محتوا، ادبی، جامعه‌شناسی، زالامانسکی

جامعه شناسی ادبی، محتوا و در درونمایه مطرح در آثار ادبی را به مثابه وسیله‌ای برای بررسی میزان انعکاس تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مطالعه می کند از این رهگذر همچنین می توان به پیوندی که میان متن ادبی و گرایش‌های فکری و طبقاتی رایج در جامعه وجود دارد. پی برد. (عسگری، 51:1387) این نظریه گاه بر آن است تا پیوندی کما بیش فشرده میان محتوای آگاهی جمعی کل جامعه و یا برخی از گروههای خاص و محتوای آثار ادبی برقرار سازد. (پوینده، 5:1390) زالامانسکی روش پیشنهادی خود را جامعه‌شناسی محتوا یا جامعه‌شناسی درون مایه می‌نامد که برای شناخت الگوهای عقیدتی‌ای که برای تأثیر گذاری بر آگاهی خواندگان به آنان عرضه شده است، کارساز است او معتقد است که با صورت برداری از محتوای آثار و رده بندی آنها، کامل ترین مصالح برای بررسی جامعه شناسی ادبیات فراهم می‌آیند. زالامانسکی از همکاران روبراسکارپیت و استاد دانشگاه پوردواست. به نظر زالا مانسکی پژوهش‌های صورت گرفته در عرصه جامعه شناسی ادبیات تاکنون در اساس دوراه پیموده‌اند.
1- راه پژوهش تجربی یعنی بررسی پدیده ادبی به یاری روش‌های خاص جامعه شناسی که به ویژه روبر اسکارپیت آن را در پیش گرفته است.
2- راه ساخت گرایی تکوینی یا جامعه‌شناسی آفرینش ادبی که لوسین گلدمن آن را پیموده است. راه نخست از آن دو بسیار ارزشمند است که پدیده ادبیات را از دیدگاهی به راستی جامعه‌شناسی بررسی می کند. روش پیشنهادی زالامانسکی که خود نیز به پژوهش تجربی گرایش دارد. تکمیل روش این پژوهش است که در قالب نوع پیشنهاد انتقادی بیان شده است. (پوینده، 28:1390) اما انتقادها از پژوهش‌هایی که بر اساس این روش صورت گرفته آن است که به گمان ماچنین پژوهشی‌هایی باید همراه و حتی پس از یک بررسی دیگر صورت پذیرد بررسی در این باره که چه چیزهایی خوانده می شود. نه این که آثار چه کسی خوانده می‌شود. در واقع این بررسی، تحلیل محتوای آثار را بر تشریح پخش و فروش آنها مقدم می‌شمارد. اگر چه مهم و ضروری است که بدانیم فرایند خواندن چگونه صورت می گیرد، آثار چه کسی خوانده می‌شود و کتاب ها در میان خوانندگان مختلف چگونه توزیع حکمی‌شود، اما به نظر ما مسئله اسانی آن است که در آغاز دریابیم چه چیزی به خوانندگان عرضه می‌شود. یعنی چه محتوایی به آنان انتقال یافته است به عبارت دیگر از محتوای کتابها می‌توانیم پی ببریم که چه چیزی برای انباشتن ذهن معاصران مان عرضه شده است. و محیط زندگی فکری آنان را می‌آفریند، به همین سبب بررسی این محتوا عاجل ترین وظیفه جامعه شناسی ادبیات است (همان:247). لوکاچ به اصالت محتوا در مقابل فرم می‌رسد. و در تحلیل نهایی نتیجه می‌گیرد که «این محتوا است که تعیین کننده شکل است و نه برعکس. این نتیجه در توافق با بیان سارتر قرار دارد که
