سلامت، بهداشت، شهری، شهرها

مکانی
تشویق توسعه شهری به نحوی که حس افتخار مدنی و همبستگی اجتماعی را ایجاد کند که فضاهای عمومی جذاب، استانداردهای طراحی و حفاظت با کیفیت بالا، حفظ منابع طبیعی و فرهنگی خاص و فعالیتهای که ویژگیهای منحصر به فرد اجتماع محلی را بارز می کند در بر می گیرد

متمرکز کردن فعالیت ها
فعالیتهای تجاری را درون این مناطق متمرکز می کند. مناطق مرکزی شهرها و بخشهای تجاری مرکزی را حفظ می کند. از مدیریت دسترسی برای عدم ترغیب توسعه تجاری راسته ای در خیابان شریانی، استفاده می کند.

اجتناب از منطقه بندی بسیار محدود کننده
نیازمندیهای مفرط و غیر منعطف پارکینگ و ظرفیت جاده ای را کاهش می دهد. اثرات نامطلوب (مثل سرو صدا، بوی نامطبوع و تراکم ترافیک) را محدود می کند نه گروههای وسیع فعالیت ها

حفاظت از فضای باز و سبز
حفاظت از فضای باز و سبز به ویژه نواحی با ارزش اکولوژیکی و فراغت و سرگرمی بالا

مدیریت آب های سطحی
استفاده از سیستم های زهکشی آب های سطحی شهر در محل و تشویق و حفاظت از آب

ایجاد شبکه ای از خیابان های به هم پیوسته و متصل
خیابان ها را تا حد امکان (مخصوصا” در نواحی مسکونی و مراکز تجاری) کوچک نگه می دارند؛
از مدیریت ترافیک و آرام سازی ترافیک برای کنترل اثرات وسایل نقلیه استفاده می کند؛

ایجاد محله های با قابلیت پیاده روی
به منظور افزایش کیفیت زندگی به صورت اجتماع و افزایش گزینه های سفر

