شهری، مکتب، بوم، شیکاگو

سلامت

محیط اجتماعی
– آموزش
– سواد
– ساختار اجتماعی(ساختار خانواده)
-گسیختگی اجتماعی (بزهکاری و استفاده ازخدمات اورژانسی)

محیط فیزیکی
– آلودگی (آب، هوا، زمین و زباله خانوار)
– مسکن (فضای زندگی، کیفیت، تسهیلات برای گروه های خاص و بی خانمان ها)
– طراحی شهری (فضای سبز، تسهیلات پیاده راه و ورزشی)
– حمل ونقل (حمل ونقل عمومی، وسعت و محدوده مسیرهای دوچرخه)

خدمات عمومی
– بودجه برای اقدام سلامت و اجتماعی

منبع: (صرافی و همکاران، 1393: 112-111)
2-4-7-2 راهکارهای دستیابی به شهر سالم
غیر قابل تفکیک بودن سلامتی و بهداشت با برنامه ریزی شهری ایده ی تازه ای نیست، در واقع در اکثر کشورهای اروپایی، آغاز برنامه ریزی شهری به اوایل قرن بیستم بر می گردد که از نگرانی های عمومی درباره سلامتی و مسکن شهروندان ناشی شده است (بارتون، 1389: 19). دستیابی به شهر سالم امر پیچیده ای است که مستلزم مشارکت دادن همه ی بازیگران، نمایندگان و گروه های ذینفع با سوابق، آرمان ها، پتانسیل و فرهنگ های مختلف است. لیست زیر شرایط لازم برای شهر سالم است که به وسیله لاندری (2002) ارائه شده است:
کیفیت های فردی
اراده و رهبری
تنوع انسانی و دسترسی به استعدادها و قابلیت های مختلف
فرهنگ سازمانی
هویت محلی
فضاهای شهری و دسترسی
پویایی های شبکه سازی (همان منبع: 112).
2-4-7-3 نظریه کیفیت زندگی
یکی از رویکرد های نوین در زمینه اصلاح و گسترش مفهوم توسعه مطرح شدن مفهوم کیفیت زندگی و دخالت دادن شاخص های اجتماعی و کیفی در اهداف توسعه و عمران شهری و منطقه ای است. به کارگیری این مفهوم در واقع کنشی است علیه توسعه یک بعدی اقتصادی در سطح ملی، و توسعه صرفا” کالبدی در مقیاس شهری و تلاشی است در جهت دستیابی به معیارهای جامع تر و چند بعدی در عرصه برنامه ریزی. نخستین اثر در این زمینه کتاب مشهور «شاخص های اجتماعی» تالیف ریموند بائر است که در سال 1966 در اروپا منتشر گردید. در سال 1973 در ایالات متحده آمریکا شاخص های اجتماعی به صورت رسمی تدوین و اعلام شد. از آن پس با حمایت سازمان ملل متحد، به تدریج این موضوع در سایر کشورهای جهان جای خود را کم و بیش در روند برنامه ریزی ملی و شهری باز کرده است. از جمله در سال 1975 در کنفرانس سازمان ملل متحد برای ابعاد اجتماعی مسکن، مفهوم کیفیت زندگی و بهزیستی اجتماعی در برنامه های