(علیه، السلام)، معاویه، امیر

وَ وُحُوشَ الْأَرْضِ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلَاءُ وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ وَ اضْمَحَلَّتِ الْأَنْبَاءُ وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِینَ أَجُورُ الْمُبْتَلَیْنَ وَ لَا اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِینَ وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ مَعَانِیَهَا».
«موسى بن عمران و برادرش هارون بر فرعون در آمدند، جامه‏هاى پشمین بر تن و چوبدستی‌ها در دست، و با او پیمان نهادند به جاودانگى سلطنت و دوام و ارجمندى و عزّت اگر مسلمانى پذیرد ـ و راه طغیان پیش نگیرد.
فرعون گفت: «از این دو تعجب نمى‏کنید، که شرط جاودانگى ملک و همیشگى عزّت مرا مى‏پذیرند، و خود ـ چنین که مى‏بینید ـ در خوارى و فقر اسیرند ـ فرستنده آنان کیست ـ و چرا دستبندها و گردنبندهاى زریّن بر ایشان آویزان نیست» زر و گرد آوردن آن را بزرگ داشت، و پشم و پوشیدن آن را خوارى پنداشت.
و اگر خداى سبحان اراده مى‏فرمود آن هنگام که پیامبران خود را مبعوث نمود، تا براى آنان گنج‌هاى زر را بگشاید، و کان‌هاى طلاى ناب را آشکار نماید، و باغستان‌ها، و درختستان‌ها، و ددگان زمین، و پرندگان آسمان را بر آن جمله بیفزاید، چنین مى‏کرد و اگر کرده بود نه پاداش مانده بود، و نه امتحان، و نه اخبار ـ آسمان و آمدن پیامبران ـ و نه پذیرندگان دعوت مزد آزمودگان را سزاوار بودند، و نه مؤمنان از پاداش نیکوکاران برخوردار، و نه اسم‌ها معنی‌هاى خود را نمودار».
علما و اولیای الهی دیگر افرادی هستند که امام علی (علیه السلام) آنها را نیز در دایره امتحان و ابتلای الهی قرارداده و این سنت تردید ناپذیر را سبب پاک شدن و خالص شدن و دریافت امتیازهای بیشتر دانسته و می‌فرمایند:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُسْتَحْفَظِینَ عِلْمَهُ یَصُونُونَ مَصُونَهُ وَ یُفَجِّرُونَ عُیُونَهُ یَتَوَاصَلُونَ بِالْوِلَایَهِ وَ یَتَلَاقَوْنَ بِالْمَحَبَّهِ وَ یَتَسَاقَوْنَ بِکَأْسٍ رَوِیَّهٍ وَ یَصْدُرُونَ بِرِیَّهٍ لَا تَشُوبُهُمُ الرِّیبَهُ وَ لَا تُسْرِعُ فِیهِمُ الْغِیبَهُ عَلَى ذَلِکَ عَقَدَ خَلْقَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ فَعَلَیْهِ یَتَحَابُّونَ وَ بِهِ یَتَوَاصَلُونَ فَکَانُوا کَتَفَاضُلِ الْبَذْرِ یُنْتَقَى فَیُؤْخَذُ مِنْهُ وَ یُلْقَى قَدْ مَیَّزَهُ التَّخْلِیصُ وَ هَذَّبَهُ التَّمْحِیصُ».
«و بدانید بندگانى که نگاهدار علم خدایند، و آن را از جانب او مى‏پایند و چشمه‏هاى آن را مى‏گشایند، به دوستى با هم پیوند دارند، و با محبت یکدیگر را در دیدارند. جام سیراب کننده ـ محبت ـ را به هم مى‏پیمایند، و تشنگى زدوده ـ از آبشخور وصل ـ باز مى‏آیند. نه در باور خویش بدگمانند، و نه بد یکدیگر را گویان. آفریدنشان چنین بود و خوى‏شان سرشته بر این ـ بدین خوى، یکدیگر را دوست دارند، و با هم سازگارند. همانند تخم گزیده‏اند که جداشان کنند و برگیرند و پراکنند. بى آمیغ بودنش موجب جدایى از دیگران، و پاکیش سبب برون آمدن از امتحان».
