محتوا، اخلاقی، می‌خواهیم، جذابیت

ساختار باید ویژگی‌های فنی و هنری لازم را فراهم بکند و استانداردهای هنری و فنی را داشته باشد تا بتواند ارتباط برقرار کند. بعضی از عوامل به داخل برنامه مزبوط می‌شود و بعضی از عوامل نیز به خارج از برنامه مربوط می‌شود. الزاما آن پیامی که ما به صورت کد در برنامه قرار داده‌ایم توسط مخاطب همان‌گونه که ما می‌خواهیم رمزگشایی نمی‌شود. چه بسا گاهی او در یک شرایطی قرار گرفته باشد که عکس آن پیام را بگیرد. منتهی خوب ما باید با توجه به مخاطب هدف شرایط فنی و هنری لازم را درست انتخاب کنیم. و غیر از اینها، عوامل بیرونی و شرایط بیرونی، بسیار کار تأثیرگذاری را دشوار می‌کند. به عنوان مثال الان یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که کودکان به تماشای برنامه‌های بزرگسالان می‌نشینند و یا پای اصلی برنامه‌های ماهواره هستند و یا اینکه یک کتاب را می‌خواند و با یک دوستی برخورد می‌کند که بسیار متفاوت‌تر است از حرفی که در برنامه کودک شنیده است و هرچه که رشته‌ایم پنبه می‌شود. و از دیگر مشکلات پیش روی صدا و سیما این است که بچه‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با کمترین هزینه و آسان‌ترین روش به انواع محصولات دسترسی دارند و اینطور نیست که بگویم این کودک در اختیار ماست و هرچه ما بخواهیم انجام می‌دهد. ما در ارتباطاتمان باید این مسائل را در نظر بگیریم یعنی اینکه ما در یک دنیای رقابتی قرار گرفته‌ایم و با ملاحظه رقبا باید محصول خودمان را تولید بکنیم و در حقیقت کار ما سنگین‌تر می‌شود. در اینجا تازه‌گویی و نوآوری و خلاقیتی باید در تولیدات ما باشد که مخاطب مشابه آن را در جای دیگر ندیده باشد
هر اثری در دنیا خلق بشود از این سه اصل پیروی می‌کند. یک : چه می‌خواهیم بگوییم؟ دو: برای چه کسی می‌خواهیم بگوییم؟ سه: چگونه می‌خواهیم بگوییم؟ بنابراین موضوع انتخاب می‌شود مخاطب انتخاب می‌شود و براساس نیاز رسانه و ظرفیتی که در اختیار تولید کننده قرار گرفته است فرمت انتخاب می‌شود. و اگر اینها در کنار هم قرار بگیرند یک برنامه موفق را تشکیل می‌دهند.
اگر همه چی با هم در کنار هم باشد هر قالبی می‌تواند اثر خودش را داشته باشد. براساس محتوا
براساس تحقیق و پژوهش
براساس ویژگی مخاطبین
براساس نیاز مخاطبین
طبق اصول و استانداردهای برنامه‌سازی (هنری،فنی)
کلا فرمت براساس این سه اصل انتخاب می‌شود
چه می‌خواهیم بگوییم؟ (بنابراین موضوع انتخاب می‌شود)
برای چه کسی می‌خواهیم بگوییم؟ (مخاطب انتخاب می‌شود)
چگونه می‌خواهیم بگوییم؟ (براساس نیاز رسانه و ظرفیتی که در اختیار تولید کننده قرار گرفته است)

نسبت بین محتوا و قالب نتیجه
بین محتوا و قالب رابطه خاصی خیلی وجود ندارد البته جاهایی
هست که قالب به محتوا حد بزند و برعکس
بین قالب و محتوا هم هیچ رابطه‌ای وجود ندارد (البته منظور ایشان این بود که به طور کلی نمی‌توان انتظار داشت محتوا قالب را مشخص کند و به حلقه مفقوده ایده اشاره داشتند)
بین قالب و محتوا رابطه وجود دارد
نسبت بین قالب،‌ محتوا و مخاطب است که مشخص می‌کند چه برنامه چگونه تولید شود

مطلب مرتبط :   تحریم، امنیت، ایتالیا، منشور

4-1-5-2-9-1 نتیجه :

صحت ادعا :
– صحت ادعا تقریبا با اکثریت قاطع پذیرفته شد و آنان هم که نظر قاطع ندادند به دلیل اینکه ادعا را ناقص می‌دیدند.

شاخصه‌های صحیح :
– طبق اصول و استانداردهای برنامه‌سازی (هنری و فنی)
– طبق سه اصل
 چه می‌خواهیم بگوییم؟ (بنابراین موضوع انتخاب می‌شود)
• براساس محتوا
 برای چه کسی می‌خواهیم بگوییم؟ (مخاطب انتخاب می‌شود)
• براساس ویژگی مخاطبین
• براساس نیاز مخاطبین
 چگونه می‌خواهیم بگوییم؟
• براساس تحقیق و پژوهش
• براساس نیاز رسانه و ظرفیتی که در اختیار تولید کننده قرار گرفته است.

نسبت بین قالب و محتوا (سیر صحیح دست یافتن به یک قالب)

شکل 4-4 :نسبت بین قالب و محتوا

4-1-5-2-10 سؤال دهم : جذابیت مفاهیم اخلاقی

کلیدهای کلی استخراج شده از سؤال دهم
نخیر اساسا اینطوری نیست و بچه‌ها جذب جنبه‌های سرگرمی برنامه می‌شوند. و اگر این اتفاق بیفتند یعنی همیشه نقطه هدف و نقطه حیث الطفاتی کودک همیشه برهم منطبق هستند و این یک چیز آرمانی است. اگر بخواهیم نتیجه سلبی را هم از این سؤال نتیجه بگیریم و بگوییم برنامه وقتی نکات اخلاقی دارد بچه‌ها را جذب نمی‌کند با این هم مخالف هستم برنامه باید براساس اصول برنامه‌سازی اصول جذابیت و سرگرم کننده را در خود دارا باشد تا کودک به سراغ آن برنامه بیاید. اشکالی که در برنامه‌سازی وجود دارد این است که بعضی برنامه‌سازان تصور می‌کنند بین هدف و محتوا و جنبه‌های جذابیت و سرگرم‌کننده برنامه یک تفکیک وجود دارد. و می‌گویند جنبه‌های جذاب و سرگرم‌کننده برنامه آن قسمت‌هایی هستند که این کار را انجام می‌دهند و ما در وسط آن و در دل آن اهداف برنامه را عنوان می‌کنیم. عناصر جذاب و سرگرم کننده نباید خارج از محتوا و هدف وارد برنامه شود و ساماندهی شود اگر اینگونه شود همین برنامه‌هایی می‌شود که ما به آنها انتقاد داریم. . این کار مثل این می‌ماند که من بخواهم برای جذاب شدن کلاس ریاضیات خودم نوار فلان خواننده را در کلاس بگذارم و وقتی همه بچه‌ها وارد کلاس شدند و جذب کلاس شدند نوار را خاموش کنم و در را ببندم و بگویم حالا می‌خواهم ریاضیات درس بدهم خوب همه پا می‌شوند و می‌روند بلکه من باید خود درس ریاضی را جذاب ارائه کنم.
ما باید با یک جذابیت آنها را به بچه‌ها یاد بدهیم و به جذابیت برنامه کمکی نمی‌کند
اصلا سؤال بی ربطی نیست ولی فکر می‌کنم با یک ترفندی باید بچه ها را جذب کنیم تا مفاهیم اخلاقی را بگیرند
مفاهیم عامل جذابیت نیست ولی جز واجبات کار است و چون ما رسانه فرهنگ‌ساز هستیم جز وظایف ماست
نه مفاهیم اخلاقی ذاتا جذاب نیستند و جزء بایدهای زندگی هستند و انسان ذاتا باید گریز است. خود مفاهیم اخلاقی جذاب نیستند و نوع ارائه آنهاست که آنها را جذاب می‌کند
نه محتوا پس پرده است نمی‌تواند دلیل جذب مخاطب باشد
مفاهیم اخلاقی محتوا و پیام هستند و به خودی خود نمی‌توانند عامل جذب باشند
خیلی شعاری و کلیشه‌ای است
صدردصد نه. هیچ تأثیری ندارد
باید اخلاق را بیان کنیم ولی خیلی لطیف باشد
