علیه‌وآله، مدینه، پیامبرصلی‌الله، یهودیان

عنوان مرکزدولت اسلامی درزمان رسول-اللهصلی‌الله علیه‌وآله و سه خلیفۀ پسین از اهمیت فوق العاده¬ای در همه ابعاد برخوردار بود . با وجود اینکه به دلیل اقتضائات عصرهای دیگر، این مرکزیت از سوی امام علیعلیه‌السلام به کوفه، از سوی امویان به شام و از سوی عباسیان به بغداد منتقل شد، اما مدینه همچنان اهمیت خویش را در طول دو قرن نخست حفظ کرد. صحت این ادعا در خلال مباحث آینده، روشن خواهد شد.
2. مدینه از دورۀ نبوی تا دورۀ اموی (1-41ه‍)
اصطلاح «از دورۀ نبوی تا دورۀ اموی» را برای سالیان اول تا 41 هجری برگزیده‌ایم. هر چند خوشتر آن بود که نام «اموی» در کنار «نبوی» نیاید، اما از آن جا که اصطلاح «دورۀ صدر اسلام» دارای حدود و ثغور مشخصی نبوده و چند قرن را در برمی‌گیرد، ناگزیر به استفاده از اصطلاح پیش‌گفته شدیم.

2.1. مدینه در دورۀ رسول خداصلی‌الله علیه‌وآله (1-11ه‍)
از آنجا که عصر رسالت اهمیت حیاتی در حیات مدینه دارد، این بخش را به صورت ویژه¬ و مفصل¬تر بررسی کردیم که امکان آن در دوران¬های دیگر به دلیل افزایش حجم تحقیق نبود. در این بررسی، سعی شده مدینه و فعالیت‌های پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله در آن از منظرهای گوناگون سیاسی – اجتماعی، فرهنگی – دینی و اقتصادی ترسیم شود.