1.11.3. آزمایش زمامداران
زمامداران و کارگزاران حکومت نیز از جمله افرادی هستند که عمومیت ابتلا و امتحان الهی بر آنها جاریست و به تناسب موقعیت و شرایط خود مورد آزمایش قرار می‌گیرند.«چرا که عمومیت و فراگیری امتحانات الهی آن‌گونه است که هیچ قبض و بسطی وجود ندارد مگر اینکه صورتی از این آزمون باشد» ایشان در خصوص آزمایش زمامداران می‌فرمایند:
«الْوِلَایَاتُ مَضَامِیرُ الرِّجَالِ».
«حکمرانی‌ها میدان‌هاى مسابقت مردان است».
«یعنى همان‌گونه که اسب‌ها در میدان مسابقه شناخته مى‏شوند، مردان هم در حکمرانی‌ها شناخته مى‏شوند، از برخى حکمرانان اخلاق پسندیده آشکار مى‏شود و از برخى اخلاق نکوهیده. شاعر گفته است:
پنج مستى است که چون مرد به آنها گرفتار آید هدف دگرگونى روزگار مى‏شود، مستى مال و جوانى و عشق و باده و قدرت».
همچنین در همین زمینه یکی از وسیله‌های آزمایش زمامداران که حضرت علی (علیه السلام) بدان اشاره فرموده‌اند، مردم هستند. ایشان نوع رفتار کارگزاران با مردم را وسیله ابتلا و امتحان آنان دانسته و در عهدنامه مالک اشتر به وی چنین یادآوری کرده‌اند:
«َوأَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ وَ الْمَحَبَّهَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ یَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ یُؤْتَى عَلَى أَیْدِیهِمْ فِی الْعَمْدِ وَ الْخَطَاءِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ وَ صَفْحِکَ مِثْلَ الَّذِی تُحِبُّ أَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ فَإِنَّکَ فَوْقَهُمْ وَ وَالِی الْأَمْرِ عَلَیْکَ فَوْقَکَ وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاکَ وَ قَدِ اسْتَکْفَاکَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاکَ بِهِمْ».
«و مهربانى بر رعیت را براى دل خود پوششى گردان و دوستى ورزیدن با آنان را و مهربانى کردن با همگان، و مباش همچون جانورى شکارى که خوردنشان را غنیمت شمارى چه رعیّت دو دسته‏اند: دسته‏اى برادر دینى تواند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند. گناهى از ایشان سر مى‏زند، یا علت‌هایى بر آنان عارض مى‏شود، یا خواسته و ناخواسته خطایى بر دستشان مى‏رود. به خطاشان منگر، و از گناهشان در گذر، چنان‌که دوست دارى خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید، چه تو برتر آنانى، و آن که بر تو ولایت دارد از تو برتر است، و خدا از آن که تو را ولایت داد بالاتر، و او ساختن کارشان را از تو خواست و آنان را وسیلت آزمایش تو ساخت».
امام علی (علیه السلام) در جایی دیگر نیز رفتار مردم کوفه را با خود وسیله‌ای برای امتحان دانسته و می‌فرمایند:
«أَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى مَا قَضَى مِنْ أَمْرٍ وَ قَدَّرَ مِنْ فِعْلٍ وَ عَلَى‏ ابْتِلَائِی بِکُمْ أَیَّتُهَا الْفِرْقَهُ الَّتِی إِذَا أَمَرْتُ لَمْ تُطِعْ وَ إِذَا دَعَوْتُ لَمْ تُجِبْ».
«خدا را سپاس مى‏گویم بر آنچه ـ در علم او ـ گذشته است، و بر هر کارى که‏مقدّر داشته است، و بر این گرفتارى که با شما دارم ـ گروهى که از رفتارشان بیزارم ـ اى مردمى که اگر امر کنم فرمان نمى‏برید، و اگر ـ بخوانمتان ـ پاسخ نمى‏دهید».
