شهری، شهرها، امکانات، درآمد

که روستاها با مازاد نیرو مواجه شوند؛ امری که مهاجرت های روستایی را دامن می زند. به عبارت دیگر، به جز رشد طبیعی جمعیت شهری، مهاجرت وسیع و سیل آسای روستاییان به شهرها موجب افزایش سریع جمعیت شهری در کشورهای در حال توسعه شده است.
دلیل دیگری که به رشد جمعیت شهری منجر می شود، شکل گیری کلان شهرها درکشورهای در حال توسعه است که معمولاً سهم هر کدام از کشورهای در حال توسعه یک یا دو شهر بزرگ است. شکل گیری این کلان شهرها عمدتاً متأثر از ساختار قدرت و اقتصاد در این کشورهاست. این شهرها در مقایسه با دیگر بخش ها و مناطق کشور از توسعه و امکانات بیشتری برخوردار هستند و بخش اعظم منابع ثروت و قدرت را در خود جای داده اند و همین تمرکز امکانات و ارائه خدمات باعث می شود تا بخش عمده ای از مهاجرین به سوی شهرهای بزرگ روانه شوند.
به عبارت دیگر، تمرکز گرایی این کشورها باعث می شود تا تنها یک یا دو منطقه مرکزی وجود داشته باشند و بقیه مناطق نقش پیرامونی در اقتصاد و مدیریت کشور ایفا کنند که همین امر باعث شکل گیری کلان شهرهایی می شود که محل تجمع افرادی است که از ناکارآمدی ساختارهای اقتصادی سنتی در شهرهای کوچک و یا روستاها به آنها پناه آورده اند و با مشکلات فراوانی مانند فقر و محرومیت دست و پنجه نرم می کنند. طرفداران نظریه مرکز پیرامون، تسلط یک یا دو شهر پرجمعیت در کشورهای جهان سوم را این گونه تفسیر می کنند که همان طور که نظام جهانی به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم شده اند، در خود کشورهای پیرامونی نیز یک مرکز وجود دارد که بر پیرامون خود مسلط است و بخش اعظم سرمایه، امکانات و قدرت را درون خود متمرکز می کند. در این کشورها مرکز جایی جز پایتخت یا یکی دو شهر بزرگ دیگر نیست که بخش اعظم بودجه نیز صرف آنها می شود. همچنین امکانات آموزشی، بهداشتی و تفریحی همگی در این شهرها متمرکز می گردند و همین امر به گسترش فرصت های شغلی می انجامد؛ چیزی که خود، افزایش جمعیت بیشتری را به همراه خواهد داشت.
مهاجرت گسترده و افزایش سریع جمعیت به خصوص در کلان شهرها و تمرکز جمعیت در یک یا دو شهر مرکزی باعث می شوند تا دستگا ههای مدیریتی از اداره امور شهری ناتوان بمانند و ساختارهای زیربنایی ناکافی و ناکارآمد باشند؛ امری که باعث رشد فقر، فلاکت نابسامانی و انواع و اقسام ناهنجاری های اجتماعی می شود. در اوایل 1980 با گزارش براتلند چالش های مدیریت شهری در شهرهای پرجمعیت به عنوان گزارش کمیسیون مستقل مسائل توسعه بین المللی شناخته شد. محور اصلی این گزارش و گزارش های بعدی این کمیسیون رشد سریع شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه و پیامدهای آن است(لینچ، 1386 ، ص.120) .
اولین پیامد رشد سریع جمعیت این نکته است که ظرفیت شهرها در ارائه امکانات اساسی زندگی به شدت کاهش می یابد. همان طور که قبلاً بیان شد پیش بینی می شودکلان شهرها در کشورهای جهان سوم توسعه یابند؛ کشورهایی که بر مدیریت شهری کمتر تسلط دارند و منابع کمتری برای مدیریت چنین جمعیت عظیمی در اختیار دارند. از دیگر سو، عمده مهاجرت متوجه یک یا دو شهر بزرگ است. این امر باعث می شود تا کلان شهرها با ناکارآمدی و ناتوانی در پاسخ به خواسته ها و انتظارات شهروندان، به تدریج با معضلات و چالش های جدی رو به رو شوند و در حالی که جمعیت شهری تمایل و انتظار بیشتری برای به دست آوردن این امکانات دارند، افزایش فقر و پایین آمدن سطح زندگی نتیجه محتوم این افزایش جمعیت است.
رشد جمعیت یک یا چند شهر به شکل کاریکاتوری و به ویژه، هنگامی که این رشد با سطح صنعتی شدن کشور و کلان شهر هماهنگ نباشد، خود مانعی در راه توسعه کشورها ایجاد می کند؛ زیرا منابع را به شکل غیر مولد به کار می گیرد. جمعیت شهری بزرگ و متمرکز که نیازمند خدمات زیادی نیز هست، مخارج روزافزونی را به دولت ها تحمیل می کند. این در حالی است که جمعیت زیاد شهری نمی تواند به شکل مناسبی در چرخه کار مفید واقع شود و این جمعیت جذب شبکه فعالیت های مولد شهری نم یشود (ممتاز،1383، ص.82) .
مشکل و پیامد دیگر افزایش جمعیت، تغییر ساختار و هرم سنی این شهرهاست. عمده مهاجران به شهرها را افراد جوان و جویای کار تشکیل می دهند که این امر خود تبعات منفی دیگری به همراه دارد که شاه بیت این پیامدها بیکاری است.

