لطف، شعر، دل، قضا

دانلود پایان نامه
خبر کند خیل خیال را، شب هجران بما فرست
***
سپاه خیال تو، شب تا به روز ز جیحون چشمم، به معبر گذشت
به هر نقش و صورت, که کردم نظر خیال توام، در برابر گذشت
و …
استفاده از مجاز:
آب زمین را تر کنم چون ابر، آب چشم خود از گریه در سیل آورم مژگان باران بار را
مژگان: مجاز از چشم
***
عذر بپذیر، اگر مردمک دیده به شرط به سر خدمت، مهمانِ خیالت نرسد
مردمک دیده مجاز جزء از: چشم
***
چشمت، به غمزها زده بر دل خدنگها عشقت، ربوده از کف عقل اختیارها
کف مجاز از دست
***
گفتی از احداث زمان، بس مسوز سوختهام، چون نتوانم بسوخت
سوخته: مجازاً آزار کشیده، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق
و …
مراعات النظیر در شعرش فراوان است:
در سر مرا، به قبلهی رویت نمازهاست در سر مرا، ز بادهی شوقت خمارها
مراعات النظیر قبله و نماز، باده و خمار
***
به باغ خلد ملاقات و طوبی قدتّ به آب کوثر لعل و بهشت رخسارت
خلد، طوبی، کوثر و بهشت مراعات النظیر
***
نرسد خود، به سرچشمهی آب حیوان تا به سرچشمهی نوشین زلالت نرسد
مراعات النظیر بین سرچشمه، نوشین، زلال و آب
***
به تمنّای وصال تو، مرا طایر قدس میطپد در قفس قالب و پر میشکند
طایر، قفس و پر مراعات النظیر
و …
به تأثیر قضا و قدر بر سرنوشت انسان اعتقاد دارد:
لطف از زمین کویش عزم سفر نمیکرد از حکم آسمانی لیکن چنان در افتاد
***
به حکم قضا، تن نهادم که کاری که بست از قضا، از قضا برگشاید
***
تو رضا ده به قضا وین قدر آنگاه بدان کز قضا هرچه قدر رفت دگر می نرود
***
ولیک رد نتوان کرد، تیر حادثه که قادر قَدَر از قبضه قضا انداخت
و …
از نمونههای باور به عقاید خرافی و استفاده از اصطلاحات نجومی در اشعارش میتوان موارد زیر را ذکر کرد:
در بندگی اخلاص پسندست ز لبیّک گر خوان و خورش در خور بهرام ندارد
چون رخ تو تاب نه چون غمزهی تو تیغ بر طارم گردون خور و بهرام ندارد
***
بار غمت می کشد، با تن چون تار لطف آنچه به تار قصب می نکند ماه تاب
تأثیرپذیری شاعر از شعرای دیگر:
غزل 1 بیت4:
تا در سرای دیدهام، خیل خیالش رخ نهد روبم به جاروب مژه، از وی خس و خاشاک را
اشاره به شعر حافظ:
ای آفتاب آینه دار جمال تو مشک سیاه مجمره گردان خال تو
صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود کاین گوشه نیست در خور خیل خیال تو
(حافظ،1391، غزل408، ص555)
و:
زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غمزدگان غمگسار بازاید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن شهسوار باز آید
(حافظ،1391، غزل235، ص317)
غزل 34 بیت1:
شرنگست، نوشاب از دست دوست خدنگست، تشریف از شست دوست
اشاره به شعر حافظ:
هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
(حافظ،1391: غزل71، ص100)
غزل35 بیت11:
حکایتی که ز دل لطف در خلا میداشت سرشک دیده او جمله بر ملا انداخت
اشاره به شعر حافظ:
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
(حافظ،1391: غزل226، ص306)
غزل18 بیت 5:
بار غمت می کشد، با تن چون تار لطف آنچه به تار قصب می نکند ماه تاب
اشاره به شعر سعدی:
تو را که گفت که برقع برافکن ای فتان که ماه روی تو ما را بسوخت چون کتان
(سعدی، قصیده 46«در ستایش عطاء الدین ملک جوینی صاحب دیوان»، مطلع دوم، 1382: 761)
غزل33 بیت4:
بهر معاش تواند، ساکن و سایر درین عالم پست و بلند، هرچه بلندند و پست
اشاره به شعر سعدی:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
(سعدی، دیباچه گلستان، 1384: 49)
نمونه تخلص شعری «لطف»:
دود دل لطف از زمین، گر سر به گردون بر نهد آتش به سقف اندر زند، مقصورهی افلاک را
***
تا اندرین ره لطف را کشتی به ساحل کی رسد کاشفته میبیند ز موج، این بحر مردم خوار را
***
مانی بابر آذر، هر شام و هر سحر لطف از بس که اشک رانی بر هر مزار زارا
***
کام لطف ارنه ز لطف تو محصّل گردد حاصلی نبود ازین کوشش بی حاصل ما
و …
از شاعرانی که به طور مستقیم از اشعارشان استفاده کرده و اکثر ابیات یک شعر آنها را تضمین کرده خاقانی و سعدی است.
در مکان غزل 21 شعری با مطلع:
دام دل عاشقان، زلف دلارام رفت تا دل شیدا به عشق شهره و بدنام رفت
آورده و از اکثر ابیات شعر سعدی با مطلع:
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
استفاده کرده.
و در مکان غزل 20 ترجیع بندی به مطلع:
نور رویت فروغِ خور بشکست درج لعلتِ دل گهر بشکست
آورده که از اکثر ابیات شعر خاقانی با مطلع:
رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست
استفاده کرده که هر دو شعر به دلیل اینکه غزل نبودند از این پژوهش حذف گردید.
در غزل 81 با مطلع:
نظرم تا که بر آن ماه دلآرا افتاد رازم از کُنج دل تنگ به صحرا افتاد
بیت با مضمون:
لطف را این غزل اندر حق آن طرفه غزال در نشابور به تاریخ بخارا افتاد
که تاریخ بخارا به حساب جمل سال 804 است. با توجه به اینکه در منابع سال وفات شاعر 812 عنوان شده پس نشان میدهد که این غزل از اشعار اواخر عمر شاعر بوده است.

