شفاعت، صلی، وسلم، وآله

و درخواست از آنها، خالی از هر گونه شبهه است.
خطیب بغدادی در تاریخ بغداد روایت می‌کند که قاضی ابو محمد حسن استرآبادی به ما گفت اگر مشکلی برایم پیش می‌آمد بر مزار امام موسی بن جعفر کاظم علیه‌السلام می‌رفتم و به او توسل می‌کردم، خداوند به بهترین صورت برایم رفع می‌کرد.
حضرت غوث شیخ عبدالقادر گیلانی گفت: از معبود خود که طبیب همه امراض است به دفع بیماری درونتان بپردازید و از او بخواهید راهنمایی که دست شما را بگیرد و راهنمایی کند و بوسیله مقربان و خاصانشان و دربانانشان به دربار و درگاهشان تقرب پیدا کنید.
موسی محمد می‌گوید توسل به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و دیگر انبیاء علیهم السلام و دادخواهی از آنان همه از آن جهت است که آنان عباد مکرم و مقبول الشفاعه‌اند و این امر به اجماع ثابت شده و قرآن هم آن را تثبیت می‌کند، صحاح سته و اقوال علمای گذشته در تأیید آنها هم مسلم است.
16-3شفاعت هم یک نوع وسیله است
حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم وسیله و شفیع ما نزد خداوند در رابطه با ورود به بهشت و آمرزش گناهان می‌باشد آن چنانکه خدای تعالی فرماید ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما
از انس بن مالک روایت است که از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم تقاضا کردم که در روز قیامت شفیع من گردد فرمود همان کار را انجام می‌دهم، سؤال کردم، تو را کجا یابم؟ فرمود: بر صراط
شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم محقق و مسلم است و در آن اختلافی نیست. به پرتو شفاعت ایشان بیشتر از نصف امت به بهشت نائل می‌آیند. به آن حضرت اجازه می‌دهند که آیا نصف امت به بهشت روند و یا شفاعت اجرا شود. آن حضرت شفاعت را می‌پذیرند.
شفاعت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم پنج نوع است:
اول ـ شفاعتی خاص به آن حضرت و آن برای نجات یا فتن انسانها از طول وقوف در محشر و شروع برنامه حساب و کتاب که شفاعت عظمی نام دارد و کسی هم منکر نشده است
دوم ـ شفاعت برای ورود به بهشت بدون حساب و برنامه
سوم: شفاعت برای دسته‌هایی که مستوجب دوزخ‌اند و پیامبر از آنها شفاعت می‌فرماید
چهارم ـ شفاعت برای گناهکارانی که گرفتار عذاب دوزخ‌اند و احادیث فراوانی در این زمینه وجود دارد که با شفاعت آن حضرت و دیگر انبیا و فرشتگان و دیگر مؤمنان که از عذاب نجات یابند، ان‌شاءالله خداوند تعالی کسانی را که گوینده لا اله الا الله هستند در عذاب باقی نگذارد.
پنجم ـ شفاعت برای مزید مقام و درجه و مراتب اهل بهشت
در مورد مقام محمود نظر موسی محمد علی این است که مقام محمود در مورد حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم یعنی اینکه حضرت آدم و کسانی که در درجات پائین‌ترند از آغاز برپائی محشر تا رفتن به بهشت و بیرون آمدن آنهایی که از دوزخ رها می‌شوند، همه در زیر بیرق پیامبرند.
مسلم و متیقن است که شفاعت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم بزرگترین وسیله است در رسیدن به ثواب اخروی و خشنودی حق و رهایی از عذاب و شکی نیست این شفاعت به اهل بیت و مشایخ طریقت بر راه و رسم محمدی صلی الله علیه وآله وسلم پیوند پیدا می‌کند.
16-4.جواب منکران توسل
بعضی تعمداً، آیاتی که در حق مشرکین آمده بر مسلمانان و مؤمنان منطبق کرده و از آنها دلیلهایی برای اثبات مدعای خود و نفی شفاعت و دعا از جانب هر کسی بجز خدا، ساز کرده‌اند از جمله آیه: فلا تدعوا مع الله احدا
و آیه: ومن اضل ممن یدعوا من دون الله من لا یستجیب له الی یوم القیامه
و آیات دیگر را بیان کرده و گمان می‌کنند هرکسی به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دادخواهی کند و یا به آن حضرت و غیر او از انبیاء و اولیا و صلحا توسل و یا از آنها تقاضای رحمت و شفاعت نماید در شمار این مشرکین مذکور در آیات قرار می‌گیرد.
از اینرو در ردّ آنها می‌گوئیم:
1ـ مشرکان بتها را خدای خود قرار می‌دادند، در حالی که مسلمانان به خدایی جز الله جل جلاله اعتقاد ندارند و قطعا انبیا و اوبیا، پیامبران و صلحا معتقد به خدایند نه خدا
2 ـ مشرکان معتقدند که آن نوع اصنام و بتها در خور هر نوع عبادت و پرستش‌اند در حالی که مسلمانان وجودی را غر خدای سبحان و والا، شایسته بندگی و عبادت نمی‌دانند.
3ـ مشرکان، اصنام و بتها و خداگونه‌ها را عملا پرستش می‌کردند چنانکه در آیه داریم ما نعبرهم الا لیقربونا
اما مسلمانان، انبیاء و صلحا را پرستش و عبادت نمی‌کنند، آنها را وسیله و واسطه قرار می‌دهند اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله
آنها دیگران را به عنوان وسیله می‌خواهند
4ـ مشرکان عبادت اصنام و بتها را که مایه تقرب به خدا می‌دانستند، اصنام و بتها، جمادات و بی‌جان بودند و به ایجاد هیچ گونه نفع و ضرری توانایی نداشتند، نه مقامی داشتند و نه تقربی چون منزلت و مقام و تقرب منوط به عبادت و طاعت است و از چوب و… چه طاعتی و چه عبادتی اما توسل مسلمانان به انبیاء و اولیاء و مشایخ کامل به دلیل این است که خود اهل عبادت و طاعت‌اند و خداوند تعالی آنها را چنین توصیف فرمود:ان عبادی لیس لک علیهم سلطان قلب آنان، عرش رحمان است و آیا مسلمان نمی‌تواند به عرش رحمن به سوی خود رحمن نزدیک گردد و تقرب یابد.
پس چگونه مؤمنان موحد را در کنار و شمار این مشرکان بگیریم. قطعا مشرکین به دلیل پرستش بتها و عبادات برای آنها و اعتقادشان به سود و زیان آن وسایل بی‌جان، کافر محسوب شده‌اند و خداوند به این دلایل سخنانشان را رد می‌کند، عقایدشان را با آوردن امثال نفی می‌نماید و نتیجه می‌گیرد خداوند واحد فقط و فقط مستحق عبادت است و اوست مالک نفع و ضرر و هرچه آن مشرکان می‌پرستند مخلوق و مخالف وصف خداوندی است.
16-5.جواب ردّ منکران زیارت مرقد و مزار انببیاء و مشایخ کامل
از نظر اهل بصیرت محنفی نیست، زائر و کسی که به زیارت قبور می‌رود، در کار او، توسل، استشفاع نزد خدا به صاحب آن قبر و تبرک و برکت جویی از مقامات انبیاء و مشایخ عظام است. اما در زیارت قبر دیگر افراد مسلمانان، توقع اجر و پاداش معنوی با قراءه قرآن و فاتحه و دعا و آمرزش آنها مورد نظر می‌باشد. دیگر از موارد جواز شد الرحال برای زیارت مقامات انبیاء و مشایخ، سخنی است که عمر بن خطاب پس از فتح شام به کعب الاحبار گفت: ای کعب، نمی‌خواهی با من به مدینه بیایی که سید المرسلین را زیارت کنیم؟ جواب داد، بلی خواهد آمد. و همچنین آمدن بلال حبشی رضی الله عنه از شام به مدینه برای زیارت مقام پربرکت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم دلیل دیگری است
دیگر از معتقدان به جواز دعا و توسل، امام نووی، قسطلانی و امام غزالی هستند که شدّ رحال بسوی عرفات برای ادای فریضه به اجماع واجب است و برای جهاد و هجرت از دیار کفر و مسافرت برای طلب علم همه و همه صحیح، همچنین به اجماع سفر برای تجارت و تأمین احتیاجات دنیایی رواست، پس به طریق اوْلی، رفتن به جایی برای رفع نیازمندیهای اخروی که همان زیارت مقامات شریفه است جایز خواهد بود.
از باب قیاس، وقتی که آن حضرت امر به زیارت قبور عموم فرموده، آیا زیارت مقام متبرک پیامبرمان حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم اولی و برتر و شایسته‌تر نیست و این کار جز برای بزرگداشت او و کسب برکت نخواهد بود.
از نظر اجماع ائمه مسلمین، زیارت مقام مبارک واجب و یا مندوب محسوب است حنفی مذهبان گویند: تقربی است از نوع واجبات و مالکی ها آنرا واجب می‌دانند.
زیارت مقامات انبیا و مشایخ بزرگوار از باب تعظیم و تبرک و تشفع نیز ضروری است زیرا خداوند سبحان و والا امر به ارتباط با خویشاوندان و نهی از قطع رحم فرموده‌اند و آمد و شد به آنجاها تأمین همین مقصود و مهمل گذاشتن آن روش، قطع رحم خواهد بود، لذا، رفتن به آنجاها و بزرگداشت مقامشان و دعا خوانی در آن موضعها و تضفع نزد خدای رحمان نزد همه علما و محققین ائمه دین ثابت و معمول و برکت جاریه مستمر در طول ممات و حیات آنها را تأیید می‌کند.
و به همین منوال تبرک به آثار مشایخ بزرگوار و اولیاء الله روا می‌باشد همانطور که مقام ‌آنها نزد خدای تعالی ارزشمند است، مرید نیز به آثار شیخش تبرک می‌جوید کم و زیاد مهم نیست مهم برکت یافتن و نیت می‌باشد، محلی که شیخ در آنجا می‌ماند و یا آنچه وسیله تبرک می‌گردد، تفاوتی ندارد.
17.آداب مرید با شیخ خود
غزالی در احیاء علوم الدین می‌گوید: آداب مرید با شیخ از نظر صوفیه از مهمترین نوع آداب است.
این طائفه، آداب را در اقتدا به رسول صلی الله علیه وآله وسلم و صحابه کرام می‌دانند
خدای تعالی می‌فرماید یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله و اتقوا الله و رسوله و اتقوا الله ان الله سمیع علیم
وقتی شیخ در ظاهر و باطن مقتدی حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم و پیرو اوست و جنبه معنوی را از او به ارث می‌برد پس مرید هم بمانند صحابه آن حضرت باید با شیخ خود رفتار نماید، شیخ برای مرید، امین و حافظ الهام خدایی و پیام پیام‌آوران است آنچنان که حضرت امین وحی بود. از روی هوی و هوس صحبتی نفرموده است لذا مرید باید نسبت به شیخ خود، آداب زیر را مراعات کند:
ـ قبل

مطلب مرتبط :   معافیت، مالیات، وراث، ارث