فایل پایان نامه روانشناسی پردازش هیجانی

دانلود پایان نامه

مشترک است، در واقع مضموم گشتاری است که در معنی صورت می‌گیرد و معنی را تبدیل به یک حالت عاطفی و گرایش می‌کند. در این سطح، پردازش کلمه صرفاً براساس ساختار آن صورت نمی‌گیرد، بلکه فضای ذهنی، نگرشها، پیشداوریها و در کل انگیزه و هدف نیز در آن پردازش اثر می‌گذارند (قاسم‌زاده، 1379).آنچه درباره تفاوت بین معنا و مضمون گفته شد، در جدول 3 نشان داده شده است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جدول2-3: تفاوت های بین معنا و مضمون (حمیدپور، 1381)
معنی گزاره‌ها (معنی) معنای ضمنی (مضمون)
پردازش شناختی
شناخت سرد
باور عقلانی
تغییر مرتبه اول
ارزیابی مبتنی بر شناخت
پیرامونی
منطقی
نیمکره چپ
تصریحی
آشکار
ارجاعی
تعمیم یافته پردازش عاطفی
شناخت داغ
باور هیجانی
تغییر مرتبه دوم
ارزیابی مبتنی بر عاطفه
مرکزی
تجربی
نیمکره راست
تلویحی
ضمنی
هیجانی
اختصاصی

تیزدل (1993) با انتقاد به نظریه شبکه تداعی باور، معتقد است که این نظریه نمی‌تواند بین «پردازش سرد» و «پردازش داغ»تمایز قایل شود. تیزدل، آنی‌لیود و هاتون ( 1998)، شپارد و تیزدل (1996)، معتقدند که اثر خلق بر تفکر تنها در سطح خاصی از بازنمایی شناختی، مطابق با مفاهیم و سازه‌ها و مجموعه‌ای از مفاهیم رمزگردانی شده و در قالب گزاره‌هایی در حافظه رخدادی اتفاق می‌افتد. از این دیدگاه تفکر منفی یا افسرده‌ساز وابسته به خلق نتیجه حالت افسردگی فعلی است که تمام مفاهیم و سازه‌های منفی مربوط به وقایع قبلی را که با خلق افسرده همخوان هستند دوباره فعال کرده است.

براساس نظریه شبکه تداعی افراد افسرده و یا کسانی که حالت خلق غمگینی به آنها القاء شده باشد باید سازه‌ها و مفاهیم منفی بیشتری را یادآوری کنند. اما گاهی اوقات یادآوری این افراد ناهمخوان با خلق است یعنی با القاء خلق افسرده یا کسانی که دچار افسردگی شده‌اند، مفاهیم و سازه‌های مثبتی یادآوری می‌کنند. تیزدل و همکاران (1995) معتقدند که این یادآوری ناهمخوان با خلق در افراد افسرده نتیجه جابجایی در مدلهای طرحواره‌های ذهنی است تا دستیابی به سازه‌ها و مفاهیمی که در نظریه شبکه تداعی مطرح شده است.
تیزدل (1999) همسو با مطرح‌شدن مباحث فراشناختی در زمینه اختلالات هیجانی، دیدگاه خود را به فراشناخت ربط می‌دهد. شپارد و تیزدل (2000) تفکر ناکارآمد در اختلال افسردگی اساسی را نوعی نقص در بازبینی فراشناختی می‌دانند و به همین جهت تیزدل (1999) بین دانش فراشناختی و بینش فراشناختی تمایز قائل شده است. در دانش فراشناختی فرد می‌داند که افکارش لزوماً صحیح نیستند اما در بینش فراشناختی فرد افکار را به عنوان وقایعی در حوزه هشیاری تجربه می‌کند تا اینکه آنها را بازنمایی مستقیم واقعیت بداند. در همین راستا برای جلوگیری از عود و بازگشت افسردگی و دستیابی افراد افسرده به بینش فراشناختی تیزدل شناخت درمانی مبتنی بر هوشیاری فراگیر را به بیماران افسرده آموزش می‌دهد.
