شهری، شکلگیری، هویت، شهروندان

میشوند.

1-9 – امس راپاپورت106
وی ساختار و اساس انتظام بخشی یک مجتمع زیستی را عامل فرهنگی بویژه اعتقادی دانسته و اشاره دارد که مجتمعهای زیستی که ترکیبی از ساختمانها و مناظر بوده، حاصل فعالیتهای زیستی انسان بوده و فرهنگ بر شکلگیری ایدهها به بیان کالبدی نقش داشته است. این تاثیر را میتوان در ساخت شهرهای یونانی با آگورا و تئاتر، مسجد و بازار در الگوی شهرهای اسلامی مشاهده نمود. به نظر او نظم کالبدی پیش از آنکه شکل یابد، فرمی ذهنی دارد که این عامل تحت انطباق با فرهنگ می باشد ((Rapaport,1975.
او ساختار محیط شهری را شامل 4 جزء میداند :
– سازمان فضایی محیط : ارتباط فضایی در محیطهای فیزیکی
– سازمان مفاهیم : درک از طریق فرم، جنس و اجزای کالبدی
– سازمان زمانی : ریتم فعالیتهای انسانی به شکل سازگاری یا عدم سازگاری
– سازمان ارتباطی : ارتباطات بین محیط و مردم
او نقش انسانها را درون فضاها ارج نهاده و محیطهای شهری را مجموعه تصادفی از عناصر کالبدی و انسانها ندانسته و معتقد است به هنگام برنامهریزی مجتمعهای زیستی رفتار مناسب با هر فعالیت مهم میباشد.

2-9 : کامیلو سیته
او به طراحی کامل و یکدست ( کلیت ) اعتقاد دارد. او فضاهای شهری را ساماندهی ممتد فضاها و مجموعهها در هماهنگی کامل با یکدیگر دانسته است. توجه به وحدت اجتماعی، رعایت اصول زیباشناختی در شهر، وحدت کلی بر مجموعههای شهری از اصول مورد تأکید سیته در طراحی است.

3-9 : جین جاکوبز107
او ساختار شهر و فضاهای عمومی را از دیدی جامعهشناسانه تحلیل میکند. در اعتقاد او تمرکز باعث شکلگیری روابط اجتماعی میشود؛ از اینرو به ساماندهی فضاهای جمعیتی در شهر چشم دارد که این ساماندهی، انتظام کارکردی در شهر را به همراه دارد. به نظر او تراکم و اختلاط کاربریها و ساختمانها به همراه ازدحام و تجمع جمعیتی و جنب و جوش، تصویر یک مرکز شهری ایده آل میباشد که این عامل موجب خلق چهرهای فعال و پرتحرک از شهر میگردد که به کل شهر تسری مییابد ( ایجاد شبکه ای از فضاهای شهری فعال و پویا ).
از نظر او شهر یک ارگانیسم اجتماعی متشکل از واحدهای زنده است که با فراهم آوردن عرصههای بالقوه برقراری روابط اجتماعی و گسترهای از خلق رفتارها به فضاهای شهری معنا بخشد. از این جهت خیابان و مراکز محلات و شهر در نظر او اهمیت دارد.
4-9: راب کریر108
او به بحث از بین رفتن کلیت شهر توسط تقسیم شهر به اجزای عملکردی و منطقهبندی پرداخته و سعی در ارائه عناصر یکپارچه تحت سیستم میباشد.
کریر درپی تحقق سلسله مراتبی از توزیع کاربریها در سطح شهر در کنار یکدیگر با مقیاسها و شدتهای گوناگون بود تا بواسطهی آن به درهم آمیختگی رفتارهای انسانی و در نتیجه آن تبیین کالبدی فضایی دست یابد. از اینرو برای او میدان و خیابان که باعث سازماندهی فضایی شهر مدرن و پدید آوردن ترکیبات فضایی متشکل از اجزاء پراکنده و فاقد انسجام میشود، حائز اهمیت بوده و در پی دستیابی به الگوی انتظامبخش بود.

