لطف، شعر، رباعی، مضمون

هستم
اگر کافر نیم در راه معنی ولیک از روی صورت بت پرستم
مرید و مایل شوخان شنگم نقیض و منکر شیخان کستم
ز پیوند خردمندان بریدم بر رندان و قلاشان نشستم…
چو بدنامی و ناکامی گزیدم زبند کام و نام و ننگ رستم
بدستم تا بدم شیدا و عاشق نه اکنون عاشق و شیدا و مستم
(یارشاطر،1334: 173-171)
در دورهی مورد بحث ما ساختن قطعه نیز بی رواج نبود و قطعات متعدد از بعضی شاعران چون کمال خجندی و لطف الله نیشابوری و کاتبی در دست است.
قطعات این دوره از حیث مضمون بسیار متنوع است و غالب موضوعات شعری چون مدح و تقاضا و تهنیت و مناظریه و مطایبه و هجو و وصف و عشق و عرفان و موعظه و رثاء و بث الشکوی و انتقاد و ذکر حوادث تاریخی و وقایع روزمره را در بر دارد.
مانند قطعه زیر از لطف الله که به طنز در طلب سروده:
ترا به طبع من آن مادحم که خرسندم ز خدمتت به قبائی و کفش و دستاری
مرا خری دگر انگار از این خران درت نیم خود از در پالان و کفش و افساری؟
و قطعهای از او در شکوائیه با مطلع:
جز رنج نیست بهرهی صاحب هنر ز چرخ در دانش ار فنون هنر را مدرس است
و قطعه ذیل که دارای مضمون انتقادی است:
ای که گردیدی و جستی و ندیدی در جهان یک جنید و شبلی و معروف و کرخ و بایزید
دیده بگشا تا عیان بینی به هر گوشه هزار عمروعاص و عتبه و بوجهل و مروان و یزید
(یارشاطر،1334: 204-201)
سرودن رباعی نیز با پیشرفت و رواج غزل ترقی کرد و از زمانی که سبک عراقی در شعر فارسی غلبه یافت بیشتر شعرا به رباعی نیز اقبال کردند رباعیات این دوره امتیاز خاصی ندارد و تغییر محسوسی در آنها مشاهده نمیشود. انحطاط عمومی شعر در رباعیات این دوره نیز مشهود است.
از جهت مضمون برای رباعی حدی نمیتوان تعیین نمود. تقریباً رباعی در هرگونه مضمون شعری سروده شده، ولی در بعضی مضامین مانند مدح و تقاضا رباعیات اندک است و برعکس در نکتههای عشقی و عرفانی و موعظه و وصف بیشتر.
از میان شعرای این دوره رباعیات لطف الله نیشابوری را سیمی نیشابوری، شاعر همین دوره و جامع دیوان وی، بر حسب موضوع تدوین کرده، و از آن تنوع موضوعات رباعی آشکار میشود. این رباعیات حاوی مضامین حمد و مناجات و طلب مغفرت و نعت رسول و منقبت علی امیر المؤمنین و پند و موعظه و گله از بخت و تأسف بر روزگار گذشته و بی حاصلی عمر و وصف معشوق و معانی صوفیانه و قلندرانه و وصف بدایع طبیعت و هجو و انتقاد میباشد.
ذیلاً نمونهای از رباعیات لطف الله نیشابوری را بر حسن مضامین مختلف میآوریم:
در توحید:
ای در دو جهان صورت و معنی همه تو مقصود همه ز دین و دنیا همه تو
هم با همه همدمی و هم بی همه تو ای با همه تو، بی همه تو، ای همه تو
در مدح:
شاهنشه تخت ملک میرانشاه است کو بر سر خسروان و میران شاه است
شاهی که به دل و دانش و بینش هست شایستهی تخت و ملک میرانشاه است
در وصف طبیعت:
باد آمد و گرد خاک نارفته برفت ابر آمد و ریخت و در ناسفته بسفت
درکش ز قدح می نهفته به نهفت اکنون که به باغها شکوفه بشکفت
در هجو:
ای مدبر مظلوم کش ظالم کیش در علم کم از خر و به جهل از خر بیش
در قول مسلمان و به فعلی کافر درویش به صورت، به صفت نادرویش
در این دوره ترجیع بند و ترکیب بند نیز زیاد سروده شده است و غالب آنها متین و خوش لفظ است. این دو نوع از حیث مضمون شبیه به قصیدهاند. تنها در مضامین عرفانی و عاشقانه به غزل نزدیک میشوند. لطف الله نیشابوری، شاه نعمت الله ولی و ابن حسام بیش از دیگر شعرا به این دو نوع توجه کردهاند.
سرودن مسمط نیز در این دوره بی رواج نبوده است، خاصه لطف الله نیشابوری به آن التفات داشته. مضمون عمدهی مسمطات این دوره یکی وصف طبیعت و دیگر نعت حضرت رسول و ائمه است.
لطف الله نیشابوری علاوه بر مسمطاتی که مضمون آنها مدح پیغمبر و ائمه است چند مسمط در مضامین عاشقانه دارد. از جمله مسمطی است که هر بند آن چهار مصراع دارد و چند بند آن این است.
نور رخت، قدر مه و خور شکست مُشک دو زلفت دل عنبر شکست
دُرج دُرت، قیمت گوهر شکست قند لبت رونق شکّر شکست
***
من که غنودم به شبستان او شاد ز پیوند و ز پیمان او
دستِ سپاه غم هجران او خانهی آرام مرا درشکست
***
ای دل و جان را ز رخت فال و فر غیرت سرو و سمنت یار و بر
بس به هوای تو که زد بال و پر مرغ دلِ پر زده را پر شکست
(یارشاطر،1334: 211-206)
مراثی را در این دوره میتوان به دو نوع تقسم کرد: یکی مراثی دینی که بیشتر آنها در ذکر واقعه کربلا و شهادت حسین بن علی (ع) و مصائب اهل بیت و شهادت علی بن موسی الرضاست. و دیگر مرائی عادی که در مرگ امرا و بزرگان و اصحاب و یاران سروده شده است.
از بهترین مراثی این دوره یک رشته قصائد و ترجیعاتی است که لطف الله نیشابوری در رثاء دوستی سراج الدین نام سروده است. این قصاید و ترجیعات عموماً با معانی عبرت آور و مضامین رقت انگیز و مواعظ حکیمانه همراه است و کمتر اثر تکلف در آنها مشهود است. چند بیت از یکی از این ترجیعات را برای نمونه میآوریم:
از بار روزگار تن ناتوان نماند زاندوه بی شمار دل شادمان نماند
تا باد حسرت آتش اندوه برفروخت آبی ز انبساط در این خاکدان نماند
خاصیت شبات و مزاج موافقت گوئی که در سرشت زمین و زمان نماند
آثار عافیت به جهان بقا طلب کاندر فنا سرای بقا و نشان نماند
برخیز ای برادر و بربند بار انس زین خطهی خطر که امید امان نماند
گر اردوان عهدی و گر اردشیر عصر جز نام نیک و بد اثر اندر جهان نماند
دیریست کز رسوم فریدون و بیورسب جز نام نیک و بد اثر اندر جهان نماند
ای وجه عمر کرده به سودای آز صرف حاصل ز سود و مایهی تو جز زیان نماند
(یارشاطر،1334، 230-229)

مطلب مرتبط :   حقوق، کیفری، جنایی، سیاست

1-1-6 – دیوان لطف الله

دیوان لطف الله در 706 صفحه تدوین وچنانکه گفته شد، به خط یکی از شاگردانش به نام مولانا محمد بن علی سیمی، قلمی گردید.
برجسته ترین وجه شعر لطف الله جنبهی شیعی آن است که در این روزگار، یعنی قرن هشتم هجری، در برخی از نقاط دیگر خراسان، بلکه ایران نمونههایی داشته است. حرکتی که از شیخ حسن کاشی، شاعر دهههای پایانی قرن هفتم و آغازین قرن هشتم، آغاز شده بود، با همراهی بسیاری از شاعران زبده ادامه یافت و در این مقطع تاریخی، لطف الله نیشابوری، در شهری که همچنان بیشتر مردمانش بر مذهب اهل سنت بودند، آشکارا درباره امام علی و دیگر امامان (ع) شعر میسرود. وی در برخی موارد خود را مداح امام علی (ع) خوانده و در این باره، بر آن است که گوی سبقت از سلف ربوده:
مدّاح درگاه ورا داد ایزد آن قدرت کنون کو گوی سبقت میبرد از مدح گویان سلف
وی در جایی از دیوان، بالا بودن طراز شعر خود را تنها، در این میداند که مداح امام علی(ع) است:
چه باک از فقر اگر مردم به گوشم میرسد طعنی ز خصمان شه صفدر علی بن ابی طالب
چو از گنج معانی دارم اجری بیکران مجری ز دیوان شه صفدر علی بن ابی طالب
طراز شعر من دانی چرا شد در خور تحسین ز احسان شه صفدر علی بن ابی طالب
نخستین شعر دیوان [ص 18-15] بر حسب تدوین مولانا سیمی، قصیدهای در ستایش امام علی –علیه السلام– و ذکر مناقب آن حضرت از زبان رسول الله (ص) است:
پس از نگاشتن لا اله الا الله که از شهادت توحید مؤمنست آگاه
نوشته بر در فردوس هیچ دانی چیست که با نبوت او کاملست دین اله
ابی الحسن اسد الله علیّ بوطالب که بر ولایت او نصّ عصمتست گواه
که در این قصیده 46 بیتی، ضمن مرور بر فضائل امام علی -علیه السلام- از زبان رسول، اشاره به حماسههای امام در نبردهای خندق و خیبر و خوابیدن در جایگاه رسول (ص) در شب هجرت دارد. در همین قصیده به صراحت بر مذهب جعفری تکیه کرده و گفته است:
مترس از تپش آتش ار تو جعفرئی که زرّ جعفری آید برون خلاص از کاه
و در قصاید بعد همچنان ستایش امیرمؤمنان و فضایل او مشهود است. در این قصاید تنها به فضائل حضرت اشاره شده و نسبت به خلفا و صحابه تندی وجود ندارد. مقایسهی امام علی (ع) توسط او با شخصیتهای تاریخی ایران هم جالب است.
تنها مثنوی دیوان او که شامل سه قصیده پیاپی است، قصه دومش مربوط به امام علی (ع) است. در میان رباعیها هم ابتدا چند رباعی در وصف حضرت رسول (ص) و پس از آن چندین رباعی در وصف امام علی (ع)

مطلب مرتبط :   ، شرمساری، پسران، دختران