تیزدل (1999) این بحث را به تحلیل‌های راکمن (1980؛ به نقل از تیزدل، 1999) ربط می‌دهد و معتقد است که در افسردگی نیز همانند اختلالات اضطرابی برای درمان اثربخش باید پردازش هیجانی صورت گیرد. پژوهش‌ هانت (1998) نیز نشان می‌دهد که پردازش هیجانی شیوه‌ای موفق برای بهبودی اثر وقایع افسرده‌ساز محسوب می‌‌شود.
اختلال اضطراب فراگیر
سیر اختلال اضطراب فراگیر در DSM
اصطلاح GAD در DSM-III مطرح شد. طبق ملاک های تشخیصی GAD,DSM-III طیف تشخیصی باقیمانده محسوب می شود . این ملاک ها را (به نقل از براون و اولیری و بارلو ،2001) برای تشخیص GAD در نظر گرفته بودند:
اضطراب مداوم در یک دوره حداقل یک ماهه ،
وجود سه یا چهار دست از علایم (تنش حرکتی (مثل گرفتگی عضلانی ، بی قراری)، بیش فعالیتی اتونومیک (مثل سرگیجه ، افزایش ضربان قلب ، عرق) ، انتظار بیمناکی(مثل اضطراب ، نگرانی و ترس)، گوش به زنگی (مثل مشکل در تمرکز))
با این وجود ، شواهد بعدی (بارلو و نیناردو ، 1991 ؛ به نقل از براون و همکاران ،2001) نشان داد تنش و اضطرابی که از نگرانی ناشی می شوند به سایر اختلالات هیجانی ربطی ندارند.
به همین دلیل در DSM-III-R ، تغییر های مهمی در ملاک های تشخیصی به وجود آمد.
در DSM-III-R ، این ملاک ها برای تشخیص GAD لحاظ گردید.
نگرانی افراطی و غیر واقع بینانه درباره یک یا دو مسئله ( این نگرانی ربطی به سایر اختلالات محور I ندارد).
حداقل 6 علامت از 18 علامت ( این علائم در 3 مقوله تنش حرکتی ، بیش فعالیت اتونومیک و گوش به زنگی تقسسیم بندی می شوند.)
مدت زمان 1 تا 6 ماه .
در DSM-IV و DSM-IV-TR ملاک های خاصی برای تشخیص GAD در نظر گرفته اند .
A اضطراب و نگرانی افراطی (انتظار بیمناکی) که در طی مدت 6 ماه در اکثر روزها رخ میدهد و این نگرانی درباره برخی از وقایع یا فعالیتها (مثل عملکرد شغلی یا تحصیلی) است.
B کنترل نگرانی خود با مشکل دست به گریبان است.
C اضطراب و نگرانی با سه مورد (یا بیشتر) از علایم زیرهمراه است (حداقل برخی از این علایم در طی 6 ماه گذاشته در اکثر روزها وجود داشته اند). توجه: در کودکان وجود تنها یک علامت کافی است.
بی قراری یا احساس برانگیختگی یا بی صبری
به سادگی خسته شدن
مشکل در تمرکز یا خالی شدن ذهن
تحریک پذیری
تنش عضلانی
آشفتگی در خواب (اشکال در خواب رفتن یا در خواب ماندن، بیقراری حاکی از خواب نارضایت بخش)
D کانون نگرانی و اضطراب به ویژگیهای اختلال محور I محدود نمیشود.
E اضطراب، نگرانی یا علایم جسمی باعث ناراحتی آشکار یا تخریب عملکردهای اجتماعی شغل و سایر زمینه-های عملکردی میشوند.
F این اختلال نتیجه مستقیم اثرات فیزیولوژیک یک ماده (مثل سوء مصرف مواد) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل پرکاری تیروئید) نیست و منحصرا در طی یک اختلال روانپریشی یا اختلال نافذ رشد رخ نمیدهد.
