شهری، فضا، فضایی، تعامل

کنند، بنابراین از سال 1981، 59 درصد از افرادی که در شهر لندن زندگی می کردند جزء خانوارهایی بودند که در آن رئیس خانوار به طبقات اجتماعی یک و دو، طبقات بالا و متوسط، تعلق داشت (ساوج و وارد، 1387: 92). توزیع فعالیت ها و مراکز قدرت، جدایی میان فضاهای مسکونی و اقتصادی، صورت های سکونت و مسکونی کردن، نمایشی از جامعه، هنجارها، ارزش ها و عادت هایش هستند. همه آن هایی که در تولید فضای شهری مداخله دارند، پیوسته از خود می پرسند این فضا چگونه مایه تحکیم یا تخریب گروه های اجتماعی می شود که در آن سکونت دارند یا سکونت خواهند داشت. موریس هالبواکس، یکی از پیشگامان جامعه شناسی شهری خاطر نشان می کند که «جامعه در جهان مادی جای دارد و تفکر گروه اجتماعی در بازنمایی های شرایط فضایی اش، یک اصل نظم و پایداری را می بیند». میان انسجام گروه های اجتماعی و فضای تولید شده جامعه، رابطه دو جانبه ای برقرار است (فیالکوف، 1383: 33).
فضایی شهری به طور کلی دارای ابعاد مختلفی است و از جنبه های مختلف می توان آن را تعریف کرد:
بعد مکانی و فیزیکی: از این بعد، فضای شهری مکانی است در شهری که از مساحت و وسعت برخوردار باشد و عناصر آن در یک ترکیب منظم قرار گرفته اند. برای ایجاد یک فضا وجود محصوریت یک اصل اساسی محسوب می شود که در این محصوریت عناصر و روابط باید به حالتی منظم قرار گیرند و شهروندان بتوانند به درکی از فضا برسند و با آن در ارتباط و تعامل باشند و از فضا برای آنها خاطره ای ایجاد شود و اینکه در آن فضا تعامل و ارتباط اجتماعی انجام شود.
بعد اجتماعی: از بعد اجتماعی فضای شهری محل تعامل اجتماعی است و یک فضای شهری قابلیت ایجاد مکان ارتباط و تظاهرات جمعی باشد. در واقع فضای شهری بدون تعامل خیلی معنادار نیست. و بسیاری از صاحب نظران در مورد فضای شهری همچون «راب کلییر» نیز با این موضوع تاکید خاصی دارد. بعد اجتماعی به دو صورت مطرح می شود: 1- بعد روانی: که از این بعد، در فضای شهری دارای ویژگیهایی می باشد که در ذهن شهروندان خاطره جمعی ایجاد کند. در واقع یک فضای شهری باید مجموعه ای از اتفاقات جمعی برای شهروندان باشد. 2- بعد عمومیت: یک فضای شهری بایستی عمومی باشد و محدودیتی برای استفاده از آن برای تمام مردم وجود نداشته باشد (طهماسبی، 1391: 51-50).
2-3-6-2 انواع فضای شهری
فضاهای موجود در شهر را به لحاظ نحوه ی استفاده از آنها به سه دسته کلی تقسم بندی نمود:
2-3-6-2-1 فضای خصوصی (Private space)
آن بخش از فضاهای شهر که به صورت خصوصی توسط اشخاص تحت تصرف یا تملک قرار گرفته و مورد استفاده قرار می گیرد. فضاهایی چون: خانه های مسکونی، حیاط ها و باغ های خصوصی
2-3-6-2-2 فضایی نیمه خصوصی/ نیمه عمومی (Space semi-private / semi-public)
آن دسته از فضاهای موجود در شهر که به علت محدودیت در هدف و کاربری آن توسط گروهی خاص از افراد استفاده قرار می گیرد. فضاهایی چون محوطه های مجتمع های مسکونی
2-3-6-2-3 فضای عمومی (Puplic Space)
فضاهای عمومی عنصر ضروری برای زندگی اجتماعی هستند، و حرکت در فضاهای شهری را ممکن می کند، از تبادل اطلاعات و آگاهی حمایت می کند، اجتماع پذیری را آسان می کند و کیفیت محیط شهری را غنی می سازند و کمک شایانی به زندگی سیاسی و فرهنگی می کند. از ویژگی های اصلی فضاهای عمومی، دسترس پذیری و گستردگی است. عمومی بودن آن ها به وسیله دسترس پذیر بودن آن ها شکل می گیرد. از طریق مسئله دسترسی و قدرت که اعمال می شود برای کنترل دسترسی به مکان ها، فعالیت ها و اطلاعات ما مشاهده می کنیم که چگونه جنبه های فضایی- اجتماعی چالش ها و تغییرات عمده آن ها به یکدیگر متصل می شود. از منظر شهرسازی همه فضاهای عمومی و در دسترس عموم نظیر خیابان، بازار و غیره… از جمله فضاهای عمومی شهر تلقی می شوند، صرف نظر از آنکه در آن چه روی می دهد. اما از منظر اجتماعی تنها آن دسته از فضاهای شهری که کنش جمعی در آنها رخ می دهد یا اثرات اجتماعی قابل توجیهی دارند، از جمله استراحت و تمدید قوا، معاشرت و تعامل اجتماعی یا اطلاع رسانی در زمره فضاهای عمومی بالفعل تلقی می شوند به این اعتبار بسیاری از فضاهای شهری تنها به صورت بالقوه فضای عمومی محسوب می شوند (کلانتری، 1393: 49-48).
2-3-6-3 فضاهای اجتماعی (Social Spaces)
اصطلاح «زندگی جمعی» را اولین بار مایکل بریل 8 و لین لافت9 در بیان تعریف فضایی از روابط اجتماعی ارائه دادند. آنان روابط اجتماعی در فضا را به سه صورت تقسیم کرده اند. اولین عنوان از قسمتهای روابط متقابل اجتماعی زندگی عمومی است که به معاشرت پذیریی با غریبه هایی که بیشتر از حد تصورند اطلاق می شود. این نوع از روابط زندگی عمومی، نوعا” در مکانهای عمومی مانند: میادین، پارکها و خیابانها صورت می گیرد. اگرچه ممکن است در مکانهایی با مالکیت خصوصی مانند رستورانها، باشگاهها فضاهای این چنینی نیز برقرار شود. دومین سطح از این روابط زندگی جمعی است که به عنوان زندگی محلی نیز در نظر گرفته می شود. این نوع ارتباطات، روابط متقابل میان مردمی است که تا حدودی همدیگر را می شناسند؛ مانند آشنایان، مشتریان در یک مغازه و غیره … که این روابط معمولا” در همسایگیها یا در مکانهای نیمه عمومی یا نیمه خصوصی مانند کافی شاپهای محلی یا زمین بازی محله هم به چشم می خورد. سومین نوع از ارتباطات متقابل اجتماعی، زندگی شخصی است. ما این رابطه را با اعضای خانواده و دوستان نزدیک داریم. آنهایی که با ما رابطه ای صمیمی دارند و ما نیز با آنها رابطه نزدیک داریم، این قسمت از ارتباطات اجتماعی عموما” در قلمروهای خصوصی خانه ها بروز می یابد (رامیار، 1390: 47- 46). اهمیت و تحلیل لوفور در رابطه با فضای اجتماعی، در درک «فضا نه به عنوان یک سوژه» (امری ذهنی) و نه به مثابه یک «ابژه» (امر عینی)، بلکه به مثابه واقعیت اجتماعی روابط و صورت هایی است که شامل امکان ها و نیروهایی برای کنش های متقابل اجتماعی می شود. به طوری که «هر فضایی، مستلزم، متضمن و مشتمل بر مناسبات اجتماعی است و این بدان معناست که فضا یک چیز یا شیء نیست، بلکه بلعکس مجموعه ای از روابط میان اشیاء است» (Lefebvre, 1991: 82- 83). در بررسی های زیمبل درباره «جنبه های فضا» که وی آنها را برای درک صورت های کنش متقابل و اجتماع مهم می دانست، کاملا” روشن است که درک او از اهمیت فضا در جایگاه وی به عنوان یک فیلسوف و جامعه شناس مدرنیته، تاثیرگذار بوده است. تحلیل زیمبل از بعد فضایی صورت های اجتماع، یک عامل مهم در تحلیل های مختلف درباره «موجودیت خاص انتزاعی» به شمار می آید که از نظر وی، همان زندگی روزمره است (ژیلنیتس، 1393: 56). فضاهای زندگی اجتماعی محصولاتی اجتماعی اند. البته، این بیانیه ای ریاکارانه از حقیقتی بدیهی است، که ما را خاطر نشان می سازد که آثار عمل اجتماعی- شهرها، خیابان ها، ساختمان ها می توانند چقدر سخت، مشخص و عینی باشند. بحث لوفور خاطر نشان می کند که این فضاهای عملی چگونه از طریق عمل اندیشه، تحت الشعاع قرار می گیرند؛ اعلام می کند که فرم های شهری نه فقط جدا از مواد و اشیاء بلکه جدا از نیت ها، زبان و نمادها ساخته نمی شود. می توان یک ساختمان را به نسبت ساده پایین کشید. اما نابود کردن فضایی که با حافظه، تجربه یا تخیل ترکیب شده بسیار دشوارتر است. در قالب یک حس اجتماعی، فضایی خالی وجود ندارد، فضا همواره هست و فقط به عنوان مجموعه ای از ارتباطات و جدایی ها بودن و نبودن ها، تولید می شود (تانکیس، 1390: 5).
2-3-7 ناپایداری اجتماعی (Social Unsustainability)
فرد، خانواده و جامعه یک مثلث را تشکیل می دهند که اختلالات رفتاری در هریک از آنها، سبب ایجاد آسیبهای بسیاری می گردد. دروغ گفتن، ستیز و درگیری، عدم احساس مسئولیت، انحراف اخلاقی، عدم دلبستگی و سرسپردگی اعضای خانواده نسبت به هم و بالاخره اعتیاد را می توان از عوامل خشونت زا در بستر خانواده دانست (ستوده، 1387: 54). بررسی موضوع پایداری اجتماعی و دلایل افزایش و کاهش آن از حیث نظری از سیر تاریخی و اجتماعی در میان آثار فلاسفه یونانی و مورخین مسلمانان، ابن خلدون برای نخستین بار به وجهی عالمانه موضوع حیات اجتماعی را مورد کنکاش قرار داده است. وی در تبیین واقعیت های جاری در حیات مناطق شهری و تخریب فرهنگ انسانی و جایگزین شدن الگوهای خاصی از منفعت طلبی و فرد گرایی و کاهش حمایت مشترک نسبت به همدیگر دلایلی چون: ماهیت زندگی مدنی، فزونی جمعیت و رویارویی متعدد شهروندان، رشد فرهنگ رفاه و تن آسایی و رواج فرهنگ خود خواهانه برخاسته از فرهنگ شکوه و جلال شهری را ذکر می کند. نگاه مکتب شیکاگو به مناطق شهری که از آن به عنوان محیط شناسی شهری نیز یاد می کنند و نگاهی انتقادی و بحث برانگیز است. این دیدگاه با قیاس اندام وارگی، شهر و پیرامون آن را همچون پهنه ای جغرافیایی در نظر می گیرد که در آن جریان های اکولوژیکی همچون جامعه گیاهی و حیوانی رخ می دهند. انگیزه های اصلی اجتماعی توجیه کننده این مکتب رشد سرسام آور جمعیت شهری، ورود مهاجرین، ناهمگنی

مطلب مرتبط :   اصول حاکم بر اسناد الکترونیکی و انواع سند الکترونیکی