صدرا، عرفا، آراء، اتحاد

دقت نظر وی در پایبندی به فهم صحیح نظریه‌ها دارد.(همان، 185 و 186)
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه
ملاصدرا ضمن اذعان به اینکه ظواهر کلمات عرفا فرقی با رأی معتزله ندارد، با طرح این نکته که عرفا اهل تحقیقات شریفه و مکاشفات لطیفه‌یی هستند که مطابق الهامات خداوند بر قلب عارف است و با طرح مبانی فکری ایشان در هنگام تبیین نظریه اقدام به توجیه کلام آنان نموده و می‌گوید:«اشیاء متعدد گاهی به وجود واحد و به نحو بسیط، موجود می‌گردند (مفاد قاعده: بسیط‌الحقیقه کل الاشیاء)؛ و گاه به وجودات متعدده و متکثره رخت هستی به تن می‌کنند. ولی هرگاه حکما وجود ذهنی یا عینی را به چیزی نسبت می‌دهند، همین وجود تفصیلی مراد است.» (همان، 187) پس از تمهید این مقدمه و در مقام توجیه کلام عرفا می‌گوید:
«آنچه که برهان بر استحاله آن قائم شده است ثبوت ماهیت مجرده از مطلق وجود ـ اعم از تفصیلی و اجمالی ـ است؛ اما ثبوت اجمالی ماهیات قبل از وجود تفصیلی محال نیست بلکه برهان و کشف چنین ثبوتی را ایجاب می‌نمایند. مراد عرفا از اعیان ثابته معدومه، اعیان ثابته مجرد از وجود تفصیلی و محلّی به وجود اجمالی است.» (همان)
نکته‌ای که حائز اهمیت است آن است که صدرا در مواجهه با دو نظریه ثابتات ازلیه و اعیان ثابته چه رویکردی را انتخاب می‌نماید؟ تلاش وی، تبیین دو نظریه بر اساس مبانی فکری این دو منش فکری است، ازآنجاکه می‌داند معتزله قائل به نظریه حال می‌باشند و ثابت را اعم از وجود دانسته و نفی را اعم از عدم می‌دانسته و آن‌ها به حالتی بین وجود و عدم اعتقاد دارند؛ لذا سعی در تبیین نظریه ایشان بر اساس مبانی آن‌ها نموده و بر همین اساس به ثابتات ازلیه روی خوشی نشان نمی‌دهد، در مقابل نظریه اعیان ثابته را با مبانی فکری عرفا و اعتقاد ایشان به عوالم مختلف به‌ویژه عالم اسماء و اینکه تمام اسماء و صفات حق تعالی به یک وجود بسیط موجودند اقدام به تفکیک وجود تفصیلی و وجود بسیط اجمالی نموده و بر اساس آن نظریه عرفا را بررسی می‌نماید.
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏
همان‌طور که بیان گردید وی با توجه به مبانی فکری عرفا اقدام به بررسی نظریه آن‌ها نموده و با تفکیک بین ظاهر عبارات آن‌ها با باطن آن اقدام به بررسی و کشف دیدگاه عرفا می‌نماید، وی درنهایت با رهیافتی کاملاً مسالمت‌آمیز در تبیین نظریه عرفا می‌نویسد:
«همان‌طور که اشیاء را وجودی طبیعی در این عالم، و وجودی مثالی و ادراکی جزئی در عالم دیگر، و وجودی عقلی و کلی در عالمی که فوق دو عالم دیگر است می‌باشد، همین‌طور آن‌ها را وجودی اسمائی و الهی در ناحیه و صقع ربوبی است که در عرف و اصطلاح صوفیان بدان عالم اسماء گفته می‌شود.»(همان، 187)
بدین ترتیب در رهگذر بررسی نظریه عرفا صدرالمتألهین نظر مذکور را به‌گونه‌ای قابل‌پذیرش تبیین نموده و آن را می‌پذیرد.