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درمورد نگهداری از بچه ها و تصمیم گیری

فصل دوم

پیشینهی تحقیق

یگانه نسخهی شناخته شده دیوان لطف الله نیشابوری به خط نستعلیق به قلم سیمی نیشابوری (خوشنویس معروف سده نه هجری و شاگرد لطف الله) کتابت شده است. این دست نویس متعلق به خزانه کتب شاهرخ تیموری (حک: 807-803 ﻫ.ق) بوده. دیوان لطف الله در سال 1390 به صورت چاپ عکسی از روی این نسخه دست نویس که به شماره 2321 در کتابخانهی ملی ایران نگهداری میشود. به کوشش رسول جعفریان به طبع رسیده است و تاکنون به صورت علمی و انتقادی تصحیح نشده است، لذا تنها منبع موجود دربارهی لطف الله و اشعارش اشارههایی است که در تذکرهها دربارهی زندگی و آثار او میبینیم.
آنچه تاکنون پیرامون لطف الله و اشعارش نوشته شده به شرح زیر می باشد:
سمرقندی (1382) نخستین تذکره نویسی است که در اثر خود تذکره الشعرا از لطف الله نام برده و چهارچوب آنچه در تذکرهها درباره لطف الله نیشابوری آمده همان است.دولتشاه لطف الله را مردی دانشمند و فاضل نامیده که در سخنوری در زمان خود بی نظیر بوده و صنایع شعر را از استادان کم کسی چون او رعایت نموده است.
دهخدا (1325) درکتاب خود لغت نامه لطف الله را سالکی آگاه و صاحب جاه و معاصر تیمور و شاهرخ و از مخلصان شاه نعمت الله ولی معرفی کرده است.
نفیسی (1344) در کتاب تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی لطف الله نیشابوری را از شعرای معروف اواخر قرن هشتم هجری معرفی کرده که تمام عمر خود را در نیشابور گذرانده و در آنجا مدایحی به نام امیر تیمور گورکان سروده است. وی لطف الله را مردی زاهد نامیده که در اقسام مختلف شعر مخصوصاً در قصاید و مدایح بسیار مهارت داشته و قصاید بسیار در نعت ائمه سروده و به همین توضیح مختصر در مورد لطف الله بسنده کرده است.
صفا (1369) در جلد چهارم کتاب تاریخ ادبیات در ایران پس از ذکر وقایع پایان قرن هشتم تا اوایل قرن دهم هجری از لطف الله با عنوان یکی از مشهورترین شاعران پارسی گوی این قرن نام برده که با عمر طولانی خود پایان عهد ایلخانان و دوران طغاتیموریان، آل کرت و سربداران را در خراسان درک کرده و سپس در زمان تسلط تیمور بر آن سامان، او و پسرانش امیرانشاه و شاهرخ را مدح گفته و تا قسمتی از عهد سلطنت شاهرخ نیز زنده بوده است. سپس صفحاتی را به لطف الله و اشعارش اختصاص داده و اشعاری از وی را ذکر کرده است.
رستگار فسایی (1373) در کتاب انواع شعر فارسی، بخش معرفی قالبهای کهن شعر در مبحث قصیده سرایی پس از مغول، لطف الله را از جمله شاعرانی معرفی میکند که با ظهور قدرت تیموری و تشکیل دربارهای بزرگ و طبعاً توجه به قصیده سرایی در دربار تیموری گرد آمدند و قصایدی در مدح سلاطین و مناقب ائمه(ع) سرودند.
زرین کوب (1384) در کتاب سیری در شعر فارسی تنها به آوردن قطعهای از لطف الله با عنوان «بدطالع» اکتفا کرده است.
جعفریان،(1390) که چاپ عکسی دیوان به کوشش او

مطلب مرتبط :   فقه، فلسفه، حقوق، و...تحقیق دربارهمقاله با کلمه کلیدی