سیمین، دخترش، ترمه، راضیه

خاطر دخترش از خواسته اش کوتاه نمی آید

شرایط طلاق
برای بردن دخترت یاید اجازه شوهرت باشد/ نابرابری حقوق زن و مرد
پدرم را نمی توانم رها کنم/ احترام و احساس مسئولیت نسبت به والدین
پس دخترت چی / اهمیت آینده فرزند برای مادر

صحنه شروع فیلم در یک دادگاه طلاق که در آن قاضی به صورت صدایی آمرانه و غایب ترسیم شده است. از همان ابتدا مسأله از یک جدایی پا فراتر گذاشته و وارد قراردادهای اجتماعی می شود. اینکه دلیل طلاق زن باید اعتیاد یا بد رفتاری یا خرجی ندادن باشد یا سیمین برای بردن دخترش باید رضایت شوهرش را بگیرد. از جمله اولین اشارات به قانون طلاق و تفاوت مرد و زن در مقابل این قانون را گوش زد می کند. به گفتۀ سوزان هیوارد، در نظریه فیلم و تلویزیون جنیست112، همان جنس113 نیست. در یک تمایز گذاری رایج که سابقه ی آن به نوشته های فمنیست ها در دهه ی 1970 برمی گردد، جنسیت در مقابل جنس قرار می گیرد. در این طبقه بندی «جنس» دلالت دارد بر تفاوت های زیست شناختی و جسمانی بین مردان و زنان؛ در حالی که «جنسیت» اشاره دارد بر نقش های فرهنگی ای که بر پایه ی آن تفاوت ها بنا شده و با آنها گره خورده است. بنابراین «زن» و «مرد» جنس هستند در حالی که «زنینه» و «مردینه» نقش های جنسیتی اند، ویژگی های متناظر با این نقش ها در فرهنگ غرب از است: زنینه/ مردینه – منفعل// فعال- ضعیف/ قوی- احساسی/ عقلائی تجسم یافته / انتزاعی شده …
سیمین در جواب قاضی در مورد چگونگی شرایط در این مملکت سکوت می کند. نه بخاطر اینکه جوابی ندارد بلکه نمی تواند بگوید. قدرت و فشار موضع بالاتر که شرایط مملکت به آن ارجاع داده می شود در موضع بالاتر جلوهگر می نماید. از سوی دیگر موضع قانون هم با موضع قدرت یکی پنداشته می شود به همین دلیل سیمین سکوت را ترجیح می دهد.
نادر می گوید دخترش از نظر عاطفی به او وابسته است و به روابط نزدیک خود با دخترش تأکید می کند و اینکه دخترش او را به رفتن ترجیح می دهد. سیمین با گفتن او نمی فهمد نشان می دهد به انتخاب دخترش اعتماد ندارد و در مقابل نادر با بیان اینکه چرا نمی فهمد؟ بر حس اعتمادی که به انتخاب و شعور دخترش به عنوان نسل امروز دارد، تأکید می کند.
در شروع جدایی نادر از سیمین موقعیت متعادل، خود بحرانی است که منجر به بحرانهای بعدی میشود. در واقع ما هیچ وقت زندگی آرام و بیدردسر نادر با سیمین را نمیبینیم، در حالی که از خلال صحبتهای آن دو در جلسه دادگاه به علل اختلاف آنها آگاه میشویم و پی به مشکلاتشان میبریم.

