سوره، سوره،، آیات، خلود

15 به توصیف جایگاه اخروی مؤمنان می‌پردازد، علاوه بر عنصر پیرامونی “خالِدینَ فِیها” که همانند بند 15 دال بر چگونگی و کیفیت توصیف است، با عنصر پیرامونی “عِندَ رَبِّهِم”، از نوع مکانی نیز روبرو هستیم؛ که کاربرد آن دلالت بر وجود عین پاداش و نگهداری آن نزد پروردگار دلالت دارد. اما حضور “ابداً”، عنصر پیرامونی، زمانی جالب توجه است؛ زیرا در مورد کافران خلود بدون قید “ابداً”، بیانگر این است که معنای خلود بی پایانی نیست و شاید قید ابداً که دربارۀ خلود مؤمنین به طور مؤکّدبه کار رفته است، و آ ن را برای مؤمنین بی پایان و جاودان دانسته است. طالقانی(بی‌تا، ج آخر:214) معتقد است مفهوم این وصف مؤکّد “خالِدینَ فِیها أبَداً “، بیانگر این است که معنای خلود، بی پایانی نیست و شاید قید ابداً ، که دربارۀ خلود مؤمنین آمده و دربارۀ کافرین نیامده، برای همین است. طباطبایی(1382،ج 20: 527) نیز ابداً را تأکید بر خلود و جاودانگی می‌داند.
به کار گرفتن دو فرآیند مهم آمَنوا و کَفروا، در بندهای 2، 13 و 16 آیات 1، 6و 7، به صورت ذهنی، شاید به این دلیل است که کفر ورزیدن و ایمان آوردن، می‌تواند شرایط گوناگون و انواع متفاوتی در طول زمان را شامل شود. کفر و ایمان می‌تواند زبانی، قلبی و عملی باشند و این خود جای تأمل، تأویل و تفسیر دارد. بنا‌بر‌این شاید خداوند معنای کفر و ایمان را به مخاطب خود ارائه می‌دهد، تا خود به تأویل و تفسیر آن بپردازد و آنگاه میان “کّفّروا” و “أَلَّذینَ آمَنوا”، از طریق تفسیر ذهنی و عقلانی تفاوت قائل شود و سپس آمادۀ دریافت پیام بعد، مبتنی بر جزای اخروی آنها گردد.
فرآیند کلامی‌”یَتلُوا”، دارای یک کنشگر رسول و یک کنش پذیر “صحفاً مُطَّهَره”، است که بیانگر نقش ارتباطی” بینه”، در بند قبلی که مساوی با “کُتُب قَیِّمَه”، در بند بعدی است، که شاید بیانگر این است که خواندن و تلاوت نوشته‌های استوار از طریق رسول و پیام آور، یک نوع ارتباط کلامی‌است که از طریق این ارتباط کلامی‌صورت می‌گیرد و این ارتباط کلامی‌یک “بَیِّنَه”،است.
جدول 4 – 5 -4 – 1- فرآیندهای ساخت تعدی سورهی بینه

ردیف
فعل فرآیند
نوع فرآیند
شرکت کنندگان در فرآیند
عناصر پیرامونی
1
لم یکن(نبودند)
رابطه ای
الذین کفروا- منفکین
حتی تأتیهم البینه : زمانی
2
کفروا(کفر ورزیدند)
ذهنی
الذین-

3
یتلوا(تلاوت کند)
کلامی
رسولٌ- صحفاً مطهره

4
کان(بودن)
مستتر
وجودی
کُتُبُ قیمه
فیها : مکانی
5
ما تَفَرَّقَ(پراکنده نشدند)
مادی
الذین- اوتوالکتاب
من بعد-جائتهم البینه :زمانی
6
اوتوا(داده شدند)
مادی
الذین- کتاب

7
ما جاءَتهم(آمدبر آنها)
مادی
البینه-
هُم
8
ما اُمروا(فرمان نیافته بودند
مادی
کنشگر نا معلوم

9
لیعبدوا(بایدبپرستند)
مادی
وا (الذین اوتوالکتاب)

