شهری، راهبردی، ‏، شهرها

‏مردم و جنبه های حضور و مشارکت فعال آنها در نظام برنامه ریزی و اداره شهر است. در ‏حقیقت، لحاظ کردن بازیگران اصلی برنامه های شهری ودخالت آگاهانه و موثر آنها ‏در مراحل مختلف برنامه ریزی، از جمله دستآوردهای نظری مهمی بوده است که به وسیله ‏پل دیویدوف ، سوزان و نورمن فین اشتاین و دیوید هاروی عنوان شده است ودر حوزه ‏نظری ، تاثیر بسیاری در الگوی برنامه ریزی شهری راهبردی ایجاد کرده است (مهدیزاده،1382‏).
‏ بنابراین مجموعه تجارب شهرسازی جهان ، چه در بعد نظری و یا در بعد عملی، در قرن ‏بیستم حاوی درس های بسیار مهم و ارزنده ای است که بنیان های برنامه ریزی راهبردی بر ‏آنها استوار است. از مهم ترین این آموزه ها می باید به موارد زیر اشاره کرد:
اهمیت شهرها و زندگی انسان ها بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان تحولات و نظم ‏فضایی آن را در چارچوب طرح های ساده توسعه شهری، مانند طرح های جامع و تفصیلی، ‏مورد شناسایی کامل قرار داد. امکانات شناختی، فنی، اقتصادی و سازمانی ما برای دخالت در حیات شهرها و تغییر و اصلاح آنها بسیار محدودتر از آن است که در الگوی طرح های ‏جامع- تفصیلی یا حتی مدل سازی سیستمی برای شهرها تصور و تصویر شده است.
‏ زیرا در این گونه طرح ها به شکل یک جانبه و فقط به بعضی از امور فضایی، مثلا امور ‏کالبدی و تا حدودی حمل و نقل و امثالهم توجه می شود و بقیه مقدرات و الزامات شهر به ‏حال خود رها می شوند. علاوه بر این، مسئله مهم شهرسازی فقط شناخت سیستم شهر و اجزای آن نیست، بلکه تاثیر گذاری در روندها و نیروهای واقعی موثر در توسعه و عمران شهر ‏است که بخش مهمی از آنها به عوامل ناشناخته و پیش بینی ناپدیر طبیعی، سیاسی، ‏اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جز اینها ربط پیدا می کند. شهرها بستر اصلی زندگی و ‏فعالیت انبوه شهروندان محسوب می شوند که نیازها، باورها، منافع و رفتارهای گوناگون و ‏متعارض دارند و بنابراین برنامه ریزان و مدیران حق ندارند و نمی توانند به جای همه آنها تصمیم بگیرند. هرگونه اقدام در توسعه و عمران شهری به تامین حداقل وفاق و همکاری شهروندان و تامین منافع مشترک همگانی نیاز دارد.
‏ هرگونه دخالت در ساختار و عملکرد شهرها امری بسیار حساس و تاثیرگذار است و به ‏احتمالی زیاد با عوارض و مسائل جدید پیش بینی نشده ای همراه خواهد بود. این ویژگی ‏ایجاب می کند که مداخله در روند توسعه و عمران شهر با احتیاط تمام و به صورت تدریجی ‏و ارزیابی مستمر صورت گیرد. این در حالی است که در طرح های جامع در ایران بر اساس تحلیل های به عمل آمده از وضع موجود، در یک مقطع زمانی خاص، تصمیماتی صلب و ‏غیر قابل انعطاف و در مواردی غیر واقعی و خیال پردازانه گرفته می شود و سپس به مورد اجرا ‏گذاشته می شود و همانطور که قبلا اشاره شد میزان عظیمی از این تصمیمات نیز هیچگاه ‏به مرحله اجرا نمی رسند.