4-5-2 سکانس دوم منزل نادر و سیمین/ روز

توصیف صحنه: در نمای بسته از پلکانی که پیانوای به زحمت از آن پایین برده می شود، سیمین را می بینیم که پائین پله ها ظاهر می شود. مردان باربر با دیدن او دست از کار کشیده و یکی از آنها می گوید پولی که با آنها قرار گذاشته شده برای دو طبقه است در حالیکه اینجا سه طبقه است. با اینکه سیمین توضیح می دهد ولی باز مرد به اصرار خود ادامه می دهد. سیمین با ناراحتی می گوید: – من اصلاً نمیفهمم شما چی می گی آقا. در نهایت نیز قبول می کند پول یک طبقه را خودش حساب کند و از آنها می خواهد راه را باز کنند تا او رد شود.
در نمای بعد ترمه را می بینیم که از پشت شیشهای که انعکاس تصویر خودش نیز بر روی آن افتاده، شاهد ورود مادرش به خانه است. در طرف دیگر و از پشت شیشهای دیگر راضیه و دخترش نشان داده می شود که منتظر صحبت و توافق برای کار نشسته اند. دختر راضیه (سمیه) از پشت شیشه شوخی و خندۀ نادر با پدرش را که در بالکن در حال اصلاح اوست با نگاهی خیره به تماشا نشسته است. در خانه صدای تلویزیون به گوش می رسد که در حال پخش فیلمی به زبان دیگر می باشد. در ادامه نمای کلوزآپ از ساکی که سیمین به زور و زحمت سعی می کند زیپ آن را بکشد به تصویر در آمده است. لباسهایی که با شلختگی داخل آن جمع شده از اطراف در ساک بیرون می زند و سیمین با فشار به داخل هل می دهد. ناگهان صدای راضیه که می گوید ببخشید خانم و تصویر او از پشت شیشه در یک رفت و برگشت به چهره ترمه که در حال انجام تکالیف است سکوت را می شکند. سیمین از دخترش می خواهد به پدرش بگوید اینها دیرشان شده است و دختر می گوید چرا خودت نمی گی؟ سیمین با نگاهی خاص و یاد آوری قراری که با هم گذاشته اند او را پیش پدرش می فرستد. در ادامه نادر را از نگاه سیمین از پشت شیشه پنجره می بینیم که در حال توضیح دادن شرایط کار برای راضیه خانم است و تأکید می کند اگرچه کارهای خانه هم هست ولی اصل ماجرا نگهداری از پدرش است. میان گفتگوی راضیه و نادر صدای باربرها را می شنویم که برای گرفتن هزینه اضافه از سیمین او را صدا می کند. سیمین نیز در حال جمع کردن وسایل از آنها می خواهد بالا بیایند. با آمدن مردها نادر که در حال بستن در است می گوید «تشریف داشته باشید» و در جواب راضیه که مبلغ دستمزد را کم می داند می گوید «این چیزیست که در توان من است…» ولی ترمه در میان این گفتگوها و رفت و آمدها مدام مادر را با چشم تعقیب می کند.
باربرها پول خرد ندارند سیمین از کشوی اتاق خواب پول برداشته و به آنها می دهد. صدای نادر که ترمه را صدا می کند شنیده می شود و ترمه که همچنان نگاهش به دنبال مادرش است و در خانه به دنبال او می چرخد تا در اتاق خواب مادر از اوی می پرسد که نمی آید و او می گوید «کتابهات رو چرا می بری…- لازمشون دارم. – اینهمه برای دو هفته؟! سیمین جوابی نمی دهد و به طرف در می رود.
نمای از بالا راضیه و دخترش را به نمایش گذاشته که در پلکان پیچ در پیچ در حال پائین رفتن هستند و سیمین به آنها نگاه می کند. نادر از دخترش می پرسد ماشین لباسشویی را معمولاً روی چند می گذارد؟ ترمه که نمی داند می گوید برود از مادرش بپرسد و نادر جواب می دهد هنوز مادرت نرفته می خواهی ضایعمون کنی و بعد نگاهش به طرفی که سیمین است می چرخد. سیمین از کنار اتاق پدر نادر رسد می شود پدر نادر می پرسد – کجا میری سیمین؟ -زود برمی گردم. – کجا میری؟ – میرم یه دیقه سر کوچه کار دارم زود برمی گردم.بعد به طرف پدر نادر رفته و می گوید زود بر می گردم آقاجون… در آشپزخانه ترمه می گوید دکمه چهار چون رنگش رفته و معلوم است که بیشتر استفاده شده است. و ادامه می دهد – داره میره واقعاً. –برمی گرده بابا. صدای سیمین را که ترمه را صدا می کند شنیده می شود. – ترمه بیا پیش آقاجون.
ترمه بعد از رفتن پدرش را صدا می کند. پدر نادر دست سیمین را محکم نگهداشته و با دستان لرزان رهایش نمی کند. نادر از ترمه می خواهد برود اتاقش و بعد دست پدرش را از دست سیمین جدا می کند. –کجا می خوای ببری منو؟ -می خوام ببرمت دستشویی بعدش هم می خوام ببرمت برات روزنامه بخرم… دخترم بهت گفتم شما برو تو اتاقت.
نگاه نادر و ترمه به سیمین است که همچنان در خانه می چرخد و وسایلش را جمع می کند. – من این شچریان را بردم. – هر کدوم رو می خوای ببری ببر. – نه فقط همین یکی. کلمه خداحافظ و بسته شدن در خانه را در سکوت فرو می برد نادر ناراحت نگاهش را به زمین می دوزد.