10
یُقیموا(برپادارند)
مادی
وا (الذین اوتوالکتاب) صلاه

11
یؤتوا( باید بدهند)
مادی
وا (الذین اوتوالکتاب) زکوه

12
کان(بودن)
رابطه
ذلِکَ دین و قیمه

13
کفروا(کفر ورزیده‌اند)
ذهنی
الذین

14
کان(بودن)
رابطه‌ای (وصفی)
الذین کفروا و المشرکین
خالدین -فیها :کیفیت مکانی
15
کان(بودن)
رابطه‌ای (وصفی)
اولئک (مرجع الذین آمنوا) – خیرُالبریه

مطلب مرتبط :   سیستان، دریای، راه‌های، مهم‌ترین

16
آمنوا
ذهنی
الذین- خداوند

17
عملوا
مادی
الذین- عمل
الصالحات: کیفیت
18
کان(بودن)
رابطه ای
اولئک (مرجع الذین آمنوا) – خیرُالبریه

19
کان(بودن)
رابطه ای
جزاؤهم- جنات
عندربهم: مکانی/ خالدین فیها: کیفیت
ابداً: زمانی
20
تَجری(روان است)
مادی
انهار
من تحتها: مکانی
21
رضی(خشنود است)
رفتاری
الله- هم

22
رضوا(خشنود هستند)
رفتاری
وا (الذین آمنوا…)- هُ (الله)

23
خَشِیَ(بترسد)
رفتاری
من ربه

24
کان(بودن)
رابطه ای
ذلک- پاداش (محذوف) جناتً تجری
لمن خَشِیَ رَبّه
25
تأتیهم
مادی
بینه
برای آنها

جدول 4 – 5- 4- 2- ساخت وجهی و زمان افعال سوره بینه
فعل
زمان
وجه
لم یکن
ماضی نقلی
اخباری
کفروا
ماضی
اخباری
یتلوا
مضارع
التزامی
کان
مضارع
اخباری
ماتَفَرَّقَ
ماضی
اخباری
اوتوا
ماضی نقلی مجهول
اخباری
ماجاءَتهم
ماضی منفی
اخباری
ما اُمروا
ماضی منفی مجهول
اخباری
لیعبدوا
مضارع
التزامی
یُقیموا
مضارع
التزامی
یُؤتوا
مضارع
التزامی
کان
مضارع
اخباری
کفروا
ماضی
اخباری
کان
مضارع
اخباری
کان
مضارع
اخباری
آمنوا
ماضی
اخباری
عملوا
ماضی
اخباری
کان
مضارع
اخباری
کان
مضارع
اخباری
تجری
مضارع
اخباری
رضی
مضارع
اخباری
رضوا
مضارع
اخباری
خَشِیَ
مضارع
التزامی
کان
مضارع
اخباری
تأتیهم
مضارع
التزامی

4 -5 -5 – نتیجه گیری
تغییرات ریتم هجایی آیات، متناسب با فشردگی معانی و پیام مورد نظر آیات است.
تکرارهای واژگانی، در طول سوره، در عین اینکه بر اساس تأکیدات پیام سوره‌ها طراحی شده‌است، تأثیر موسیقایی فوق العاده‌ای را در بافتار آهنگین کلام برجای می‌گذارد، که مخاطب را برای درک پیام آماده می‌سازد.
کاربردهای زمان و وجه افعال در آیات، به نحوی است که هر گونه ابهامی‌را در خصوص وقوع فرآیند یا مشارکین در فرآیند از بین می‌برد و از این جهت تحلیل‌های گفتمانی، می‌تواند در تفسیر آیات راهگشا باشد.
توزیع اطلاعات در سوره، کاملاً بر پایۀ اطلاعات نو صورت گرفته است؛ به طوری که از آغاز تا پایان سوره، با یک پیوستار اطلاعاتی روبرو هستیم، که هرچه به انتهای آیات و در واقع به انتهای سوره نزدیک تر می‌شویم، با تازگی و پویایی ارتباطی بیشتری، مواجه می‌گردیم.
نقش و اهمیت تلاوت احکام الهی به عنوان یک بینه، از طریق کاربرد فرآیند کلامی، در کلان نقش‌اندیشگانی مشخص گردیده است.
4 – 6 – زلزال(99)

