فتنه‌های، جاهلیت، (علیه، السلام)

باعث درگیری، نزاع، جنگ و خونریزی بین مردم می‌شود. و اختلاف آراء بین آنها پدید می‌آورد.
فتنه‌های سیاسی نیز به گرفتاری‌های عمومی گفته می‌شود که به دلیل برخی منافع سیاسی و از طرف افراد خاصی ایجاد شده و با غبار آلود کردن فضا، باطل را در لباس حق جلوه داده و افراد نا آگاه و بی بصیرت را جذب نموده و از آن موقعیت برای تثبیت خود بهره برداری سیاسی می‌کنند. فتنه‌های سیاسی زیادی پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به وقوع پیوست که اکثر آنها نیز با صبغه دینی همراه بود و به تحزب‌گرایی و ایجاد فرقه‌های مختلف در جامعه اسلامی انجامید. و باعث اختلافات دینی زیادی در جامعه شد که به تبع آن افراد خاصی توانستند با بهره برداری سیاسی و مذهبی به هدفهای خود برسند.
امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه هم از فتنه‌های دوران جاهلیت و هنگام نبوت پیامبر اکرم(صلی‌ الله علیه وآله) یاد کرده و شرایط اجتماعی و گرفتاری‌ها و مشکلات جامعه عصر بعثت را تشریح می‌کنند و هم به فتنه‌ها و بلایای اجتماعی و سیاسی امت اسلام پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌پردازند. از این رو سخنان حضرت در دو بخش فتنه‌های دوران جاهلیت و فتنه‌های دوران اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
2.9.1. دوران جاهلیت
یکی از زمان‌هایی که فتنه‌های اجتماعی زیادی در آن رقم می‌خورد و در کلام امام علی (علیه السلام) نیز به نمونه‌هایی از آن فتنه‌ها اشاره شده است، دوران جاهلیت و یا همان دوران جزیره العرب در قبل از ظهور اسلام است. دورانی که مردم آن دارای آداب و رسوم و عقاید خاص بدوی و صحرا نشینی بوده و نسبت به مسائل اجتماعی، دینی و … افکاری سطحی و کودکانه داشتند. برای درک بیشتر فرمایشات امام علی (علیه السلام) در خصوص این دوران ضروری است در ابتدا به طور مختصر گوشه‌ای از افکار و آداب و رسوم جاهلی بیان گردد.
اکثریت قاطع مردم جزیره العرب صحرا نشین بوده و تنها گروهی اندک از حجازی‌ها شهر نشین بوده‌اند. لذا از نظر تشکیلات و سازمان‌های اجتماعی و حکومتی، بسیار عقب مانده بوده و از رئیس قبیله فرمان می‌بردند. دین اکثریت آنها بت پرستی بوده و بهترین راه امرار معاش آنان حشم داری و به خصوص شترداری بود که از محصولات آن استفاده می‌کردند و مازاد آن را با سایر لوازم مورد نیاز خود مبادله می‌کردند. راه مهم دیگر امرار معاش آنان غارتگری از سایر قبیله‌ها بود و به این غارتگری نیز افتخار می‌نمودند. شجاعت و مروت از نظر آنان اهمیت زیادی داشت ولی معنایی که از شجاعت در ذهنشان بود, چیزی جز سفاکی و قتل و غارت نبود.
عقل اعراب جاهلی چنان بی حرکت و کج اندیش بود که رابطه بین بسیاری از اشیا را درک نمی‌کردند، به همین سبب خرافات بسیار زیادی در بین آنان رایج بوده است.
«جاهلیّت عرب ـ و جاهلیّت‌هاى مشابه آن در اقوام دیگر ـ نشان‌دهنده مجموعه‏اى از عقاید باطل و خرافات و آداب و رسوم غلط و گاه زشت و شرم‏آور و کارهاى بیهوده و برخوردهاى قساوتمندانه بوده، بتهایى را از سنگ و چوب مى‏تراشیدند و پرستش مى‏کردند و در مشکلات خود به آن پناه مى‏بردند و این موجودات بى‏شعور را شفیعان درگاه خدا و حاکم بر مقدّرات و خیر و شرّ خود، مى‏پنداشتند».
امام علی (علیه السلام) در چند جای نهج البلاغه به تشریح فضای حاکم بر دوران جاهلیت پرداخته و ناهنجاریها و مشکلات و فتنه‌های اجتماعی مردم آن دوران را بازگو می‌نمایند و جامعه جاهلیت را در هنگام بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و تأثیری که دعوت آسمانی آخرین فرستاده خدا بر این مردم داشته را تشریح می‌کنند. ایشان می‌فرمایند:
«وَ النَّاسُ فِی فِتَنٍ انْجَذَمَ فِیهَا حَبْلُ الدِّینِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِی الْیَقِینِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِیَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِیَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّیْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِیمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَکَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُکُهُ أَطَاعُوا الشَّیْطَانَ فَسَلَکُوا مَسَالِکَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِی فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِکِهَا فَهُمْ فِیهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِی خَیْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِیرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ کُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَمٌ»
«و این هنگامى بود که مردم به بلاها گرفتار بودند، و رشته دین بریده و کشتى‏هاى یقین ناپایدار. پندار با حقیقت به هم آمیخته، همه کارها در هم ریخته. برونشو کار دشوار، در آمد نگاهش ناپایدار، چراغ هدایت بى‏نور، دیده حقیقت بینى کور، همگى به خدا نافرمان، فرمانبر و یاور شیطان، از ایمان روگردان. پایه‏هاى دین ویران، شریعت بى‏نام و نشان، راه‌هایش پوشیده و نا آبادان. دیو را فرمان بردند، و به راه او رفتند و چون گله که به آبشخور رود پى او گرفتند ـ تخم دوستى‏اش در دل کاشتند ـ و بیرق او را برافراشتند حالى که فتنه چون شترى مست آنان را به پى مى‏سپرد، و بر دست و پا ایستاده، از پایشان در مى‏آورد، و آنان دچار موج فتنه سرگردان بودند، درمانده و نادان، فریفته مکر شیطان. در خانه امن کردگار با ساکنانى تبه‏کار و بدکردار، خوابشان شب بیدارى، سرمه دیده‏شان اشک جارى، در سرزمینى عالم آن دم از گفت بسته، و جاهل به عزّت در صدر نشسته».
امام علی (علیه السلام) در این عبارات به خوبی جریانات حاکم بر اعراب جاهلیت و فضای موجود در آن دوران و سنت‌های بی پایه و اساس آنان را به تصویر کشیده و برای دیگران تشریح می‌کنند.
در آداب و رسوم جاهلی معتقد بودند نام فرزندان را از میان اسامی حیوانات درنده و خشن و اسامی رعب آمیز انتخاب کنند و پسران را بر دختران برتری می‌دادند و در یک سنت وحشتناک و غیر انسانی که در بسیاری از آن قبایل مرسوم بود، دختران را زنده به گور می‌کردند و کمترین حقوق انسانی را برای زنان و دختران قایل بودند. به زنان به عنوان یک کالا نگاه می‌کردند که در هنگام جنگ‌ها و غارت سایر قبیله‌ها به عنوان غنیمت با خود می‌بردند و این عمل زشت را نشانه غیرت خود دانسته و به آن افتخار می‌کردند.
خداوند متعال نیز در آیات قرآن کریم به برخی از این رسوم سخیف پرداخته‌اند چنانچه در جایی به شرم دختر دار شدن اعراب جاهلی اشاره نموده و فرموده‌اند:
﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ* یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا یَحْکُمُونَ﴾
«و وقتی به یکی از این کافران به پیدا نمودن دختر مژده دهند، صورت او سیاه می‌شود و از غم، در حالی که غضبناک است، خود را از بدی آنچه به وی بشارت داده شده است، پنهان میدارد (اندیشه می‌کند) که آیا او را به طور خواری نگاه دارم یا او را در خاک کنم. آگاه باش‌ بد است آنچه که آنها حکم می‌کنند».
و یا در جایی دیگر برای محکوم کردن سنت زنده به گور کردن دختر، می‌فرماید:
﴿وَ اِذَا المَوَدَهُ سُئِلَت، بِأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت﴾
«و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود: به کدامین گناه کشته شدند؟!»
امیر المؤمنین (علیه السلام) در خلال خطبه قاصعه نیز در تشریح علل شکست و پیروزی امم گذشته به احوال و فتنه‌های اجتماعی مردمان قبل از امت اسلامی اشاره‌ای می‌فرمایند و فضای حاکم بر آنها و حاکمان آنهارا مایۀ عبرت و آگاهی و تنبه دانسته‌اند. ایشان ضمن یادآوری شرایط سخت قبل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌، ره آورد بعثت حضرتش را دگرگونی احوال این امت و سرآغاز رهایی از فتنه‌ها و بلایای اجتماعی می‌دانند آنجا که در تشریح فضای دوران جاهلیت می‌فرمایند:
«فَاعْتَبِرُوا بِحَالِ وَلَدِ إِسْمَاعِیلَ وَ بَنِی إِسْحَاقَ وَ بَنِی إِسْرَائِیلَ (علیهم ‏السلام) فَمَا أَشَدَّ اعْتِدَالَ الْأَحْوَالِ وَ أَقْرَبَ اشْتِبَاهَ الْأَمْثَالِ تَأَمَّلُوا أَمْرَهُمْ فِی حَالِ تَشَتُّتِهِمْ وَ تَفَرُّقِهِمْ لَیَالِیَ کَانَتِ الْأَکَاسِرَهُ وَ الْقَیَاصِرَهُ أَرْبَاباً لَهُمْ یَحْتَازُونَهُمْ عَنْ رِیفِ الْآفَاقِ وَ بَحْرِ الْعِرَاقِ وَ خُضْرَهِ الدُّنْیَا إِلَى مَنَابِتِ الشِّیحِ وَ مَهَافِی الرِّیحِ وَ نَکَدِ الْمَعَاشِ فَتَرَکُوهُمْ عَالَهً مَسَاکِینَ إِخْوَانَ دَبَرٍ وَ وَبَرٍ أَذَلَّ الْأُمَمِ دَاراً وَ أَجْدَبَهُمْ قَرَاراً لَا یَأْوُونَ إِلَى جَنَاحِ دَعْوَهٍ یَعْتَصِمُونَ بِهَا وَ لَا إِلَى ظِلِّ أُلْفَهٍ یَعْتَمِدُونَ عَلَى عِزِّهَا فَالْأَحْوَالُ مُضْطَرِبَهٌ وَ الْأَیْدِی مُخْتَلِفَهٌ وَ الْکَثْرَهُ مُتَفَرِّقَهٌ فِی بَلَاءِ أَزْلٍ وَ أَطْبَاقِ جَهْلٍ مِنْ بَنَاتٍ مَوْءُودَهٍ وَ أَصْنَامٍ مَعْبُودَهٍ وَ أَرْحَامٍ مَقْطُوعَهٍ وَ غَارَاتٍ مَشْنُونَهٍ».
«پس از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و

مطلب مرتبط :   آمریکا، ایالات، خزر، دریای