قربانى، حج، قربانی، کعبه

مظلومان و مستضعفانى که قرن‏ها مقهور این ابهت پوشالى بوده‏اند، غیر قابل تحمل است.
امام خمینى در این زمینه مى‏فرمود:
«این مسئله باید روشن باشد که آن‏گونه راهپیمایى‏ها (در کشورهاى به‌اصطلاح آزاد غربى) هیچ‏گونه ضررى براى ابرقدرت‏ها و قدرت‏ها ندارد. راهپیمایى مکه و مدینه است که بسته شدن شیرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپیمایى‏هاى برائت در مکه و مدینه است که به نابودى سرسپردگان شوروى و آمریکا ختم مى‏شود».
برای همین است که همواره مستکبران با نشاندن حاکمان خود فروخته در آن سرزمین، می¬خواهند جلو برقراری این اتحاد سیاسی را بگیرند و با برپا کردن بازارهای زیبا و پررنگ و رونق و ایجاد یک شهرسازی کاملاً اروپائی و تبدیل دو شهر مکه و مدینه به شهرهای توریستی و ساختن هتل¬های لوکس و پرداختن به جنبه¬های ظاهری و تزئینات خیره‌کننده در مسجد الحرام و سایر اماکن، حجاج را به امور ظاهری توجه دهند و با این کارها حج را که تجلی¬گاه تولی و تبری است از اصل هدفش باز دارند.
5ـ2ـ3ـ کارکرد ارتباطی قربانی
با دقت و تأمل در بعضی از آیات قرآن و احادیث اهل¬بیت می‌توان کارکردهای زیر را برای قربانی به‌عنوان نماد تولی و تبری در حج بیان کرد:
1ـ5ـ2ـ3ـ کمک به فقرا
از جمله کارکردهای قربانی به‌عنوان عرصه تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با انسان از نگاه آیات قرآن و روایات، دست‌گیری و رسیدگی به فقرا است. هر کسى که با احکام و مقررات اسلامى اندکى آشنایى دارد، به‌خوبی مى‏داند که موضوع انفاق مال و دستگیرى از مستمندان و رسیدگى به حال فقیران و مسکینان از موضوعات مسلّم در متن دین و از وظایف حتمى مسلمین است. مسلمانان باید قسمت معیّنى از اموال خود را به‌عنوان خمس و زکات و کفارات، با شرایط ویژه‏اى که هرکدام دارند، با قید وجوب و الزام، از اموال خود جدا کنند و به طبقات خاصی از افراد اختصاص بدهند.
علاوه بر انفاقات واجب که غیرقابل تعطیل است، ترغیبات و تأکیدات فراوانى نیز نسبت به انفاقات مستحب، در شرع مقدّس رسیده است که با کمال وضوح، این حقیقت را نشان مى‏دهد که شارع حکیم اسلام، از هر فرصت و پیشامدى خواسته است حداکثر استفاده را براى تأمین هدف و مقصود خود که تقریب بین طبقات و ایجاد اتّحاد و الفت و محبت در میان تمام افراد اجتماع است، ببرد. فاصله‏هاى طبقاتى را از بین ببرد؛ عوامل تولید بغض و عداوت را نابود سازد و دل‏ها را نسبت به هم مهربان و با محبت گرداند.
طرح برنامه‏هاى اجتماعى اسلام، به‌گونه‌ای است که قهراً اغنیا را با فقرا، نزدیک و مرتبط مى‏سازد و نمى‏گذارد زندگى این دو طبقه، از هم دور و این دو دسته، از هم جدا گردند. لذا مى‏بینیم دستور نماز جمعه و جماعت‏هاى یومیّه و حج، در اسلام، آن‌گونه است که تمام طبقات از اقویا و ضعفا، اغنیا و فقرا، همه را پهلوى هم مى‏نشاند و در یک صف جا مى‏دهد.
مخصوصاً در روزهاى عید (عید فطر و عید قربان) که آن را مشهد عام و مجمع عمومى، اعلام کرده و تمام طبقات را براى شرکت در آن مجمع، دعوت کرده است، هم دستور نماز داده و هم امر به انفاق فرموده است. در روز عید فطر، بر هر مسلمانى که از عهده مخارج سال خود و عائله‏اش برآید، واجب است براى خودش و کسانى که نان‌خور او محسوب مى‏شوند، به عدد هر یک، قریب یک من از غذایى که خوراک غالب مردم آن شهر است، به‌عنوان «زکوه فطره» از مال خود جدا کند و به اشخاصى که قادر به تأمین مخارج سال خود نیستند، بدهد.
یکى از واجبات حج در روز عید قربان، که با معیشت مردم در ارتباط است، مسئله ذبح قربانى است. در حقیقت قربانی کردن در روز عید قربان نماد محبت و توجه انسان به هم نوع خود است، چراکه خداوند در فلسفه تشریع این حکم فرمود:
﴿فَکُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِیرَ﴾. حج/ 28
«از گوشت آن‌ها بخورید و بینواى فقیر را نیز اطعام کنید».
خداوند در جاى دیگرى مى‏فرماید:
﴿فَکُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ﴾. حج/36
«از گوشت‏هاى قربانى هم خودتان بخورید و هم به قانع و معتر بدهید».
پیامبر اکرم  نیز به این کارکرد قربانی (توجه به فقرا) در حدیث ذیل اشاره کرده¬اند آنجا که فرمود:
﴿انَّما جَعَلَ اللهُ هذَا الاضحی لِتَشبَعَ (لِتَتَّسِعَ) مَساکینُکُم مِنَ اللَّحمِ فَاطعِمُوهُم﴾.
خداوند متعال، قربانى را براى این مقرّر کرده که بینوایان و مسکینان از گوشت آن سیر شوند و در رفاه قرار گیرند، پس آن‌ها را اطعام کنید.
به خاطر همین حکمت، تعدّد قربانى نیز مطلوب است چنانکه از پیامبر اکرم نقل شده که 63 عدد شتر به عدد مهر و موم‌های مبارک عمرشان در منا با دست خود قربانى کردند و به على دستور دادند شتران دیگرى را قربانى کند تا به صد عدد برسد. بارى همه‏ساله میلیون‏ها رأس دام (هزاران هزار گوسفند و گاو و شتر) در منا قربانى مى‏شود که این سرمایه کلان و ارزشمندى است براى اطعام گرسنگانى که در سراسر جهان بسیارند و از کمبود غذا رنج مى‏برند
به هر حال قربانى مى‏تواند یکى از عوامل پابرجایى و قوام ناس باشد؛ چنانکه آیه کریمه مؤید این مدعا است:
﴿جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرام قِیاماً لِلنّاسِ وَ الشَّهْرَ الحرام وَ الْهَدْىَ وَ الْقَلائِدَ﴾.
«خدا کعبه، بیت الحرام را با ماه حرام و قربانى بی قلاده و قربانى با قلاده قوام کار مردم گردانید تا بدانید که خدا هر چه را که در آسمان‌ها و زمین است مى‏داند و او بر هر چیزى آگاه است».
ظاهر این است که: «قِیاماً لِلنّاسِ» که براى کعبه آمده، شامل ماه حرام و «هدى» نیز مى‏شود. یعنى همه این‌ها از شعائر الهى است و به‌نوعی در قوام ناس و پابرجایى مردم در امر دینشان و دنیایشان مدخلیت دارد و به‌هرحال آنچه مسلّم است قربانى از آن جهت که منبع تغذیه گروه زیادى از مستمندان است تأمین کننده بخشى از نیاز مردم است و آنان را در امر معیشت که یک رکن زندگى است، یارى مى‏رساند. بنابراین، یکى از مصادیق‏ «قِیاماً لِلنّاس» مى‏باشد. هم شعار اسلام و توحید است و هم انفاق در راه خدا و پشتوانه معیشت مردم.
2ـ5ـ2ـ3ـ مبارزه با استثمار
چنانکه گفتیم: فلسفه عمومىِ اقتصاد حج، مبارزه با فقر و تهیدستى و بى‏کارى و تقویت بنیه مسلمین و قطع وابستگى و توسعه و رشد کشورهاى اسلامى از رهگذر حج است، بنابراین موسم حج نباید فرصتى باشد براى ثروت‏اندوزان و استثمارگران که از این موقعیت حساس بر حجم اندوخته‏هاى خود بیفزایند و شکاف طبقاتى فقر و غنا را افزون سازند یا کمپانى‏هاى خارجى و شرکت‏هاى چندملیتی غیر اسلامى، بازار اقتصاد حج را در قبضه گیرند.
به این نکته حساس نیز در روایات اشاره شده و ائمه مردم را توجه مى‏دادند که حتّى هدایا و نذوراتى که براى خانه کعبه در نظر گرفته مى‏شود، اگر به دست فقرا و مستمندان نمى‏رسد و به جیب پولداران و متولیان وابسته سرازیر مى‏گردد، این نذر و هدیه مشروعیت ندارد و باید از آن خوددارى کرد؛ چراکه این خانه براى قیام ناس است، نه تقویت استثمارگران! سَکونى از امام صادق و آن حضرت از قول على نقل کرده که فرمود:
«لَوْ کانَ لِی وادِیان یَسِیلانِ ذَهَباً وَ فِضَّهً ما أهْدَیْتُ الَى الْکَعْبَهِ شَیْئاً لِأنَّهُ یَصِیرُ الى‏ الْحَجَبَهِ دَونَ المَساکِین».
«اگر دو وادى در اختیار من باشد که در آن، طلا و نقره، سیل‏آسا جارى گردد، چیزى از آن‌ها به کعبه هدیه نمى‏کنم، زیرا به دست پرده‏داران و نگهبانان و متولیان مى‏رسد نه به دست مستمندان و فقیران».
مرحوم شیخ حر عاملى،‏ بابى را منعقد کرده، با عنوان‏ «باب عدم استحباب الإهداء الَى الْکَعبه مَعَ الْخَوْفِ مِنْ صَرْفِهِ فی غیر مستحقّیه»، یعنى «عدم استحباب هدیه به کعبه، با بیم آن که به دست نیازمندان نرسد.» و ضمن نقل روایت فوق از على مى‏افزاید:
رُوِىَ عَن النّبیّ وَ الأَئِمّهِ. قالَ: «انَّما لا یُسْتَحَبُّ الْهَدْىُ الَى الْکَعْبَهِ لانَّهُ یَصِیرُ الَى الْحَجبَهِ دُونَ الْمَساکِینِ».
از پیامبر و ائمه روایت شده که «هدى یعنى هدیه کردن قربانى یا هر هدیه دیگرى به کعبه، استحباب ندارد؛ زیرا به دست دربان‏ها و پرده‏داران مى‏رسد نه مستمندان و نیازمندان».
مفهوم این روایت این است که فلسفه قربانى و هدایا و هر منفعت اقتصادىِ دیگر، در رابطه با حج، همانا یارى رساندن به نیازمندان و گرسنگان و زدودن فقر و تهیدستى از چهره جامعه اسلامى است و اگر قرار باشد سود این‌ها به جیب افراد بى‏نیاز و ثروت‏اندوز ریخته شود، چه‌بهتر که از آن خوددارى شود؛ و معلوم است که در عصر امام صادق و ائمه هدى‏ تولیت کعبه در دست کسانى بود که به خلفاى اموى، مروانى و عباسى وابسته بودند و شایستگى پرده‏دارى و تولیت و امارت حج را نداشتند و هدایاى کعبه سرانجام صرف مقاصد آن‌ها و کارگزارشان مى‏شد و عنوان اعانت به ظالم داشت که به نص صریح قرآن ممنوع است:
﴿تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الإثْمِ وَ الْعُدْوانِ﴾. ‏
«به‏ نیکوکارى و پرهیزکارى یارى رسانید و کمک به تبهکارى و ستمکارى نکنید».
این است ملاک و معیارى که قرآن

مطلب مرتبط :   داستان، کودک، ، حیوانات