مطلب مرتبط :   اسماعیلیه، امامان، فرقۀ، اسماعیل

2-5 مزایا و معایب طراحی بر اساس استخوانبندی اصلی شهر

– انتقادات :
از مهمترین مشکلات این تفکر، تشخیص کاربریهایی که در طول زمان تغییرات کمتری خواهند داشت میباشد. آنچه اهمیت دارد نحوهی تلفیق فرم و عملکرد و نحوهی پیدا کردن ساختار اصلی و طراحی مگافرم است. به عبارت دیگر تقسیم شهر به دو بخش اصلی و فرعی به راحتی امکانپذیر نیست.
ماکی بر مضرات عدم شناسایی صحیح کاربریهای اصلی و ساختار اصلی اشاره میکند. همچنین عدم ارائه سلسله مراتب در کاربریها نیز تاکید دارد. او طراحی استخوانبندیای را پیشنهاد میکند که ترکیبی از چند سیستم مستقل و قابل گسترش بوده و کمترین تداخل را با یکدیگر داشته باشد. به نظر او مطلوبترین سیستم، سیستمی است که بیشترین کارایی و انعطاف را در کوچکترین ساختار سازمانی داشته باشد ( بحرینی، 1388: 166).
از دیگر معایب این روش عدم وجود قدرت اجرایی مرکزی در طراحی و اجرای ساختار اصلی است. همچنین طراحی دستوری مشکلاتی را در عدم پذیرش شهروندان بوجود خواهد آورد.
مسئله دیگر چگونگی کنترل بخشهای غیراصلی است. ممکن است تأثیر مگافرم بر شهر، آنچنان قدرتمند نباشد که موجب گردد که دیگر بخشهای شهر را با خود هماهنگ سازد. از اینرو ایجاد مکانیزم کنترلی به همراه ضوابط فنی و اجرایی هماهنگ با بخشهای اصلی ضروری مینماید.
از جمله دیگر نقدهایی که بر این دیدگاه به خصوص متابولیزم وارد است، عدم توجه به نقش و جایگاه دیگر تخصصهای فنی و فرافکنی آمال و آرزوهای شخصی درباره آینده است. وجود تناقض در ایده متابولیستها نیز به وضوح به چشم میخورد. با وجود اشاره به ضرورت انعظافپذیری109 و قابلیت جابجایی110 در طراحیهایشان فرمها به صورت ثابت و قطعی نگریسته شده است (پاکزاد، 1387: 64).

– امتیازات :
در مقابل انتقاداتی که به این دیدگاه وارد است، این روش طراحی، امتیازات ارزشمندی نیز دارا میباشد. این دیدگاه به شهر، به عنوان موجودی زنده که قابلیت رشد و اضمحلال در طول زمان را داراست مینگرد و در پی جایگزینی سیستم جامع به جای طرح و نقشه جامع میباشد.
تمایز میان آنچه ضروری و غیرضروری است، امکان شکلگیری ساختاری مرکزی بدون نیاز به توجه به کل منطقه و هزینه اقتصادی بسیار، فراهم میآورد. صرفه جویی در هزینه و زمان اجرایی شدن طرح نیز در این روش از جایگاه بالایی برخوردار است.
به نظر بیکن این روش با تقسیم شهر، موجب آن میگردد که هر بخش دارای وظیفه مختص خود گردیده و این امر به حصول اهداف، کمک شایانی کرده و انگیزه اجرایی بودن طرح را افزایش میدهد.
به علاوه از آنجا که در طراحی ساختار اصلی توجه به فرم- فضا به لحاظ عملی و همچنین فرهنگ، هویت و تاریخ به لحاظ عینی پرداخته میشود، عمر مفید طولانیتری داشته و امر شکلگیری شهر به عنوان کلیت واحد و منسجم را تسهیل نموده است و قابلیت توسعه نامحدود شهر به شرط پاسخگویی به ساختار اصلی را فراهم مینماید. همچنین ساختار اصلی، قابلیت تأمین انسجام اجتماعی از راه تأمین مراودات در قالب عناصر با فعالیتهای ویژه را فراهم آورده و پیوند عمیقتری را میان شهروندان ایجاد میکند.
از دیگر نتایج مهم ساماندهی بر اساس استخوانبندی اصلی شهر، حصول به یک تصویر ذهنی واحد از شهر است. تصویر ذهنی باعث تأمین امنیت روانی شهروندان میگردد. امکان مشارکت شهروندان و آزادی اراده بیشتر در شکلگیری و شکلدهی به شهر از این روش تآمین میگردد.
در جدول زیر به صورت خلاصه به بررسی انتقادات وارد آمده و نیز امتیازات این روش طراحی پرداخته شده است:

مطلب مرتبط :   شاهین، عقاب، پرنده، اوستا

( جدول شماره 2- 1 ) مزایا و معایب ساماندهی شهر بر اساس استخوانبندی اصلی
انتقادات
امتیازات
– ابهام در تشخیص کاربریهای ساختار اصلی
– نحوهی تلفیق فرم و عملکرد در پیداکردن ساختار اصلی و طراحی مگافرم
– نیاز به وجود یک قدرت اجرایی متمرکز و مرکزی
– چگونگی کنترل بخشهای غیراصلی شهر
– احتمال عدم انطباق میان تاثیر مگافرم بر قسمت غیراصلی، با تصور و پیشبینی طراحان
– عدم تطابق میان ایده و طرحهای اجرا شده به دلیل آرمانگرایی و عدم دخالت سایر نخصصهای فنی
– در نظر گرفتن شهر به عنوان موجودی زنده
– امکان شکلگیری ساختار مرکزی بدون در نظر گرفتن کل منطقه (صرفه جویی در هزینه و زمان)
– سیستم برنامهریزی جامع به جای طرح و پلان جامع
– تقسیم وظایف بین دو بخش اصلی و فرعی
– بخش اصلی، انتقال دهندهی پیام و معنای شهر و دربرگیرندهی هویت و تاریخ شهر و هدایت توسعه
– تسهیل شکلگیری شهر به عنوان کلیتی واحد و منسجم
– فراهم آوردن قابلیت توسعهی نامحدود شهر به شرط پاسخگویی ساختار اصلی
– امکان کنترل توسعه نواحی حومهای
– تامین انسجام از طریق تقویت مراودات اجتماعی (ایجاد پیوند عمیق تر بین مردم)
– تسهیل ارتقا خدمات شهری و در پی آن ارتقا کیفیت زندگی شهری
– حصول به یک تصویر ذهنی واحد از شهر
– افزایش کیفیات بصری
– امکان مشارکت شهروندان در طراحی شهرها
منبع : نگارنده، 1392

2-6 جمع بندی نظریه های ساختار اصلی شهر (Main Structure)

با توجه به مطالعات انجام شده پیرامون ساخت شهر، نظریات مرتبط با این موضوع را در قالب جدول شماره 2-2 میتوان جمع بندی نمود.

( جدول شماره 2-2 ) نظریه های موجود پیرامون ساختار اصلی شهر
ردیف
نظریه پرداز
طرح نظریه ساخت شهر
عوامل تشکیل دهنده ساخت شهر
1
گروه تیم تن
– شهرها دارای یک ساخت اصلی میباشند که به آنها هویت بخشیده و موجب ادراک عناصر آن می‌شود.
به اعتقاد این گروه عوامل اصلی شهر که ابزارهای هویت دهنده نامیده میشوند که میتوانند ساخت و سازهای مصنوع بشر و یا عناصر طبیعی باشد، ساخت اصلی یک مجتمع زیستی را قابل درک نموده و سایر اجزای شهری هویت خویش را از این ساخت میگیرند.
2
کریستوفر الکساندر
– اشاره به اندیشه کل رشد یابنده و این موضوع که شهر همانند هر پدیدهای از ساختار ویژهای بر خودردار است که به آن کلیت میبخشد و باعث پیوستگی می‌گردد.
– همچنین او اشاره به این موضوع می‌کند که