بچه‌ها آن چیزهایی که می‌بینند را از آنها دریافت‌های رفتاری می‌کنند و تقلید می‌کنند و الگو می‌گیرند. و نه من فکر نمی‌کنم یک همچین چیزی باشد
سؤال به گونه‌ای دیگر مطرح شد که آیا عوامل اخلاق جذاب هستند یا ضد این عوامل اخلاقی جذاب هستند؟ شاید به طور طبیعی چه بچه‌ها و چه بزرگترها، گاهی از بعضی از شیطنت‌ها خوششان بیاید از بعضی از کارهای خلاف خوششان بیاید یا اینکه هوای نفس بر انسان غلبه پیدا می‌کند از خیلی از بدی‌هایی که جز بدیهیات است شاید حتی لذت هم ببرد ولی این به این معنی نیست که ما باید این کار را انجام بدهیم. آنچیزی که در یک اثر هنری و تلویزیونی مهم است استفاده از عواملی برای ایجاد جذابیت است یکی از این عوامل جذابیت ایجاد کنتراست یا تضاد و تعلیق در برنامه است و برای ایجاد این تضاد لابد از درگیر کردن دو قطب متضاد هستند. و اگر این درگیری باشد مخاطب ما جذب می‌شود و در نهایت که قهرمان و ضدقهرمانی که خلق کردیم و درگیر شدند باید طوری این برنامه تولید شود که مخاطب نمره مثبت را به قهرمان داستان بدهد. حالا شاید این دو قهرمان و ضدقهرمان کاراکتر نباشند و دو مفهوم باشند.
بخش عمده کارکرد برنامه برای کودک باید سرگرمی‌باشد و وقتی جذب ایجاد شد آنوقت کنارش مفهوم اخلاقی بیان کنید
اگر بخواهیم با این نگاه جواب بدهیم که می‌خواهیم کودکان با اخلاق داشته باشیم باید بگویم نه! برای کودک جذابیت ندارد. ولی اگر درست در مقطع سنی خودش آنها را در یک قالب درست به کودک ارائه دهیم می‌تواند تأثیرگذار باشد و باعث رشدش نیز شود و اگر بُعد سرگرمی را هم درنظر بگیریم حتی می‌تواند مجذوب آن برنامه نیز بشود.
باید باشد چون کودکان در سن یادگیری هستند و باید آموزش ببینند و چه مفاهیمی بهتر از مفاهیمی دینی و اخلاقی. آموزش و انتقال مفاهیم اخلاقی جزو خصوصیات ذاتی هر برنامه‌ای باید باشد و نمی‌تواند جدا باشد. در برنامه‌های مناسبتی می‌توان موضوع را خود مفهوم ارزشی قرار داد
نمی‌توان به صورت کلی گفت مفهوم باعث جذابیت می‌شود
تحقیق و تجربه نشان داده که کودکان و نوجوانان، قالب کارتون و برنامه‌های ترکیبی را بیشتر می‌پسندند. بنابراین شاید بهتر باشد که آموزه‌های اخلاقی با بیانی داستانی و در قالب کارتون ارائه شوند
پاسخ به جذاب بودن مفهوم نتیجه
نخیر اساسا اینطوری نیست و بچه‌ها جذب جنبه‌های سرگرمی برنامه می‌شوند
با یک ترفندی باید بچه ها را جذب کنیم تا مفاهیم اخلاقی را بگیرند
مفاهیم اخلاقی محتوا و پیام هستند و به خودی خود نمی‌توانند عامل جذب باشند
تحقیق و تجربه نشان داده که کودکان و نوجوانان، قالب کارتون و برنامه‌های ترکیبی را بیشتر می‌پسندند. بنابراین شاید بهتر باشد که آموزه‌های اخلاقی با بیانی داستانی و در قالب کارتون ارائه شوند
به جذابیت برنامه کمکی نمی‌کند
اگ