شهری، فقرای، جوانان، زاغه

اشاره قرار می دهد. از نظر بل سیستم های معیشتی فقرای شهری، آسیب پذیری آنها به لحاظ مشاغل و دسترسی به خدمات و مخاطرات زیست محیطی پیش روی این افراد مهم ترین معرف های فقر شهری هستند که از نظر او کاملاً متفاوت از سیستم های معیشتی نواحی روستایی است. بر اساس این تعریف، بازارهای کار شهری و موقعیت فقرا در درون آنها را می توان مهم ترین عامل فقر در نواحی شهری دانست (آمیس، 1995). بر این اساس، فقیرترین افراد غالباً در میان بیکاران و کارگران موقت و به ویژه شاغلان اقتصاد غیر رسمی یافت می شوند (هال و میجلی، 1388،ص.197). فقرای شهری همچنین هزینه بیشتری بابت کالاها و خدمات مورد نیاز خود می پردازند و اغلب نسبت به تغییرات وضعیت بازار و افزایش قیمت ها آسیب پذیرتر هستند. این افراد به دلیل این که در واقع در یک اقتصاد کاملاً پولی به سر می برند، در معرض کاهش دستمزدهای واقعی نیز قرار دارند. عملکرد بازار زمین، مشخصه بارز نواحی شهری است که به نحوی نامطلوب بر زندگی افراد فقیر که دور از زمینهای گرانقیمت ازدحام کرده و به اجبار در مکان های پیرامونی و حاشیه ای سکنی گزیده اند، تأثیر می گذارد. عدم اطمینان نسبت به چگونگی و مدت اجاره ها به همراه وضع بی ثبات و ناامن زندگی که سبب وقوع جرم و فقدان امنیت عمومی می شود، باعث می شود تا در نهایت جرم و خشونت به مؤلفه های تعیین کننده تری در فقر شهری بدل شوند (بل، 2000 ؛ راکدی،2002 ). از دیگر سو، اوضاع نامساعد زندگی از قبیل شلوغی وحشتناک ، آب آلوده ، فقدان یا نارسایی بهداشتی ، کمبود خدمات و تهدید دائمی سیلها ، زمین لرزه ها و یا آلودگی صنعتی، همگی دلالت بر این دارد که فقرای شهری به طور جدی در معرض مخاطرات بهداشتی و زیست محیطی قرار دارند (هال و میجلی، 1388،ص.198).
گزارش سال 2008 بانک جهانی، فقر شهری را یک پدیده چند بعدی تعریف می کند که محرومیت از بسیاری از مایحتاج زندگی را شامل شده و مشخصه های آن درآمد اندک و در مجموع سرمایه مالی، اجتماعی و انسانی کم می باشد. از این منظر، فقرای شهری افرادی هستند که در مجموع فاقد این سرمایه ها هستند و بانک جهانی فقر شهری را در غالب فقر درآمدی، فقر بهداشتی، فقر آموزشی، ناامنی در محل سکونت و ناتوانمند سازی تعریف می کند که شامل ابعاد زیر است:
تکیه بر اقتصاد پولی : فقرایی که در شهرها زندگی می کنند با هزینه های بالای زندگی که شامل هزینه های سکونت، حمل و نقل و غذاست رو به رو می شوند. اثر ترکیبی محرومیت و اقتصاد پولی باعث می شود که جمعیت فقرا به شکل حدأکثری در معرض آسیب های ناشی از تغییر درآمد قرار بگیرند.
1- زندگی در مکان های پرجمعیت: زندگی در فضاها و محله های پر جمعیت با فضای ناکافی برای زندگی، کیفیت اندک محل زندگی و بی توجهی به معیارهای بهداشتی دیگر ویژگی فقرای شهری است.
2- مخاطرات زیست محیطی: زندگی در فضاهایی که در معرض گازهای سمی و خطرناک است و یا میزان بالایی از این گازها در آن نقاط متراکم است افراد فقیر را در شرایطی قرار می دهد که دائماً در معرض این آلودگی ها قرار گیرند.
3- جدایی یا طرد اجتماعی : فقرای شهری از شبکه حمایت اجتماعی برخوردار نیستند و به گونه ای جدا از فضای اجتماعی زندگی می کنند. فقدان مکانیسم های حمایت اجتماعی و زندگی جدای از شبکه اجتماعی محلی باعث افزایش احساس ناامنی و مخاطرات دیگربرای فقرای شهری می شود.
4- زندگی در فضاهای پر از جرم و خشونت: عمدتاً به دلیل همبستگی اندک اجتماعات و محله های فقیرنشین و ازدحام و تراکم جمعیت، این محله ها نرخ بالایی از جرم وخشونت را تجربه می کنند.
5- زندگی در مکان های آسیب پذیر در برابر بلایای طبیعی: فقرای شهری عمدتاً در محله هایی ساکن هستند که در برابر بلایای طبیعی بسیار آسیب پذیر هستند و بیشترین ضرر و زیان از این قبیل رخدادها را این قشر تجربه می کند.
6- ریسک بالای انتشار بیماری های واگیردار: شرایط زندگی فقرای شهری (زندگی پرجمعیت، آلوده و غیر بهداشتی) به گونه ای است که امکان انتشار بیماریهای واگیردار را افزایش می دهد.
7- خطر تخریب محله و تبعید: به دلیل شرایط و ویژگی های زاغه هایی که این افراد درآنها سکونت دارند و غیر رسمی بودن محل سکونتشان، خطر تخریب محله و بی خانمانی به شکل همیشگی این افراد را تهدید می کند.
به ابعاد فوق مواردی مانند: ننگ اجتماعی ناشی از سکونت در این محله ها، تحرک اجتماعی اندک فقرای شهری و هزینه های بالاتری که گاهاً این افراد برای خدمات شهری می پردازند نیز افزوده شده است. بر اساس این تعریف چند بعدی از مفهوم فقر ضروری است تا پروژه هایی که چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی برای مبارزه با فقر تدارک دیده می شوند به این ابعاد درهم تنیده فقر شهری توجه کنند و استراتژی این پروژه ها متناسب با این پدیده چند بعدی باشد (گزارش بانک جهانی، 2008)
بر اساس آنچه گفته شد شاید بتوان پیامدها و ابعاد فقر شهری را در دو حوزه به شکل دقیق تری ترسیم کرد. اول زاغه نشینی و شکل گیری حاشیه های شهری که در اینجا تحت عنوان آسیب های کالبدی شهری از آنها یاد می شود و دوم شکل گیری گروه های آسیب پذیر در نتیجه فرآیند شهری شدن و به تعبیر دیگر شکل گیری گروه های عمده فقرای شهری که در ادامه به هر کدام از این حوزه ها به شکل مبسوط تری پرداخته می شود.

مطلب مرتبط :   حقوق، تحریم، حقوقی، اروپایی

10-3- گروه های آسیب پذیر شهری
فقر شهری بعد قابل توجه دیگری نیز در بردارد که به خصوص توجه به این بعد می تواند در امر سیاست گذاری مؤثر و مفید واقع شود. فرآیند شهرگرایی به تدریج باعث می شود تا گروه های خاصی بیشتر در معرض فقر قرار گیرند و معضلات خاصی را متحمل شوند. این گروه ها و اقشار آسیب پذیر به تدریج خود زمینه ساز بروز و ظهور آسیب های
اجتماعی دیگری می شوند که کلیت شهر را متأثر می سازند. در مجموع، مهم ترین گروه های آسیب پذیر شهری را می توان به شکل ذیل طبقه بندی کرد:
1- زنان سرپرست خانوار
2- کودکان کار و خیابان
3- جوانان فراری
4- افراد بی خانمان و کارتن خواب ها
5- متکدیان
البته به طبقه بندی فوق می توان گروه هایی مانند کارگران مهاجر، سالمندان و یا زنان و
مردان کارگر در مشاغل ساده را نیز افزود.

10-4- آسیب های اجتماعی جوانان
رشد فرآیند شهرنشینی و گسترش کلان شهرها و تمرکز جمعیت جوانان در کلان شهرها که گاهی به بیش از 50 درصد نیز می رسد، به همراه فقر و بیکاری مزمن که اغلب این شهرها گرفتار آن هستند باعث می شود تا جوانان به شکل ویژه ای در معرض آسیب های اجتماعی ناشی از فقر شهری قرار گیرند. اغلب مطالعات نشان می دهند که فقر شهری نقش معنی دار و تأثیر گذار در این آسیب ها دارند. جوانان هم خود بخش مهم و قابل توجهی از گروه های آسیب پذیر مانند افراد بی خانمان، متکدیان و زاغه نشینان را تشکیل می دهند و هم آن که برخی آسیب های اجتماعی به شکل ویژه ای در میان جوانان گسترش می یابد. اگر بخواهیم به دو موضوع ویژه و مهم در خصوص آسیب های اجتماعی جوانان اشاره کنیم، فرار جوانان و شکل گیری باندها و گنگ ها را شاید بتوان مهم ترین آسیب های اجتماعی جوانان که رابطه نزدیکی هم با فقر شهری دارند، ارزیابی کرد.

مطلب مرتبط :   ــــــ، پیاپی، تهران:، فارسی.

10-5- آسیب های کالبدی
مهم ترین آسیب کالبدی که عمدتاً ناشی از تراکم جمعیت، مهاجرت و فقر شهری است شکل گیری زاغه ها و حاشیه های شهری است. همچنین در بسیاری از کلان شهرها شکل گیری نقاط آلوده شهری نیز در فضای فیزیکی و کالبدی شهر ظهور و نمود قابل توجهی دارد.

10-6- زاغه نشینی
یکی از ابعاد مهم و قابل توجه فقر شهری شکل گیری حاشیه های شهری گسترده است؛ امری که از آن تحت عنوان حاشیه نشینی، آلونک نشینی، زاغه نشینی، محله های فقیرنشین و موارد مشابه آن یاد می شود. زاغه ها سکونتگاه های ناسالمی هستند که در حواشی شهرها ایجاد می شوند و خود عاملی در گسترش آسیب های اجتماعی در شهر می شوند. این پدیده تقریباً در همه شهرهای بزرگ به خصوص در کشورهای در حال توسعه قابل مشاهده است و زندگی روستاییان فقرزده همه جا در محیط های ناسالم پیرامون شهرهای بزرگ، گسترش پیدا می کند و همراه با آن ناهماهنگی های فرهنگی و تفاوت در شیوه زندگی روستاییان شهرنشین و گم گشتگی و تغییر هویت که در نهایت به توسعه بزه های شهری منجر می شود قابل مشاهده است. در چنین محیط هایی با توجه به محدود بودن ظرفیت امکانات و نهادها و سازمان های موجود، میزان کنترل اجتماعی کاهش می یابد و در نتیجه، بی نظمی و اختلالات مختلف و قانون شکنی و نابهنجاری های اجتماعی روز به روز گسترش بیشتری پیدا می کند(توسلی، 1383،ص.13). گزارش های سازمان ملل متحد 40 درصد سکونت گاه های جهان را به عنوان زاغه وآلونک طبقه بندی می کند و حدود یک میلیارد نفر از جمعیت شهری جهان در مناطق حاشیه زندگی می کنند. بیشتر حاشیه نشینان در آسیا، آفریقا، و آمریکای جنوبی زندگی می کنند. طبق این گزارش 550 میلیون نفر در آسیا، 187 میلیون نفر در آفریقا و 128 میلیون نفر در آمریکای لاتین و کارائیب و 54 میلیون نفر در کشورهای توسعه یافته