فضا، ساکنان، مسکن،، آپارتمان

نسبت به قرون گذشته، جدا از بهبود محیط زیست مسکن، کیفیت زندگی به معنای اجتماعی و اقتصادی بهبود یافته است (Bogdanović & Mitković, 2005: 219). زندگی در آپارتمان های بلند برای طبقه مرفه بسیار مطلوب و دلپذیر است، شاید مهم ترین عامل شهرت این واحدها مناظر زیبایی است که به ساکنان خود عرضه می دارند، به خصوص ساکنان طبقات بالاتر که ساختمان های مجاور نیز جلوی دید آن ها را نمی گیرند. آپارتمان واقع در بالاترین طبقه، که خود به صورت خانه ای ویلایی در پشت بام می باشد، با این حال، افزایش ارتفاع بنا به بیش از 40 طبقه، زندگی در واحدهای طبقات بالا را تا حدی نامطلوب می گرداند، چرا که به علت سرعت زیاد باد در این ارتفاع، تراس ها قابلیت استفاده خود را از دست می دهند، ساختمان های بلند معمولا برای گروه های مرفه جامعه مناسب می باشند. گروه هایی که می توانند از تسهیلات مشترک و امنیت موجود در این گونه ساختمان ها بهره ببرند و هم چنین امکان پرداخت هزینه های نگهداری آن ها را داشته باشند. ساکنان این واحدها به انواع تسهیلات لوکس رفاهی مانند سیستم حرارت مرکزی، تهویه مطبوع، استخر، سونا، سالن بدن سازی دسترسی دارند. هم چنین از سایر تسهیلاتی که هزینه آن بین ساکنان تقسیم می گردد نیز بهره مند هستند. به همین ترتیب نگهبان 24 ساعته، دزدگیر و سایر سیستم های ایمنی نیز در این ساختمان ها موجود است. تاکید بر امنیت به دلیل افزایش جمعیت، عدم آشنایی با همسایه، جدایی از فعالیت های خیابانی و فقدان معنی و عملکردی روشن در فضاهای بازشهری می باشد که همه بر ناامنی دلالت می کنند (شوئنوئر، 1389: 103). به دلیل افزایش جمعیت شهرها و عدم فضای باز در چشم اندازهای شهر ها و تبدیل آن به چشم اندازهای عمودی به دلیل ساخت و سازهای آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی باعث شکاف های روحی وروانی در ساکنین آن شده است. استفاده از تکنولوژی پیشرفته و نوآوری در طراحی مجتمع های مسکونی با سطح خاصی از هنر که با دیگر نیازهای انسان از جمله زندگی در محیط مجتمع و تماشای مناظر دور و عکس پشت از پنچره ها می تواند جالب توجه یاشد اما دور شدن از عناصر متحرک و غیر از طبیعت، دیدن بدون تصویر نزدیک از موجودات باعث کاهش شور و شوق از محیط زندگی می گردد (Ansari & etal, 2014: 74). مجتمع مسکونی میان فضای بیرونی و فضای درونی یک فضای میانی وجود دارد، مبهم و نگران کننده: فضاهای مشاع (هال، ورودی، راه پله، حیاط) که نه جزو ((بیرون)) است و نه جزو ((درون)). فضای مسکونی که با نشانه هایی چون فضای تمیز و کثیف توصیف شده با عطف به میهمان که اجازه ورود به آن جا را دارد سازمان دهی شده است. به عنوان مثال، اعضای خانواده می توانند به آشپزخانه داخل شوند، دوستان می توانند به سالن غذا خوری داخل شوند، بیگانه می تواند فقط تا ورودی ساختمان رخنه کند. فضا بر حسب استفاده خصوصی، عمومی یا نیمه عمومی که قرار است از آن به عمل آید تقسیم بندی شده است (هومون، 1968: 182). برخلاف متعارف نگرش درباره مجتمع های مسکونی بزرگ تابعی از فرصت هایی است که برای ترک آن وجود دارد؛ یعنی درجه آزادی در قبال تنگناهایی که بر دستیابی به مسکن، تحمیل می کند. بدون به حساب آوردن مجموعه تنگناهایی که بر دستیابی به مسکن، به ویژه در طبقات پایین جامعه حاکم است، تفسیر پاسخ هایی که به پرسش های کلی درباره مجتمع های مسکونی بزرگ داده می شود، خیلی ساده انگارانه خواهد بود. آن جا که جامعه شناس پرسشی درباره سلیقه مطرح می کند و از گذر آن فکر می کند، اسرار معاشرت را کشف می کند، فضیلتی نه خواب آور بلکه مشارکت جو، پاسخگویان طبقات بی بضاعت پاسخی از سر ناچاری می دهند: «آن چه مهم است، داشتن مسکن است» ( پاسخ یک صیقل کار)؛ «آن قدر افراد نیازمند به مسکن وجود دارد» (زن کارگر آبکاری)؛ «من با مجتمع مسکونی بزرگ از لحاظ تامین مسکن افراد نیازمند موافقم» ( یک کارمند). آنان مجتمع مسکونی بزرگ را به عنوان راه حلی برای برون رفت از بحران مسکن، که مشخصا” تبعات سخت آن را تجربه کرده اند، تایید می کنند: «شگفت زده، نمی توانم باور کنم، پس از سال ها سکونت در یک آلونک، این جا معرکه است» (زن یک شاگرد بنا). «برای من مجتمع مسکونی بزرگ مثل یک سربازخانه، یک مصیبت کده، یک خوابگاه است» ( کارگر متوسط، مالک)؛ (فیالکوف، 1383: 51).
2-3-22-1 فضاهای باز در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه
فضاهای خارجی در کنار ساختمان های چندین طبقه، در بیشتر موارد هویت نا مشخص دارند، مگر اینکه کاربری ویژه ای را به واسطه افراد ساکن ساختمان کنارش پیدا کنید، به این ترتیب فضا یک هویت عمومی پیدا می کند. تاکید بر اهمیت این موضوع که در فضاهای عمومی مناطق مسکونی تنها فرصت هایی برای راه رفتن یا نشستن کافی نیست، بلکه فرصت برای فعالیت، انجام کاری و غیره … برای حضور بیشتر افراد و در نتیجه زنده شدن فضای عمومی می شود. ویژگیهای هندسی ساخت و سازهای مسکونی، به طور مستقیم بر شخصیت، خواص و کیفیت فضاهای بازی که توسط این شکلها به وجود می آیند، تاثیر می گذارد. موضوع افزایش شدید نیاز به تأمین مسکن بعد از جنگ جهانی و تاثیر آن بر غفلت معماران از فضای باز، امروزه موضوعی است که مورد قبول همگان است. به همین دلیل، موضوع فضای باز در مورد ساخت و سازهای بلند مرتبه و پرتراکم، اغلب یکی از مهمترین مسائل مطروحه در این زمینه است (ماهوتی، 1390: 56). فضای باز مسکونی امتدادی از فضای زندگی داخل خانه و جزئی از زندگی ساکنان است. فضای باز مسکونی به عنوان مکانی ضروری برای برقراری ارتباطات متقابل و شناخت اجتماعی است. از این رو فضایی مملو از ارتباطات است. این فضا هر چند امروزه ممکن است جلوه ای شهری داشته باشد، اما تمایزات بسیاری چه از لحاظ ماهیت ( مانند حیاط وابسته و متصل به خانه) و چه از لحاظ کالبدی و چه از لحاظ فعالیت هایی که انتظار می رود در آن صورت گیرد، با تمام فضاهای باز شهری دارد. این فضا به عنوان یک میانجی و حوزه دافع در مقابل جهان خارج از خانه عمل می کند. فضای باز مسکونی، محیط پیرامونی حوزه یک همسایگی است که به طور عینی ادراکی را بر استفاده کننده گانش می نمایاند؛ که سبب ارتقای کیفیت محیط مسکونی و میزان رضایت ساکنان از زندگی می شود. منظر مسکونی تنها محیطی کالبدی و بصری نیست، بلکه ادراکی است که از دریافت کلیه حواس فهم می شود. منظر مسکونی به علاوه محیطی است که در آن به وسیله پتانسیل های ذاتی فضا در حوزه مسکونی که فزآینده میزان کاربری کاربران از فضاست، به بروز کشش جمعی در فرد منجر می شود تا روابط حسی خود را گسترش دهد و به روابط اجتماعی روی آورد. آنچه کاربر از فضای باز دریافت می کند، اطلاعاتی است که محوطه به کاربر می دهد و قابلیت هایی است که برای او ایجاد می کند تا در محیط به ارتباط با محیط یا افراد دیگر بپردازد. اطلاعات درون محیطی شامل فرم، عملکرد، معنا و غیره می شود و اطلاعات برون محیطی مواردی مانند عدم احساس خلوت در یک فضای باز و در دید بودن، احساسی از میزان تملک بر فضا و مشارکت داشتن در آن و اطلاعاتی از این دست است که از کالبد فراتر می رود و به تمامی در دایره محوطه بر فرد وارد می شود و بر ادراک او اثر می گذارد. در طراحی، برنامه ریزی و مدیریت محوطه باید مولفه های موثر را شناخت، پیش بینی و دسته بندی و اعمال کرد. از آنجا که درک محیط مسکونی متاثر از نحوه ادراک فرد است، از این رو طراحی، منبعث از شیوه ادراک منظر مسکونی است. منظر مسکونی به دو حوزه عوامل انسانی و محیطی تفکیک ناپذیر است. عوامل محیطی متشکل از عوامل کالبدی و غیر کالبدی است. عناصر کالبدی ظرف سازنده عوامل اکولوژیک محیط است که شامل موارد اقلیمی و غیر اقلیمی می شود. انسان نیز با رفتارها و واکنشهای خود جزء لاینفکی از فضا و محیط مسکونی است که در تقسیم بندی مذکور این عامل با دو مولفه فردی و ارتباطی معرفی و تفکیک شده است. با شناخت کافی از اجزاء تشکیل دهنده منظر مسکونی و یافتن قابلیتهایشان و تطبیق آنها با انتظارات، نیازها و پتانسیل های مجموعه مورد طراحی می توان به طرح و برنامه مطلوبی در منظر مسکونی دست یافت (رامیار، 1390: 44).
2-3-23 سابقه کشورهای مختلف در حوزه پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی
2-3-23-1 اتریش: شهر وین، طی پروژه تحقیقاتی با عنوان احیای مجتمع های مسکونی و حل مشکلات اجتماعی در وین که از سوی سازمان ملل متحد تأمین مالی شده بود، مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. در جریان این طرح ضمن مشخص شدن فضاهای مرمت و بازسازی، شیوه ها و راهکارهای موردنیاز شناسایی شد. در این پروژه از نظرات متخصصان کشورهای مختلف اروپایی استفاده شده است. یکی از اهداف این پروژه مشارکت دادن مستاجران و صاحبان املاک و کاهش تعداد کسانی بود که ناگزیر به تخلیه خانه های خود بودند. بر این اساس، اگر میزان اجاره بها با میزان درآمد افراد تناسب نداشت، بایستی به آنان یارانه ای پرداخت می شد. این کمک در راستای این ایده بود که هر گونه سرمایه گذاری برای ارتقای کیفیت مسکن دارای تاثیرات روحی و روانشناختی است. به ویژه اگر این

مطلب مرتبط :