تشویق به ترکیب مساکن از نظر گونه و قیمت ها
مسکن در حد استطاعت را، نزدیک مراکز شغلی، تجاری و حمل و نقل توسعه می دهد.
مأخذ: (Litman, 2011: 6-7) و (سیف الدینی و شورچه، 1393: 295-292)
2-4-6 نظریه مجتمع های شهری اریک گلودن
در سال 1933 اریک گلودن نظریه مجتمع های شهری را برای تمرکز زدایی از شهرها به پیروی از نمونه های روستایی ارائه می دهد. مجتمع های شهری وی از سلولهای مشابهی تشکیل می شوند که با فاصله های مختلف، حداقل پانصد متر از یکدیگر واقع شده اند و با فضاهای سبز از یکدیگر جدا می شوند. هر سلول حدود 10 هزار نفر را در خود جا می دهد و خانه ها در فاصله ای به اندازه 10 تا 15 دقیقه پیاده روی از محل کار افراد قرار می گیرند. در این طرح نوع و چگونگی وسیله نقلیه برای رفت و آمد روزانه از محل سکونت به محل کار چندان اهمیتی ندارد؛ زیرا هر واحد، عملکرد خاص خود را دارد؛ مانند شهر دانشگاهی، شهر تجاری، شهر صنعتی، و غیره… اما چون اشتغال ساکنان بسیار تخصصی و محدود است، ساکنان برای برآورده ساختن سایر نیازها خویش به مسافرتهای روزانه طولانی مجبور هستند. در این طرح با در هم قرار گرفتن مجموع سلولها، نمونه ای از شهرهای هسته ای تشکیل می شود. در ارزیابی طرح گلودن می توان چنین گفت که مجموعه این سلولها می تواند چندین میلیون نفر را در خود جای می دهد، این امر گویای تمرکز جمعیت و انباشتگی است، از این رو مشکلی را حل نخواهد کرد (زیاری، 1387: 31-30).
2-4-7 نظریه شهر سالم
بعد از انقلاب صنعتی جمعیت شهری جهان افزایش یافت این باعث ظهور و شکل گیری شهرهای میلیونی در گستره جهان گردید بیشتر این جمعیت را روستائیان مهاجر و فقیری تشکیل می دادند که در جستجوی کار به سمت شهرها حرکت کردند. عموم این جمعیت ها در مناطق حاشیه ای شهرها که به دور از هر گونه خدمات شهری بودند، ساکن شدند. این عامل باعث مشکلات بیشماری از جمله مشکلات تراکم رشد فزاینده شهرها، کمبود مسکن، مشکلات فقر، گسستگی رابطه بین شهر و طبیعت، آلودگی هوا و صدا و ترافیک در تردد وسایل موتوری شده است. و مسائل این پدیده نه تنها سیاست های شهرسازی را به طور وسیعی تحت الشعاع قرار داده، بلکه تبعات حاصل از آن در تشدید مسائل اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی، مدیریتی و محیط زیستی جوامع نقش اساسی داشته است. دغدغه ها و نگرانی های ناشی از این پدیده موجب گردید تا کشورهای توسعه یافته، به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم اقدام به اتخاذ تمهیداتی جهت حل یا مهار این بحران کنند (زیاری و جان بابا نژاد، 1390: 15). تجارب جهانی موجود در این زمینه منجر به تدوین رویکرد نوین توسعه پایدار با محوریت سلامت گردید. این تفکر در دهه 1980 موضوع شهر سالم را توسط سازمان جهانی بهداشت مطرح نمود که مبتنی بر همکاری بین بخشی و مشارکت مردمی در راستای دستیابی به برنامه سلامت می باشد. بعدها، موضوع شهر سالم در سال 1984 در کنفرانسی در تورنتو کانادا مجددا” عنوان شد که موضوع این کنفرانس فراسوی مراقبت های بهداشتی (Beyond Health Care) بود و در این ارتباط به منظور پیشرفت های حاصل شده در این زمینه، استراتژی بهداشت برای همه مطرح شد و در این کنفرانس پروفسور دهل استاد دانشگاه برکلی مقاله ای تحت عنوان شهر سالم ارائه داد و در آن مقاله شهر سالم ر ا شهری تعریف کرد که به طور مداوم در ایجاد یا بهبود شرایط اجتماعی، کالبدی و توسعه منابع فعالیت کند و با این وسیله امکان عملکرد درست و کامل، جهت حداکثر بهره برداری از توان انسانها را فراهم آورد (علی اکبری و برزگر،1389: 3-2). پروژه «شهرهای سالم» سازمان بهداشت جهانی می خواهد اطمینان حاصل کند که از نظر تصمیم سازان سلامت دارای اولویت بالایی است و می خواهد با گروه های محروم برای بهبود وضعیت بهداشتی