جدول2-4: ملاکهای تشخیصی GAD (آمریکا، 2000. ص 570)

مطلب مرتبط :   منابع مقاله درباره یادگیری اجتماعی

سیر و پیش آگهی
به نظر می رسد در دو مرحله زندگی ، افراد به GAD مبتلا می شوند. تقریبا دو سوم افراد مبتلا به GAD اولین بار در سنین 12 تا 20 سالگی به این مشکل دچار شده اند . با این حال گروه اندکی از افراد مبتلا به GAD نیز در اواسط بزرگسالی ، این مشکل گریبان آن ها را می گیرد ( مثل بورک ، هوگز، جورج ، 1987؛ براون، بارلو و لبوتیز ، 1994) مطالعات همه گیرشناسی(مثل بورک،بورک،رائی و ریگر ،1991 ؛کندلر،نیل،کسلر،هلت و ایوز ،1994) و مطالعات انجام شده ر روی جمعیت مرضی ( مثل بارلو ، بلانچارد، ورمیلا، و نیناردو ، 1986) نشان می دهد که GAD معمولا بین اواخر نوجوانی تا اواخر 20 سالگی رخ می دهد.
ابتلای زود رس افراد به این اختلال ، سیر مزمن و مقاومت آن در برابر تغییر ، پژوهشگران را بران داشته است که GAD را شکل اساسی و بنیادی سایر اختلالات اضطلری تلقی کنند (براون ، بارلوو لبووتیز، 1994) و به همین دلیل روئمر ، اوسیلو و بارلو (2002) GAD را یک اختلال اضطراب بنیادین مفهوم سازی می کنند . بدون مداخله جدی و فعالانه ، پیش آگهی GAD چندان مطلوب نیست . نتایج مطالعه طولی که یانکز ، وارشاو ، ماسیون وکلر (1996) انجام داند نشان داد که احتمال بهبودی بدون مداخله بعد از یک سال ، تنها پانزده صدم درصد ، در دو سال بیست و پنج صدم درصد بوده است . حتی درمان های دارویی برای اختلال آسیگی وGAD نتایج متفاوتی در بر دارد . پیگیری پنج ساله نشان داد که تنها 18 درصد افراد مبتلابه اختلال آسیمگی ، 45 درصد بود . (وردمن ، نویز، بلاک ، اسکلوسرو یاگلار ، 1999).
GAD معمولا اختلال مزمن و بدون بهبودی خود به خودی در نظر گرفته می شود . علاوه بر این ، در سیر زمان ، تغییرات زیادی در شدت این اختلال بوجود می آید و همراه با استرس های زندگی ، شدت این اختلال افزایش می یابد . طبق برخی از گزارش ها (کسلر ، کلر و ویتچن، 2001؛ استین ، 2004) دوره های این اختلال معمولا 10 سال طول میکشد. رپی (1991) اعتقاد دارد بسیاری از افراد مبتلا به GAD قبل از مراجعه به درمان ، بیش از 25 سال به این اختلال مبتلا بوده اند.
علائم GAD به ندرت خود به خود بهبود پیدا می کنند . مطالعه بزرگی که توسط مرکز پژوهش های اضطراری هاروارد – براون (یانکز ، وارشاور و کلر ، 1996) انجام شد حاکی از این بود که 15 درصد از افراد بعد از یکسال، 25 درصد بعد از دو سال و 38 درصد بعد از 5 سال به بهبوی کامل دست می یابند . اگر ملاک بهبودی را نداشتن علائم در طی هشت هفته متوالی در نظر بگیریم به این نتیجه می رسیم که علائم GAD افت و خیز زیادی دارند. بنابرین این درصدها تخمین واقعی میزان بهبودی به شمار نمی روند . میزان عود و بازگشت GAD بسیار بالاست و در صورتی که افراد مبتلا به GAD درمان مناسب دریافت نکنند ، در اکثر مواقع زندگی خود دست به گریبان این مشکل هستند (داگاس و چاود ،2007).
نکته دیگری که باید در بحث سیر و پیش آگهی GAD مد نظر قرار گیرد ، نسبت جنسیتی میزان ابتلا به GAD است . اغلب پژوهشها (لوینسون و همکاران ، 1998 ؛ استاوسکی و بورکروک ، 1998 ؛ رابی چاود، داگاس، کانوی ،2003) نشان داده اند که GAD در زنان شیوع بیشتری دارد.
همبودی GAD باسایر اختلالات روانی
GAD اغلب به عنوان اختلالی می شناسند که به همبودی زیادی با سایر مشکلات روانشناختی دارد (منین، هیمبرگ و تورک ، 2004) برخی بر این باورند که 60 تا 90 درصد از افراد مبتلا به GAD همزمان ملاک های تشخیصی دیگری را نیز دارا هستند (براون، بارلو و لبوویتز، 1994)
شایع ترین اختلال همراه با GAD ، هراس اجتماعی است (ساندرسون، نیناردو ، رپی و بارلو، 1990 ؛ ترنر ، بیدل ، بوردن ، استانلی و ژاکوب ،1991) . برخی پژوهش های اولیه به این نتیجه رسیده اند که اختلال آسیمگی (11 تا 27 درصد) ، اختلال وسواسی – اجباری (1 تا 11 درصد) ، دوره های افسردگی اساسی (42 درصد) ، افسرده خوبی(65 درصد) در GAD به عنوان اختلال های همراه مطرح می شوند ( به نقل از منین ، هیمبرگ و تورک ،2004)، داگاس و رابی چاود ،(2007) به ارزیابی دو پژوهش بسیار وسیع پرداختند که به ارزیابی میزان همبودی یک ماهه و سک ساله اختلالات رووانی با GAD اختصاص داشت. شیوع اختلالات همبودی با GAD اختصاص داشت .
نظریههای شناختی GAD
از آنجا که مدل شناختی ، چهار چوب نظری این پژوهش است ، بنابرین در این قسمت به ذکر نظریه های شناختی درباره مفهوم سازی GAD می پردازیم.
نظریه بک
بک از اواخر دهه 70 میلادی به جنبه های شناختی اختلالات توجه کرد و تمام هم و غم خود را صرف مدل سازی شناختی اختلالات روانی نمود . او ابتدا در سال 1967 با نوشتن کتاب «افسردگی ، جنبه های بالینی، تجربی و نظری» در این راه گام نهاد . اگرچه در آن زمان ، روان درمانی زیر سیطره رفتار درمانی و روان کاری قرار داشت . اما با تلاش و کوشش مثال زدنی بک ، به تدریج شناخت درمانی نیز پای خود رابه عرصه درمان های روانشناختی باز کرد . مقاله تاثیر گذار بک در مجله آرشیو روان پزشکی عمومی با نام « شناخت، عاطفه و آسیب شناسی روانی » در سال 1971 ، گامی جدی در رسیدن به مفهوم سازی شناختی اختلالات هیجانی محسوب شد . بک در سال 1979 با کمک راش ، ششاو و امری کتاب «شناخت درمانی افسردگی» را به رشته تحریر در آورد . با چاپ و انتشار این کتاب ، شناخت درمانی عملا وارد عرصه روان درمانی شد ، زیرا این دستورالعمل باعث گردید پژوهش های زیادی برای بررسی کارآیی شناخت درمانی برای افسردگی انجام شود چند سال بعد – در سال 1985 – بک با کمک امری و گرین برگ به مفهوم سازی اختلالات اضطرابی از دیدگاه شناخت درمانی پرداختند.
بک و همکارانش ( 1985) با اقتباض از مدل ارزیابی لازاروس سعی کردند واکنش های اضطرابی را درک کنند لازاروز و فولک من (1984 ، به نقل از کلانک ؛ 1999) معتقدند که افراد در مواجه شدن با مشکل دست به دو نوع ارزیابی می زنند : ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه. در فرایند ارزیابی اولیه ، فرد تهدید آمیز بودن موقعیت را براورد می کند . در ارزیابی ثانویه نیز به سنجش توانمندیهای خود برای مقابله و کنار آمدن با موقعیت می پردازد . ممکن است در هرکدام از این فرایند ها مشکلاتی پدید بیاید . خطاهای شناختی ممکن است آتش بیارمعرکه شوند و فرآیند ارزیابی اولیه و ثانویه را با مشکل روبه رو سازند.
