عکاسی، روزنامه، ، شاه

سال قبل(1317ه.ق) که نویسنده به کاشان رفت فقط هشت کارخانه باقی مانده بود»(آدمیت و ناطق،1356: 27).
4-1-4 هنرهای و فنون نوظهور در دوره قاجار
دستاورد دیگر ارتباط با کشورهای غربی، حضور هنرهای جدید در عرصه هنر ایران بود. این هنرها، جدا از تاثیر بر هنرهای دیگر بر فرهنگ نیز موثر بودند و باعث گسترش فرهنگ غربی و تغییر نگرش فکری مردم شدند؛ اما تاثیر هنری آنها بیشتر مد نظر میباشد.
4-1-4-1 چاپ سنگی
حضور اولیه چاپ مربوط به دوره سلطنت فتحعلی شاه است. در 1230ق/1815.م عباس میرزا نایب السلطنه یک گروه پنج نفره را برای تحصیل در رشتههای مختلف به اروپا فرستاد، ریاست این گروه به عهدهی میرزا صالح شیرازی بود که در انگلستان به فراگیری زبانهای انگلیسی و فرانسه، فنون چاپ، تهیه حروف و حکاکی و شیوه ساخت مرکب چاپ را فرا گرفت و در بازگشت به ایران چاپخانهای به همراه آرود(کیانفر،1388: 273).
این فن، دو کمک مهم به هنر ایران نمود؛ اولی مربوط به گسترش تصویرنگاری در میان عامه مردم با توجه به توانایی تکثیر دستگاه چاپ بود؛ که هم فعالیت روزنامه نگاری را در ایران راه اندازی نمود و هم تصویرسازی و نگارگری را از انحصار طبقه دربار درآورد، دیگر مردم عادی نیز میتوانستند، از کتب مصور استفاده نمایند؛ به شکلی به استقلال فکری و هنری مردم کمک نمود. دومین مساعدت آن، گسترش هنر گرافیک که ارتباط زیادی با فن چاپ دارد، میباشد، هنرمندان آن دوره با صفحهآرایی، کتابت، طراحی تصاویر، طراحی نشانههای تصویری روزنامهها و نسخ خطی، کار گروهی و مدرنی را تجربه مینمودند که بیش از این به شکل سنتی در کارگاههای کتابسازی وکتابآرایی درباری صورت میپذیرفت.
خدمت دیگر این فن، معرفی هنرمندان به مردم بود، تا پیش از این هنرمندان ایرانی، عمری را به پای خلق تصویرسازی چندکتاب صرف مینمودند که مخاطبان آن محدود به شاه و اطرافیانش بود؛ اما پس از حضور چاپ، هزاران ایرانی، هنرمندی آنان را نظاره میکردند. همین امر در مورد خوشنویسان نیز مطرح بود، خوشنوس صاحب نامی چون کلهر در عصر قاجار با حضور در این عرصه بیشتر شناخته گشت و باعث ارتقاء فن چاپ و نگارش چاپی شد. روزنامهی دولت علیه ایران، نخستین روزنامهی مصور به مدیریت میرزاابوالحسنخان صنیعالملک غفاری در 5 صفر 1277ه.ق تاسیس گشت(همان: 281).
روزنامهی شرف دومین نشریه مصور به مدیریت محمدحسنخان صنیعالدوله (اعتمادالسلطنه) که نخستین شمارهی آن در محرم1300ه.ق منتشر شد؛ نقاش تصاویر روزنامه شرف میرزاابوتراب غفاری بود و جمعاً 155تصویر که نیمی از آنها امضای ابوتراب خان را دارد در نشریه چاپ شده است. پس از مرگ او(1307ه.ق) تصویرسازی روزنامه شرف از طرف به میرزا موسیخان محول گردید و کاتب آن خطاط مشهور دورهی ناصری، میرزامحمدرضا کلهر که با خط نستعلیق مطالب را کتابت مینمود و به چاپ سنگی میرساند. این روزنامه نیز در 1309 ه.ق تعطیل شد و روزنامهی شرافت جایگزین آن گشت. شرافت به تقلید از روزنامه شرف مصور بود و همانند آن روزنامه به شرححال رجال ایران و غیر ایران میپرداخت. تصویرساز روزنامه، میرزامهدیخان مصور الملک نقاش بود که از اولین شماره تا آخرین شماره مجموعاً 66 تصویر زیبا از وی چاپ شده است. تصاویر این دو روزنامه مجموعاً 250 نقاشی هنرمندانه از سه هنرمند مشهور دورهی قاجار در آنها چاپ شد، یعنی میرزاابوتراب غفاری با 155 نقاشی؛ میرزاموسی نقاش با 29 نقاش و میرزامهدیخان مصورالملک جمعاً 66 نقاشی که از این میان 174 تصویر متعلق به رجال ایران؛ 49 تصویر رجال غیر ایرانی است(همان:293)(تصویر4-3).

مطلب مرتبط :  

تصویر4-3) روزنامههای وقایعالاتفاقیه، دولت علیه ایران، شرف و شرافت در تهران عصر قاجار. ماخذ:( کیانفر، 1388: 280-286).
4-1-4-2 عکاسی
صنعت عکاسی بر روی کاغذ حساس یا داگروتایپ در سال 1839.م در اروپا به وجود آمد و در سال 1841.م پلاکهای شیشهای برای عکاسی اختراع شد و در سال1849.م(1265ه.ق) فتوگرافی، یعنی عکاسی به معنی امروزی آن اختراع شد. منابع موجود، نشان میدهند که تمام این اختراعات و ابداعات پنج سال پس از رواج در غرب، به پادشاه ایران هدیه شد و یا به نوعی به او رسید. در زمان محمدشاه، دگروتایپ به ایران وارد شده بود و شخصی به نام ژول ریشارد مشهور به ریشارد خان طرز کار آن را میدانست و چند عکس نیز از محمدشاه و ناصرالدینمیرزا گرفت. وی در سال 260ه.ق به ایران آمده بود و پس از تاسیس دارالفنون در آن به تدریس فرانسه و نیز عکاسی پرداخت(افشارمهاجر،1391: 144).
ژول ریشارد در نوشتههای خود تصریح کرده که از 1844.م یعنی پنج سال پس از اختراع عکاسی، از محمدشاه و ناصرالدین میرزا ولیعهد و صدراعظم و درباریان و غیره به شیوهی داگرئوتیپ عکس میگرفت و این گفتهی او را نوشتههای اعتمادالسلطنه نیز تایید میکند. البته متاسفانه هیچکدام از این عکسها باقی نمانده است. قدیمیترین عکسهای موجود به اوایل سلطنت ناصرالدینشاه مربوط میشود. به یقین میتوان گفت نخستین دستگاه عکاسی که به ایران آورده شد متعلق به ناصرالدین شاه بود« ناصرالدین شاه پس از ملک قاسم میرزا دومین ایرانی است که با علم و عمل عکاسی آشنا گردیده است(ذکاء، 1376: 26). به دلیل علاقه ناصرالدینشاه به عکاسی و حمایت وی از عکاسی، این فن در میان درباریان مورد توجه قرار گرفت و لقب درباری عکاسباشی نیز برای اولین بار به آقارضاخان اقبالالسلطنه، که فن عکاسی را پیش مسیو کارلیان یاد گرفته بود، اعطا شد. این هنر اندک اندک به میان مردم نیز راه یافت و عکاسخانههایی چون ماشاءالله خان در بینالحرمین، عکاسخانه روسیخان، نخستین عکاسخانههایی بودند که در تهران، مردم عادی میتوانستند برای عکس گرفتن به آنها مراجعه کنند.
موضوعات مورد علاقه عکاسان قاجار بیشتر ثبت وقایع و یا عکس یادگاری از چهرهها بود. از معدود افرادی که با این هنر به گونهی دیگر برخورد کردند، ناصرالدینشاه بود؛ او در کنار اینکه عکسهای زیادی از همسرانش میگرفت، به عکاسی از مناظر و طبیعت میپرداخت. در سفر خراسان، آقارضا عکاسباشی را با خود برد تا از مراحل مختلف سفر، مناظر و بناهای مختلف عکس تهیه کند. تاثیر برخورد هنری ناصرالدین شاه چندان عمیق نبود و دیدگاهی فردی محسوب میشد. اما تاثیر عکاسی بر هنرهایی چون نقاشی بسیار عمیق بود؛ چرا که نقاشان ایرانی برای رقابت با پدیده عکاسی سعی در شبیهسازی بیشتر مینمودند و از سویی از عکاسی نیز برای پیش برد مشابهسازی تولید اثر استفاده میکردند، مثلاً میرزا بزرگ غفاری، پدر کمال الملک، اولین نقاشی است که به بازسازی عکس مناظر پرداخت و برای نقاشی منظره و دورنما، نخست عکس آن را تهیه کرده و سپس نقاشی را عیناً مطابق عکس صورت میداد(افشارمهاجر،1391: 146). عکاسی رفته رفته جایگاه وقایع نگاری و مستندگونه خود را ترک گفت و تاثیرات هنری آن بیشتر مشهود شد.
4-1-4-3 تئاتر و تعزیه
عصر قاجار از چند وجه برای تئاتر ایران حائز اهمیت است. اولاً تئاتر در این زمان به شکل فعلیاش به ایران راه مییابد؛ دوماً تئاتر تنها در این عصر است که ضرورت بنیادین پیدا میکند به طوری که در مباحث مجلس شورای تازه بنیاد، مطرح میشود و متفکران و مبارزان مشروطه پرداخت به آن را وظیفه و نه تنفنن، تلقی میکنند. چنان دارای اهمیت است که هم مرتبهی مدرسه و روزنامه شناخته میشود(آقا عباسی،1382: 117).
فکر ایجاد تئاتر جدید در ایران در حقیقت از موقعی شروع شد که نخستین قافلهی دانشجویان ایرانی پس از فارغ التحصیل در کشورهای اروپا، به ایران بازگشتند. مرحوم میرزا علیاکبرخان مزینالدوله(نقاش باشی) از جمله دانشجویان بود که پس از بازگشت به امر ناصرالدینشاه در محل فعلی دارالفنون، به ساختن تالار نمایش اقدام کرد و نمایشنامهی «میزانتروپ» اثر مولیر59 را نیز تحت عنوان «گزارش مردم گریز» برای نمایش در این تالار ترجمه کرد، آثار دیگری از مولیر از جمله «گیج» و «طبیب اجباری» هم به اجرا درآمد(تاجبخش،1382: 248). ترجمههایی که نوعی بیان اعتراضی را دنبال میکرد؛ آثار مولیر “ایرانیزه” میشود و بارها در شرایط خاص بر صحنه اجرا میشد؛ چون دیکتاتورها با طنز و شوخی میانهی خوشی ندارند و مولیر استاد طنز و کمدی است و نیز به این دلیل که او در آثارش پردهی ریا، دورویی، پولپرستی و بسیاری از رذائل دیگر را میدرد و اشخاص را آنطور که مینمایند بر صحنه میآورد، با شهامتی بیهمتا ، مورد توجه بوده است(آقا عباسی،1382: 120).
نخستین نمایشنامه را میرزا فتحعلیآخوندزاده(1228-1295ه.ق/1812-1878م) در سال 267 ه.ق و به زبان ترکی آذربایجانی نوشت. ترجمهی فارسی این نمایشنامه که «ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر» نام دارد، در سال 1288 ه.ق در تهران به چاپ رسید. آخوندزاده از اولین روشنفکران ایرانی به شمار آمده که نظرات خود را به طور نظاممند و در چارچوب فکری مشخصی ارائه میکرد(میرانصاری، 1386: 140). «ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر» حکایت شیادی است که به ادعای کیمیاگری جمعی را سرکیسه میکند. این افراد که خود قربانی هستند به نوبه خود در تباهی و شرارت غوطه ور شدهاند.
آخوندزاده در

مطلب مرتبط :   فقه، شیعه، مشروطه، شمس نوشته ای با کلمه ...تحقیق