قلب، مرید، طریقت، ذاکر

از هر چیز هنگام حضور نزد شیخ و ورود به محضر باید با طهارت کامل و وضو باشد و از او اجازه بگیرد و این از آداب عمومی است.
ـ لازم است قبل از شیخ به سخن گفتن شروع نکند تا شیخ از او بپرسد آنگاه سرش را پائین انداخته و با حیا و شرم خاص و بزرگداشت او بماند، گمان بد به شیخ نبرد، سهم و درود کامل را ادا کند و بشنود که او چه می‌گوید و به خاطر بسپارد بر او اعتراضی نکند و اگر و مگر در کار نگیرد.
ـ درست نیست که شیخ را با نام خطاب کند بلکه بگوید: سیدی، امامی، سرور، رهبر، راهنمایم وقت صحبت با او به اطراف نگاه نکند، او را با صدای بلند نخواند و صدایش را از صدای شیخ بالاتر نبرد. از سؤالهای زیاد و آنچه او را خسته می‌کند خود داری نماید مگر در موضوعهای شرعی و تعجیل و شتاب هم به خرج ندهد.
ـ همانطور بر مرید است که با شیخ به صرف طعام نپردازد و در راه رفتن جز در موارد ضرورت مانند برداشتن و حمل چراغ یا کنار زدن موانع و غیره از شیخ جلو نیفتد لباسی مثل لباسهای او را به تن نکند بر بستر او ننشیند در ظرفی که او آب یا غذا می‌]ورد بدون اجازه او به خوردن و آشامیدن نپردازد، از تسبیح او استفاده نکند در حضور او، هنگام نشستن تکیه نزند، از خمیازه، مصرف دخانیات، قهقهه و ورد خواندن در نزد او بپرهیزد. خود در محضر شیخ بودن یک نوع عبادت و پرداختن به ذکر است.
وقتی از کنار شیخ عبور می‌کند به او پشت نکند، با کسانی که شیخ از آنها ناخشنود است ننشیند، حرف منافقان و تفرقه‌اندازان را در مورد او گوش نکند، اگر ثروتمند است در حق شیخ بخل و خست را پیشه ننماید از بیان خبرهای ناراحت‌کننده خوداری نماید، کاری بکند او در حالت مسرّت خاطر بماند او را خشمگین نکند تا موجب ناخشنودی خدا را فراهم ننماید.
ـ همانطور مرید از سرورمان حضرت اسماعیل علیه‌السلام که در اطاعت پدرش بود سرمشق بگیرد. خدای تعالی از زبان حضرت ابراهیم علیه‌السلام گوید یا بنی انّی أری فی المنام انی اذبحک فانظر ما ذا تری قال یا ابت افعل ما تؤمر ستجدنی ان شاء الله من الصابرین
او امر شیخ را اجرا کند، شیخ پدر معنوی مرید است و استاد طریقت او می‌باشد اعتقادش آن باشد که شیخ او در زمانه یگانه است و از نظر علم و مقام بر مردم دیگر برتری دارد وقتی شیخ بلند می‌شود او نیز به احترامش برخیزد و بدون اجازه شیخ ننشیند با زبان، عمل و قلب از شیخ خود دفاع و جانبداری نماید و خاندان و خانواده‌اش را گرامی دارد. اگر خطایی از مرید سر زد، نزد شیخ به خطای خود اعتراف کند، از او پوزش بخواهد، قطعا او قلب رئوف دارد و توبه کامل او را می‌پذیرد.
اگر در حال خواندن قرآن بود و شیخ وارد شد، آیه را تمام کند و بعد از روی بزرگداشت او برخیزد. اسرار شیخ را پوشیده دارد، نظرهای مختلف را یاد نکند، اگر او را به گفتن چیزی اشاره کرد، خود را جاهل‌تر از او به حساب آورد و اگر شیخ دستور گفتن داد بگوید، به گمان من اینطور است سرورم من…
بر مرید است که هدیه شیخ را گرامی دارد و در محل مناسب و درخوری بگذارد و آن را نگه دارد زیرا او نمی‌داند شاید شیخ در آن سری نهاده باشد.
خلاصه آنچه که مرید و سالک باید در حق شیخش در نظر داشته باشد اینهاست:
1) باید اطاعت از شیخ را به عنوان عبادت و تمسک به او را تمسک به خدا و رسول صلی الله علیه وآله وسلم بداند.
2) در هیچ حال صحیح نیست که کلام شیخ را به ‌آرزو و میل و خواست خود تفسیر کند همواره باید آنچه را که شنیده و گرفته است بی‌کم و کاست بیان دارد.
3) سرپیچی از مسیر شیخ را خیانت بزرگی بداند که موجب انقطاع نیروی معنوی و ارتباط روحی و طرد از طریقت خواهد بود که « مَن غشَّنا فلیس منّا »
4) هر نوع مسأله و دستوری که در طریق ارشاد و طریقت به او امر یا پیشهاد می‌گردد به اتمام برساند اگر انحراف ولو به میزان یک مو یا تردید و مخالفت در او باشد یا خودخواهی و نظر شخصی را اعمال دارد، به مانند عضوی است که دچار بیماری علاج ناپذیر شده باشد و باید از آن عضو قطع امید کرد.
18.اقسام ذکر
الف ـ ذکر اللسان (ذکر زبان): برگرفته از قلب و برآمده از درون محبّ آنرا تکرار می‌کند و از تکرارش شاد می‌گردد و آهنگش را دوست دارد.
ب ـ ذکر السرّ: از مقامات واصلان به حق از خواص و معنی آن این است که ذکر در مذکور و مورد ذکر و منظور خود را از یاد برده و اسم و رسمی از او باقی نماند.
ذکر لسان، ذکر نخستین و در آغاز کار است، ذکر مهم، ذکر قلب است، ذاکر به قلب است که سالک را اعتبار می‌بخشد، کلام شیخ عبد القادر گیلانی این را تأیید می‌کند: کسیکه با قلب ذاکر خدا باشد، ذاکر واقعی است وگرنه ذاکر نیست، زبان خدمتکان و تابع قلب است.
مشایخ طریقت بر این اجماع دارند که اساس طریقت بر انجام ذکر خدای بزرگ به صورت مکرر و زیاد است هیچ دارد و کار دیگری در برابر آن ارزش ندارد. ذکر خدای عزوجل مایه توفیق در وصول به خدا و رستگاری در طریقت است.
اصولی که مرید کارش را بر آن تکیه می‌دهد چهار است: اشتغال زبان به ذکر خدای بزرگ با حضور قلب و… و عامل مهمتر که گِل وجود بنده را به طلای خالص مبدل می‌سازد، اِکثار و زیاد کردن ذکر خدای تعالی است.
18-1.از روی اخلاص و یکرنگی
اگر ذاکر در ذکرش دوام داشته باشد، ذکر از زبان به قلب منتقل و طوری می‌شود که شخص از تکرارش مسرور و آماده پاسخگوئی درونی و با وجود او عجین می‌گردد. مرید همچو حالتی را احساس می‌کند آنچنان که گرمایی به درون قلبش می‌رود این جاست که قلب و درونش از یاد و ذکر خدای جل جلاله، در هر حال روشن و نورانی می‌شود به شرطی که عامل غفلت و خلاف برایش پیش نیاید، البته آنکه دائم در فکر و ذکر خدا باشد غفلت بر او چیره نخواهد شد، ذکر کلید گشایش قلب و همدم انسانی است که احساس تنهایی و وحشت می‌کند و ما به خیر و برکت می‌باشد
18-2.ذکر در تنهائی و بصورت دسته جمعی
ذکر جمعی از نظر طریقت از ذکر انفرادی بهتر است زیرا در آن قلبهای اهل ذکر به هم می‌پیوندد و تعاون و تجاذب در میان آنها حاصل می‌شود ضعیف و ناتوان از قوی بهره‌مند می‌گردد تاریک دلان از روشندلان و آنهائی که آلوده‌اند از آنهایی که پاک‌اند بهره‌ها می‌گیرند.