به دلیل تجارب دوران کودکی به تدریج در ذهن افراد، ساختارهایی شناختی ( طرح واره ها) شکل می گیرد این طرح واره ها در زندگی بعدی به عنوان راهنمای پردازش اطلاعات و رفتار عمل میکنند.طبق فرضیه محتوای اختصاصی، طرح واره های اضطراب برانگیز حول مسائلی نظیر تهدید،خطر، ناتوانی برای مقابله دور می زنند (بک و همکاران 1985).
شواهد پ‍‍ژوهش گسترده ای از فرضیه محتوای اختصاصی ، محتوای اختصاصی در شناخت درمانی حمایت کرده اند ( برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به کلارک ، بک ، اولورد ، 1999؛ ص 127تا140)
به دلیل این موضوع پژوهش حاضر GAD است در این قسمت به ارائه مدل شناختی بک ، درباره این اختلال می پردازیم.
بک و همکارانش (1985) معتقدند که بحث درباره علت شناختی GAD و به طور کلی هر اختلال گمراه کننده است . آنها بر این باورند که می توان علت شناسی را در سه مجموعه “علت” ، بهتر درک کرد :
عوامل زمینه ساز (عواملی که باعث آسیب پذیری افراد در برابر حوادث می شوند.)
عوامل آشکار ساز ( عواملی است که باعث می شوند آسیب پذیری افراد فعال شود.)
عوامل تداوم بخش ( عواملی است که باعث نگهداری آسیب پذیری می شوند.)
بک و همکاران (1985) در بحث از عوامل زمینه ساز GAD به مواردی نظیر محیط زندگی تهدید آمیز، وقایع استرس زا ، انتظارات غیر منطقی از خود و دیگران ، شکل گیری طرح وارهای خطر و تهدید ، ناتوانی در مقابله با مشکلات اشاره می کند. آنها مسائل شناختی را علت اختلال فرض نمی کنند و بر این عقیده اند که گفتن این که شناخت باعث اضطراب می شود مثل این است که بگوییم توهم علت اسکیزوفرنی است .(ص85) بنابرین آنها معتقدند که در سیستم های تعاملی بین شناخت ، رفتار و هیجان ، شناخت به دلیل قابلیت دسترس و میزان تغییر پذیری آن ، آماج شناخت درمانی قرار می گیرد.
بک و همکاران (1985) به بررسی علائم جسمی ، عاطفی ، رفتاری و شناختی در بیماران مبتلا به GAD پرداختند . تعامل این علائم یکی از مهمترین دلایل تداوم GAD محسوب می شود . با نگاهی دقیق به این علائم متوجه می شویم که برخی از آنها به عنوان ملاک های تشخیصی GAD از سوی انجمن روانپزشکی آمریکا DSM-IV-TR پذیرفته شده اند.
شایعترین علامت شناختی افراد مبتلا به GAD ناتوانی در تمرکز است. در جدول 5 به علایم شایع شناختی و رفتاری افراد مبتلا به GAD اشاره شده است.
جدول2-5 : فراوانی علایم شناختی و رفتاری در بیماران مبتلا به GAD (بک وهمکاران، 1985, ص 88)
علایم فراوانی به درصد
مشکل در تمرکز 2/86
ترس از دست دادن کنترل 9/75
ترس از طردشدن 4/72
ناتوانی در کنترل افکار 69
گیجی و سردرگمی 5/65
آشفتگی ذهن 2/55
ناتوانی در یادآوری 8/44
حرف زدن منقطع 8/44
قطع فرآیند گفتار 5/34
ترس از مورد حمله قرار گرفتن

مطلب مرتبط :   پایان نامه :عملکردکارکنان

دیدگاهتان را بنویسید