توسعه مسکن مورد تاکید جدی قرار گرفت. به طور کلی در طول دو دهه اخیر، مفهوم و کاربرد شاخص های اجتماعی، به طور روز افزونی و تعمیق و وسعت پیدا کرده و برنامه ریزان و مدیران و از جمله برنامه ریزان شهری و طراحان محیط را به جست و جوی معیارها و روش های جدید برای اعتلای کیفیت زندگی سوق داده است. یکی از نتایج توجه به مفهوم کیفیت زندگی در برنامه ریزی توسعه و عمران، در نظر گرفتن نتایج و آثار کیفی توسعه بر روان و حیات معنوی انسان ها است، که در گذشته کمتر به آن توجه می شد. این امر به نوبه خود مستلزم شناخت نیازهای انسانی و تنوع آنها است که بسیار فراتر از نیازهای زیستی یا اقتصادی است. بر اساس نظریه معروف آبراهام مازلو25، روانشانس انسان گرای آمریکایی، کلیه نیازهای انسانی به شش گروه اصلی تقسیم می شود که به ترتیب از ساده به پیچیده عبارتنداز: 1- نیازهای زیستی 2- نیازهای ایمنی 3- نیازهای تعلق 4- نیازهای حرمت 5- نیازهای زیبا شناختی 6- نیازهای خودشکوفایی (مهدیزاده، 1392: 47- 46). اهمیت جنبه های اجتماعی در عرصه شهرسازی به حدی رسیده که یکی از ویژگی های شهر پایدار«پایداری اجتماعی و کیفیت زندگی» عنوان شده است، به این معنا که شهر پایدار به موازات توجه به مسائل زیست محیطی، باید به مسائل اجتماعی و انسانی نیز توجه داشته باشد. منظور، ایجاد و حمایت از محیط های انسانی فعال، فضاهای زنده و عرصه هایی است که کیفیت بالایی را برای شهروندان فراهم نماید. بدیهی است که تعریف کردن ابعاد اجتماعی و کیفی به مراتب از ابعد زیست محیطی و اکولوژیکی مهم تر و مشکل تر است. واژه هایی همچون کیفیت زندگی و… تعاریف و مشخصات خاص خود را دارند. در سالهای اخیر استفاده از شاخص ها و معیارهای کیفیت محیط زندگی در کشورهای مختلف اعم از توسعه یافته و در حال توسعه متداول شده است (بحرینی و طبیبیان، 1378: 300- 280). کیفیت زندگی شهری در برگیرنده ی ابعاد روانی است که شاخص هایی همچون رضایت، شادمانی و امنیت را در بر می گیرد. در برخی موارد، رضایت های اجتماعی نیز نامیده میشود. همچنین، ابعادی محیطی که در برگیرنده ی سنجه هایی همچون مسکن، دسترسی به خدمات و امنیت محیطی است. جنبه های دیگر در بر گیرنده ی توجه به فرصت های اجتماعی، امیدهای اشتغال، ثروت و اوقات فراغت است (سیف الدینی، 1381: 375).
شکل شماره 2-10: شاخص ها و متغیر های کیفیت زندگی

مطلب مرتبط :   (از، قوله، خرگوشی، اللوامع

مأخذ: (کولیوند، 1390: 31 با اضافات نگارنده)

2-4-8 مدل بوم شناختی مکتب شیکاگو
مدل بوم شناختی مکتب شیکاگو را به یک اعتبار می توان میراث کارتوگرافی اجتماعی چارلز بوت ملاحظه کرد. او شهر را به مثابه موزائیکی از «سامانه های طبیعی» شرح می دهد که قطعه بندی و شبکه های ارتباطی اش نتیجه فرایندهای اجتماعی است. از 1925 ارنست و. بورگس یک مدل دوایر متحدالمرکز پیشنهاد می کند که اجازه می دهد فازهای گسترش شهری و سامانه هایی که به مرور زمان افتراق می یابند، نمایان کرد. گسترش از مبدا مرکز تجاری- اداری شهر شروع می شود. این مرکز کارکردهای شهری گوناگونی دارد که بعدا در مناطق مختلف شهر مستقل می شوند. اولین حلقه پیرامون مرکز شامل صنایع و مناطقی مسکونی فرسوده و فقیر نشین است. این فضاها به عنوان سرپل «هجوم» ایده های «خلاق و معترض» و «کولونی های مهاجران» نظیر محله یهودی ها، محله ایتالیایی ها، محله یونانی ها، محله چینی ها به کار می رود. هدف این بنیانگذار مکتب بوم شناسی شیکاگو این است که از فرایند توسعه اجتماعات قومی یا اجتماعی در شهر سر در بیاورد. لذا چارک می کوشد «شهر را نه به عنوان یک پدیده جغرافیایی بلکه به مثابه نوعی اندام اجتماعی مشاهده کند». رویکرد بوم شناسی انسانی او اساسا” طبیعت گرایانه است: روابط طبقات اجتماعی، مدیریت شهری ایالتی یا فدرال که پدیده های جداگزینی را مدنظر دارند کمتر مورد اعتنای او قرار می گیرد تا سازو کارهای یگانگی و از هم گسیختگی اجتماعات شهری.
2-4-8-1 هجوم و جانشینی
رودریک د. مکنزی (1925) پژوهشگر دیگری از مکتب شیکاگو، بوم شناسی انسانی ار «مطالعه روابط فضایی و زمانی انسان ها در اثر عوامل گزینش، توزیع و سازگاری وابسته به محیط » تعریف می کند. او مطالعه عوامل ارثی و زیست شناختی را کنار گذاشته، ولی امکان نوآوری و تحرک خاص انسان در مقابل با محیط اش را منظور می کند. این بررسی دگرگونی اجتماعی محلی به سیکل های تعادل میان جمعیت و منابع مبتنی است. در حالی که می دانیم استقرار صنایع جدید یا نوآوری های مرتبط با آن و وسایط حمل و نقل می توانند این تعادل را به هم بزنند اما مکنزی از میان فرآیندهای دگرگونی به ویژه به «نوآوری سرزمینی» تاکید می کند. که دارای دو نوع متمایز شده اند: نوآوری اول نتیجه اش ایجاد و تغییری در کاربری است (منطقه صنعتی که به مسکونی مبدل می شود، در حالی که نوآوری دوم ترکیب اجتماعی و اقتصادی محله را تغییر می دهد. هجوم ها از می گیرد که جمعیت های مقیم چندان علاقه ای به آن ندارند و نسبت به آن مدعی کاربری انحصاری نیستند. این محل های پرتحرک و کم مقاومت از جمله مکان های عمومی، محل های کسب و کار و حمل و نقل عمومی هستند. در نتیجه فرآیند هجوم، که در جریان آن شاهد افزایش قیمت مستغلات و افزایش ورشکستی ها هستیم، نوع مسلطی از بوم شناسی و «سامانه اخلاقی» جدیدی ظاهر می گردد. بسیاری از تحقیقات مکتب شیکاگو در پی تحقیقی پیشنهادی پارک، مطالعه محله ها و محیط های اجتماعی شهری را برنامه ریزی می کنند. به موجب توصیه هایش، هدف او امتیاز قایل شدن به شناخت های دست اولی است که جامعه شناس برای نیازهای تحقیق اش تولید می کند. مطالعه «گتو» به لویی ویرث امکان می دهد ده سال بعد سنتز درخشانی از گرایش های مکتب شیکاگو ارائه دهد. او نیز به تعریف شهر باز می گردد، «قرارگاهی مهم، متراکم و دایمی از افراد ناهمگن». تراکم با گوناگونی فرصت های ملاقات نمایان می شود. در عین حال، شهر صحنه نمایش فرایند تجمع و جدایی جمعیت هایی است که در «سامانه های اخلاقی» گروه بندی می شوند. در یک وضعیت نزدیکی فضایی و گوناگونی اجتماعی، شهرنشین بر حسب نوع محیطی که مخاطب قرار می دهد نقش های متفاوتی را ایفا می کند.
جدایی و تجمع
بی تردید مطالعه فرآیندهای تقسیم اجتماعی فضای شهری مایه اصالت بخشی مکتب بوم شناسی شیکاگو است. حتی اگر مفاهیم هجوم یا جانشینی بعد سیاسی شان را می کاهد ولی اجازه می دهد سازوکارهای جدایی و تجمع فضایی را تشخیص داد. در معنای عرف عام جدایی نتیجه عمل جدا کردن، کنار زدن و کنار گذاشتن است. در جامعه شناسی،

مطلب مرتبط :