مطلب مرتبط :   مصدق، بریتانیا، آمریکا، *

4 -6- 1- کلیات سوره
نام سوره، زلزله یا زلزال است. که از ریشۀ فعلی زلزلت و مصدر زلزال گرفته شده‌است و با فرآیند بند (= آیه) اول، کاملاً در ارتباط است و پیام سوره را – که قیامت وعلائم آن است- بیان می‌کند.
این سوره، نودو نهمین سوره در ترتیب مصحف، پس از سورۀ “بینّه” و قبل از سورۀ عادیات قرار گرفته است و در ترتیب نزول نودوسومین سوره، پس از سورۀ نساء و قبل از سورۀ حدید است. (شریعتی،بیتا، ج 2: 183) آن را هشتمین سوره در ترتیب نزول می‌داند، مفسرین اجماعاً سوره را مدنی می‌دانند. هرچند ذکر کرده‌اند که آنرا می‌توان هم مدنی و هم مکّی به حساب آورد (طباطبایی ج2: 581)، (شریعتی،بیتا، ج2: 183).
این سوره 8 آیه و 40 واژه ، 101 هجا و 115 واج دارد.
این سوره را می‌توان از نظر معنایی، به دو بخش که حول یک محور اصلی پیام (قیامت و انسان و زمین) می‌چرخند، تقسیم کرد. بخش اول: آیات 1 تا 5 که بیان وقوع چگونگی و کیفیت رخداد یک حادثۀ بزرگ (= قیامت) است و در آن به نوعی، از علائم آن سخن رفته است. بخش دوم آیات 6 تا 8: که بیان رستاخیز انسان و دریافت پاداش و جزای اعمال نیک و بد آنها است. (طباطبایی،1382، ج20: 581) نیز این معنای کلی را برای سوره در نظر گرفته است.
4 -6- 2- نمایش آوایی، هجایی، نوشتاری و ترجمۀ سوره

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿ ۱ ﴾
آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود ( ۱)

Ɂi/ża:/zul/zi/la/til/Ɂar/ʐu/zil/za:/la/ha:
cv/cv/cvc/cv/cv/cvc/cvc/cv/cvc/c⊽/cv/c⊽
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿ ۲ ﴾
و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند ( ۲)
wa/Ɂax/ra/ja/til/Ɂar/ʐu/Ɂaθ/qa:/la/ha:
cv/cvc/cv/cv/cvc/cvc/cv/cvc/c⊽/cv/c⊽
 
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ﴿ ۳ ﴾
و انسان گوید [زمین] را چه شده‌است ( ۳)
wa/qa:/lal/Ɂin/sa:/nu/ma:/la/ha:
cv/c⊽/cvc/cvc/c⊽/cv/c⊽/cv/c⊽  
یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا ﴿ ۴ ﴾
آن روز است که [زمین] خبرهاى خود را باز گوید ( ۴)
yaw/ma/Ɂi/żin/tu/Had/di/θu/Ɂax/ba:/ra/ha:
cvc/cv/cv/cvc/cv/cvc/cv/cv/cvc/c⊽/cv/c⊽  

بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَى لَهَا ﴿ ۵ ﴾
[همان گونه] که پروردگارت بدان وحى کرده است ( ۵)
bi/Ɂan/na/rab/ba/ka/Ɂaw/Ha:/la/ha:
cv/cvc/cv/cvc/cv/cv/cvc/c⊽/cv/c⊽
یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ أَلنّاس أَشْتَاتًا لِّیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ﴿ ۶ ﴾
آن روز مردم [به حال] پراکنده برآیند تا [نتیجه] کارهایشان به آنان نشان داده شود ( ۶)

yaw/ma/Ɂi/żiy/yaȿ/du/run/na:/su/Ɂaš/ta:/tal/li/yu/raw/Ɂaʡ/ma:/la/hum
cvc/cv/cv/cvc/cvc/cv/cvc/c⊽/cv/cvc/c⊽/cvc/cv/cv/cvc/cvc/c⊽/cv/cvc

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ ﴿ ۷ ﴾
پس هر که هموزن ذره‏اى نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید ( ۷)

fa/man/yaʡ/mal/miθ/qa:/la/żar/ra/tin/xay/ran/ya/rah
cv/cvc/cvc/cvc/cvc/c⊽/cv/cvc/cv/cv/cvc/cvc/cv/cvc
 
وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ ﴿ ۸ ﴾
و هر که هموزن ذره‏اى بدى کند [نتیجه] آن را خواهد