و زیست محیطی شان همکاری کند. در پس ایده «شهر سالم» دو دیدگاه غالب نهفته است که گاهی اوقات باهم در تعارض اند: شیوه های زندگی سالم و ایجاد بهبود در محیط زیست. مطابق با فلسفه شهرهای سالم، شهرها باید محیط زیست فیزیکی پاکیزه و ایمنی با کیفیت بالا مبتنی بر نظام های طبیعی پایدار فراهم آورند. آنها باید برای ساکنانشان دسترسی به پیش نیازهای سلامت (غذا، درآمد و سرپناه) و انواعی گسترده از تجارب مبتنی بر یک اقتصاد متنوع زنده و نوآور را فراهم آورند. دفتر سازمان بهداشت جهانی در اوتاوا در سال 1986 پیرامون ضرورت دستیابی به راهبردهای بهداشت عمومی و یک محیط زیست حمایت کننده برای فراهم سازی بهداشت سخن گفت. در سال 1989 در فرانکفورت سازمان بهداشت جهانی اساسنامه اروپایی در زمینه محیط زیست و سلامت را منتشر ساخت. این اساسنامه اظهار می دارد که «همه افراد حق دارند که از محیط زیست سالم برخوردار باشند. همچنین همه افراد باید در مسئولیت برای تأمین سلامت لازم در محیط زیست مشارکت کنند و نباید صرفا” به مراقبت دیگران بسنده کنند». همه افراد باید به این، به عنوان اجبار در مراقبت از محیط زیست به منظور تامین یک محیط زیست بنگرند. اساسنامه اوتاوا چنین اظهار می دارد: جامعه های ما پیچیده و درهم بافته و به هم وابسته است. بهداشت نمی تواند جدای از دیگر اهداف باشد. پیوندهای به هم گره خورده بین مردم و محیط زیست آنها بنیانی برای رویکرد بوم شناسی اجتماعی به سلامت را شکل می دهد. اصل کلی راهنما برای جهان، کشورها، مناطق و اجتماعات محلی، نیاز به ترویج نگهداری دو سویه است، مراقبت از همدیگر، اجتماعات محلی و محیط زیست طبیعی مان، حفاظت از منابع طبیعی در سراسر دنیا باید به عنوان یک مسئولیت جهانی مورد تاکید باشد (کهیل، 1392: 89- 88). دو سال بعد، پروفسور دهل با همکاری هانکوک، تعریف شهر سالم را به صورت زیر تکمیل کرد: «شهر سالم شهری است که به طور مداوم و پیوسته، در حال ایجاد و بهبود محیط های اجتماعی و کالبدی خویش بوده و منابع اجتماعی خود را گسترش می دهد؛ به نحوی که آن محیط ها، مردم را قادر سازد تا در اجرای همه عملکردهای زندگی اجتماعی و در پرورش حداکثر توانایی های بالقوه شان، به طور متقابل از یکدیگر حمایت و پشتیبانی کنند» (کنعانی و همکاران،1391: 136). از نظر دکتر جان اشتون صاحب نظر و استاد دانشگاه لیورپول، شهر سالم را محصول ارتباط متقابل و نزدیک بین شهروندان، فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی داخل شهر و منابع محیط شهر می داند. از نظر او، یک شهر موقعی ناسالم است که نتواند منابع اساسی زیر را برای سلامت شهروندان خود تامین کند: 1- خوراک سالم و کافی 2- هوای پاکیزه برای تنفس 3- سیستم آبرسانی سالم 4- بهداشت برای همه 5- سرپناه عاری از فقر 6- فضاهای تفریحی 7- فعالیتهای سالم (دانشنامه مدیریت شهری و روستایی،1387: 543).
2-4-7-1 شاخص های شهر سالم
شاخص های رایج شرایط محیطی، اقتصادی و اجتماعی به راحتی نمی توانند برای سطح شهر، مورد استفاده قرار گیرند؛ بنابراین شاخص های ویژه برای شرح و سنجش سلامت شهر، ضروری می باشند.
جدول شماره 2-12: شاخص های شهر سالم
شاخص
شاخص

مطلب مرتبط :   کعب، ذهبی، ، معاویه

سلامت
– مرگ و میر
– علت اصلی مرگ
– وزن کم هنگام تولد

محیط اقتصادی
– اشتغال (کلی و برای افراد معلول و سطوح فقر)

خدمات بهداشتی
– زیر ساخت (گروه های خویار، برنامه های حمایت و آموزش سلامت)
– خروجی (نرخ های ایمن سازی)
– منابع (پزشکان و دستیاران)
– دسترسی مالی (درصد پوشش بیمه و فاصله جغرافیایی به خدمات اورژانسی)؛ فردی (خدمات موجود به زبان های خارجی)
– پروفایل عمومی
– برنامه های آموزشی سلامت شهر
– نسبت پرستاران به ساکنان: نسبت به رزو مراقبت های اولیه سلامت به ساکنان
– درصد جمعیت تحت پوشش بیمه