عربستان، انقلاب، مسلمانان، حج

عربستان سعودی، از هر حادثه و تحولی در داخل عربستان و صحنه‌ی بین‌المللی برای بی‌اعتبار ساختن انقلاب، نزد توده‌های مسلمان استفاده کردند. عربستان که دارای مواضع سنتی در حفظ وضع موجود بود، با انقلاب اسلامی ایران که تغییر وضع موجود را در پیش گرفته بود، نمی‌توانست سرسازش داشته باشد و از سوی دیگر، ایران انقلابی به علت خصیصه‌ی انقلابی بودنش خیلی زود نوک حملات تبلیغی خود را به سوی عربستان و سایر کشورهای مرتجع عرب نشانه گرفت.303
از مواضع وهابیون می‌توان دیدگاه منفی آن‌ها را نسبت به انقلاب اسلامی ایران متوجه شد. دکتر عبدالله محمد غریب از وهابی‌های مصر کتابی نوشته به نام «جاء دور المجوس» در صفحه 357 از این کتاب صراحتاً می‌گوید:
«ان ثوره الخمینی، مجوسیه ولیست اسلامیه، أعجمیه و لیست عربیه، کسرویه و لیست محمدیه،… تعلم أن حکم طهران، أشد خطر اعلی الإسلام من الیهود»
«انقلاب خمینی در ایران، یک انقلاب مجوسی است نه اسلامی، به طرف شهنشاهی و کسروی دعوت می‌کنند نه به طرف رسول اکرم، این‌ها دنبال نژادپرستی هستند نه دنبال اسلام،…، خطر حکام تهران از خطر حکام یهود بر اسلام بیش‌تر است» دکتر ناصرالدین قفاری در کتاب «أصول مذهب الشیعه الامامیّه» که رساله‌ی دکترای نمونه تاریخ عربستان سعود شمرده می‌شده و الآن هم در مقطع کارشناسی ارشد بین‌المللی دانشگاه مدینه در 3 سال تدریس می‌شود در جلد 3 ص 1392 به صراحت می‌نویسد: «أدخل الخمینی إسمه فی أذان الصلوات و قدّم اسمه حتّی علی إسم النبی الکریم فأذان الصلوات فی ایران بعد إستلام الخمینی للحکم و فی کلّ جوامعها کمایلی: الله اکبر، الله اکبر، خمینی رهبر، أی خمینی هو القائد، ثم أشهد أن محمّدا رسول الله» «خمینی نام خود را در اذان نمازها داخل کرده و حتی نام خود را بر نام پیامبر نیز مقدم نموده است، در ایران اذان در نمازها بعد از اعلام خمینی به عنوان حاکم ایران و حاکم همه جوامع چنین است: الله اکبر، الله اکبر خمینی رهبر، أشهد أن محمد رسول الله.304
می‌توان این اظهار نظرات تند و بی‌منطق نسبت به انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی را ریشه در بیانات شفاف و بصیرت‌گرایانه‌ی ایشان نسبت به وهابیون دانست. ایشان در بخشی از پیام که به مناسبت کشتار حجاج فرمودند: «آری در منطق استکبار جهانی که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد و مفتی‌ها و مفتی زادگان این نوادگان بلعم باعوراً‌ها به قتل و کفر او حکم خواهند داد. بالاخره در تاریخ اسلامی می‌بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که در لباس دروغین احرام یزیدن و جیره‌خواران بنی‌امیه – رای نابودی و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبدالله الحسین – و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجدداً از لباس همان میراث خواران بنی‌سفیان به درآید و گلوی پاک و مطهر یاوران حسین را در آن هوای گرم، در کربلای حجاز و قتلگاه حرم، پاره کند و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام حجاز و آنان را «خارجی» و «ملحد» و «مشرک» و «مهد ورالدم» معرفی کردند.
درست همان را به رهروان راه آنان وارد آوردند که انشاء الله ما اندوه دلمان را در وقت مناسبت با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهید نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد. همچنین ایشان در خطاب به زائرین حرم امن الهی فرمودند:
«اما آنچه زائران عزیز باید بدانند اینکه آمریکا و آل سعود حادثه مکه را یک مبارزه فرقه‌ای و نزاع قدرت میان شیعه و سنی ترسیم نموده؛ و ایران و رهبران آن را به عنون کسانی که هوس رسیدن به یک امپراتوری بزرگ را در سر می‌پرورانند معرفی می‌کنند تا بسیاری از کسانی که از مسیر حوادث سیاسی جهان اسلام و نقشه‌های شوم جهان خواران بیخبرند تصور کنند که فریاد برائت‌ها از مشرکین و مبارزه‌ها برای کسب آزادی ملت‌ها در مسیر کسب قدرت سیاسی‌مان و گسترش قلمرو جغرافیایی حکومت اسلامی است. البته برای ما و همه اندیشمندان و محققانی که از نیات پلید تشکیلات آل سعود باخبرند جای تعجب نیست که به ایران و حکومتی که از بدو پیروزی تا به حال فریاد وحدت مسلمین را سر داده است و در همه‌ی حوادث جهان اسلام خود را شریک غم و شادی مسلمانان می‌داند تهمت افتراق و جدایی مسلمانان را بزنند؛ و یا بالاتر از آن، زائرانی را که به عشق زیارت مرقد پیامبر و حرم امن الهی به حجاز رفته‌اند به لشکرکشی و تشکل برای تصرف کعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینه پیامبر متهم نماید! و دلیل و مدرک این کار را حضور پاسداران و نظامیان و مسئولین کشورمان در مراسم حج ذکر کنند! آری در منطق آل سعود، نظامی و پاسدار کشور اسلامی باید با حج بیگانه باشد و این‌گونه سفرها برای مسئولین مشوری و لشکری، تعجب‌آور و توطئه‌انگیز می‌شود. از نظر استکبار، مسئولین کشورهای اسلامی باید به فرنگ بروند. آن‌ها را با حج چه کار؟! دست نشاندگان آمریکا، آتش زدن پرچم آمریکا را به حساب آتش زدن حرم و شعار مرک بر شوروی و آمریکا و اسرائیل را به حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته‌اند و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس احرام به عنوان رهبران توطئه معرفی کرده‌اند!»305
امام خمینی صراحتاً از حکومت‌های وهابی عربستان و کشورهای عرب حوزه‌ی خلیج‌فارس انتقاد می‌کردند؛ هم به دلیل اینکه حکومت آن‌ها حکومت پادشاهی غیراسلامی بود و هم به دلیل روابط اقتصادی و نظامی دولت این کشورها با ایالات متحده که ایشان از تأثیر روابط سست و بی‌پایه‌ی این کشورها با آمریکا، با تعبیر «اسلام آمریکایی» یاد می‌کردند. در نوارهای سخنرانی و اعلامیه‌های امام خمینی که دستورات ایشان را بیان می‌کرد، آمده است: «حکام عربستان سعودی لباس مسلمانان را می‌پوشیدند، اما شیوه‌ی زندگی آن‌ها تجمل پرستانه، بی‌شرمانه و مبتنی بر هوا و هوس است. ثروت‌های مردم را می‌گیرند و آن را تلف می‌کنند. به قمار بازی، شراب خواری و می‌گساری مشغول‌اند تعجبی نخواهد داشت اگر مردم از مسیر انقلاب حرکت کنند، به خشونت دست بزنند و مبارزه‌شان را برای تحصیل منابع و حقوقشان ادامه بدهند»
در مجموع واکنش عربستان به انقلاب اسلامی ایران و تکاپوی شیعی در منطقه به اشکال مختلفی صورت پذیرفت که مهمترین آن‌ها از این قرار بود.
1- کشتار حجاج در مراسم حج سال 1366 هـ ش و فشار بر ایران برای عدم مقابله با عربستان با توجه به اینکه آزاد گذاشتن مراسم برائت از مشرکین می‌توانست انقلاب اسلامی را رواج داده و ارکان قدرت عربستان و بسیاری از دولت‌های فاسد دیگر را تهدید کند.
2- حمایت از عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران در قالب کمک 50 میلیارد دلاری نظامی و نفتی هنگام که جزیره‌ی فاو فتح شده و راه مواصلاتی دریایی عراق قطع شده بود.
3- عرضه نفت مضاعف به دلیل عدم توانایی ایران در صادرات 6 میلیون بشکه نفت در هر روز و افزایش صادرات نفت به منظور از بین بردن پشتوانه‌ی مالی ایران در جنگ که از نفت تهیه می‌شد.
4- سخت‌گیری و بازداشت شیعیان در ایام حج به بهانه شرک و کفر
5- حمایت مستقیم و غیرمستقیم از گروه تروریستی و تجزیه‌طلب در ایران
6- حمایت و همکاری با آمریکا و مستکبران غرب جهت افزایش تحریم‌های اقتصادی علیه ایران.
3. ممانعت از تقریب مذاهب
مسأله‌ی وحدت و انسجام اسلامی، یک ارزش و ایده‌ی بنیادی و حیاتی برای حفظ هویت و پیشرفت جوامع اسلامی است و مورد تأکید متون دینی و پیشوایان مذهبی نیز بوده است. به طوری که در قرآن کریم می‌فرماید: «یٰا ایها النّاس اِنّ خلفناکم مِن ذَکَر أوَ انثی وَجعلناکُمْ شعوباً و قَبٰائِلَ لِتَعارِفوا اِنّ اَکرمکُمّ عِند الله اَتقاکم.»306و یا واعتصموبَحْبل الله جمیعاً ولا تَفَرقّوا 307و در جایی دیگر اِنّ هذِهِ امتکم واحده وَ اناربّکُمُ فَاعْبُدونِ308
همچنین پیامبر اعظم در تأکیداتی فراوان بر لزوم وحدت مسلمانان توصیه می‌نماید در روایتی می‌فرماید: «من فارق الجماعه شبراً فمیتته جاهلیه»309 و در جایی دیگر می‌فرماید «والجماعه خیر و الفرقه عذاب»310
جامعه‌ی اسلامی با تکیه بر تعالیم الهی، جامعه‌ای مبتنی بر وحدت و انسجام است که اعضای آن بر محور برادری دینی گردهم آمده‌اند. این برادری جنبه صرفاً عاطفی ندارد، بلکه پیمانی است پایدار و ناگسستنی که ریشه در ایمان مسلمانان دارد و از عمق جان آنان برمی‌خیزد و تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی آنان را فرا می‌گیرد. با وجود و به رغم ضرورت وحدت اسلامی و عمر دراز فعالیت‌هایی که در جهت این هدف صورت پذیرفته است، همواره موانع و مشکلات و عوامل بازدارنده‌ای نیز وجود داشته است و گسترش فرقه وهابیت از جمله مهمترین این موانع محسوب می‌شود؛ چرا که اساساً بسیاری از مسلمانان پیرو طریقت‌های اسلامی را به عنوان مسلمان وهمکیش، به رسمیت نمی‌شناسد و آنان را خارج از اسلام می‌داند. به طوری که محمد بن عبدالوهاب می‌گوید:
«ما کافر

مطلب مرتبط :   قرارداد، ، فسخ، عقد