صدرا، ذات، صور، می‌نماید

از حیث معنی باهم متغایرند- با اتحادشان به ذات- صدق نماید، لذا ذات اخذ و اعتبارشده با هر یک از آن‌ها، در عرف و اصطلاح آنان اسم نامیده می‌شود و نفس آن محمول عقلی نزد آنان عبارت از صفت است و تمام آن‌ها در مرتبه ذات، پیش از صدور چیزی از او ثابت‌اند. حال اعیان ثابته نیز که مظاهر و متعلقات اسماء و صفات‌اند نیز چنین حکمی دارند، یعنی در ازل ثابت‌اند به “لاجعل” که درباره وجود یکتای احدی واقع است، همچنان که ماهیت در ممکن- به‌واسطه جعل که تعلق به وجودش دارد نه ماهیتش- ثابت است، چون ماهیت بالذات غیر مجعول است. بنابراین آن اسماء و صفات (یعنی ازآن‌رو که مفهوم‌اند) و متعلقات آن‌ها، تمامی در ازل- بدون جعل- اعیان ثابته اند، و آن‌ها اگرچه در ازل، موجود به وجودات خاصشان نیستند، ولی تمامشان با وجود واجبی اتحاد دارند، و به همین مقدار، از معدوم بودنشان در ازل خارج شده‌اند و شیئیت معدوم- چنانچه معتزلیان پندارند و پیش‌ازاین گفته آمد- لازم نمی‌آید». (همان، 282 و 283)
در ادامه صدرا بیان می‌نمایند:
«ازآن‌رو که علم او تعالی به ذاتش عبارت از نفس وجودش می‌باشد، و این اعیان به وجود ذات او موجودند، بنابراین آن‌ها نیز به یک تعقل- یعنی تعقل ذات- معقول‌اند، پس آن‌ها با کثرتشان، به یک تعقل موجودند، همچنان که آن‌ها با کثرتشان به یک وجود موجودند، برای اینکه در آنجا تعقل و وجود یکی است، بنابراین علم او تعالی به تمام اشیاء- در مرتبه ذاتش- پیش از وجودشان ثابت گشت.» (همان، 283)
رابطه صور با ذات حق‌تعالی
پس‌ازآنکه صدرا اثبات می‌نماید که ذات واجب‌الوجود مظهر و مجلای صور تمامی ممکنات عالم می‌باشد، حال سخن در این است که رابطه و نسبت این صور با ذات چگونه است؟ این محلی است که صدرا بار دیگر با رویکرد کثرت گرایانه نظر مشائیان‌که قائل به حلول صور و فرفوریوس که قائل به اتحاد صور هستند را نپذیرفته و اقدام به تبیین این رابطه بر اساس تمثیل آینه می‌نماید. به عقیده صدرا ذات خداوند همچون آینه ایست که صور تمامی موجودات در آن مشاهده می‌شوند.(همو، 1360، 40)
پس از بیان خلاصه‌ای ازنظر صدرا در مسئله علم الهی، چهار اصل روش پژوهشی صدرا مورد تدقیق و بررسی قرار خواهد گرفت.
روش میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان قرآن و برهان
برای مشخص شدن چگونگی استفاده صدرا از این سه منبع معرفتی لازم است هر یک به تفکیک مورد تحقیق و بررسی قرارگرفته و چگونگی بهره‌مندی صدرا از این سه منبع معرفتی مطمح نظر قرار گیرد.
عرفان در مسئله علم الهی
ملاصدرا بیان می‌نماید که علم واجب تعالی به ماسوا پیش از ایجاد به دو وجه قابل تبیین است، وی یکی از وجوه را طریقه محققان صوفیه دانسته که از جهت اتصاف او به مدلولت اسماء و صفات- در مرتبه ذاتش- و اینکه آن‌ها از قبیل لوازم متأخر از ذات نیستند، بلکه حال آن‌ها مانند حال ماهیت است با قیاس وجودش، با اینکه واجب را ماهیتی نیست. اقدام به تبیین این مسئله می‌پردازد، اما نکته حائز اهمیت آن است که صدرا نه‌تنها از گفتار و نظر عرفا در تبیین آراء خود استفاده می‌کند، بلکه از صرف بیان فراتر رفته و شهود را لازمه فهم این مطلب می‌داند، به عبارتی نه‌تنها اقدام به کاربست اندیشه و یافته‌های عرفا می‌نماید بلکه شیوه کشف و شهود را نیز لازمه فهم مطلب می‌داند و در ادامه می‌نویسد: «هر دو وجه (حکما و محققین صوفیه) دقیق و پیچیده است و ادراکش در مقام آموختن و بهره مندیش از معلم بشری، و شنیدن آن از وی، نیاز به لطافت قریحه و ذوق، صفا و پاکی باطن دارد، تا چه رسد به استنباط آن و بهره وریش از ملکوت» (همان، 264)
بدین ترتیب اوج دخالت عرفان در منظومه فکری صدرا را می‌توان ملاحظه نمود.
برهان در مسئله علم الهی
صدرا در مقام تقریر مطلب به دو شیوه حکما و عرفا سعی در تبیین برهانی مسئله دارد، این رویکرد را همان‌طور که در منهاج نخست به‌صورت استدلالی تنظیم نمودیم در منهاج عرفا نیز می‌توان ترتیب استدلالی صدرا را مدون نمود.(اخلاقی، 1391، 101) این مطلب مصرح خود صدرا نیز می‌باشد، و وی تأکید می‌نماید که ما مطلب عرفا را برهانی نمودیم.(صدرالدین شیرازی، 1981، جلد6، 284)
قرآن در مسئله علم الهی
صدرا ابتدای تقریر نظریه خود را با آیه شریفه و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو(انعام، 59) آغاز می‌کند، به عقیده صدرا علم الهی بر همه‌چیز پیشی دارد یعنی به وجهی عین ذات‌اند و به وجهی غیر ذات وی در مقام تبیین نظریه خود و انطباق آن بر آیه فوق کلیدها را عبارت‌اند از صور تفصیلی دانسته و غیب را عبارت از مرتبه خالص ذات، که بر آن تفصیل پیشی دارد، مرتبه احدیت که در آن تمام اشیاء را شهود نموده و غیب هر غیبی و بسیط‌تر از هر بسیطی است.(همان، 264)
به‌طورکلی استفاده صدرا در مسئله علم الهی از آیات قرآن را می‌توان بیشتر در ارائه شاهد و مؤید مدعا و استدلال خود دانست. صدرا در اسفار در خصوص مسئله علم الهی نُه مرتبه از آیات قرآن و یک مرتبه از روایت استفاده می‌نماید که با بررسی هر یک می‌توان شاهد و مؤید بودن آن را اثبات نمود، به‌عنوان نمونه آیه 3 سوره سبأ «لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّهٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ» را می‌تواند بیان نمود وی در این مقام در حال شرح اضافه اشراقیه سهروردی است و پس از بیان این مطلب که تعدد اضافات سبب تکثر در ذات وی نمی‌شود آیه فوق را به‌منظور این مطلب که ذره‌ای از علم خدا نهان نیست بیان می‌نماید‏.(همان، 253)

مطلب مرتبط :   تربیت، اطفال، مراقبین، .ماده