2.1.1. سیاست و اجتماع در مدینۀ نبوی
شهر مدینه به لحاظ سیاسی – اجتماعی، فاقد یک نظام منسجم قانونمند اداری بود. علاوه بر زیان¬های اداری – اجتماعی فقدان این نظام، اهالی مدینه از وجود اختلاف داخلی و جنگهای قبیله¬ای رنج می‌بردند . «گفته شده که نواحی مدینه، در زمانی که رسول خداصلی‌الله علیه‌وآله به آن شهر هجرت فرمود، نُه منطقه بوده است. هر بخش آن از نظر منطقه‌ای، نخلستان، زراعت و جمعیت مستقل بوده و هر قبیله‌ای از قبایل در ناحیه ویژه خود سکونت داشته است. در اصل این نواحی همچون قرای به هم چسبیده بوده است ». سطر¬های پیش رو روشن خواهد کرد که موقعیت اقتصادی، یثرب را در برابر نیروهای رقیب، که بدان نظر دوخته بودند، قرار داده بود. این جریان خود عاملی بود که ریشه¬های دشمنی را در دل¬ها به وجود آورده و نیز از سویی به جنگ¬های میان عرب¬ها و یهودیان و میان عرب¬های اوس و خزرج دامن بزند . یهودیان به اختلاف میان اوس و خزرج دامن می‌زدند.
در چنین شرایطی نمایندگان اوس و خزرج، پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله و اسلام را به امید رفع مشکل¬ها برگزیدند و ایشان وارد مدینه شدند. شخص رسول خداصلی‌الله علیه‌وآله برای اداره مدینه مناسب¬ترین شخص بود چرا که صرف نظر از نبوت، کیاست و فطانت شخصی، در مکه¬ای رشد یافته بود که دارای ساختار اجتماعی – سیاسی بود. در این میان قریشی بودن ایشان که همیشه ریاست و شرافت را توامان داشتند، بر اهمیت انتخاب ایشان از سوی مردم مدینه می¬افزود. لذا ایشان می¬توانست با مشکل¬ عدم ساختار سیاسی – اجتماعی و اختلاف و جنگهای قبیله¬ای یثرب مقابله کند.
پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله در ایجاد اولین شهر اسلامی و ایجاد ساختار نظام¬مند سیاسی – اجتماعی مدینه، علاوه بر مشکل ناشی از عوامی مردم نسبت به مسئله قانون مداری و اجتماع پذیری، با سه دشمن نیز روبرو بود. دشمن اول عرب¬هایی بودند که مسلمان نشده بودند مانند خطمه، واقف، وائل، امیه، که از قبیله اوس بودند . دشمن دوم منافقان بودند که به تصریح آیات الهی در ظاهر ایمان آورده بودند ولی در باطن کارشکنی می¬کردند . دشمن سوم یهودیان بودند . رسول خداصلی‌الله علیه‌وآله برای غلبه بر مشکل¬ها و مقابله با این دشمنان، اقدام¬های مهمی انجام دادند.
پیامبر اسلامصلی‌الله علیه‌وآله با انتخاب 12 نقیب و نماینده از بین بیعت کنندگان عقبه دوم، اولین گام را در این راه نهاد . این نقباء نمایندگان فرهنگی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی پیامبر اکرمصلی‌الله علیه‌وآله و بهترین گزینه تا قبل از ورود به مدینه بودند.
پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله پس از ورود به مدینه، برای دومین اقدام مهم، با ایجاد مقری مرکزی برای حکومت، به نام مسجدالنبیصلی‌الله علیه‌وآله و ایجاد تمرکز در نظام اداری سیاسی شهر، مدینه¬ای یکپارچه و متمدن بنا نهاد. وجود چنین محلی به مرکزیت پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله، مسلمانان را تشویق به تجمیع کرد. تا بدینجا رهبری این نظام و پایتخت آن مشخص شده بود. رهبری نظام، شخص رسول¬اللهصلی‌الله علیه‌وآله بود و مدینه از سوی پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله مرکز حکومت و حرم ایشان اعلام شد. در پیمان مدینه، که پس از این بدان خواهیم پرداخت، آمده بود که «یثرب برای اهل این صحیفه منطقه امن و حرم می¬باشد .» مرزهای این پایتخت بین دو حره شرقی و غربی و دو کوه شمالی و جنوبی «احد» و «عیر» اعلام شد . از کعب بن¬مالک نقل است:
پیامبر خداصلی‌الله علیه‌وآله مرا فرستاد که بر قله کوه‌های مخیض، الحیفا، ذوالعشیره و تیم که کوه‌های مدینه است، نشانه نصب کنم .
تدوین قانون مدنی، سومین مرحله از تکامل مدنیت اولین شهر اسلامی بود. این قانون که نسخه تکمیل شده پیمان برادری بین مهاجر و انصار بود، مدتی پس از ورود به مدینه، تدوین شد و بیشتر بندهایش بر اتحاد امت اسلامی، از بین بردن تفرقه و ایجاد قانون برای مسائل اختلاف انگیز مثل دیه، خونبها، ظلم و … است. نکته قابل توجه در این قانون ، پذیرفتن حق شهروندی یهودیان با حفظ دین خودشان و جداسازی دقیق از دشمنان حربی است که برای جوامع متمدن امروزی الگوی بسیار خوبی است. برجسته کردن اخلاق و کرامت انسانی همچون گذشت، ایثار، برادری و کمک از سرخط¬های دیگر این قانون است . پس از برداشتن این سه گام پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله شروع به فعالیت در حوزه‌های مورد نیاز یک دولت اسلامی مانند نظامی، قضایی و کارگزاران کرد. اقدام‌های پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله در هر کدام از این محورها، پایه‌گذار سازمان‌هایی بزرگ، در دولت‌های بعدی شدند.

مطلب مرتبط :   کودک، اخلاقی، سنی، کودکان

2.1.1.1. فعالیت‌های نظامی پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله
جنگ، کار مورد علاقه و تخصص عرب بود. لذا برای سر و سامان دادن به فعالیت‌های نظامی کار مشکلی پیش رو نداشت. از این رو، پس از یک زمان کوتاه هفت ماهه، با ارسال مسلمانان به اولین جنگ به فرماندهی حمزه بن‌عبدالمطلب، فعالیت‌های نظامی دولت نبوی شروع شد . در تعداد غزوات، سریه-ها و غزواتی که به درگیری انجامید، اختلاف زیادی بین مورخین وجود دارد .

2.1.1.2. فعالیت‌های قضایی پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله
داوری و قضاوت، از جنجالی‌ترین مسائل هر گروه بشری است. عرب و به خصوص اهل مدینه نیز از این قاعده مستثنا نبودند. فعالیت قضایی پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله با پیمان مدینه شکل گرفت و رسول¬اللهصلی‌الله علیه‌وآله به عنوان داور و قاضی پذیرفته شد. در پیمان مدینه تاکید شده بود که هر گاه مسلمانان در کاری دچار اختلاف شدند آن را به خدا و حضرت محمدصلی‌الله علیه‌وآله باز گردانند. حتی از این نیز فراتر، در بندی که شامل غیرمسلمانان نیز می¬شد، تاکید شده بود که هر گاه میان متعهدان به این پیمان¬نامه قتلی یا رویدادی ناگوار و ناسازگار که خطر تباهی همراه داشته باشد، روی دهد بی¬گمان برای رهایی از آن باید به خدا و پیامبر وی حضرت محمدصلی‌الله علیه‌وآله روی آورند .

2.1.1.3. نصب کارگزاران از سوی پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله
پس از اینکه مناطقی غیر از مدینه به گستره جغرافیایی دولت اسلامی، افزوده گشت، پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله برای هر منطقه¬ای حکمرانی با وظایف و اختیارات مشخص در نظر گرفت. از جمله این افراد، می¬توان به معاذ بن‌جبل، والی قسمتی از یمن ، عمرو بن¬حزم، والی نجران ، عتاب بن¬اسید، والی مکه و ابن‌باذام، والی صنعاء اشاره کرد.
پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله در مواقعی که به عللی چون شرکت در غزوات، خود در مدینه حضور نداشت، جانشینانی برای خود منصوب می¬کرد. به عنوان نمونه در غزوه بدر، ابولبابه بن¬عبدالمنذر ، در غزوات قرقره¬ الکدر، بنى سلیم، احد، حمراء الاسد، بنی¬نضیر، احزاب، بنی¬قریظه، بنی¬لحیان، ذی قرد، صلح حدیبیه، فتح مکه، جنگ حنین، طائف و حجه الوداع ابن ام¬مکتوم و در غزوه تبوک، امام علیعلیه‌السلام ، جانشین پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله در مدینه بودند.
همچنین پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله فرستادگانی به سوی پادشاهان و … گسیل می¬داشتند که در این میان می¬توان به حاطب بن¬ابى بلتعه، شجاع بن¬وهب اسدى، دحیه بن¬خلیفه کلبى، سلیط بن¬عمرو عامری، عبدالله بن-حذافه سهمی و عمرو بن¬امیه ضمرى سفرای ایشان به سوی مقوقس پادشاه مصر و اسکندریه ، حارث بن¬ابى¬شمر پادشاه دمشق ، قیصر روم، هوذۀ بن¬على حنفی امیر یمامه ، کسرى و نجاشى اشاره داشت .
2.1.2. دین و فرهنگ در مدینۀ نبوی
بیشتر اهل مدینه به لحاظ دینی، مشرک و بت پرست بودند و در واقع دین غالب مردم حجاز را داشتند. هر چند یهودیان قبل از اوس و خزرج، در مدینه حضور داشتند ولی آنان به دلیل انگاره¬های مذهبی و روحیه خودبرتربینی که داشتند، به تبلیغ دینی نمی¬پرداختند و منتظر ظهور پیامبر آخرالزمان از نژاد خویش بودند تا به کمک وی بر عربها غلبه کنند . یکی از عوامل شتاب بخش در ایمان آوردن اهل مدینه به اسلام، صرف نظر از