گفت در ادبیات فرد اول باید چیزی برای گفتن داشته باشد (محتوا) و سپس در مورد بهترین راه گفتن آن تصمیم بگیرد (شکل) (عسکری،54:1387) . زالامانسکی می گوید: «مقصود ما آن است که بتوانیم بررسی کنیم در ادبیات چه چیزی بازتاب گر آگاهی جمعی است و در مقابل بر آن تأثیر می‌گذارد (همان: 248) این روش باید در مورد دنیای فرهنگی که در آن به سر می‌بریم اطلاعات بسیار مهمی به ما بدهد و پیوند میان ادبیات و جامعه را روشن‌تر سازد. (همان: 253) هدف از جامعه‌شناسی محتوای اثر ادبی آن است که ما بتوانیم به این پرسش، پاسخ بگوئیم که: ادبیات چه تصویری را از جامعه ما نشان می‌دهد؟
در مقابل، چه چیزی به جامعه عرضه شده است؟ با کتاب‌های دوران ما چه پاسخ‌هایی به مسائل ما می دهند؟ خوانده هایمان ما را در کدام دنیای فکری غرق می‌سازد؟ خوانده هایمان چه فشارهایی را بر ما تحمیل می کند؟ بدیهی است که زالامانسکی راه پیشنهادی گلدمن – جامعه شناسی آفرینش – را در پیش نمی گیرد، زیرا موضوع بررسی او تعیین محتوای عقیدتی مجموعه‌ای از آثار در دروان معین است (همان:28) در تحلیل محتوایی پس از آن که کتاب را تا آخر خواندیم و درون مایه‌های آن را بر اساس اهمیت شان رده‌بندی کریدم به این پرسش می‌پردازیم که در باره مسئله خاصی که مورد نظرمان است، چه اطلاعاتی به ما می دهد بدین ترتیب ساختار اثر و وحدت آن را در نظر می گیریم (پوینده، 250:1390)جامعه‌شناس محتوا در حقیقت اثر ادبی را به عنوان سند اجتماعی بررسی می کند. در این حالت هر چه ساختار اثر ساده و وجه اجتماعی آن آشکار باشد. حصول نتیجه جامعه‌شناسی از آن سریع‌تر میسر است. به همین دلیل و به زیبایی شناختی اثر هنری در این رویکرد معمولاً مورد غفلت واقع می‌شود و این نکته نقص این روش محسوب می‌گردد. (عسگری، 52:1378) در واقع بازآفرینی صرف محتوا آگاهی جمعی، خاص آثاری است که ارزش زیباشناختی اندکی دارند و آفریده نویسندگانی نسبتا بهره از تشکیل آفرینشگرانه‌اند. (پوینده، 52:1390) به نظر گلدمن رابطه صورت و محتوا رابطه‌ای است دیالتکتیکی، بدین معنا که صورت حاصل با واسطه محتوا است. به عبارت دیگر، صورت نیز از حرکت دگرگونی محتوا ناشی می شود. در این میان، محتوا بر صورت تأثیرات یک جانبه ندارد. بلکه بین آن دو وابستگی متقابل، کنش و واکنش و حرکت و انطباق دو سویه برقرار است. (پوینده، 27:1380)هنگامی که بررسی جامعه‌شناسی، به طور عمده یا صرفاً به سوی پژوهش‌های انطباق‌های محتوایی می گراید، وحدت اثر، یعنی خصلت حقیقت ادبی را از نظر دور می‌دارد. (همان:63) زالامانسکی در پاسخ منتقدان به این روش می‌گوید: «کتاب پدیده‌ای فراگیر است پرداختن به بررسی محتوای اثر در حکم تکه تکه کردن آن و جدا ساختن از یک مجموعه است که وحدت یا انسجام زیبا شناختی دارد. تردیدی نیست که تحلیلی که وحدت اثر را نادیده گیرد ناقص است به همین سبب ما می کوشیم این اشتباه را انجام ندهیم و نمی خواهیم که پیشاپیش این یا آن محتوا را در کتابی بیابیم.
2-5-1-10 اجتماعات در ادبیات فارسی
هدف از بررسی و تحلیل محتوای آثار ادبی، طبقه‌بندی و توصیف پیام و مضامین اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی است. که آثار ادبی به مخاطبان خود انتقال داده‌اند و کتاب و آثار ادبی به طور خاصی، نوعی رسانه ارتباط جمعی هستند که پیام‌های ویژه‌ای را از نویسندگان (به منزله فرستنده) به خوانندگان (به منزله گیرنده) منتقل می‌سازند. این پیام‌ها. دارای ابعاد ایدئولوژیکی، سیاسی اعتقادی و اجتماعی هستند که به وسیله روش‌های جامعه شناختی پژوهش ادبی می‌توان آن‌ها را بررسی و توصیف کرد. در نظام دانشگاهی ایران، اصطلاحی به نام «اجتماعات در ادبیات،» متداول است. بررسی‌هایی که با نام اجتماعات در ادبیات فارسی صورت می‌گیرد گونه ای از این گونه بررسی هاست (فاضلی:130) نخستین جامعه‌شناس ایرانی، غلامحسین صدیقی، یک ربع قرن پیش، نخستین زمزمه درس را سر داد که «اجتماعات در ادبیات» نام گرفت. او راه شناخت جامعه ما را در ادبیاتمان سراغ کرده و کلید بسیاری از درهای بسته فرهنگ را در این صندوقچه یافته بود اجتماعیات در ادبیات – رشته‌ای که از بطن خود جوشید- رشته‌ای نبود که از غرب آمده باشد و راه و چاه علمی کار را به ما نشان بدهد، درختی بود که در خاک ادیب زای ایران و به ویژه گلستان بی‌مانند شعری خودمان روییده بود. قصیده و غزل ما، حکم و امثال ما، طنزها و کنایات، اسطوره‌ها و اندرزها، ارزش‌ها و باورهای ما بستری بود که رودخانه فرهنگی ما در آن جاری بود عالم اجتماعی می توانست و می‌تواند در جامعه ادب ایران آزمایشگاهی دایر کند که در آن به کشیفیات بزرگ جامعه‌شناسی دست بزند، حیطه شناخت فرهنگ و جامعه را گسترش بد هد و نشان بدهد چگونه تاریخ ما، ادبیات ما را و ادبیات ما تاریخ ما را می‌سازد. (اسکارپیت، 4:1388) پژوهش‌هایی که در حوزه‌جامعه‌شناسی ادبیات در ایران صورت گرفت، است عبارتند از نمودهای فرهنگی و اجتماعی در شعر فارسی از دکتر روح‌الامین – جامعه‌شناسی ادبیات از غلام رضا سلیم، معصومه عصام، علی اکبر ترابی،‌فریدون وحیدا، غلام‌رضا ستوده، جعفر پوینده- اجتماعیات در شعر فارسی از دکتر رنجبر، غلام رضا سلیم و …

مطلب مرتبط :  

2-6زندگی هجویری
ابوالحسن علی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی احتمالا در اواخر قرن چهارم هجری یا اوایل قرن پنجم، سالهای عزت و دولت غزنویان و در روزهای پادشاهی سلطان محمود غزنوی (م:421)، در شهر غزنه و در خانواده ای پرهیزکار و دانش دوست به دنیا آمد. دوران کودکی و جوانی را در محله جلاب و هجویر گذرانده و تحت تربیت پدرش پرورش یافته است. پس از فراگیری علوم متداول عصر خاصه قرآن، حدیث، تفسیر، فقه و کلام در زادگاه خود، جهت طی مراحل کمال و یافتن پیری آگاه به سیر آفاق می پردازد. وی به بلاد (سمرقند، اوزگند؛ مرو، سرخس، نیشابور، طوس، میهنه، بسطام، آذبایجان،‌دمشق، بغداد و شهرهای مرکزی ایران سفر کرد، و سرانجام با نارضایتی به لاهور پاکستان رفته است.» و احتمالا در سال 465 در شهر لاهور دار فانی ر