شهری، پایدار،، سیاست، راهبرد

3).

2-2-8 مسکن پایدار (Housing sustainabe)
یکی از تعاریف مسکن پایدار می تواند این باشد که مسکن پایدار «مسکنی است که نیازهای ادراکی و واقعی کنونی را از طریق استفاده کارآمد از منابع برآورده نموده و در عین حال سبب ایجاد محله های جذاب، امن و به لحاظ اکولوژیکی غنی می شود» (ادواردز و تورنت، 1393: 25). در تعریف دیگر مسکن پایدار مسکنی تعریف شده که کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع تر با منطقه و جهان دارد (رحم بزی و همکاران، 1389: 31). مسکن پایدار به معنی ساخت و مدیریت ساختمانهای سالم برا ساس کارایی منابع و اصول اکولوژیکی است (ادواردز و تورنت، 1393: 172).
2-2-9 آپارتمان (apartement)
آپارتمان بخش معینی از یک ساختمان بزرگ تر و به طور معمول چند طبقه است که شامل یک یا چند اتاق بوده و به لحاظ حقوقی دارای سند مجزا و مستقل از کل ساختمان است که از آن برای سکونت یا کسب و کار استفاده می شود (اسدی و امیری، 1391: 57).
2-2-10 مجتمع های مسکونی (Residential Complexes)
تجمع تعدادی آپارتمان، در یک بلوک شهری که به شکلی یکپارچه طراحی و ترکیب شده باشند؛ مجتمع های مسکونی را پدید می آورد. بسیاری از مجتمع های مسکونی دارای فضای عمومی مشترکی هستند که مورد استفاده همگانی ساکنان مجتمع قرار می گیرد و دیگران حق استفاده و حتی ورود بدان را ندارند (سعیدنیا، 1383: 87).

3- مبانی نظری تحقیق
2-3-1 مفهوم توسعه پایدار (Sustainable Dvelopment)
توسعه مفهومی است که بعد از جنگ جهانی دوم در موضوعات علمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و بین المللی بکار برده می شود (Mousavi & et al, 2014: 111). از آغاز دهه 1990، اندیشه توسعه شهری پایدار در بین تصمیم گیران و متفکران یک موضوع ریشه ای و بسیار مهم بوده است. ریشه ای به این دلیل که مفهوم تاریخی توسعه را در بر می گیرد و در عین حال در تعیین خط مشی های بین المللی، ملی و منطقه ای حال حاضر نیز اهمیت بسیاری یافته است. پی آمدهای مربوط به علوم اجتماعی مدنی بسیار عمیق و خلاق است. قبل از اینکه پایداری شکل بگیرد علوم اجتماعی شهری همواره در پی ایجاد مرزبندی های مشخص بوده است. جامعه شناسان شهری همیشه علاقمند بوده اند که ساختارهای اجتماعی را بشناسند و طبقات مختلف جامعه را از هم جدا کنند و جنبه های مختلف نابرابری و فقر را بررسی کنند. شناسایی چنین عواملی برای تعیین نحوه سکونت، واگذاری زمین برای استفاده های مختلف، نسبت درآمدها و دسترسی به خدمات مختلف شهری به ما کمک می کند (پاگ، 1383: 33). علت اساسی توجه روز افزون به سیاستهای توسعه پایدار، محدود بودن امکانات و نامحدود بودن نیازها و خواسته های بشر است. رشد تکنولوژی و جمعیت، نیازها و خواسته های بشری را به طور تصاعدی افزایش داده است و منابع کاهنده برای دهانهایی که هر لحظه به جهان گشوده می شوند، از آینده ای نه چندان امید بخش خبر می دهند. برآیند این شرایط، شمار روزافزون چشمهایی است که نگران فردای جهان اند. برای کاهش این نگرانی، که بسیار بجا و به مورد است، ضرورت سیاست گذاری زیربنایی برای تحقق توسعه پایدار احساس می شود. در ابتدا باید بر این موضوع تاکید داشته باشیم که عبارت «پایدار» در مفهوم توسعه پایدار باید به گونه ای نسبی مورد قضاوت قرار گیرد، به عبارت دیگر شاید هرگز نتوان توسعه پایدار را در دنیای امروزی به طور مطلق تعریف کرد. تصور یافتن جامعه ای، شهری یا محلی که به معنی واقعی آیده ال باشد، همانند تصور دیرپای یافتن آرمانشهر است. جایی که عدالت اجتماعی به معنی برقرار بوده، از نظر اقتصادی در اوج شکوفایی قرار داشته و محیط زیست در بهترین شکل خود حفظ می شود. جایی که هیچ گونه شکاف طبقاتی وجود نداشته، بیکاری یافت نمی شود، بزه وجود ندارد، هیچکس از درآمد خود ناراضی نیست، به هر آنچه که نیاز دارد بدون کوچکترین مانعی دسترسی داشته و در محیطی پاک، آرام، امن، سالم و در نهایت هماهنگی و توازن با طبیعت توان در آن زندگی کرد. حال هر جا که هستیم، با نگاهی به محیط پیرامون خودمان، می توانیم دریابیم که از چنین آرمانشهری فرسنگ ها فاصله داریم. البته این ممکن است تا حدود زیادی ناامید کننده باشد اما باید بپذیریم که با شرحی که رفت، شهر و ساختمانی پایدار به معنی مطلق آن، عملا وجود خارجی ندارد. یعنی تا زمانی که آلاینده ای وجود دارد، گونه ای (چه جانوری و چه گیاهی) در معرض انقراض است، فرهنگی در حال نابودی و زوال است، شکاف طبقاتی وجود دارد، بسیاری از مردم در تامین نیازهای اولیه خود ناکام هستند، صحبت از پایداری مطلق بیهوده است. پس شاید بهتر باشد بر مفهوم نسبی توسعه پایدار متمرکز شویم (قلعه نویی، 1390: 124). نخستین گام در جهت دستیابی به توسعه ی پایدار، تهیه و تدوین راهبرد کلان برای توسعه ی پایدار با استفاده از عواملی نظیر راهبرد ملی حفاظت زیست محیطی احیاء و بهبود محیط زیست، راهبرد ملی توسعه پایدار اجتماعی و فرهنگی است (ملکی،1390: 123). دستور کار 2010-2014 پژوهش بر اساس بینش و یافته های کار قبلی در حالیکه در پاسخ به یک زمینه تغییر برای توسعه است. در این زمان که بحران جهانی و همچنان سیر صعودی گرفته است. و تدابیر در زمینه اقتصاد و محیط زیست و نوع سیاست و تمهیدات دولت است که می تواند به توسعه عادلانه و پایدار منجر شود. وابستگی متقابل جهانی که در آن رشد اقتصادی و کاهش فقر استوار شده بود به یک مجرا برای نابرابری و بحران تبدیل شده است. آرمان های هزاره جدید برای ” ایجاد فقر” چالش های پیش بینی نشده مواجه شده است که بسیاری بر این یقیین اند که توسعه در هم شکسته شده و جایگزینی واقعی دست نیافتنی باقی مانده است (UNRISD, 2011:5). برای تحقق توسعه پایدار، لازم است که تغییراتی در شیوه زندگی ما به وجود آید. به نظر دکتر زاهدی، ایجاد تغییرات اساسی و زیر بنایی در شیوه زندگی جامعه، بدون مشارکت فعال و آگاهانه تک تک افراد جامعه ممکن نیست. هر یک از ما لازم است با کسب آگاهی های لازم ابتدا در مورد لزوم تغییر رفتارهای موجود مجاب شویم و سپس این نگرش را به دیگران تسری دهیم تا در نهایت تغییرات مناسبی در وضع موجود پدید آید.
از نظر دار کسیس، موضوعات توسعه پایدار شامل موارد زیر است:
1. موضوعات اقتصادی (شامل فعالیت های اقتصادی، اشتغال و فقر)؛
2. عناصر فیزیکی شهر: یکی از مهم ترین محورها، تقسیم مسئولیت ها و نقش دولت در این راستا و از طرف دیگر آنچه به مردم باز می گردد، است. در بخش دولتی، عناصری چون تأمین آب و انرژی و در بخش مردمی، جمع آوری و دفع زباله و نیز بازیافت از زباله است.
3. فضای محیط اجتماعی: به عنوان نیازهای اساسی انسان به شمار می رود. این نیازها طیف وسیعی از سرپناه تا خوراک، آموزش و بهداشت را شامل می شود. دولت نقش اساسی در پاسخگویی به نیازهای هزینه در مقیاس کلان را دارد. با این حال در سال های اخیر که مشارکت مردمی در تأمین خدمات مطرح شده است، فشار بر اقشار کم درآمد از جمله معضلات شناخته شده است (خدائی و پور خیری، 1391 : 201).
به نظر اسمیت دار کسیس، در متن جهانی شدن، بعید است شهر پایدار موضوعی مستقل باشد. او ضمن تمایز شهر پایدار از شهرنشینی پایدار، اصطلاح اخیر را سبک زندگی همراه با برخورداری در بسیاری از شهرهای توسعه یافته می داند، که در نتیجه کار و زندگی افرادی دیگر در کشورهای درحال توسعه است، او شهرنشینی پایدار را یک فرایند می داند.
طبق نظر هیلد برآند فری، اساس بحث شهر پایدار، این توافق عمومی است که شهرهای امروزی تنش های زیست محیطی ناپایداری ایجاد می کنند، دارای طبقات اجتماعی و از نظر عملکردی نامطلوب اند و اداره آنها گران تمام می شود.
به نظر جین جکوبز، در آینده شهر، علاوه بر نقش مصرف کننده، نقش تولید کننده را نیز به عهده خواهد گرفت. چنین وضعیتی هنگامی محقق می شود که ضایعات مواد، انرژی زباله، فاضلاب و اراضی بایر، تبدیل به منابع مفید گردند و در واقع سازوکار خطی یعنی دور ریختن تولیدات شهر را به سازوکار چرخه ای که در آن کلیه تولیدات شهر بازیافت و مجددا” وارد چرخه می شوند، تغییر دهیم (ساسان پور، 1390: 98-97). جکوبز 6 موضوع اصلی در بحث معاصر پیرامون پایداری تشخیص داده است که عبارتنداز:
ادغام ملاحضات زیست محیطی در برنامه ریزی اقتصادی
آینده نگری: نگرانی پیرامون اثرات تصمیم های معاصر بر نسل های آینده
حفاظت زیست محیطی: سیاست های برای کاهش تخریب های زیست محیطی
برابری: التزام به برآورده ساختن نیازهای پایه مردم فقیر امروز و در آینده
کیفیت زندگی: رشد اقتصادی با بهزیستی انسانی برابر نیست؛ و
مشارکت: توسعه پایدار به مشارکت هر چه بیشتر افراد و گروه ها برای کارهایی که باید انجام شود نیازمند است (کهیل، 1392: 2).
2-3-2 اصول توسعه پایدار (Principles of sustainable development)
روند توسعه شهری در زمان و فضا تقریبا” در ارتباط با توسعه اجتماعی ادامه می یابد و تغییرات ساختاری در اقتصاد و افزایش تحرک جمعیت باعث تغییر در چشم انداز توسعه شهری می شود

مطلب مرتبط :   قلب، مرید، طریقت، ذاکر