ذکر مفرد یعنی به صورت انفرادی هم درست است زیرا عبادت همه به صورت جمعی نیست و بستگی دارد به همت مرید و توان او در انجام عبادت و توفیق در تهیه اندوخته آخرت و ذکر و نماز در طول شبانه روز.
شعرانی، نظر امام غزالی را در این زمینه بیان می‌کند آنچنان که غزالی دسته جمعی را به اذان جماعت تشبیه می‌کند: همانطور که اصوات مؤذنین که در فضا طنین می‌اندازد از صدای یک مؤذن تأثیرش بیشتر است ذکر دسته‌جمعی نیز در رفع حجابها از قلبها مؤثرتر می‌باشد، اما از نظر ثواب هر یک از دو نوع ذکر، ثواب مخصوص به خود را دارد. و اینجا ثواب شنیدن صدای ذکر همراهش هم اضافه می‌شود، تأثیر بیشتر ذکر دسته‌جمعی در رفع حجاب قلبها هم به این جهت است که خدای تعالی قلبها را به سنگ تشبیه کرده و مسلم است که سنگ بزرگ جز با نیروی دسته‌جمعی افراد شکسته نمی‌شود و نیروی جمع از نیروی یک نفر بیشتر می‌باشد و تشدید و نیروی بیشتر در ذکر هم به همین دلیل است.
18-3.ذکر جهری
ذکر از هر نوع (سرّی و جهری) مستحب است و استحباب آن بیشتر به تناسب زمان و مکان و امکانات می‌باشد ذکر جهری در مواقع و حالتهائی برای ذکر خوب و مستحب است که در مواقع دیگر آنچنان نیست، برخی از احادیث شریف نبوی، که ذکر جهری را تأیید می‌کند و قرآن هم بر بسیاری از آنها اشتمال دارد از جمله ورد «لا اله الا الله» و اسماء خداوند بزرگ همچنین احادیث برجهر به قرائت قرآن و تحسین در قرائت آن ثبات است از آنجا که قرآن مشتمل بر انواع ذکر است لذا خود ذکر هم مشمول این قاعده می‌شود.
امام احمد و ابن عدی و حاکم و بیهقی از ابو سعید خدری نقل کرده‌اند که گفت: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « اذکرالله حتی یقولوا مجنون » خدا را یاد کنید تا مردم به شما مجنون گویند، مجنون کسی است که ذکرش را آشکار ولی نه با صدای بلند بجا آورد.
ابوعباس از طبرانی آورده که حضرت صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « اکثروا من ذکر الله حتی یقول المنافقون انکم مراؤون »
و اینها و احادیث دیگر دلیل بر ذکر جهری است زیرا تا زمانی که ذکر آشکارا نباشد منافقان از کجا بدانند کسی ذکر می‌کند و لقب مرائی (ریا کار) به آنها بدهند.
18-4.آداب ذکر
عبادت بدون رعایت آداب مربوط به آن ناقص خواهد بود و ادب هر چیزی از سنتها و شیوه‌های حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم است که فرمود: « ادّبنی ربّی فاحسن تأدیبی »
ادب سرمایه اصلی اخلاق و اخلاق از برترین صفات حضرت صلی الله علیه وآله وسلم است تا آنجا که خداوند تبارک و تعالی آن حضرت را بدان صفت می‌ستاید و انک لعلی خلق عظیم
کار و برنامه مشایخ بزرگوار جهت تصفیه و تربیت مریدان به این منظور است که مریدان مختلق به چنین اخلاقی گردند.
مشایخ بزرگوار، آدابی را برشمرده‌اند که مرید راستین باید آنها را مراعات کند.
1. توبه نصوح
2. غسل توبه هرگاه تصمیم به اجرای ذکر دارد.
3. با شیخ و استادش ارتباط روحی

مطلب مرتبط :   ارزیابی های ناخودآگاه