(علیه، فتنه، السلام)، الدُّنْیَا

بزرگان عرب را در حزب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دید».
1.11.4. عمومیت فتنه
همان طور که در مبحث عمومیت آزمون نیز گذشت، فتنه نیز سنتی فراگیر بوده و همچون دیگر آزمایش‌های الهی در مقاطع مختلف گریبانگیر افرادی می‌گردد. امام علی (علیه السلام) نیز معتقدند همه انسان‌ها دچار فتنه شده و هیچ کسی نمی‌تواند جز با توکل و اعتماد بر خداوند متعال از گرداب‌های هول‌برانگیز فتنه عبور نماید. چنان‌که می‌فرمایند:
«لا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ».
«کسى از شما نگوید خدایا از فتنه به تو پناه مى‏برم چه هیچ کس نیست جز که در فتنه‏اى است، لیکن آن که پناه خواهد از فتنه‏هاى گمراه کننده پناهد».
ابن ابی الحدید معتزلی در توضیح این عبارت، فتنه را هم به معنی بلا و گرفتاری و هم به معنی سنجش و آزمایش دانسته و می‌گوید:
«هر کس بگوید خدایا من به تو از فتنه پناه مى‏برم و منظورش گمراهى و بلا و سوختن در آتش باشد جایز است، ولى اگر منظور امتحان و سنجش باشد جایز نیست که خداوند متعال بر مصلحت داناتر است. حق اوست که بندگان را بیازماید نه از این جهت که خود احوال ایشان را بداند بلکه براى اینکه برخى از بندگانش حال برخى دیگر را بدانند، و به عقیده من معنى اصلى کلمه فتنه همان آزمون و سنجش است و معانى دیگر معانى بعدى است و اگر دقت کنى درستى این را خواهى دانست».

فصل دوم:
انواع بلایا

2.1. دنیا
2.1.1. مذمت دنیا
یکی از مباحثی که در نهج البلاغه بسیار بدان پرداخته شده است، موضوع دنیاست. امام علی (علیه السلام) در جای جای این کتاب شریف سخنان زیادی را در مورد دنیا ایراد نموده‌اند و در ابعاد مختلف و از زوایای متفاوت آن را به مردم شناسانده و در خصوص آن توضیح داده‌اند که بیشترین عبارات نیز در موضوع غرور و فریب دنیا و ناپایداری و فناپذیری و خطرات ناشی از سرگرمی و دلخوشی به دنیا بیان شده است. چنان‌که در یکی از خطبه‌ها حضرت دنیا را این‌گونه معرفی می‌کنند:
«أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْیَا دَارٌ لَا یُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِیهَا وَ لَا یُنْجَى بِشَیْ‏ءٍ کَانَ‏لَهَا ابْتُلِیَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَهً فَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَ حُوسِبُوا عَلَیْهِ وَ مَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لِغَیْرِهَا قَدِمُوا عَلَیْهِ وَ أَقَامُوا فِیهِ فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِی الْعُقُولِ کَفَیْ‏ءِ الظِّلِّ بَیْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ وَ زَائِداً حَتَّى نَقَصَ».
«هان دنیا خانه‏اى است که از گزند آن ایمنى نیست، مگر ـ هم ـ در آن خانه. ـ کارى کنند که توشه آخرت است ـ نه به کار دنیا پردازند ـ چه آن مایه حسرت است ـ مردم به دنیا مبتلایند، و به بوته آزمایش در آیند. پس آنچه براى دنیا گرفته‏اند، حساب آن بکشند، و از آنان بستانند، و آنچه براى جز دنیا به دست آورده‏اند، بدان رسند و در نعمت آن بمانند. دنیا در دیده صاحب خردان، چون سایه پس از زوال است، که گسترده ناشده در هم رود، و افزون نشده کاهش یابد».
امام علی (علیه السلام) همواره نسبت به پیامدهاى سوء دلبستگى به دنیا هشدار مى‏دهد و مردم را از فریب دنیا برحذر مى‏دارد و ناپایدارى آن را با مثال‌هاى گوناگون آشکار می‌سازد، این به خاطر آن است که: همیشه عشق به دنیا و زرق و برق آن، سرچشمه گناهان بوده و هست، و یک پیشواى آگاه باید پیروان خود را در مقاطع مختلف از این خطر بر حذر دارد.
از طرفی دیگر نیز بسیاری از فریادها و خطابه‌های امام علی (علیه السلام) را باید ناشی از خطری دانست که غنائم به دست آمده از فتوحات اسلام برای امت اسلامی ایجاد کرده بود. چرا که در زمان خلفا که منتهی به دوره خلافت خود حضرت بود فتوحات بزرگی نصیب مسلمانان شد که سرمایه‌ها و اموال زیادی را به جهان اسلام سرازیر نمود و این ثروتها غیرعادلانه تقسیم شد و در اختیار افراد و شخصیت‌ها قرار گرفت. به خصوص در زمان عثمان که این جریان تشدید شد و عده‌ای دارای ثروت بی حسابی شدند و خطر انحطاط اخلاقی و گرایش امت اسلام به دنیا بیش از پیش نمایان شد.
البته این بدان معنا نیست که فرمایشات امیر المؤمنین (علیه السلام) فقط برای افراد خاصی و در زمان محدودی ارائه شده است چرا که ایشان با درس‌های عملی که از شیوه زندگی خود به دیگران می‌داد، دنیاپرستی را به عنوان پدیده‌ای غیر اخلاقی و ضد دینی برای مردم تمام اعصار زشت و ناروا می‌دانستند و مبارزه با آن را جزء اصول تربیتی اسلام برمی شمردند.
2.1.2. ستایش دنیا
از طرفی دیگر مذمت و نکوهش دنیا و سفارش و توصیه به کناره گیری از آن موید این نیست که به دنبال اندیشه‌های خرافی مرتاضان و یا گوشه نشینان مرتجع رفته و از زیر بار همه مسئولیت‌ها و تعهدات اجتماعی و اخلاقی که برعهده هر انسانی است به بهانه عزلت و گوشه‌نشینی از دنیا کناره گیری کنیم. همچنان‌که در سیره عملی امام علی (علیه السلام) هم مشاهده می‌شود زهد، عبادت و پرهیزگاری ایشان هیچگاه مانع ورود به عرصه‌های اجتماعی و کار و تلاش و سازندگی نشده و بر عکس عدم تمایل به دنیا را به عنوان سرلوحه عملی خود در مدیریت اسلامی قرار داده و با کوچک‌ترین انحرافات در این زمینه با کارگزاران خود برخورد می‌کنند.
امام علی (علیه السلام) هنگامی که می‌شنوند فردی دنیا را نکوهش می‌کند‌، ضمن توبیخ او به توصیف خوبی‌ها و زیبایی‌های دنیا پرداخته و می‌فرمایند:
«أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا الْمُنْخَدَعُ بِأَبَاطِیلِهَا أَ تَغْتَرُّ بِالدُّنْیَا ثُمَّ تَذُمُّهَا أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَهُ عَلَیْکَ مَتَى اسْتَهْوَتْکَ أَمْ مَتَى غَرَّتْکَ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِکَ مِنَ الْبِلَى أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِکَ تَحْتَ الثَّرَى کَمْ عَلَّلْتَ بِکَفَّیْکَ وَ کَمْ مَرَّضْتَ بِیَدَیْکَ تَبْتَغِی لَهُمُ الشِّفَاءَ وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ غَدَاهَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ دَوَاؤُکَ وَ لَا یُجْدِی عَلَیْهِمْ بُکَاؤُکَ لَمْ یَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُکَ وَ لَمْ تُسْعَفْ فِیهِ بِطِلْبَتِکَ وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِکَ وَ قَدْ مَثَّلَتْ لَکَ بِهِ الدُّنْیَا نَفْسَکَ وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَکَ إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِیَهٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَهٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِکَهِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ اکْتَسَبُوا فِیهَا الرَّحْمَهَ وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّهَ فَمَنْ ذَا یَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَیْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نفس‌ها وَ أَهْلَهَا فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلَائِهَا الْبَلَاءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى السُّرُورِ رَاحَتْ بِعَافِیَهٍ وَ ابْتَکَرَتْ بِفَجِیعَهٍ تَرْغِیباً وَ تَرْهِیباً وَ تَخْوِیفاً وَ تَحْذِیراً فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاهَ النَّدَامَهِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ذَکَّرَتْهُمُ الدُّنْیَا فَتَذَکَّرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا».
«اى نکوهنده جهان، فریفته به نیرنگ آن، به ژاژهایش دلباخته و به نکوهشش پرداخته. فریفته دنیایى و سرزنشش مى‏نمایى تو بر دنیا دعوى گناه دارى، یا دنیا باید بر تو دعوى کند که گنهکارى. دنیا کى سرگشته‏ات ساخت و چسان به دام فریبت انداخت با خفتنگاههاى پدرانت که پوسیدند یا با خوابگاههاى مادرانت که در خاک آرمیدند چند کس را با پنجه‏هایت تیمار داشتى و چند بیمار را با دستهایت در بستر گذاشتى بهبود آنان را خواهان بودى، و دردشان را به پزشکان مى‏نمودى. بامدادان، که دارویت آنان را بهبودى نداد، و گریه‏ات آنان را سودى. بیمت آنان را فایدتى نبخشید، و آنچه خواهانش بودى به تو نرسید، و نه به نیرویت بیمارى از آنان دور گردید. دنیا از او برایت نمونه‏اى پرداخت، و از هلاکتجاى وى نمودارى ساخت. دنیا خانه راستى است براى کسى که آن را راستگو انگاشت، و خانه تندرستى است آن را که شناختش و باور داشت، و خانه بى نیازى است براى کسى که از آن توشه اندوخت، و خانه پند است براى آن که از آن پند آموخت. مسجد محبان خداست، و نمازگاه فرشتگان او، و فرود آمد نگاه وحى خدا و تجارتجاى دوستان او. در آن آمرزش خدا را به دست آوردند و در آنجا بهشت را سود بردند.چه کسى دنیا را نکوهد حالى که بانگ برداشته است که جدا شدنى است، و فریاد کرده است که ناماندنى است، گفته است که خود خواهد مرد و از مردمش کسى جان به در نخواهد برد. با محنت خود از محنت براى آنان نمونه ساخت، و با شادمانیش آنان را به شوق شادمانى‏انداخت. شامگاه به سلامت گذشت و بامداد با مصیبتى جانگداز برگشت، تا مشتاق گرداند و بترساند، و بیم دهد و بپرهیزاند. پس مردمى در

مطلب مرتبط :   مصلحت، فرهنگ، «فرهنگ، «مصلحت