مطلب مرتبط :   سوهانک، باغ، قدیمی، ولنجک

9-4- نتیجه گیری

فصل دهم
آسیب های اجتماعی

10-1- مقدمه
آسیب های اجتماعی شهری را می توان بر حسب مبدأ و ریشه آنها به دو دسته عمده طبقه بندی کرد. گروه اول آسیب هایی هستند که عمدتاً ناشی از فقر شهری و مرتبط با فقرای شهری هستند. دسته دیگر آسیب هایی هستند که بیشتر محصول ضعف همبستگی اجتماعی می باشند. بی شک ضعف همبستگی اجتماعی و فقر شهری بر هم اثرات متقابلی دارند و حالت های ترکیبی این دو مورد شدت آسیب های اجتماعی را نیز افزایش می دهد.
در ادامه به تحلیل این دو دسته از آسیب های اجتماعی پرداخته خواهد شد

10-2- فقر شهری
یکی از آسیب های جدی ناشی از گسترش فرآیند شهرنشینی، فقر و محرومیت است. بر طبق برآوردهای برنامه توسعه سازمان ملل متحد، در زمان حاضر، بیش از نیمی از فقرای جهان در مناطق شهری زندگی می کنند و بنا بر برآوردهای موجود از یک میلیارد نفر افراد فقیر، بیش از هفتصد و پنجاه میلیون نفر در نقاط شهری سکونت دارند. بنا بر آمارهای موجود، تا سال 2000 در حدود 90 درصد خانواده های فقیر آمریکای لاتین، 40 درصد آفریقا و 45 درصد آسیا در مناطق شهری مستقر بوده اند (گزارش دفتر توسعه سازمان ملل،2000). اعداد و ارقام فوق بر مبنای خطوط فقر مطلق محاسبه شده اند که مبنای آن درآمد کمتر از یک دلار در روز است. با فرض خط فقر دو دلار در روز 8/2 میلیارد نفر یا تقریباً ، 46 درصد جمعیت جهان زیر خط فقر زندگی می کنند بنا بر همین گزارش 4/2 میلیارد نفر از مردم جهان فاقد بهداشت اولیه اند، نزدیک به یک میلیارد نفر آب آلوده و بیماری زا می نوشند، 850 میلیون نفر از جمعیت جهان بیسوادند، 325 میلیون نفر از بچه ها مدرسه نمی روند و سالانه 11 میلیون نفر از اطفال بر اثر بیمار یهای قابل پیشگیری جان می بازند. (هال و میجلی، 1388،ص.105).
در خصوص تعریف فقر و ابعاد آن و با مرور دیدگاه های موجود در این زمینه می توان دو رویکرد کلان را مد نظر قرار داد. تعریف اول صرفاً بر مبنای معرف های اقتصادی است و میزان درآمد یا مصرف افراد را به عنوان شاخص کلیدی تعریف فقر مد نظر قرار می دهد. البته در کنار آن و به تدریج شاخص های اجتماعی دیگری مانند امید به زندگی، میزان مرگ و میر نوزادان، تغذیه افراد و نسبتی از درآمد خانوار که صرف موضوعاتی مانند خورد و خوراک و تحصیلات می شود نیز به این شاخص افزوده شدند. این