‏ در مقابل تجارب بدست آمده در مورد برنامه ها یا طرح های توسعه راهبردی در ‏شهرسازی، بواسطه طبیعت حاکم بر این نگرش، هیچ گونه تصلب و جمود‏ی را نمی پذیرد و ‏پویایی، یکی از ویژگی های مهم آن است. به نحوی که تحولات چند دهه اخیر همین ‏کشورها در زمینه شهرسازی نشان می دهند که در چارحوب این نگرش مجبور شده اند. ‏مرتب در نظام های قانونی و اجرایی شان بازبینی کنند و حتی در روش های اجرایی، مدل ها و ‏فنون برنامه ریزی و طراحی مرتب بازنگری دا‏شته اند.
‏ در کشوری مثل فرانسه، دیگر این طور نیست که طرح کالبدی آن جدا از طرح توسعه ‏اقتصادی آن باشد. یعنی با همین نگرش راهبردی سعی شده است که چارچوب این ‏برنامه ریزی ها با یکدیگر مطابقت داده شود و فاصله بین آنها از بین برود. در حالی که ‏متاسفانه در کشور ما هنوز این مسئله و فاصله ها چشم گیر است و به تناسب آن، متولی ‏طرح ها نیز متفاوت اند ( جستارهای شهرسازی، 1382 ‏).
‏ از ضرورت های فرایند تصمیم سازی در رویکرد راهبردی منشا جمعی داشتن آن است. ‏یعنی ایجاب می کند که به نحوی مشارکت عمومی در تصمیم گیری به عنوان ‏مصرف کنندگان اصلی این تصمیمات جلب شود تا پاسخ های راهبردی بر اساس نیازها و ‏توصیه های آنان مدون و ارانه گردد.
‏ بر اساس رویکرد راهبردی، نتایج مطالعات و برنامه ریزی باید جایگاه اقتصادی شهر را به ‏طور مشخص، تعیین نماید و تصمیمات باید در جهت تحقق عینی این قبیل مسائل گام بردارد .
‏صلبیت طرح های جامع سنتی نشان می دهد که اینگونه برنامه ریزی ها در مبانی و رویکردهای ‏خود از نظام های سوسیالیستی بهره گرفته و مقید به برنامه ریزی متمرکز هستند و اقتصاد ‏متمرکز را نیز توصیه می کنند. این مسئله ای بود که جوامع سرمایه داری به سرعث متوجه ‏آن شدند و دیدند که این نظام برنامه ریزی با اصول و مبانی رشد و توسعه آنها مطابقت ندارد ‏و اگر قرار است که معیارهای توسعه با گرایش های سرمایه گذاری عجین و همخوان شوند و این تصمیمات بتوانند بخشی از نیازهای جامعه را چه از لحاظ کمی و چه کیفی تامین ‏نمایند، باید مشارکت عمومی و مردمی را، هم از نظر حمایت اقتصادی. اجتماعی، و هم از ‏نظر حمایت مالی همراه داشته باشند.
‏مبانی و کلیت ها نیز به تبع ویژگی های هر جامعه ای متفاوت هستند. یعنی در جامعه ‏و شهری خاص، و بنا به شرایط خاص بومی، مسائل زیست محیطی یا زیر ساخت ها و بهداشت عمومی آن، اهمیت بیشتری دارند و در جامعه ای دیگر، ممکن است مسائلی مثل ‏حمل و نقل، کیفیت های کالبدی و بصری شهر اهمیت بیشتری د‏اشته باشند ( جستارهای ‏شهرسازی ،1382 ‏)
‏ از نظر معرفتی و شناختی، دیدگاه راهبردی هدفمند است و مطالعه را برای مطالعه و ‏اطلاعات را برای اطلاعات جست و جو نمی کند، بلکه با این مطالعات و اطلاعات در پی ‏اهداف انسانی و افزایش جنبه های کیفی است. در این مدل از تهیه طرح های توسعه شهری هیچ گونه الگوی واحدی نمی تواند وجود داشته باشد. تجارب جهانی نیز تا آنجا که نشان می دهد، الگوهای متفاوتی را در سرزمین ها و شرایط مختلف آنها ایجاب کرده است. پس ‏اینکه بخواهیم دنبال نسخه یکسان و مشابهی برای همه جهان و یا حتی برای شهرهای یک کشور باشیم، با ذات و فلسفه وجودی رویکرد راهبردی مغایرت دارد. از آنجا که هر کشوری ‏نظام ویژه، سلسله مراتب شهری ویژه، قوانین ویژه و حتی تعاریف و اصطلاحات ویژه خود را ‏دارد، بنابراین به الگوی ویژه و متناسب با ضرورت های جوامع شهری خود نیز نیازمند است. ‏ما نیز در کشورمان نباید دنبال الگوهای پذیرفته شده جهانی و یا کلیشه ای باشیم، بلکه ‏باید روح، اندیشه و جوهر اصلی این نگرش را دریابیم و آن را بومی کنیم و با نیازهای هر ‏یک از شهرهای کشورمان هماهنگ سازیم.
