سوره، آیات، -،

سخن گفتن و خبردادن نیست. کاربرد این فرآیند، برای زمین در وهلۀ اول به نوعی تشخص بخشیده و ظاهراً جاندارپنداری صورت گرفته، امّا در واقع خداوند می‌خواهد با استفاده از این فرآیند کلامی، برای زمین، به یکی از آثار و علائم روز قیامت اشاره کند که بسیار مهم است.
در آیۀ 5، یک شرکت کنندۀ اصلی، در فرآیند کلامی‌”أوحی”، خدا به عنوان گوینده و شرکت کننده دیگر زمین است که در بندهای قبلی تشخص و اهمیت ویژه‌ای در ارتباط با یک ارتباط کلامی‌یافته است. فرآیند کلامی‌در این آیه بر اهمیت یک ارتباط کلامی‌میان خداوند به عنوان شکل دهنده و گفتمان و زمین شرکت کننده‌ای که هیچ نقشی در پیشبرد گفتمان ندارد، تأکید می‌کند.
آیۀ 6، شامل دو فرآیند است یکی مادّی و دیگر ذهنی. گویندۀ گفتمان (=خداوند)، با استفاده از فعل مادّی “یَصدُرُ”، که شرکت کننده آن “أَلنّاس”(انسان)است، از سویی می‌خواهد کیفیت وضعیت انسان بر روی زمین را در روز قیامت تعیّن بخشد و بر آن تأکید کند و از سوی دیگر با استفاده فرآیند ذهنی “یَرَوا” -که به دلیل وجود “لـِ” که تعلیلی بر فعل مادّی قبلی است با شرکت کنندگان “أَلنّاس” “أعمالهم” انسان را به تأمل و تفسیر دلیل پراکنده برآمدن وادارد و او را بسوی پیام نهایی که در دو آیه بعد ارائه می‌شود هدایت کند. با توجه به این مبحث، به نظر می‌رسد که آیۀ 6، از نظر معنایی هم راستای با تأثیرات آوایی خود که در بخش تحلیل آوایی به آن اشاره رفت- ظاهراً مشابه یک بیت تخلص که پیوند میان تغزل و تنه اصلی در قصیده است عمل می‌کند، به نحوی که از سویی با آیات قبل پیوند معنایی دارد و از سویی با آیات بعد، گره می‌خورد.
در آیات 7 و 8، با فرآیندهای کاملاً یکسان روبرو هستیم: 1) دو فرآیند مادّی “یَعمل” که یک شرکت کننده در هر دو ضمیر مبهم “مَن”، با مرجع انسان است و شرکت کنندۀ دوم، یک بار خیراً و بار دیگر شراً است که با یکدیگر تضاد معنایی دارند 2) فرآیند ذهنی “یَرَه”، که شرکت کنندگان در آن،”مَن” ضمیر مبهم با مرجع انسان است و ضمیر بارز ” هُ “، با مرجع عمل خیر یا عمل شر.
فرآیند ذهنی دیدن، نتیجۀ فرآیند مادّی عمل است. به نظر نگارنده محتمل است که خداوند بر اعمال و رفتاری که از انسان در طول زندگی سر می‌زند، توجه داشته وبه طور شفاف بر صرف وقوع هر عملی که از انسان صادر می‌شود؛ تأکید می‌کند و امّا اثری که از آن منتج می‌شود، مرحلۀ بعدی است که نیاز به تأویل و تفسیر دارد. اعمال فرد مهم است و اگر عمل خیر یا شر باشد، نتیجۀ آن را خواهد دید که حال این نتیجه چه کیفیتی دارد، نیازمند یک نگرش و چالش و تفسیر ویژه است و در هر صورت نتایج اعمال نیر مثل خود اعمال در تضاد با یکدیگرند. افعال به کار رفته در این گفتمان یا مضارعند یا گذشته نقلی که این خود نشان دهنده جاری بودن و استمرار است و بیانگر اتفاقی که در آینده خواهد افتاد. کثرت وجوه خبری نشان می‌دهد که به نام گفتمان مبنی بر اطلاع رسانی و آگاه سازی است و به نوعی مخاطب خود را از وقایعی جدید آگاه می‌سازد و نشان از قطعیت خبر از نظر گوینده دارد.
جدول 4 – 6- 4- 1- فرآیندهای ساخت تعدی سورۀ زلزله

مطلب مرتبط :   دینی، مدرنیته، دین، روشنفکری

ردیف
فعل فرآیند
نوع فرآیند
شرکت کنندگان در فرآیند
عناصر پیرامونی
1
زُلزَلت (لرزانیده شود)
مادی
زمین خدا (مستتر)

2
اخرجت (برون افکند)
مادی
زمین- بارهای سنگین

3
قال(گوید)
کلامی
انسان – زمین را چه شده‌است

4
کان(بودن) مستتر
رابطه ای
زمین

5
کان(بودن) مستتر
وجودی
آن روز

6
تحدتُ ( بازگوید)
کلامی
زمین مستتر – خبرها
آن روز است
7
اوحی (وحی کرده است)
کلامی
ربک – به آن

8
یصدر(برآیند)
مادی
ناس
اشتاتاً کیفیت آن روز
9
لِیَرَو ( ببینند)
ذهنی
الناس – اعمالهم

10
یعمل (انجام دهد)
مادی
مثقال ذره خیراً – مَن

11
یره(می‌بیند)
ذهنی
هُ – مَن

12
یعمل (انجام دهد)
مادی
مثقال ذره شراً- مَن

13
یره(می‌بیند)
ذهنی
هُ – مَن

جدول 4 -6- 4- 2- ساخت وجهی و زمان افعال سورۀ زلزله
فعل
زمان
وجه
زلزلت
مضارع مجهول
اخباری
اخرجت
مضارع
اخباری
قال
مضارع
اخباری
کان مستتر
گذشته نقلی مجهول
اخباری(پرسشی)
تحدت
مضارع
اخباری
اوحی
گذشته نقلی
اخباری
یصدر
مضارع
اخباری
لیروا
مضارع مجهول
التزامی
یعمل انجام دادن
مضارع
اخباری
یره
مضارع
اخباری
یعمل
مضارع
اخباری
یره
مضارع
اخباری

4 – 6 -5- نتیجه گیری
موسیقی آوایی و هجایی آیات در راستای ارائه معنا هستند و در بعضی از آیات به طور مثال آیات 1 و 6 هماهنگی معنایی و موسیقیایی بسیار چشمگیر است.
کاربرد واژگان و جایگاه قرار گرفتن آنها در آیات کاملاً حساب شده‌است.
در پاره‌ای از آیات با استفاده از موسیقی و معنا می‌توان برخی ازنظرات مفسرین را تأیید کرد.
4 – 7 – والعادیات(99)

4 -7 – 1- کلیات سوره
سورۀ والعادیات نام دارد، که دقیقاً برگرفته از آغازین واژۀ سوره است، که با واو قسم که مفید معنی تکریم است همراه شده و نشان دهندۀ این است که پیام گفتمان به نحوی با عادیات مرتبط است و مبین اهمیت و تعظیم مادیان‌های چهارنعل دوندۀ مجاهدین راه حق است.
این سوره، صدمین سوره در ترتیب مصحف است که پیش ازسورۀ “قارعه” و پس از سورۀ “زلزله”، جای دارد و چهاردهمین سوره در ترتیب نزول، پس از سوره عصر و پیش از کوثر قرار گرفته است.
طباطبایی(1382، ج 20: 588) آن را به قرینۀ سوگندهای آغاز آن مدنی می‌داند و دلیل اعتقاد خود را با استناد به روایات، چنین بیان می‌کند که مراد از ” وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا”،  اسبان سربازان و مجاهدین راه خدا است و چون جنگ‌های اسلامی‌در مدینه رخ داد و مسألۀ جهاد بعد از هجرت تشریح شده‌است؛ پس سوره، می‌بایستی در مدینه نازل شده باشد. وی سپس با استناد به روایات شیعه و سنی مدنی بودن سوره را تأیید می‌کند. مرحوم طالقانی نیز سوره را مدنی می‌داند؛ امّا اشاره می‌کند که برخی آن را مکّی محسوب می‌کنند.
مکارم ( 1375، ج27: 236) معتقد است: چون مضمون سوگندهای آن با مسألۀ جهاد مرتبط است و همچنین بر اساس روایات وارده‌ای که می‌گوید این سوره پس از جنگ ذات السلاسل (سال 8 هجری)، نازل شده‌است و به همین دلیل مدنی است، هر چند کوتاهی مقطع آیات، تکیه بر سوگندها و مسألۀ معاد دال بر مکّی بودن سوره است. شریعتی(بیتا،ج2: 191) سوره را مکّی می‌داند و معتقد است در ترتیب نزول دوازدهمین سوره پس از “والعصر” و پیش از “کوثر” است.
سورۀ “والعادیات”، مشتمل بر 11 آیه و 40 واژه و 105 هجا و 229 واج می‌باشد. به جهت معنوی می‌توان سوره را به سه بخش تقسیم کرد: بخش اول آیات 1 تا 5، که با خوشۀ سوگندی24 آغاز می‌شود که بیشتر جنبۀ توصیفی دارد یا به بیان حری(1381: 231) جنبۀ تصویری دارد و در حکم 5 تابلو عمل می‌کند. بخش دوم آیات 7 تا 9، که حقایقی را دربارۀ انسان بازگو می‌کنند و پس از آن بخش سوم،آیات 11-10، که تصویرگر روز قیامت است. آیۀ 6 را می‌توان از جهت ارتباط با خوشۀ سوگندی (مقسم علیه سوگند است)، به بخش اول نسبت داد و از سوی دیگر به واسطۀ حقیقتی که دربارۀ انسان بیان می‌کند، به بخش دوم مرتبط است.

مطلب مرتبط :   ناقص، برات، "، وکالت

4 – 7- 2- نمایش آوایی،هجایی،نوشتاری و ترجمۀ سوره

وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا ﴿ ۱ ﴾
سوگند به مادیانهائى که با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مى‏جهانند ( ۱)
wal/ʡa:/di:/ya:/ti/ʐab/Ha:
cvc/c⊽/c⊽/c⊽/cv/cvc/c⊽  

فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا ﴿ ۲ ﴾
و برق [از سنگ] همى جهانند ( ۲)
fal/mu:/ri:/ya:/ti/qad/Ha:
cvc/c⊽/c⊽/c⊽/cv/cvc/c⊽  
فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا ﴿ ۳ ﴾
و صبحگاهان هجوم آرند ( ۳)
fal/mu/ɣi:/ra:/ti/ȿub/Ha:
cvc/c⊽/c⊽/c⊽/cv/cvc/c⊽  
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا ﴿ ۴ ﴾
و با آن [یورش] گردى برانگیزند ( ۴)
fa/Ɂa/θar/na/bi/hi:/naq/ʡa:
cv/cv/cvc/cv/cv/c⊽/cvc/c⊽  
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا ﴿ ۵ ﴾
و بدان [هجوم] در دل گروهى درآیند ( ۵)
fa/wa/sať/na/bi/hi:/jam/ʡa:
cv/cv/cvc/cv/cv/c⊽/cvc/c⊽  
إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ ﴿ ۶ ﴾
که انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است ( ۶)
Ɂin/nal/Ɂin/sa:/na/li/rab/bi/hi:/la/ka/nu:d
cv/cvc/cvc/c⊽/cv/cv/cvc/cv/c⊽/cv/cv/c⊽c  
وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِکَ لَشَهِیدٌ ﴿ ۷ ﴾
و او خود بر این [امر] نیک گواه است ( ۷)  
wa/Ɂin/na/hu:/ʡa/la:/ża:/li/ka/la/ša/hi:d
cv/cvc/cv/c⊽/cv/c⊽/c⊽/cv/cv/cv/cv/c⊽c
وَإنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ ﴿ ۸ ﴾
و راستى او سخت‏شیفته مال است ( ۸)
wa/Ɂin/na/hu:/li/Hub/bil/xay/ri/la/ša/di:d
cv/cvc/cv/c⊽/cv/cvc/cvc/cvc/cv/cv/cv/c⊽c  
أَفَلَا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ ﴿ ۹ ﴾
مگر نمى‏داند که چون آنچه در گورهاست بیرون ریخته گردد ( ۹)
Ɂa/fa/la:/yaʡ/la/mu/Ɂi/ża:/buʡ/θi/ra/ma:/fil/qu/bu:r
cv/cv/c⊽/cvc/cv/cv/cv/c⊽/cvc/cv/cv/c⊽/cvc/cv/c⊽c
 
وَحُصِّلَ مَا فِی