مطلب مرتبط :   اسطوره، "، ).، اساطیر

هرمنوتیک
معنایی یا ضمنی
نمادین
کنشی
فرهنگی یا ارجاعی

سکانس دوم خانه نادر و سیمین

چرا سیمین پیانو را می فروشد؟
راضیه و دخترش برای چه در خانه نادر و سیمین هستند؟
چرا سیمین همۀ وسایلش را جمع می کند؟ آیا واقعا قصد طلاق دارد؟
قرار سیمین با دخترش چیست؟

پیانو ،موسیقی /زندگی و شادی
پلکان پیچ در پیچ/ مشکلات و سختی زندگی
پول اون یک طبقه را من می دم/ تسلیم شدن در برابر حرف زور
شیشه اشاره ضمنی به فاصلۀ بین انسا نها
ساک سیمین/ زندگی که با خود می برد-بسته نشدن زیپ ساک/ناتوانی در برابر حل مشکلاتی که خود مسبب آن بوده است
-داره میره واقعاً –بر می گرده بابا/ ترمه و نادر می دانند که رفتن سیمین موقتی است
سی دی شجریان/ موردی مشترک بین نادر و سیمین
نگاه ترمه و نادر به سیمین/ علاقه و ترس از دست دادن

سیمین، زن/ باربر،مرد
راضیه / سیمین
سمیه / ترمه
سه شیشۀ پنچره / سه نگاه متفاوت به جریان/ سه وجه داستان/ سه نسل/ سه زندگی / سه جریان قدرت
ماشین لباسشویی/ زندگی که نمی چرخد
سی دی شجریان/ کتابهای انگلیسی و فیلم انگلیسی
فرهنگ اصیل ایرانی/ گرایشات مدرن

سیمین تصمیم فطعی برای رفتن به خارج دارد.
راضیه کار کردن در خانه را می پذیرد.
ترمه می داند مادر واقعا قصد طلاق ندارد

من حرف شما را نمی فهمم/ تفاوت فرهنگی و جنسیتی
صدای فیلم به زبان انگلیسی/ تمایل به فرهنگ بیگانه
نوع پوشش راضیه/ داشتن تفکرات مذهبی
سادگی پوشش و کار در خانه مردم/ وضع اقتصادی پایین
بر می گردم آقاجون/ احترام به بزرگترها
سی دی شجریان/ فرهنگ اصیل ایران

مطلب مرتبط :   ایمان، اخلاقی، عدالت، اومانیستی

پیانو نماد موسیقی و شادی با خروج خود از خانه تنین رفتن شادی و روزگار خوش را سر می دهد. سیمین در حالی که در پیچ و خم پلکان زندگی گیر افتاده و حرف آدمهای اطرافش بخصوص جنس مخالف را که از دید او غیر منطقی است، نمی فهمد ولی با اینهمه عقب نشینی را به مجادله ترجیح می دهد.