قبر، تبرک، پیامبر، می‌گوید:

فرشتگان می‌داند، و اگر چنین کاری برخلاف اصول توحید بود پیامبرشان را به عنوان یک خبر مسرت‌آمیز به آنان بازگو نمی‌کرد.
4- تبرک با جایگاه اصحاب کهف
موحدان و نمازگزاران پس از آگاهی از مدفن اصحاب کهف همگی بر این اتفاق کرده‌اند که روی قبر آن‌ها مسجد بسازند و از عبادت در کنار اجساد مطهر آنان تبرک بجویند، و قرآن این حقیقت را چنین نقل می‌کند: «قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَّسْجِدًا»211 (آنان که بر گروه دیگر پیروز شده بودند گفتند بر روی قبر آنان مسجد می‌سازیم.)
تبرک در روایات
1- تبرک حضرت زهرا
حضرت علی می‌فرمایند: وقتی پیامبر خدا دفن گردید، فاطمه کنار قبر وی ایستاد و مقداری از خاک قبر را برداشت و بر صورت نهاد و اشک ریخت و این دو شعر را سرود:
ماذا علی من شمّ تربه أحمد أن لایشمّ مدی الزمان غوالیا
صبّت علی مصائب لو أنّها صبّت علی الأیام صرف لیالیا
چه می‌شود کسی را که خاک قبر احمد را ببوید که تا زنده است از بوییدن مشک‌های گران قیمت بی‌نیاز می‌شود؛
مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روزگاران روشن فرود می‌آمد، به شب تار تبدیل می‌گشتند.212
2- تبرک عبدالله بن عمر به قبر پیامبر اکرم
ابن حمله گوید: عبدالله بن عمر همواره برای تبرک دست راست خود را بر قبر شریف پیامبر، می‌گذاشت، همچنین بلال حبشی برای تبرک گونه‌هایش را بر قبر پیامبر قرار می‌داد.213
3- تبرک ابو ایوب انصاری به قبر پیامبر اکرم
داوود بن ابی صالح گوید: روزی مروان دید مردی صورت بر قبر پیامبر خدا نهاده است، مروان گردن آن مرد را گرفت و گفت: می‌دانی چه می‌کنی؟
آن شخص متوجه مروان شد، دید ابوایوب انصاری است.
ابوایوب گفت: آری می‌دانم چه کار می‌کنم؟ من کنار سنگ نیامده‌ام، بلکه به حضور رسول خدا آمده‌ام، از آن حضرت شنیدم که فرمود: «لاتبکو علی الذین إذا ولیه أهله و لکن ابکو علیه إذا ولیه غیر أهله»214 (آن گاه که شایستگان، دین را در دست گرفتند بر آن نگریید؛ ولی هنگام که ناشایستگان آن را در اختیار گرفتند بر آن گریه کنید.)
4- تبرک صحابه و دیگران
سمهودی می‌گوید: صحابه و دیگران خاک قبر پیامبر را برای تبرک برمی‌داشتند آنان از دیواری که روزنه‌ای به سوی قبر داشت خاک قبور را می‌گرفتند، عایشه آن‌ها را متفّرق کرد و آن روزنه را بست.
در توجیه این رفتار گفته شده است: عمل صحابه و دیگران موجب بدن‌نما شدن و خرابی قبر شریف شد.215
5- درمان به وسیله خاک مدینه
بنا به روایاتی که رسیده مسلمانان از خاک مدینه تبرک می‌جستند. سمهودی می‌گوید: از کتاب ابن نجّار و الوفاء ابن جوزی این حدیث برای ما روایت شده است که: «غبار المدینه شفاء من الجذام»216
مناوی در فیض القدیر می‌نویسد:
ابی سلمه می‌گوید: برای من حدیثی از پیامبر خدا نقل شد که آن حضرت فرمود: «غبار المدینه شفاء من الجذام» (غبار مدینه، بیماری جذام را فرو می‌نشاند.)
وی پس از نقل این حدیث می‌نویسد:
فردی بیماری جذام داشت، برای شفا از خاک مدینه استفاده کرد، ما دیدیم که بدن او با این بیماری آسیب زیادی دیده بود، روزی از خانه بیرون آمد و به طرف تپه‌ی شتی به نام کومه البیضا (در وادی بطحان در راه قبا) رفت و آن جا خود را به آن زمین سایید و از آن بیماری بهبود یافت.217
گفتار ششم: استغاثه کردن
از موضوعاتی که در طول تاریخ در بین مسلمانان رایج بوده، موضوع استغاثه و درخواست حاجت بود. وهابی‌ها در این موضوع نیز دیدگاه جداگانه‌ای دارند که با نظر سایر مسلمانان مغایر است.
ابن تیمیه دراین باره می‌گوید:
اگر کسی به مرده‌ای که در برزخ به سر می‌برد بگوید: «مرا دریاب»، «یا کمک کن» یا «شفیع من باش» و یا «مرا در برابر دشمنم یاری کن» و نظیر این سخنان که انجام چنین کارهایی فقط در قدرت خداوند می‌باشد، مشرک است و این عمل از اقسام شرک می‌باشد.218
وی در رساله‌ی «زیاره القبور و الاستنجاد بالمقبور» می‌نویسد:219
کسی که نزد قبر پیامبر یا انسان صالحی آید و از وی کمک بطلبد؛ برای مثال از او درخواست کند که بیماریش را بهبود بخشد و… شرکی آشکار مرتکب شده که گوینده‌ی آن باید توبه کند، اگر توبه نکرد باید کشته شود!
محمد بن عبدالوهاب نیز می‌گوید: «خواندن و استغاثه به غیر خداوند، موجب خروج از دین و دخول در جرگه مشرکان و پرستش‌کنندگان بت‌ها می‌شود و مال و خون چنین شخصی مباح است مگر آن‌که توبه کند.»220
وهابی‌ها طلب دعا ازمرده را جایز نمی‌دانند و دلیل آن آیه‌ی کریمه‌ی: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا»221
«و این اعضای هفتگانه سجود از آن خداست، پس هیچ‌کس را با خدا نخوانید» می‌دانند.
استغاثه از دیدگاه فقیهان
1- قسطلانی (م 923 هـ.ق.) می‌گوید:
بر زائر پیامبر شایسته است که در حرم آن حضرت زیارت دعا و تضرع نماید. هم چنین به آن حضرت استغاثه کند و از او شفاعت بخواهد و به آن حضرت توسل نماید.222
2- مراغی (م 816 هـم.ق) گوید: توسل جستن و استمداد و شفاعت طلبیدن از پیامبر چه پیش از خلقتش و چه در مدّت حیاتش در دنیا و چه بعد از مرگش که در برزخ به سر می‌برد و چه بعد از برانگیخته شدنش و نیز در صحنه‌های قیامت اشکالی ندارد.223
3- قیروانی مالکی (م 723 هـ.ق.) در بخش جداگانه‌ای در مورد زیارت قبور می‌نویسد: احترام پیامبران و رسولان- که درود و سلام خدا بر آن‌ها باد- این است که زائر نزد قبور آن‌ها بیاید و از همان جای دور قصد و آهنگ زیارت آن‌ها را کند. آن گاه با حال تواضع، دل‌شکستگی، نیاز و بی‌نوایی، اضطراب و خضوع در کنار قبر آنان قرار بگیرد، قلب وفکرش را متوجه آنان سازد و با چشم جان و آن‌ها را مشاهده نماید؛ چرا که بدن آن‌ها نپوسیده و دگرگون نشده است. سپس برای برآورده شدن آرزوهایش و بخشایش گناهانش، به وسیله آنان به خداوند توسل جوید و از آن‌ها استغاثه نماید و حاجت‌های خود را بطلبد و یقین و حسن ظن داشته باشد که به برکت آنان دعایش اجابت خواهد شد؛ زیرا آن‌ها درهای گشوده شده خداوند هستند و سنت الهی بدین صورت است که حاجت‌های بندگان را به سبب آنان و با دست آن‌ها برآورده می کند. درباره‌ی زیارت سرور اولین و آخرین، پیامبر گرامی اسلام هرآنچه که در مورد دیگر پیامبران ذکر شد، درباره‌ی آن حضرت چندین برابر انجام دهد و با حال تواضع و دل شکستگی و… بیش‌تر در کنار قبر آن بزرگوار بایستد؛ زیرا او شفاعت کننده‌ای است که شفاعتش رد نمی‌شود و کسی که آهنگ او کرد و نزد قبورش آمد به او استغاثه جست و از او فریادرسی نمود، ناأمید برنمی‌گردد و توسل به آن حضرت موجب می‌شود که سنگینی گناهان و خطاها از بین نرود.224

مطلب مرتبط :   پسااستعماری، ذهن، ترسیم، مدرنیته

فصل چهارم: پیامدهای تفکرات وهابیت در جهان اسلام
گفتار اول: پیامدهای علمی-فرهنگی تفکرات وهابیت
1. توهین به ارزش‌ها و مقدسات
یکی از پیامدهای فرهنگی تفکرات وهابیت توهین به اعتقادات و مقدسات شیعه از آن جمله است. به ویژه ائمه اطهار و هر یک از مراجع تقلید در هر کجای جهان اسلام، احساسات مسلمانان را به شدت جریحه‌دار کرده و فرهنگ شیعی ولایی شیعیان را به چالش می‌کشد.
در دی‌ماه سال 1388 محمد العریفی از چهره‌های سرشناس وهابیت در عربستان سعودی، طی خطبه‌های نماز جمعه‌ی شهر ریاض، پایتخت این کشور با اهانت شدید به حضرت آیت ا… سیستانی، ایشان را با الفاظ ناشایستی خطاب قرارداد و نیز شیعیان را به باد ناسزا گرفت و آن‌ها را مجوس و کافر خواند که واکنش شدید شیعیان و حتی اهل سنت در ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی را به همراه داشت.225 در حرکتی دیگر، پایگاه اطلاع‌رسانی المسلم به مدیریت ناصر بن سلیمان العمر از دانش آموختگان مدارس وهابی عربستان سعودی نیز در فروردین 1389 به بهانه‌ی نقد کتابی به نام نگاهی به نظرات فقهی آیت الله سیستانی که در نجف چاپ و منتشر شده است. انواع اتهامات و بی‌حرمتی‌ها را به ایشان روا داشته بود. پس از بی‌احترامی‌هایی که العریفی به ایشان ابراز کرده بود، به نظر می‌رسید که با توجه به موج مخالفت‌ها و اعتراضات شیعیان و اهل سنت و حتی برخی از علمای اهل سنت که در داخل عربستان و دیگر کشورهای اسلامی علیه این اهانت‌ها برپا شد، دیگر شاهد این‌گونه بی‌حرمتی‌ها در حق بزرگان تشیع نباشیم که متأسفانه چنین نشد. نویسنده‌ی نشریه‌ی المسلم در مقاله‌ی خود با بیان اینکه صفت «عظام» که برای مراجع در ایران و عراق شایع است، رساندن آن‌ها به مقام الوهیت و کفر است، این نحوه‌ی برخورد با شیعیان با مراجع خود به شدت انتقاد می‌کند. مهند الخلیل نویسنده‌ی این مقاله در بخش دیگری از نوشته خود آورده: «براساس متون شرعی شیعیان، مراجع در عصر غیبت امام عصر عج در جایگاه امام هستند و احکام ایشان مانند احکام الهی واجب الطاعه است» و سپس به همین بهانه هرآنچه می‌توانسته در راه توهین و حرمت‌شکنی نسبت به حضرت ولی عصر و نیز مراجع شیعه تلاش کرده است.226
بیان این‌گونه تهمت‌های ناروا و دور از منطق از سوی

مطلب مرتبط :   ایمان، توانمندسازی، ,، روانشناختی