در حالی است که دسته دوم تعریف ها عمدتاً به ره یافت سبک زندگی باور دارد و شامل شاخص هایی مانند محرومیت غیر مادی و تمییز اجتماعی نیز می شود. این دسته از تعاریف ارزش هایی مانند استقلال، امنیت، عزت نفس، هویت، آزادی انتخاب و حقوق سیاسی و قانونی را نیز به مؤلفه های تعریف کننده فقر افزوده اند. به تدریج با گسترش و تحول این مؤلفه ها مفهوم توسعه اجتماعی شکل می گیرد.
مطالعات دسته اول که از آنها تحت عنوان مطالعات کمی یاد می کنیم، همان گونه که عنوان شد، فقر را در برابر فقدان درآمد کافی می دانند. این دسته از تعاریف، این ایده را نمایان می سازند که انسان ها برای تأمین حدأقل غذا، آب، سرپناه و پوشاک به حدأقلی از درآمد نیاز دارند و با محاسبه این حدأقل درآمد، یک شاخص معین در این زمینه حاصل می شود. این مطالعات به دلیل آن که توانایی ارائه یک شاخص استاندارد را دارند امروزه نیز کاربرد وسیع دارند و به وسیله بررسی هایی که فقر را بر حسب زندگی، نگرشها و رفتارها تعریف می کنند تکمیل شده اند.
رویکرد دوم فقر را به عنوان سبکی از زندگی در نظر می گیرد که درون یک منطقه به شدت محروم در جریان است و فقرا آنهایی هستند که سبک زندگی شان آمیخته با جرم، اعتیاد به مواد مخدر، گریز از خانه و مدرسه و بی قانونی آمیخته است. در این تعریف فقر نه بر حسب حدأقل شرایط لازم برای بقا بلکه بر حسب معیارهایی مانند چشمداشت های اجتماعی و استانداردهای زندگی که اکثر مردم از آن برخوردارند تعریف می شود . به تدریج شاخص های دیگری مانند کیفیت زندگی نیز به این مقوله افزوده شد؛ امری که باعث شد نگاه های بیشتری به این موضوع جلب شود و فقر به گونه ای تعریف شود که دیگر صرفاً از جنبه درآمدی نتوان بدان پرداخت. امروزه به گونه ای روزافزون، فقر را هم مادی و هم غیر مادی در نظر می گیرند و فاکتورهایی مانند مشارکت، فرصت ابراز وجود، آزادی از استثمار اقتصادی و دیگر ابعاد یک زندگی سالم نیز به معیار تشخیص فقر افزوده شده است (هال و میجلی،1388،ص.89).
گروهی دیگر با تمرکز بر فقر شهری و با مقایسه مؤلفه های فقر در شهر و روستا سعی کرده اند تا در این خصوص به یک تعریف دست یابند. بر همین مبنا بل ( 2000 ) به مطالعه فقر شهری می پردازد و سه ویژگی مهم آن را مورد

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، بینالمللی، راهبردیتیتر نوشتهتحقیقی با کلمات کلیدی: