علی‌بن، (علیه، قال، طبری

و آثار دیگرش به چهار طریق روایاتی از صحیفه‌الرضا تخریج کرده است که یکی از این طرق، تقریباً با طریقی که ابوطالب هارونی در امالی¬اش نقل می¬کند، مشابه است:… عبدالله الحسین‌بن محمّد الاَشنانی الرازی العدل ببلخ قال حدّثنا علی‌بن محمّدبن مهرویه القزوینی عن داوودبن سلیمان الغزاء عن علی‌بن موسی‌ الرضا (علیه السلام) قال حَدّثنی ابی….
طریق هارونی به صحیفه الرضا این گونه است: أخبرنا ابوالحسین یحیی‌بن الحسین‌بن محمّدبن عبیدالله الحسنی رحمه الله قال أخبرنا علی‌بن محمّدبن مهرویه القزوینی قال حدّثنا داوودبن سلیمان الغازی قال حدّثنا علی‌بن موسی‌ الرضا (علیه السلام) عن ابیه… ظاهراً داوودبن سلیمان غزاء، همان غازی باشد که در نام او تصحیف صورت گرفته است. این احادیث در صفحات 76، 109، 181ـ 180، 217، 307، 331، 416، 429، 457، 514، 526 ـ 525، 535، 537، 548، 551، 572، 591 قرار دارند.
یکی از طرقی که علی‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) روایات خانوادگی خود را روایت می‌کند، در اختیار ابواحمد داوودبن سلیمان غازی بوده است که در روایت احادیث شیعی، از طریق علی‌بن موسی‌ الرضا (علیه السلام) فرد مشهوری معرفی شده است. وی در قزوین سکونت داشته است و عالمان قزوینی، چون ابوالحسن علی‌بن محمدبن مهرویه قزوینی (م 335ق) در نهاوند از نسخه‌ای که در تملّک داوودبن سلیمان بوده، نقل کرده‌اند. نکته‌ی باارزش این است که تمامی منقولات از تحریری در تملّک داوودبن سلیمان بوده که به امام علی‌بن ابیطالب (علیه السلام) منتهی می‌شده است.
موضوع اکثر این احادیث، اخلاقی و در محورهایی چون عدالت و نفی ظلم (دعوت امرا به عدالت با مردم، تحذیر افراد از اذیت و ظلم نسبت به مؤمنین)، ذکر ورع، حبّ به خدا و خلق، تحذیر از معاصی و… است. دو حدیث نیز در باب احکام و ناظر بر ادای دین و تأکید بر نمازهای پنج‌گانه است و یک حدیث هم در باب عقاید آمده و پیرامون شفاعت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. در بین این احادیث، احادیثی با موضوعات فضائل پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت او نیز به چشم می‌خورد.
4-2-2-2. نزهه الأبصار و محاسن ‌الآثار اثر طبری مامطیری
این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع هارونی است و از متون کهن حدیثی شمرده می‌شود که مؤلف آن به تدوین سخنان حضرت امیر (علیه السلام) همت گماشته و قدمت آن بر اعتبارش افزوده است.
چنانکه می‌دانیم کلمات و خطب امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دیرباز، مورد عنایت عالمان اسلامی قرار داشته و جمع‌آوری آن‌ها حتّی مورد اهتمام برخی از مورخان و محدثان غیرشیعی و امامی بوده است. در این زمینه کتاب‌هایی نیز نگاشته شده است، اما متأسّفانه بیشتر این آثار و تألیفات مشابه که پیش از سیّد رضی و نهج‌ البلاغه نوشته شده‌اند، از میان رفته‌اند. به دلیل غیرمسند بودن نهج‌ البلاغه، گاه تردیدهایی درباره‌ی شیوه‌ی عمل سیّد رضی از سوی برخی عالمان اهل‌سنّت و حتی اسلام‌شناسان غربی ابراز شده است و تدوین کتاب‌هایی در باب مصادر نهج البلاغه، در حقیقت پاسخ به همین تردیدهاست. در این کتاب‌ها ضمن بحث از این که بخش قابل توجّهی از روایات نهج البلاغه، در کتب حدیثی، فقهی، تفسیری، تاریخی و کلامی پیش از سیّد رضی به صورت مسند نقل شده، به تألیف کتب در این زمینه پیش از شریف رضی اشاره شده و توضیح داده شده است که به دلیل از میان رفتن کتاب‌های بسیار در حوزه‌ی تمدّن اسلامی، متأسّفانه این منابع اصلی کم و بیش از میان رفته‌اند. گاهی ما با تکّه‌هایی پراکنده از این آثار به صورت نقل منابع متأخّر از آن‌ها روبه‌رو می‌شویم که بسیار مغتنم است و اساساً باید گفت که سید رضی کتاب خود را بر اساس همین منابع و یا آثار مشابه تدوین کرده و گاه نیز به منابع خود اشاره نموده است؛ بنابراین وجود هر کتابی که دربرگیرنده‌ی کلمات و خطب حضرت امیر (علیه السلام) به صورت روایت مسند باشد، بسیار اهمیّت دارد و در حقیقت یکی از نکات مورد تأکید در اصالت نهج البلاغه همین است. از دیگر سو باید دانست که خطب امیرالمؤمنین (علیه السلام) جدا از این که به طرق روایی در اختیار محدّثان و مورّخان بوده، به صورت حفظ در اذهان نیز متداول بوده است؛ به طوری که در عصر سید رضی عموماً از شهرت بالایی برخوردار بوده‌اند.
ابوطالب هارونی که معاصر سید رضی (406ـ 359ق) بوده است، در امالی خود منقولاتی از کلام و خطب امیرالمؤمنین (علیه السلام) دارد که عموماً در باب چهاردهم آورده شده و این امر تأییدی بر گفته‌ی بالاست. وی برخی از کلام و خطب حضرت امیر (علیه السلام) را از استادش علی‌بن مهدی طبری روایت می‌کند که شاید همه یا حداقل بخشی از آن، از کتاب «نزهه الأبصار و محاسن الآثار» طبری نقل شده است. نسخه‌ی خطّی که از این کتاب موجود است افتادگی‌هایی دارد و اهمیت نقل قول‌هایی که هارونی از این کتاب آورده در این است که برخی از نقل قول‌های هارونی از طبری، در نسخه‌ی خطّی موجود نیست.
با بررسی اسناد این کتاب دقیقاً می‌توان دریافت که طبری در اواسط قرن چهارم درگذشته و شاگرد بزرگانی چون ابوالحسن اشعری بوده است؛ بنابراین کتاب خود را ده‌ها سال پیش از نهج البلاغه (پایان گرفته در سال 400ق) تألیف کرده بوده¬است. وی از طریق محمدبن علی‌بن هاشم از ابن ابی الدنیا و ابوبکربن انباری روایت می‌کرده است. با توجه به نقل روایات او توسط ابوطالب هارونی، روشن می‌شود که زیدیه‌ی شمال ایران با طبری شافعی مذهب ارتباط داشته‌اند. از دیگر سو موفّق بالله جرجانی، دانشمند برجسته‌ی زیدی از طریق شریف ابوجعفر محمدبن القاسم حسنی نسّابه و او گاه مستقیم و گاه غیر مستقیم از طبری روایت می‌کند. در این روایات بعضاً علی‌بن مهدی طبری از ناصر اطروش روایت می‌کند؛ بنابراین طبری اگر چه خود شافعی بوده، اما از محضر ناصر اطروش بهره برده است.
هارونی از این کتاب به نحو مستقیم از طبری نقل روایت کرده و در مواردی اضافاتی نیز بر کلام طبری افزوده است. فهرست این موارد چنین است: صفحات 78ـ 77، 89ـ 88، 92ـ 90، 98، 96، 105ـ 103، 113، 118، 120، 124ـ 123، 182 (در این جا ابوالحسین علی‌بن مهدی به ابوالحسن‌بن علی‌بن مهدی تصحیف شده است)، 210، 220، 226، 253، 265، 425ـ 424، 450ـ 449، 462ـ 461، 464، 466، 467 (هارونی بر این روایت، اضافاتی افزوده است)، 487، 489، 503 و 504 (با تعبیر أنشدنا ابوالحسن علی‌بن مهدی) 563، 565، 566، 580، 581، 585. پس از بررسی این احادیث نکاتی حاصل شد از جمله:
ـ تقریباً نیمی از این احادیث به صورت مرسل بیان شده‌اند و با عباراتی نظیر أملی علینا ابوالحسن، رَوی ابوالحسن أنّ، حَکی لنا ابوالحسن قال رُوِی أنّ… آمده‌اند. از میان احادیث مرسل کتاب به جز هفت حدیث که با عناوین حَدّثنی مشائخنا، حَکی مَشائخنا، رَوی اصحابُ الأخبار، رَوی اصحابُنا و ذَکَر مَن صنّف أصحاب المختار آمده است، راوی بقیه‌ی احایث مرسل، طبری است.
ـ در برخی روایات در نام ابوالحسین علی‌بن مهدی طبری، تصحیف صورت گرفته است و مثلاً به جای ابوالحسین، ابوالحسن آمده است.
ـ شمار زیادی از احادیث مسندی که به طبری می‌رسند، در میان رُواتشان ابوبکربن الأنباری، ابن‌ابی الدنیا و محمدبن علی‌بن هاشم، یافت می‌شوند.
ـ غالب این احادیث، اخلاقی است با موضوعاتی چون شیوه‌ی برخورد با مردم، صبر بر مصیبت، تشویق به کسب حسن خلق، ارشاد به کسب مکارم‌الأخلاق، پرهیز از همنشینی با افراد احمق، دروغگو، بخیل و ستمگر، رحمت الهی و لطف او نسبت به بندگان. از میان باقی احادیث، نه حدیث درباره‌ی فضائل پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام)، دو حدیث در باب اعتقادات (وعد و عید و رازقیّت الهی)، دو حدیث در باب تاریخ ـ اسلام ابوطالب و حمایت‌های او از پیامبر (صلی الله علیه و آله) ـ و یک حدیث در باب آداب (برخورد با میّت) است.
ـ هارونی عمدتاً بخش‌های اخلاقی و یا تاریخی مواعظ آن حضرت (علیه السلام) را از طبری نقل می‌کند؛ عدم نقل و یا نقل اندک خطب عقیدتی حضرت امیر (علیه السلام)، شاید به دلیل گرایش اشعری مؤلّف بوده باشد.
4-2-2-3. مجموع الحدیثی و الفقهی زیدبن علی
درباره‌ی این کتاب در فصل اول، توضیحاتی بیان شد. این کتاب به تدوین‌های مختلفی در میان زیدیه رواج داشته است. هارونی از طریق احمدبن محمد آبنوسی از ابوالقاسم عبدالعزیزبن اسحاق‌بن جعفر کوفی، چند روایت از این کتاب نقل کرده است: صفحات 304، 329، 333، 351ـ 350، 354، 390ـ 389، 395، 398ـ 397، 405، 426ـ 425، 482، 517، 556، 575، 573، 578ـ 577.
سند همگی این احادیث به این طریق آمده است:… حدّثنا ابوعبدالله احمدبن محمّد البغدادی قال حدّثنا ابوالقاسم عبدالعزیزبن اسحاق‌بن جعفر قال حدّثنی علی‌بن محمدالنّخعی قال حدّثنی سلیمان‌بن ابراهیم‌بن عُبَید المَحاربی قال حدّثنی نصربن مزاحم المَنقری قال حدّثنی ابراهیم‌بن الذّبرقان التّیمی، قال حدّثنا ابوخالد الواسطی قال حدّثنی زیدبن علی عن ابیه عن علی…، به جز حدیث صفحه 329:… أخبرنا ابوعبدالله احمدبن محمّد البغدادی، قال أخبرنا ابوالقاسم عبدالعزیزبن اسحاق‌بن جعفر قال:

مطلب مرتبط :   ــــــ، شناسی.، ش1.، تهران: