سوره، آیۀ، آیات،

مغیرات و عناصر پیرامونی آنها، یا بیانگر کیفیت هستند یا زمان. تکرار فرآیندهای کلامی‌اهمیت حیاتی کلام و گفتار را می‌رساند و برتأثیر کارآمد قسم و در نتیجه پررنگ سازی و تأکید بر مقسم علیه تأکید می‌ورزد.
بقیۀ افعال این بخش، افعال ظاهر و فرآیندهای مادّی هستند. به نظر می‌رسد در این آیات، خداوند به عنوان گویندۀ متن، بیشتر برکنش انجام یافته و تأثیرات آن تأکید دارد و به حرکات اسب‌های مجاهدین، عینیت می‌بخشد؛ تا تأکید بر آنها را مؤکّد تر سازد. در این آیات عناصر پیرامونی بیشتر بر کیفیت دلالت دارند، که این خود می‌تواند بیانگر این باشد که خداوند اگر چه بیشتر بر رخداد و کنش اسبان مجاهدان تأکید دارد نه توصیف آنها، امّا با استفاده از عناصر پیرامونی کیفیت و زمان، به بیان چگونگی رخداد و زمان وقوع آن نیز می‌پردازد و با این کار در عین عینیت بخشیدن به کنش، در شرف وقوع به گونه‌ای به توصیف آن نیز نزدیک می‌شود.
زمان افعال این بخش، مضارع و وجه آنها اخباری است. این باعث شده که بند از تنگنای زمانی خارج و به یک زمان فراگیر اشاره داشته باشد وجه خبری این بخش نشانگر این است که گویندۀ متن (=خداوند)، می‌خواهد بر پیام مهمی‌در قالب اطلاع کاملاً نو تأکید ورزد و آن را به مخاطب خود انتقال دهد.
آیات 8-6، همگی دارای فعل مستتر هستند و فرآیند آنها رابطه‌ای از نوع وصفی است. آیه 6، کانون اصلی خوشه‌های سوگندی و مطلبی است که خداوند 5 بار به خاطر بیان آن قسم یاد کرده است. پس از نظر معنایی با آیات 5-1 مرتبط است. از سوی دیگر آیۀ 6، یک بند با فرآیند رابطه‌ای وصفی و فعل مستتر است، که ناسپاسی را به انسان که با “ال” تعریف شده و در جایگاه آغازین بند قرار گرفته، نسبت می‌دهد. در آیۀ 7 و 8 شرکت کننده در فرآیند که اسم معرفۀ “ألإنسان” بود، با ضمیر “هُ” تبدیل می‌شود و باز هم یک فرآیند رابطه‌ای وصفی که “شهید علی ذلک” و “شدید لحب الخیر”، به آن منسوب می‌شود و این مطلب نشان می‌دهد که آیۀ 6 یک حلقه معنوی رابط میان بخش اول و بخش دوم آیات سوره عادیات است. در آیات 6 تا 8 ، خداوند با کاربرد فرآیندهای رابطه‌ای به توصیف نوع انسان پرداخته‌است و با استفاده از تعریف انسان با “ال” به عنوان یک اطلاع کهنه در جایگاه مبتدا و صفت‌های کنود، شهید و شدید، به عنوان اطلاع نوی که صفات انسان هستند و در جایگاه خبر بندها قرار گرفته‌اند، به توصیف فطرت انسان می‌پردازد. زمان همۀ افعال، مضارع و در وجه خبری است. به نظر می‌رسد که کاربرد زمان مضارع به همراه انسان، معرفه به “ال” که بر کل انسان‌های همۀ تاریخ دلالت دارد، نشان دهندۀ این است که این صفات فطرت انسانی، برای همه انسان‌ها و در همه زمان‌ها صدق می‌کند.
آیات 9 تا 11، بخش سوم سوره است که دارای دو فرآیند مادّی، یک فرآیند ذهنی و یک فرآیند رابطه‌ای است. آیۀ 9 یک بند پرسشی است، که استفهام انکاری است. “إِذا بُعثِرَ” مطلبی است که از نو شروع شده تا انکار در جمله قبل را تأیید کند (طباطبایی،1382، ج20: 592).
آیۀ 9، با فرآیند ذهنی آغاز می‌گردد، به نظر می‌رسد قصد خداوند از کاربرد فرآیند ذهنی، تأویل و تفسیر باشد تا ذهن مخاطب خود را به چالش بکشاند و به همین دلیل صراحت وروشنی کمتری به پیام خود می‌دهد تا ذهن مخاطب را در درک پیام، درگیر سازد. امّا با آوردن این فرآیند در یک جمله استفهام انکاری، می‌خواهد در عین به چالش کشیدن ذهن مخاطب، به نوعی به روشنی و صراحت مخاطب خود را وادار به اقرار مطلب مورد نظر خود گرداند؛ “آیا نمی‌داند؛ مگر نمی‌داند که….” و این به معناست که “نه نمی‌داند”. بند با فعل مادّی ادامه می‌یابد، تا به عمل فعل تجسم و عینیت بخشیده شود و بر روی انتشار و برانگیخته شدن انسان‌ها از گورها و فاش شدن نهفته‌های باطن نفوس تأکید ورزد و همچنین اثرات و نتایج این دو کنش را مؤکّد سازد.
آیۀ آخر با یک فرآیند رابطه‌ای وصفی پایان می‌پذیرد، که شرکت کنندۀ آن “رَبَهم” است. پروردگار انسان‌ها و آگاهی و دانایی به او نسبت داده شده‌است و به نظر می‌رسد، خداوند پس از اشاره به صفات فطری انسان که دال بر ناسپاسی و کفران نعمت توسط او بود، به ناگاه به توصیف خود می‌پردازد و خود را آگاه بر همه چیز اعلام می‌کند و بسیار زیبا و ظریفانه، پس از آیۀ قبل که دال بر نادانی انسان بود، خرد بی نهایت خود را اعلام می‌کند و از این طریق به گونه‌ای برتری خرد الهی را بر عجز و ناتوانی انسان گوشزد می‌کند.
آیات بخش سوم، همگی فعل مضارع و وجه اخباری دارند و به همین دلیل از حصر زمانی خارج شده و پیام را به صورتی جاودانی برای همۀ اعصار و همۀ انسان‌ها انتقال می‌دهد.
جدول4- 7 – 5- 1- فرآیندهای ساخت تعدی سورۀ والعادیات
ردیف
فعل فرآیند
نوع فرآیند
شرکت کنندگان در فرآیند
عناصر پیرامونی
1
قسم (سوگند می‌خورم)مستتر 5 بار
کلامی
خدا- عادیات
ضبحا(تازانند) کیفیت
2
ضبح (نفس زنان تازانند)
مادی
عادیات

مطلب مرتبط :   ایمان، دینی، عقل، باورهای

3
ایراء ( برق می‌جهانند)
مادی
موریات (عادیات)
قدحا :کیفیت
4
اغاره (سواره هجوم آرند)
مادی
مغیرات (=عادیات)
صبحا :زمانی
5
اثاره (گردبرانگیزند)
مادی
عادیات
نقعا
6
کان (بودن) مستتر
رابطه ای
انسان- ناسپاس
لِرَبِّه
7
کان (بودن) مستتر
رابطه ای
هُ- (انسان)- شهید
علی ذلک
8
کان (بودن) مستتر
رابطه ای
هُ- شدید
لحب الخیر
9
یَعلَمَ (نمی‌داند)
ذهنی
انسان- اذابعثر ما فی القبور

10
بعثر ( بیرون ریخته شود)
مادی
ما
فی القبور: مکانی
11
حُصِلَ (فاش شود)
مادی
ما
فی الصدور: مکانی
12
کان (بودن) مستتر
رابطه ای
ربهم- خبیر
یومئذٍ زمانی

جدول 4- 7- 5- 2- ساخت وجهی و زمان افعال سورۀ والعادیات
فعل
زمان
وجه
قسم مستتر 5 بار
مضارع
اخباری
ضبح
مضارع
اخباری
ایراء
مضارع
اخباری
اغاره
مضارع
اخباری
اثاره
مضارع
اخباری
کان
مضارع
اخباری
کان
مضارع
اخباری
کان
مضارع
اخباری
یَعلَمَ
مضارع
اخباری(پرسشی)
بعثر
مضارع
اخباری
حُصِلَ
مضارع
اخباری
کان
مضارع
اخباری

4 – 7 -6- نتیجه گیری
سورۀ عادیات سه بخش و 11 آیه دارد و هر بخش، از موسیقی و وزن خاصی در ارتباط با معنا و پیام پیروی می‌کند.
موسیقی بخش اول، که بیان حملۀ اسب سواران و مجاهدات دارای وزن مقطع، تند و سریع است و تداعی گر حرکات یورتمه و سریع مادّیان‌هاست. این موسیقی در بخش دوم و سوم به آرامی‌سنگین و ممتد و کشیده می‌شود و به ایستایی و سکون می‌انجامد. تمامی‌این تغییرات موسیقیایی به معنای مورد نظر گوینده متصل است.
آیات در یک زمان با عینیت وتجسم و حرکت آغاز شده و در نهایت به تجرد و انتزاع می‌رسد و در پایان به بی زمانی وسکون منتهی می‌شود، زمانی که هنوز نیامده و تنها خدا به آن آگاه است. موسیقی درونی سوره نیز همپای این مفاهیم پیش می‌رود.
آیۀ 6، از نظر موسیقیایی و معنوی حلقه ارتباطی بخش‌های آیه است و به سوره انسجام می‌بخشد.

مطلب مرتبط :   ، عربی،، (لغ)، مصدر

4 -8- القارعه(101)

4 – 8 -1 -کلیات سوره
نام سوره، بر مبنای اصلی‌ترین و پرکاربردترین واژۀ سوره، “القارعه” برگزیده شده، و به همین دلیل محتوای سوره بیشتر حول محور نام سوره می‌چرخد؛ و عبارت است از هشدار مخاطب و تنذیر وی از وقوع حادثه‌ای بزرگ و ناشناخته.
سوره ، مکّی و سی امین سوره در ترتیب نزول، پس از قریش و پیش از قیامت و صد و یکمین سوره در ترتیب مصحف است. این سوره در مکّه واوایل بعثت پیامبر نازل شده‌است.
این سوره متشکل از 11 آیه، 47 واژه و 214 واج است. در این سوره، گوینده-خدا- طی یازده آیۀ متوالی، مقصود کلی خود را که عبارت است از هشدار واقعه‌ای هولناک. تشریح این واقعه به قدر کفایت و بیان سرانجام انسان‌ها را پس از این حادثۀ هولناک- به شنوندۀ خاص(پیامبر) و شنوندۀ عام(نوع بشر)، ابلاغ می‌کند. سوره از نظر معنوی5 بخش اصلی دارد:

معرفی و هشدار
بیان کیفیات وقوع
تبشیر نیکوکاران
هشدار و تنذیر بدکاران
معرفی و بیان چیستی جایگاه نهایی بدکاران
4 – 8- 2- نمایش آوایی، هجایی، نوشتاری و ترجمۀ سوره
الْقَارِعَهُ (۱)
کوبنده (1)
Ɂal/qa:/ri/ʡah
cvc/c⊽/cv/cv  
مَا الْقَارِعَهُ ﴿ ۲ ﴾
چیست کوبنده ( ۲)
mal/qa:/ri/ʡah
cvc/c⊽/cv/cvc 
وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَهُ ﴿ ۳ ﴾
و تو چه دانى که کوبنده چیست ( ۳)
wa/ma:/Ɂad/ra:/ka/ mal/qa:/ri/Ɂah
cv/c⊽/cvc/c⊽/cv/cvc/c⊽/cv/cvc
یَوْمَ یَکُونُ أَلنّاس کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿ ۴ ﴾
روزى که مردم چون پروانه[هاى] پراکنده گردند ( ۴)
yaw/ma/ya/ku:/nun/na:/su/kal/fa/ra:/šil/mab/θu:θ
cvc/cv/cv/c⊽/cvc/c⊽/cv/cvc/cv/c⊽/cvc/cvc/c⊽c
 
وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ﴿ ۵ ﴾
و کوه‏ها مانند پشم زده‏شده رنگین شود ( ۵)
wa/ta/ku:/nul/ji/ba:/lu/kal/ʡih/nil/man/fu:š
cv/cv/c⊽/cvc/cv/c⊽/cv/cvc/cvc/cvc/cvc/c⊽c
 
فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ ﴿ ۶ ﴾
اما هر که سنجیده‏هایش سنگین برآید ( ۶)

fa/Ɂam/ma:/man/