البته وی در کتاب مبدأ و معاد که به گفته برخی صدرا شناسان این کتاب بعد از اسفار به رشته تحریر درآمده است.(عبودیت،1388،جلد1، 37) ضمن پرهیز از توجیه مذکور صرفاً با توجه به مقایسه ظاهری کلام مشایخ صوفیه با بیانات معتزله اقدام به رد نظریه عرفا می‌نماید.(صدرالدین شیرازی، 1354، 93) رد اعیان ثابته را می‌توان در آثار پیروان صدرا همچون ملاهادی سبزواری (1413، 574) نیز ملاحظه نمود. بدین ترتیب باید توجه داشت که مسئله اعیان ثابته یکی از مسائل چالش‌برانگیز در علم الهی است که پرداختن کامل به آن موضوع این نوشتار نیست. هدف ما روش پژوهشی صدرا است که به‌صورت کامل تبیین گردید. و البته تلاش صدرا برای قابل‌پذیرش نمودن نظریه عرفا با علم به این نکته که در ظاهر مانند نظریه معتزله است را می‌توان برآیندی از رویکرد کثرت‌گرایی روش‌شناختی وی دانست.
3-نظریه افلاطونیان
تبیین و گزارش آراء
افلاطون و پیروان او ـ چنانکه به آنان نسبت داده‌اند ـ علم خداوند را از طریق مُثُل تبیین نموده‌اند. ملاصدرا نظریه مثُل را در سفر اول اسفار اربعه(جلد2، 46-81) در ذیل عبارت “فی تحقیق الصور و المثل الأفلاطونیه” به‌تفصیل مورد فحص و بحث قرار داده و به تبیین آن پرداخته و درنهایت این نظریه را می‌پذیرد، لذا صدرا در این فصل با توجه به بحثی که پیش از انجام داده دیگر این نظریه را شرح نداده و در ابتدای بحث ضمن قبول نظریه مثل استفاده از آن برای تبیین علم خداوند در قبل از ایجاد را دارای مشکلاتی می‌داند که در مرحله نقد و بررسی به آن می‌پردازیم.99 (صدرالدین شیرازی، 1981م، ج 6، 188)
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه
صدرا ضمن قبول نظریه مثل مناطیت این صور برای علم قبل‌الایجاد را به دو دلیل رد می‌کند:
اول آنکه: مثل از مرتبه ذات خداوند و علم او ـ که عین ذات و قدیم ذاتی است ـ متأخرند و نمی‌توانند ملاک علم او به اشیاء قلمداد شوند.100(همو، 1361، 225)
دوم آنکه: مثل، خود موجوداتی عینی ـ و نه ذهنی ـ هستند و اگر سخن را به کیفیت علم خداوند به این موجودات ببریم یا باید ملاک عالمیت خداوند به آن‌ها مثل دیگری باشند که مستلزم تسلسل است؛ و یا باید ملتزم به جهل خداوند به بعضی از اشیاء صادره از او و خلو ذات از کمال علم قبل‌الایجاد، شویم و این با یکی از اساسی‌ترین اصول خداشناسی فلسفی ـ که واجب‌الوجود را واجد همه کمالات ممکن می‌داند ـ در تعارض است.101 (همو، 1354، 93)
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏
وی با درک صحیح از خطای حصر گرایی روش‌شناختی ضمن بررسی دقیق نظریه مثل و تأیید آن به‌صورت کلی، با ارائه دلایلی برهانی اقدام به رد این نظریه در خصوص علم الهی قبل از ایجاد نبوده است. علاوه بر این در کتاب شواهد الربوبیه مناطیت مثل برای علم تفصیلی متأخر از مرتبه ذات و بعد از ایجاد را قابل‌قبول می‌داند.102(همو، 1360، 40)
ازنظر صدرا علم خداوند باید امری الهی بوده و اصلاً آمیزش به صفت امکان و عدم پیشین نداشته باشد، پس علم و کلام و امر و قضا و قلم اعلای او شایسته و سزاوار است که داخل در اجزای عالم نباشد، به عقیده صدرا در این صورت کار برعکس شده و فکر در صور افلاطونی، بازگشت به این می‌کند که لازم است آن‌ها اموری که خارج از صقع ربوبی‌اند- چنانکه پیروان چنین می‌پندارند- نباشد؛ در نهایت صدرا بیان می‌نماید که این نظریه- چنانچه مشهور است- اگر از این خلل و نارسائی‌ها زایل شود، بازگشت بدان چه ما ثابت نمودیم پیدا می‌کند.(همو، 1981م، ج6، 235) بدین ترتیب به‌وضوح تلاش صدرا برای جرح‌وتعدیل نظریه‌ها برای وصول به نظریه برتر ملموس و مشهود می‌باشد.

مطلب مرتبط :   اخلاقی، حکمت، نقدها، نظریهپردازی

4-نظریه فرفوریوس
تبیین و گزارش آراء ‏
فرفوریوس چنانکه صدرالمتألهین به او نسبت می‌دهد(همان، 189) قائل به اتحاد ذات خداوند با صور معقوله است و ملاک علم قبل‌الایجاد را همین صور می‌داند. صدرا با بیان اینکه ابن‌سینا، شیخ اشراق، بهمنیار، شیخ طوسی و خطیب رازی نظریه اتحاد عاقل و معقول را رد نموده‌اند نشان می‌دهد که وی برای گزارش یک نظریه علاوه بر بررسی آراء وی، نظر دیگر اندیشمندان را در خصوص ایشان ملاحظه نموده و بدون هیچ‌گونه رویکرد تقلیدگرایانه با بیان چهار دلیل اتحاد عاقل و معقول را اثبات می‌نماید. در این فصل نقل‌قول صدرا از فرفوریوس مربوط به نظریه‌ای می‌باشد که پیش‌ازاین به‌تفصیل به آن پرداخته است، لذا دقت نظر صدرا در خصوص تبیین نظریه اندیشمندان سلف را با مراجعه به جلد 3 اسفار از صفحه 278 به‌تفصیل می‌توان ملاحظه نمود. وی در خلال این مباحث چهار دلیل بر اثبات اتحاد عاقل و معقول بیان می‌نماید که پرداختن به این دلایل موضوع این نوشتار نمی‌باشد. لکن پایبندی صدرا به اصل روش‌شناختی تبیین کامل هر نظریه و سپس نقد آن را می‌توان ملاحظه نمود. در انتها باید توجه داشت که فرق نظریه فرفوریوس با نظریه مشائین ـ که بدان خواهیم پرداخت ـ این است که مشائین واجب‌الوجود را با صور، متحد نمی‌دانند بلکه قائل به قیام حلولی صور به ذات واجب هستند.
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه
وی در المبدأ و المعاد به‌منظور بررسی نظریه اتحاد عاقل و معقول استدلال بوعلی بر رد قول به اتحاد عاقل و معقول را چنین نقل می‌کند: «هیچ‌چیز نمی‌تواند با چیز دیگری متحد شود، زیرا اگر شی‌ء اول پس از حصول شی‌ء ثانی باقی باشد آن‌ها دو شیء هستند و اتحادی صورت نگرفته است و اگر شیء اول باطل شود و دومی حصول یابد، یا اولی باقی بماند و دومی حاصل نشود، هیچ‌یک از آن دو با دیگری متحد نشده است.» (همو، 1354، 93) ولی تفسیر خودش از اتحاد عاقل و معقول ـ که خود را متفرد بدان می‌داند ـ را در سطحی بالاتر از فهم جمهور می‌خواند و بیان آن را به مباحث نفس کتاب حواله می‌کند. (همان، 94) وی ضمن دفاع از نظریه مذکور در خصوص نوع انسان، توجیه علم پیش از ایجاد حضرت حق را به‌وسیله این اصل مردود دانسته و می‌نویسید:
«آن قول که به فرفوریوس منسوب است که وی به اتحاد عاقل و معقول قائل گردیده به آن

مطلب مرتبط :   اراج، مسجد، بیمارستان، قدیمی