شهری، فشرده، شهرها، فضا

این کاربری ها نیز از یکدیگر جدا می باشند.
اقتصاد: تراکم کم در حومه شهرها تأسیسات و زیر ساخت های بیشتری را می طلبد، در نتیجه زیر ساخت های بیشتر مقدار هزینه های بیشتری را می طلبد که بر اقتصاد تاثیرات منفی به جای می گذارد.
محیط زیست: پراکنش شهری بر محیط زیست تاثیرات منفی به جای می گذارد و باعث نابودی فضای سبز، حیات وحش جنگل ها، تالاب ها، علفزارها و زمین های کشاورزی می شود و جای آن را خیابان های آسفالت و بی روح می گیرد (Ewing, 1997: 107- 127).
2-3-5-3 رشد فشرده (Compact City)
برای تعریف دقیق از شهر فشرده تلاش های زیادی صورت گرفته است. برتون” آن را شهری تعریف کرده که تراکم آن بالا و کاربری ها ترکیبی است و سیستم حمل و نقل عمومی خوبی دارد و پیاده روی و دو چرخه سواری را تشویق می کند. به تعریف دیگر، در فرم شهر فشرده تاکید بر رشد مراکز شهری موجود و زمین های بازیافتی و در عین حال اجتناب از گسترش و پخش شدن در حاشیه است. شهرهای فشرده از طریق متراکم کردن شهرهای موجود و تشویق مردم برای زندگی در شهرها و ساختمان های فشرده تر قابل دستیابی است (قرخلو و زنگنه، 1388: 23- 19). رشد فشرده یک روش پیشنهادی برای اصلاح پراکنش شهری است در تعریفی که از آن شده عبارت است از «برنامه ریزی طراحی، توسعه و نوسازی جوامع برای ترقی دادن حس مکانی، حفظ منابع طبیعی و فرهنگی و توزیع عادلانه هزینه ها و مزایای توسعه رشد فشرده یکپارچگی اکولوژیکی را در دوره های کوتاه و بلند مدت افزایش می دهد و کیفیت زندگی را از طریق توسعه حمل و نقل، اشتغال و مسکن منطقه به روش متغیر افزایش می دهد (Litman, 2005: 21). در سال های اخیر بسیاری جوامع تصمیم گرفته اند که الگوی توسعه جوامعشان را بر اساس اصول و استراتژی رشد فشرده بنا کنند. این اصول دسترسی کاربری ترکیبی ایجاد می نماید، رشد فشرده دارای اصول و استراتژی های خاصی است که در ذیل بیان می شود:
کاربری ترکیبی
بهره گیری از طراحی ساختمان های فشرده
ایجاد طیفی از گزینه ها و شیوه های مسکن
ایجاد همسایگی قابل دسترس توسط پیاده
ویژگی آموزشی پرورشی، جوامع جذاب یا حساس قوی مکانی (فرهنگ سازی شهروندان)
حفظ فضای باز و زمین های کشاورزی و نواحی زیست محیطی بحرانی
توسعه قوی و مستقیم به سمت جوامع موجود
تهیه تنوعی از شیوه های حمل و نقل
تصمیم گیری های توسعه ای قابل پیش بینی، عادلانه و از نظر هزینه ها موثر
تشویق همکاری های قوی جامعه ای (افزایش مشارکت شهروندان).
الگوی رشد فشرده نسبت به الگوی پراکنش مزایای بیشتری داشته و بهتر می تواند به ارتقای سطح کیفیت زندگی در شهرها کمک نماید. رشد فشرده تلاش می کند به جای توسعه شهرها در اطراف، آن ها را از درون چارچوب موجود، توسعه دهد تا علاوه بر این که از گسترش بی رویه شهرها جلوگیری نماید، بتواند به ارتقای سطح کیفی درون جامعه نیز کمک نماید. در این راستا آنچه که از تحقیقات در سطح جهانی تاکنون انجام شده است، نشان می دهد که رویکرد «شهر فشرده» به اهداف توسعه پایدار نزدیک تر است. ایده «شهر فشرده» می تواند برای ارتقاء کیفیت زندگی شهری شهروندان با ایجاد فضاهای پرتحرک، مناسب و جذاب، از نظر انرژی مقرون به صرفه جویی و مشوق حمل ونقل عمومی سودمند باشد. اما مخالفت هایی با ایده شهر فشرده و برای دفاع از ایده «حومه گسترده» وجود دارد با این استدلال که مدل «شهر گسترده» به بسط و پراکنش اثرات ترافیک در محیطی بارزتر و در نتیجه جذب آن ها در محیط و آلودگی کمتر منجر می شود و کیفیت زندگی در این مدل توسعه بسیار بالاتر خواهد بود (رهنما و عباس زاده، 1387: 61- 46).
2-3-5-4 گسترش عمودی شهر (Vertical expansion of the city)
ایده ی اصلی از طرح شهرهای عمودی، ساخت شهر در بر گرفته از فکر منطقه ی شهری است و هدف اصلی آن رفع مشکلات و نواقص شهرهای موجود با استفاده از تکنولوژی جدید است. از بهترین نمونه های این شهرها می توان از کارهای لوکربوزیه ایده ی ابر سازه یا شهرهای خاص که ناچارا” توسعه ی شهری در جهت ارتفاع تنها جوابگوی حل مسائل آن شهرها بوده است نام برد. موافقان با ساخت بناهای بلند، ضمن ارائه ی دیدگاه ها و نظرات گوناگون دلایل بسیاری برای مزیت این گونه بناها مطرح می کنند. بعضی از این نظریات، احداث بناهای بلند از نوعی واقع گرایی دانسته و با توجه به شرایطی که در قرن حاضر ایجاد گردیده است، بر استفاده از ساختمان بلند تاکید می کنند و در مجموع با توجه به رشد جمعیت شهرهای بزرگ، احداث ساختمان های بلند را راه حل طبیعی و مناسب جهت اسکان مردم در شهرهای بزرگ می دانند. از طرفی احداث ساختمان های بلند را راه حلی برای خلوت کردن شهرها یا متمرکز کردن ادارات، مراکز تجاری و حتی مسکن می دانند که ساختنش قبل از به وجود آمدن بتون مصالح و اسکلت فلزی میسر نبود. اما مخالفان ساخت بناهای بلند بر این عقیده اند که بناهای بلند کیفیت زندگی شهری را به شکل های مختلف پایین آورده و با زیر پا گذاشتن ارزش ها و سنت های قدیمی زندگی نامناسبی در شهرها فراهم می آورد و صرفا” اجبار باعث شده است که در شهر به ساخت این گونه بناها اقدام کنند؛ به گونه ای که شهرهای شلوغ و پرجمعیت اشکالات ترافیک و غیره… مارا وادار می کند که عمارات را چند طبقه بسازیم، ساختمان ها را عمودی بسازیم. هر چه زمین کمیاب تر شود، بالاتر و بالاتر خواهیم رفت (بمانیان، 1390: 105-95).
الگوی رشد و توسعه کالبدی شهر، به عنوان الگوی فضایی فعالیت های انسان در برهه خاصی از زمان تعریف می شود و به سه دسته اصلی پراکنش شهری (Urban Sprawl)، رشد هوشمند شهری (Smart Growth)، الگوی شهر فشرده (Compact City) تقسیم می گردد. شناخت الگوی توسعه کالبدی متفاوت و جداگانه ای از دیگری ایجاد می نمایند. رشد فیزیکی به شکل افزایش محدوده شهر یا به اصطلاح گسترش افقی ظاهر می گردد و رشد عمودی به صورت درون ریزی جمعیت شهری و الگوی رشد شهر فشرده نمایان می شود. این الگوهای متفاوت به نسبت نوع گسترشی که در شهر به وجود می آورند، پیامدها و نتایج متفاوتی را نیز بدست می آورند (رهنما و عباس زاده، 1387: 21).
2-3-6 مفهوم فضا (Space)
مفهوم فضا مهمترین و تعیین کننده ترین مفهوم در رویکرد انسان شناختی و مخصوصا” در انسان شناسی فضا و مکان به شمار می آید، زیرا در فضا نوعی جامعیت فرهنگی دیده می شود. فضا به گونه ای حیرت انگیز و با سازوکارهایی که گاه کشف چند و چون آنها برای ما ممکن نیست، تمام ابعاد زندگی انسانی را در خود جای داده و نمایندگی می کند. از این رو تحلیل فضا به عنوان یکی از موثرترین شیوه های تحلیل فرهنگ های انسانی مورد تاکید بوده است. برای انسان، شناسانی چون ادوارد.ت. هال، درک فضا از تحلیل فضاهای کالبدی و شخصی آغاز می شود و تا بزرگترین ابعاد فضایی در شهر تداوم می یابد. در این تحلیل مسلما” نباید سهم سایر عوامل را در شکل دادن به فضا و دگرگون ساختن بارهای معنای آن از یاد برد (محمدپور، 1391: 86). هرچه جامعه ای بزرگتر باشد، به تنوع بیشتر جمعیت منجر می شود و هر چه جمعیت متنوع تر باشد، جدایی های فضایی نیز بر مبنای نژاد، قومیت و منزلت بیشتر خواهد شد. جدایی فضایی در شهر باعث سست شدن پیوندهای همسایگی و احساساتی می شود که جوامع کوچک از آن برخوردارند (Reissman, 1970: 140). این ویژگی ها که اساسا” در شهرها وجود دارد، باعث می شود که روابط سطحی، زود گذر و توام با گمنامی پدید آید. به همین ترتیب، جدایی افراد و زندگی تفکیک شده آنها به ایجاد احساس بی هنجاری و اختلالات شخصیتی منتهی می شود (Wirth, 1952: 54-55).

مطلب مرتبط :   ، جهل، ایمان، استکباری

2-3-6-1 فضای شهری (City Space)
راپاپورت” دو نقطه نظر در مورد فضای شهری بیان می کند که منجر به ایجاد دو شکل شهری متفاوت می شود: نقطه نظر اول ساختمان ها برای زندگی اصل می داند و باقی فضاها را فضاهایی ارتباط دهنده و تلف شده محسوب می کند، نقطه نظر دوم به ساختمان ها بعد خصوصی می دهد و فضای شهری را به قلمروهایی تقسیم می کند که هدف آن ها ایجاد مرزهایی میان اعمال خصوصی و عمومی افراد است و بر اساس آن سطوح مطلوب روابط متقابل تضمین می شود. راپاپورت بر این نکته تاکید دارد که ایجاد فضاهای شهری نامناسب اثرات مخربی بر فرهنگ ها دارد و در عین حال برای فضاها و عناصر عمومی و با ارزش شهر اهمیت قائل است و منزلت یک شهر را به وجود مجموعه ای عمومی از آن وابسته می داند که حتی شهر نیز از دست می رود (محمدپور، 1391: 88). تفکیک فضای شهری به علت محدودیت زمین صورت می گیرد. در شهرهای سرمایه داری زمین مالکیت خصوصی می یابد و هر قطعه آن با توجه به وسعت، محل و کاربری بالقوه یا بالفعل، دارای ارزشی متفاوت است. این فضاهای تحت تملک، عرصه انواع متفاوتی از فغالیتهای انسانی است. آنچه در هر یک از این عرصه ها روی می دهد، به نحوی نتیجه تاریخ تلاش، رقابت، برنامه ریزی و کنترل است. در جامعه شناسی شهری، تفکیک گروههای اجتماعی از تفکیک زمین بسیار مهمتر است. نابرابری اجتماعی جلوه ای فضایی دارد. در واقع افراد ثروتمند بندرت در کنار کارگران غیر ماهر زندگی می

مطلب مرتبط :   اجتماع، اعتماد، هنجارها، اجتماعی،