فرشتگان، گناه، (علیه، انسان‌ها

اصطلاح به حالت و ملکۀ نفسانی می‌گویند که انسان را از گناه و یا حتی خطا و اشتباه منع می‌کند».
با عنایت به این تعریف عصمت نوعی مصونیت از گناه است که با توفیق الهی و به صورت ملکه نفسانی برای انبیا و ائمه ایجاد می‌شود لذا به این معنی نمی‌باشد که معصومین توانایی قدرت ارتکاب معصیت را نداشته باشند بلکه به آن دسترسی داشته و بر انجام آن توانا هستند ولی از آنجایی که حقیقت گناهان را درک کرده‌اند به مدد الهی و با اختیار و انتخاب خود از ارتکاب گناه خودداری می‌کنند.
«درست است که انگیزه‌هاى گناه مانند شهوت و غضب در آنها نیست (یا بسیار ضعیف است) ولى نباید فراموش کرد که آنها فاعل مختارند و قدرت بر مخالفت دارند و حتّى از آیات قرآن استفاده مى شود که آنها از بیم مجازات او در وحشتند﴿وَهُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ﴾ این تعبیرات همه نشان مى دهد که آنها در عین قدرت بر معصیت، معصوم و پاک از گناهند.
از این جا روشن مى شود که اگر در بعضى از روایات تعبیراتى دربارۀ کُندى بعضى از فرشتگان در اطاعت فرمان حقّ و تنبیه آنان به خاطر این کندى آمده، همانند ترک اولى‌هایى است که در مورد انبیا نیز گفته شده است و مى دانیم ترک اولى هرگز به معناى گناه نیست بلکه گاه ممکن است کار مستحبّ خوبى باشد که در مقایسه با کار بهتر، ترک اولى نامیده مى شود».
امام علی (علیه السلام) نیز در چندین جای نهج البلاغه به خصوص درخطبه اشباح به توصیف کاملی از شرایط فرشتگان و درجات و برخی وظایف آنها پرداخته‌اند و مقام بندگی و عبودیت آنها را بسیار ستوده‌اند که دقت در این صفات و ویژگی‌های فرشتگان باعث توجه انسان‌ها به کمی طاعات و عباداتشان در درگاه الهی می‌گردد و تذکری برای انسانهای متفکر است تا اینکه برای رسیدن به مقام قرب الهی باید این ویژگی‌ها را برای خود فراهم آورند. و چنانچه به آن مرتبه از کمال برسند، می‌توانند خود را در برابر عوامل گناه و شهوات، مهار کنند. و به همین دلیل می‌توان گفت که فرشتگان می‌توانند در مواردی الگویی مناسب برای انسان‌ها باشند.
از طرفی دیگر حضرت در برخی موارد به سبب همان اختیار و اراده و نیروی عقل فرشتگان، آنها را در دایره اختبار و امتحان الهی وارد نموده‌اند و برای ایشان ابتلا و آزمایشی از جنس خودشان قائل شده‌اند و در فرازهای زیادی از نهج البلاغه به موضوع ابتلای فرشتگان و شیطان اشاره داشته‌اند.
یکی از مهمترین آزمون‌های فرشتگان در خصوص موضوع خلقت آدم است که امیر المؤمنین (علیه السلام) نیز در چند جای نهج البلاغه به آن اشاره داشته و آفرینش انسان را زمینه‌ای برای امتحان فرشتگان و شیطان می‌داند. حضرت ضمن بیان داستان سرکشی و تمرد شیطان از فرمان الهی مبنی بر سجده بر آدم, و درخواست مهلت از پروردگار, این مهلت را سبب کامل شدن آزمایش دانسته و می‌فرمایند:
«فَأَعْطَاهُ اللَّهُ النَّظِرَهَ اسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَهِ وَ اسْتِتْمَاماً لِلْبَلِیَّهِ وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَهِ فَقَالَ ﴿إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ﴾ »
پس خدایش مهلت بخشید که خشم را سزاوار بود، و کامل شدن بلا و آزمایش را در خور و بکار، و وفاى به وعده را ـ چه کسى کند چون پروردگار ـ و پروردگار فرمود: «همانا تو از واپس افکندگانى که تا رسیدن رستاخیز بمانى».
خداوند متعال با این مهلت دادن از طرفی مجازات وی را سنگین‌تر می‌کند, چرا که همان‌گونه که از آیات قرآن نیز بر می‌آید, پس از تذکرات پی در پی گنهکاران, در صورت تأثیر نپذیرفتن آنها, خداوند به حال خودشان وا می‌گذارد و مهلت می‌دهد تا بار گناهانشان سنگین‌تر شود. از سویی دیگر وجود شیطان زمینه‌ای برای آزمایش انسان‌ها و به تبع آن تکامل افراد مومن می‌گردد. مؤمنین در هنگام مواجهه با این دشمن تمام توان خود را برای غلبه بر آن بسیج می‌کنند و در نتیجه ترقی و تکامل خود را رقم می‌زنند. اما گنهکاران بر گرفتاری و انحرافشان افزوده شده و به عذابی که مستحق آن هستند گرفتار می‌شوند.
