهوری قرقیزستان امروز، هنگامی به خدمت «باب عمر» شتافت شیخ فرغانه که از پیران مقیم بود و میل و ذوقی با سفر نداشت و ظاهرا رسیدن و یافتن را در حضر می دید او را به قصد تنبیه به همت فرا خواند و سپردن مسافت را کار کودکان می داند. این ملاقات ابتدای توبه این درویش جوان است. نکته مهم در زندگی هجویری مسئله ازدواج اوست در این باره و بنا به گفته « دکتر محمد حسین تسبیحی در کتاب تحلیل کشف المحجوب» بار اول هنگامی که نوجوان یا هنوز کوچک بود بنابر رغبت پدر و مادرش ازدواج کرد که ناگهان زوجه ی اول درگذشت. و برای یازده سال بدون زوجه بود. در این باره می گوید:« مرا که علی بن عثمان جلابی ام، پس از آن که یازده سال از آفت تزویج نگاه داشته بود، تقدیر کرد تا به فتنه‌ای در افتادم، و ظاهر و باطنم اسیر صفتی شد که با من کردند پس از آن که روئیت بوده بود. و یک سال مستغرق آن بودم نزدیک بود دین بر من تباه شود تا حق تعالی به کمال فضل و تمام لطف خود،‌عصمت خود را استقبال دل بیچاره من فرستاد و به رحمت الهی ارزانی داشت. با توجه به این سخن هجویری می توان نتیجه گرفت که وی به زندگی دنیای توجه نداشته. وقتی ازدواج را «فتنه» می داند که باعث تباهی دین می شود. بنابراین نگرش است که پس از یازده سال که دوباره به کمند ازدواجش می افکند،‌ باز هم به لطف و رحمت الهی خلاصی می یابد « نظر دکتر محمدحسین تسبیحی و خانم دکتر اسعاد عبدالهادی قندیل» این است که بار دوم ازدواج صورت نگرفته و یک نوع تصور و دل باختگی بوده که خداوند به قول خودش مورد لطف قرارش داده است. هجویری در شریعت از مذهب ابوحنفه و در طریقت از مسلک جنید پیروی می کرد. و طریق وی برعکس طیفوریان مبنی بر صحو بود. به عقیده او پیروان طریقت باید کتاب و سنت و اجماع را محترم دارند و مراعات کنند و عمل به شریعت را در همه احوال ضروری شمارند و صوفی صافی کسی است که از تظاهر و غفلت و جهل بپرهیزد و پیری گزیند و تحت ارشاد او قرار گیرد.
2-6-1مقدمه کتاب کشف المحجوب
زندگی هجویری به سه دوره منقسم می گردد، هر دوره ای از آن در جایی گذشته است.
الف- در شهر غزنه به دنیا آمده و در آنجا دوره ی اول زندگی خود را گذرانده است و هنگامی که به دوره جوانی رسید و در نواحی جهان اسلامی به سیر و سیاحت روی آورد و شماری از شهرها و کشورها را زیارت کرد. پس در مقامی در شهر لاهور که اکنون پاکستان است مستقر گردید جایی که دوره ی آخر از زندگی وی گذشته است. جلاب و هجویر: در اطراف غزنه شماره یی از محله ها و دهکده ها وجود دارد که از توابع آن است. از میان آنها دو محله به نام جلاب (ناحیه ای از نواحی غزنه) است که به نوعی از سنگ مرمر گران بها شهرت دارد. « نقل از مقدمه» کتاب تحلیل کشف المحجوب اثر دکتر محمدحسین تسبیحی. (تسبیحی،6:1377)
اما

مطلب مرتبط :   ، مساقات، قرارداد، حدیث