در این فراز از کلام امیر المؤمنین (علیه السلام) عبارت «عَلَى‏ ابْتِلَائِی بِکُمْ» پاره‌ای از قضا و قدر الهی را که در ابتدای عبارت از آن به میان آمده است، به ابتلای امیر مؤمنان به آن مردم تخصیص و ویژگی می‌دهد.
یکی دیگر از زمینه‌های آزمایش الهی برای امیر المؤمنین (علیه السلام) به عنوان زمامدار حکومت اسلامی، رویارویی با معاویه است که در نامه‌ای به وی فرمودند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا وَ ابْتَلَى فِیهَا أَهْلَهَا لِیَعْلَمَ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًاوَ لَسْنَا لِلدُّنْیَا خُلِقْنَا وَ لَا بِالسَّعْیِ فِیهَا أُمِرْنَا وَ إِنَّمَا وُضِعْنَا فِیهَا لِنُبْتَلَی بِهَا وَ قَدِ ابْتَلَانِی اللَّهُ بِکَ وَ ابْتَلَاکَ بِی فَجَعَلَ أَحَدَنَا حُجَّهً عَلَى الْآخَرِ».
«اما بعد، خداوند سبحان دنیا را براى آخرت قرار داده، و مردم دنیا را در آن به آزمایش نهاده تا معلوم دارد کدام یک نیکوکارتر است. ما را براى دنیا نیافریده‏اند، و نه ما را به کوشش در آن فرموده‏اند. ما را به دنیا آوردند تا در آن آزموده شویم، و همانا خدا مرا به تو آزمود و تو را به من آزمایش نمود، و یکى از ما را حجت دیگرى مقرر فرمود».
منظور از آزمایش الهی برای امیر المؤمنین در این عبارت به نحوه رویارویی حضرت با وی بر می‌گردد. چرا که اگر امام علی (علیه السلام) به واسطه نافرمانی و ستیزه جویی معاویه با ایشان، در برابر وی مقاومت نکرده و مقابله ننماید، مورد سرزنش قرار می‌گیرد. از طرفی دیگر دعوت امیر المؤمنین (علیه السلام) از معاویه برای بازگشت به حق و جلوگیری از گناه و نافرمانی‌، وسیله ابتلای وی می‌باشد. چنانچه دعوت امام علی (علیه السلام) را لبیک نگوید، مستوجب نکوهش و مجازات خواهد بود. به همین دلیل است که حضرت فرمودند که خداوند هر یک از ما را بر دیگری حجت قرار داده است.
چنین زمینه ابتلای الهی برای معاویه در جای دیگری نیز در نهج البلاغه اشاره شده است. چنان‌که حضرت در جواب نامه معاویه چنین یادآور می‌شوند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّا کُنَّا نَحْنُ وَ أَنْتُمْ عَلَى مَا ذَکَرْتَ مِنَ الْأُلْفَهِ وَ الْجَمَاعَهِ فَفَرَّقَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ أَمْسِ أَنَّا آمَنَّا وَ کَفَرْتُمْ وَ الْیَوْمَ أَنَّا اسْتَقَمْنَا وَ فُتِنْتُمْ وَ مَا أَسْلَمَ مُسْلِمُکُمْ إِلَّا کُرْهاً وَ بَعْدَ أَنْ کَانَ أَنْفُ الْإِسْلَامِ کُلُّهُ لِرَسُولِ اللَّهِ ( صلى‏الله‏علیه‏وآله )حِزْباً».
«اما بعد، چنان‌که یادآور شدى ما و شما دوست بودیم و هم پیوند، اما دیروز میان ما و شما جدایى افکند. ما ایمان آوردیم و شما به کفر گراییدید، و امروز ما استواریم و شما دستخوش آزمایش گردیدید.
مسلمان شما جز به نادلخواه به اسلام نگروید و از آن پس که

مطلب مرتبط :   «تفسیر»، تربیت، آیات، مقاصد