امام علی (علیه السلام) در ابتدای خطبه قاصعه نیز ضمن اشاره به عزت و عظمت خدای متعال, خلقت آدم را دستمایۀ آزمایش فرشتگان بر می‌شمرد. چرا که فرشتگان به دلیل عدم آگاهی از حقیقت این امر نسبت به سجده بر انسان اکراه داشتند که همین موضوع آزمایشی برای آنها بود که فرمانبرداریشان در برابر خداوند متعال مشخص گردد. حضرت در این خصوص می‌فرمایند:
«ثُمَّ اخْتَبَرَ بِذَلِکَ مَلَائِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ لِیُمَیِّزَ الْمُتَوَاضِعِینَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ … وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِیَاؤُهُ وَ یَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَهً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِیهِ عَلَى الْمَلَائِکَهِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ ابْتَلَى خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْیِیزاً بِالِاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلِاسْتِکْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیَلَاءِ مِنْهُمْ»
«پس فرشتگان مقرّب خود را بدان بیازمود، و بدین آزمایش فروتنان را از گردنکشان جدا فرمود … و اگر خدا مى‏خواست آدم را از نورى بیافریند که فروغ آن دیده‏ها را برباید، و زیبایى آن بر خردها غالب آید، با بویى خوش چنان‌که نفس‌ها را تازه نماید، چنین مى‏کرد و اگر چنین مى‏کرد، گردن‌ها برابر او خم بود و کار آزمایش بر فرشتگان آسان هم، لیکن خداى سبحان آفریدگان خود را به پاره‏اى از آنچه اصل آن را نمى‏دانند، مى‏آزماید تا فرمانبردار از نافرمان پدید آید و تا بزرگ‏منشى را از آنان بزداید، و تکبّر را از ایشان دور نماید».
1.11.2. آزمایش انبیا و اولیای الهی
خداوند متعال پیامبران را از روی علم و حکمت خود جهت هدایت و تربیت انسان‌ها مبعوث نمود. از این رو کسانی‌که عهده‌دار تربیت و ابلاغ پیام خداوند برای رسیدن به کمال و سعادت بشری هستند, باید خود از عهده امتحانات الهی برآمده باشند و خداوند به وسیله ابتلا و امتحان ایمان و استواری آنها را در ابلاغ دین به بوته آزمایش گذاشته تا در پی گذر از این بلاها خالص گردیده و به سوی کمال مطلق گام بردارند. امیر المؤمنین (علیه السلام) نیز در این خصوص می‌فرمایند:
«فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِی الْکِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِیهِ لِخَاصَّهِ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ کَرَّهَ إِلَیْهِمُ التَّکَابُرَ وَ رَضِیَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ کَانُوا أَقْوَاماً مُسْتَضْعَفِینَ قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللَّهُ بِالْمَخْمَصَهِ وَ ابْتَلَاهُمْ بِالْمَجْهَدَهِ وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ وَ مَخَضَهُمْ بِالْمَکَارِهِ».
«اگر خدا رخصت کبر ورزیدن را به یکى از بندگانش مى‏داد، به یقین چنین منتى را بر پیامبران گزیده و دوستانش مى‏نهاد، لیکن خداى سبحان بزرگ‏منشى را بر آنان ناپسند دید و فروتنى‏شان را پسندید. پس پیامبران ـ از روى فروتنى ـ گونه‏هاى خود را بر زمین چسبانیدند، و چهره‏هاى خود را به خاک مالیدند، و برابر مؤمنان فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند. خداى‏شان به گرسنگى آزمود و به سختى مبتلاشان فرمود، و با ترس و بیم‌ها امتحانشان کرد و با زیر و زبر کردنشان در سختی‌ها، ایمانشان را پدید آورد».
از طرفی دیگر خداوند متعال شیوه ارسال پیامبران و روش‌های زندگی آنان را وسیله‌ای برای امتحان مردم قرار داد. چرا که حضرت حق، انبیا را به گونه‌ای که مردم به اجبار از آنها پیروی کنند مبعوث نکرده و شرایط را طوری قرار داده که همه انسان‌ها با اختیار کامل و از روی آگاهی و بصیرت به وعده خداوند, پیامبران را تأیید کنند. لذا قبول شرایط انبیای الهی همچون ساده زیستی و فقر وسیله‌ای برای امتحان مردم گردید. چنان‌که امام علی (علیه السلام) نیز با اشاره به داستان بعثت حضرت موسی (علیه السلام), اراده الهی را بر ابتلا و آزمایش مردم به وسیله ساده‌زیستی پیامبران این‌گونه بیان می‌فرمایند:
«وَ لَقَدْ دَخَلَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ وَ مَعَهُ أَخُوهُ هَارُونُ ( صلى‏الله‏علیهما )عَلَى فِرْعَوْنَ وَ عَلَیْهِمَا مَدَارِعُ الصُّوفِ وَ بِأَیْدِیهِمَا الْعِصِیُّ فَشَرَطَا لَهُ إِنْ أَسْلَمَ بَقَاءَ مُلْکِهِ وَ دَوَامَ عِزِّهِ.
فَقَالَ أَ لَا تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَیْنِ یَشْرُطَانِ لِی دَوَامَ الْعِزِّ وَ بَقَاءَ الْمُلْکِ وَ هُمَا بِمَا تَرَوْنَ مِنْ حَالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ فَهَلَّا أُلْقِیَ عَلَیْهِمَا أَسَاوِرُ مِنْ ذَهَبٍ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ وَ احْتِقَاراً لِلصُّوفِ وَ لُبْسِهِ‏.
وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِأَنْبِیَائِهِ حَیْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ یَفْتَحَ لَهُمْ کُنُوزَ الذُّهْبَانِ وَ مَعَادِنَ الْعِقْیَانِ وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ وَ أَنْ یَحْشُرَ مَعَهُمْ طُیُورَ السَّمَاءِ

مطلب مرتبط :   لبنان، احزاب، مذاهب، حزب