لاتمن، ، شعر، می‌

جدیدی که لوتریامون، مالارمه ،‌دریدا، سلرز و… آن را ابداع می کنند. وی در این زمینه می‌ گوید: ” هر متنی عبارت است از تابلوی موزاییکی از اقتباس ها، وهر متن نوعی فهم ودرک و تحولی‌ است به متن های‌ دیگر “‌
نقد نشانه شناختی کریستوا همه ی رهیافت های‌ زبانشناسی را از زمان دو سوسور در خود جای می دهد. دوسوسوری که مکتب معرفتی‌ را پی ریزی‌ می نماید، و در‌آن تأکید می کند، که زبان نظامی‌ از دلالت ها است، و این که کار محقق تفسیر و رصد موضع اختلاف و تفاوت میان اشاره ها است. و به رغم این که مقیاس هایی که دو سوسور آورده است، کافی به نظر می‌ رسند؛ اما در حقیقت کافی نیستند. زبان – به اعتبار این که نظامی از اشاره هاست – با دیگر پدیده ها در این امر مشترک است. همچنین برای هر واژه ی زبانی مبنا و معنایی است. و زبان – به عنوان علم مستقل – در یک ساختار علمی ‌گسترده تر وارد می شود وآن نشانه شناسی است، که به شکل ها در نظام و روابط خود توجه می کند.

4- متد لاتمن در تحلیل نشانه شناختی‌ ادبیات :
یوری لاتمن118 بارزترین منتقد معاصر روسیه است. وی ساختگرایی ومارکسیسم را بر اساس روش گولدمن در آمیخت و یک متد جدید و متکاملی را پی ریزی نمود که کم وکاستی های‌ دو متد قبلی ‌را برطرف می‌ کند: با تحلیل توصیفی ساختگرایی می توان کاستی‌ متد اجتماعی درحل مشکل (اسلوب) را رفع کرد وبا تحلیل اجتماعی مضمون می توان کاستی متد ساختگرایی‌ را در رفع مشکلات (مضمون)‌ برطرف ساخت. از اینجا می توان گفت دو متد در یک متد جدید ساختگرایی‌ تکوینی تکامل یافتند.
اما این مشابهت میان متد گولدمن و لاتمن به معنای همسانی‌ کامل نیست، چون هرکدام ویژگیهای‌ خاصی دارند. به نظر می رسد لاتمن از میراث نقد ادبی در دوران جدید بهره جسته، ابتدا ازپیامدهای نظریه ی ماتریالیست تاریخی، مکتب صورتگرایان روس وتا پیامدهای‌ علوم نوین (‌نظریه ی اطلاعات،‌ وعلم ارتباطات، ‌و دانش کنترل ذاتی‌ – اسپرنتیک-) استفاده کرده و بر ساختگرایی هم گذری داشته است. او از همه ی آنها متد نشانه شناختی خود را تأسیس می کند متدی با ویژگی‌ خبردهی فنی و ارتباط میان متن از حیث این که نظامی است با ساختارهای‌ برون متنی. تحلیل های وی به شکل خاص زبان شعروریتم را بررسی می کند.
متن شعری نزد لاتمن یک ساختار زبانی است که برمبنای همسانی وتضاد استوار است. و تعدادی از نظامهای زبانی را منظم می کند که همیشه در حالت تداخل قرار می گیرند و معنا از راه آن فرآیند تولید می شود و نمی توان آن را از متن جدا ساخت. وی تأکید می کند که ماهیت نشانه ها در شعر و نظامهای آوایی و ریتم های تداخل یافته ای که نشانه ها آنها را می آفرینند معنای شعر را تعیین می کند. متن در لا به لای خود “دو زبان” دارد. ومعنای متن برآوردی‌ از حرکت (دو کد) است طوری که متن ادبی‌ یک (فضا) یی نشانه ای می‌ شود که دو کد درآن سر معنا نزاع می کنند. و نمی توان به متن احاطه کرد مگر از راه احاطه آنی بر دو زبانی که در حال کنش و واکنش هستند.
متد نقدی لاتمن هم در مساعی وکوششهایی خلاصه می شود که به درک و فهم دیالکتیک متن ادبی‌ در درون خود وآنچه گرداگرد آن می چرخد می انجامد. در درون متن ادبی نزاعی پیاپی هست میان لایه های متنوع متن (‌تنها لایه های زبانی‌ نیستند) و عناصر سازنده ی هر یک از این لایه هاست. متن شبکه ی‌ پیچیده ای از روابط دیالکتیک میان عناصر سازنده است، متن شبکه ای نیست، که از آنچه پیرامونش را گرفته ا سرچشمه آن بوده عزلت گزیده باشد. یعنی ‌زبان نماینده جامعه، فرهنگ و آداب ورسوم است. این بدان معناست که لاتمن (ساختار) و (نظام) را به گونه ای جدلی درک می کند نه ثابت ونه گوشه گیر همان طور که نزد برخی از ساختگرایان غربی است.
شبکه ی روابط در متن ادبی فاقد دلالت نیست، بلکه نزاع وکشمکش درون متن را کشف می ‌کند. و این باعث افزایش ارزش زیبایی‌ متن می‌ شود. لاتمن اینجا از (‌وظیفه ی ادبیات) پرده برمی دارد؛ مبحثی است که معمولا ساختگرایان غربی آن را از حوزه ی مباحث شان خارج می سازند.119
وی در کتاب اول خود (‌بحث هایی در مطالعات ساختار شناسی‌ شعر) 1964 گزیده ای‌ از نظریه ی عمومی هنر را به عنوان نظام نشانه شناختی‌ ای که قابلیت الگو سازی تفسیر کننده و تحلیل ساختاری است، ارائه می دهد. محور کتاب هم تحلیل ساختارشناسی شعر است در لایه های متعدد؛ لایه ی آوایی،‌ نحوی، قاموسی‌ سپس لایه های انتزاعی تر نظیر: سطر،‌ مقطع و رابطه ی متن شعری با ساختارهای برون متنی را می کاود.
در کتاب دوم خود (ساختار متن هنری‌) 1970 لاتمن ساختاری که مشتمل بر جزئیات بیشتر است و با بزرگترین مشکلات دست وپنجه نرم می کند، توضیح می دهد؛ مشکلاتی از قبیل؛ معنا، زبان، مفهوم متن، رابطه ی متن با نظامی که آن را نمایان می‌ کند، مبانی‌ ساختاری متن در پرتو محورهای همنشینی وجانشینی، لایه های متنوع، ‌و ترتیب لایه ها به عنوان واحد در هر محور به اضافه ی موضوعات عمومی‌ تألیف نظیر؛ چارچوب، فضای‌ فنی، شخصیت پردازی، گره افکنی‌، پیرنگ، زاویه ی دید و … است.
لاتمن در کتاب سوم خود (‌تحلیل متن شعر)‌ 1972 سعی‌ می‌ کند، مثالهایی‌ از رابطه ی میان نظریه ی نقد و تحلیل نقد زبان شعر ارائه دهد. وی کتاب را به دو بخش تقسیم می کند؛ در بخش نخست ساختارهای نظری‌ اصلی‌ و مبانی‌ تحلیلی را خلاصه می نماید، و در بخش دوم متد ساختگرایی – نشانه شناختی خود را روی‌ دوازده قصیده از شعر روسی تطبیق می دهد، و در هر تحلیلی روی‌ مبنایی یا سطح تنظیمی‌ ساختاری مشخصی تمرکز می کند. و با تک تحلیلهایی که دارد، می خواهد جنبه های‌ مختلف متد تحلیل را عرضه نماید.
مهمترین مفاهیم نظریه ی عمومی‌ در متد نقد لاتمن مفاهیم؛ ‌نشانه شناختی ومفاهیم ساختگرایی است. اما نشانه شناختی این گونه توصیف می ‌شود: نشانه شناسی دانشی است که ویژگیهای اساسی‌ اشاره (نشانه) وترکیب آن را مطالعه می‌ کند، مانند کلمه و آمیختن آن در دو زبان طبیعی و مصنوعی است، و استعاره های زبان شعر،‌ و رمزهای‌ شیمی‌ و ریاضی است‌، همچنین در نظامهای زبان های‌ منطقی، و زبان مکتب های شعر، و کدها، سیستمهای ارتباطی و … بحث می کند.
هر (اشاره – نشانه) ای دو جنبه دارد؛ دال وآن ماده ای است، که به وسیله ی‌ حواس درک می شود، و مدلول که معنا نام دارد. و در کلمه های زبان طبیعی (معمولی) تلفظ یا کتابت (دال) محسوب می شود، در حالی که مضمون همان (‌مدلول) است. این نشانه ها در زبان های طبیعی قراردادی هستند (‌ به استثنای کلمه هایی که با طبیعت محاکات می کنند). روابط در آن هم میان دو طرف نشانه اختیاری است، در حالی که در زبان شعر ونثر فنی (تصویر) ی هستند، چون رابطه ی میان عناصر در آن براساس نوعی همسانی و همگونگی تاسیس می شود. و ایده ی نظام در نشانه شناختی امری است بنیادی به شمار می رود. نظام هم شامل ساختار است ونمی توان ساختاری را که دارنده ی ماده ای به هم پیوسته است بدون درک این مفاهیم درک کرد.
اما مفاهیم ساختگرایی که لاتمن مبنای کار خود قرار می دهد، این است که متن ادبی را چیدمانی می شمارد، که ذاتا به طور کامل منظم است، وبا تغییر ظاهر خود و محافظت از ساختار منظم خود با شرایط جدید هماهنگی می کند. و این یک پدیده ی علمی‌ مسلمی است. و نظام به رغم تنظیم ذاتی خود که به وسیله ی نوعی مکانیزم درونی بازخورد اطلاعات120 انجام می‌پذیرد، ممکن است بخشی از یک نظام یا چندین نظام دیگر باشد، یا این که با این نظام یا این نظامها اثر بخش و اثر پذیر باشد.
مطالعه ی ساختار در متن شعری مشتمل برمطالعه ی عناصرسازنده درکلیت فنی آن است. واین شامل تقابل های دوگانه، به کنار گذاشتن نشانه های متمایز ازعناصرسازنده ی اثرادبی، ومشخص نمودن لایه های ساختگرایانه، و قوانین آمیختگی ممکن درون این لایه ها است. ساختار هم نظامی‌ است بسیار پیچیده. و برای تعیین ساختار هر چیدمانی باید در فرآیند الگوسازی وارد شد. که درآن ویژگیهای ثابت ساختار را جدا می کنند، و آنها را در روابط چند جانبه ی خود انتخاب می نمایند.
لاتمن دو محور همنشینی وجانشینی را به نشانه شناسی شعر منتقل کرد. محور همنشینی121 به واحد خطی زبان و اتحاد زنجیره وار عناصر مختلف دریک متن اختصاص دارد. و رابطه ی اصلی آن تقابل است. این محور بیشتر ادبیات داستانی وروایی‌ را زیر سلطه ی خود در می آورد، در حالی که محور جانشینی‌122 شعر را عهده دار می شود، به ویژه گونه ی غنایی آن. محور جانشینی هم عبارت است از لایه ی پیاپی زبان که عنصر ساختگرای آن در رابطه ای با گروهی دیده می شود که اعضای آن رابطه ی تعارض دارند. و ممکن است گروه ها چند گونه باشند و روی محور طوری مرتب شده باشند، که از گروه اسمی شروع و به گروه مترادفات قاموسی منتهی گردند.
درک وظایف این چیدمان ها، به عنوان یک زبان طبیعی، در مشخص کردن واحدهای ثابت و روابط داخلی آن کمک می کند. این واحدهای ثابت تنها واحدهای معنادارهستند. همچنین مشخص کردن عناصر ثابت یک نظام؛ ما را

مطلب مرتبط :   بیت:، زیبایی، یوسف، نبود،