برنامه توسعه راهبردی بر خلاف طرح های قبل از خود هدفمند هستند . یعنی قبل از شروع هرگونه فعالیتی، به تعریف، تبیین و مشخص ساختن اهداف برنامه ریزی و مطالعات خود می پردازند و در تمامی ابعاد آنها را دقیق و عینی می سازد . در حالیکه طرح های قبلی اصلا هدفمند نبوده اند و چشم اندازهای برنامه ریزی آن در زمینه توسعه ‏مسائل اقتصادی و سایر مسائل روشن و هدفدار نبود. انگار تنها هدف این بود که نقشه ای، آن هم عمدتآ نقشه کاربری اراضی از شهر ترسیم شود و روی آن لکه گذاری شود. تحقق ‏پذیری این طرح ها نیز بسیار ضعیف بود، چون از ابتدا به جنبه های تحقق پذیری آن توجه ‏زیادی مبذول نمی شد، اما طرح های راهبردی از ابتدا این مسئله را هم مورد ارزیابی دقیق ‏قرار می دهند و اعم از اینکه برنامه ها به صورت سیاست گذاری باشد یا راهبرد و یا راهکار ‏باشند، از همان ابتدا پیامدها و تحقق پذیری شان مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند . ‏ضعف دیگری که می توان برای طرح های قبلی قایل شد، این است که از تهیه طرح ها در زمینه معرفتی و شناختی این استنتاج به عمل می آمد که آنها تنها از جنبه فنی و ‏مهندسی برخوردارند. حالا، سازمان اجرایی این طرح کجا هست و چگونه باید عمل کند؛ بحث دیگری بود که فاصله و شکاف آشکاری را نشان می داد، ولی در چارچوب طرح های راهبردی، تهیه طرح جدا از مسئولان سازمان اجرایی اصلآ میسر نیست و تهیه و اجرا، به عنوان یک فرایند، کاملآ به هم نزدیک شده است .

مطلب مرتبط :   باغات، اعیانی، زارعین، املاک

8-3- امکانات کاربرد روش و الگوی برنامه ریزی طرح های شهری راهبردی در ایران
‏ روش و الگوی برنامه ریزی طرح های شهری راهبردی افق های جدیدی را در سه عرصه- مبانی نظری ‏برنامه ریزی طرح های شهری و منطقه ای، روش های تهیه برنامه ها و طرح های توسعه شهری و ‏منطقه ای و مدیریت اجرایی طرح های توسعه شهری و منطقه ای- گشوده است. بر این ‏اساس می توان امکانات استفاده از این الگو را در عرصه های زیر مورد توجه قرار داد:
8-3-1- نظری و روش شناسی
‏همانگونه که قبلا هم اشاره شد، علاوه بر سایر اشکالات، روش تهیه طرح های جامع تفصیلی اصولآ بر روش ساده شده خطی و مراحل سه گانه سنتی (بررسی و شناخت، تحلیل، طرح) استوار است که ماهیتآ با محدودیت های نظری رو به روست و پویایی و انعطاف کافی را ‏در ارتباط با نحوه برخورد با موضوعات پیچیده شهری ندارد. در حالی که د