زیستی-، مریضی، سلامت، روانی-

ی هستن که در مدل سنتی به اونا توجه نشده.

  • بازی کردن نقش مریضی از روی اجبارً به معنی وجود تغییرات زیستی نیس.
  • موفقیت بیشتر درمانای زیستی تحت اثر عوامل روانی اجتماعی مثل اثر پلاسبو[11] (دارونما) است.
  • روابط مریض- دکتر بر یافته های درمانی اثر میذاره.
  • بر خلاف موارد غیرزنده، بیماران حتی از روشی که واسه مطالعه اونا به کار گیری میشن، اثر قبول می کنن و حتی دانشمندانی که اونا رو مطالعه می کنن هم از  موضوعات مورد مطالعه (بیماران) اثر     قبول می کنن (رفعتی و همکاران، 1391).
  •    2-17-2- الگوی زیستی- روانی و اجتماعی

    با شدت گرفتن انتقادات نسبت به الگوی زیستی- طبی، در ربع آخر قرن بیستم نیاز به الگوی جدیدی واسه تبیین مریضی  احساس می شد.در جواب  به این نیاز جورج انگل (1977) الگوی زیستی- روانی و اجتماعی رو معرفی کرده. طبق این الگو همونطور که بن یارد (1996) اعلام داشته، ما تو یه محیط بوم شناختی زندگی می کنیم که نوع زندگی و گونه های دیگه بر ما اثر می ذارن و از طرف دیگه ما از ذرات اصلی  جهان یعنی  ملکول و اتم تشکیل شده ایم. در نتیجه از رفت و امد عوامل جور واجور اثر       قبول می کنیم و مریضی وضعیتی داره. طبق الگوی زیستی- روانی- اجتماعی که انگل ارائه کرده، سلامت ما و مریضی نتیجه رفت و امد دوطرفه عوامل زیستی (ژنتیک، بیوشیمیایی و …) روانشناختی (شخصیت، هیجان، رفتار و …) و اجتماعی (طبقه، شغل، نژاد و …) است. در نتیجه عامل ایجاد یه مریضی تک علیتی نیس بلکه مریضی، محصول عوامل متعدده و درمان هم باید چند وجهی باشه. این الگو از نظریه سیستما اثر قبول کرده یعنی عقیده داره در ایجاد مریضی سیستمای بدنی، روان شناختی و اجتماعی موثر هستن (عنبری و همکاران، 1392).

    مطلب مرتبط :   توانمندسازی، ,، انگیزش، انگیزشی

    طبق نظریه سیستما تغییر در هر سیستم (نظام) تغییرات دیگری در بقیه نظامها رو به دنبال داره، در نتیجه طبیعیه که مریضی جسمی مثل سرما خوردگی بر وضعیت روانی فرد و روابط اجتماعی اون اثر بزاره. بر عکس هم یه واقعه کلی مثل از دست دادن یه عزیز بر روان ما، بدن ما و آخر سرً بروز مریضی اثر میذاره. در آسونترین شکل، الگوی زیستی- روانی- اجتماعی همونطور که از اسمش پیداست، شامل سه مؤلفه س. مؤلفه زیستی  سلامت شامل عوامل زیستی چون ژنتیک، ویروسا، باکتریا و آسیبای ساختاری (بافتی) است. عوامل روانی سلامت و مریضی  شامل شناختا (انتظارات سلامتی)، هیجانات (مثل ترس از درمان) و رفتارها (سیگار، رژیم غذایی، ورزش) است.

    جنبه های اجتماعی سلامت هم برحسب هنجارهای اجتماعی رفتار (مثلاً قانون اجتماعی سیگار کشیدن یا نکشیدن)، فشارها واسه تغییر رفتار (فشارهای گروه همسالان، والدین و رسانه ها)، ارزشای اجتماعی مؤثر بر سلامتی (سلامت خوبه یا بد) و طبقه اجتماعی و قومیت تعریف می شه. مقایسه مدل و الگوی زیستی- طبی با الگوی زیستی- روانی- اجتماعی نشون میده که مدل دوّم هم کاملتر و هم     کامل تره. در علاوه بر با تجارب شخصی ما و پژوهشا سازگارتره و هم با تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی مطابقت داره. این الگو هم اینکه راهنمایی واسه کارشناسان پزشکی و روانشناسان در تشخیص و درمان مریضی هاس. چون به خیلی از سؤالات ما در مورد سلامت و مریضی جواب      میده. مدل زیستی- روانی- اجتماعی بر روند پژوهشا و کارای بالینی اثر غیرقابل انکاری گذاشته چون میتونه همه عوامل مؤثر در ایجاد بیماریا رو توضیح و توضیح بده. حتی بعضی از محققان نقش دین و مذهب رو در چارچوب عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامتی توضیح میدن و بعضی هم بعد چهارمی به نام بعد الهی رو بر سه مؤلفه زیستی- روانی- اجتماعی، اضافه می کنن. در هر صورت نقش دین و مذهب بر سلامتی غیر قابل انکاره. با گسترش الگوی زیستی- روانی و اجتماعی زمینه مناسبی واسه ایجاد و گسترش روانشناسی سلامت جفت و جور شده (عنبری و همکاران، 1392).

    مطلب مرتبط :   دل، بیت:، عشق، سوخته

    [1]- World Health Organization (WHO)

    [2]- Benyard

    [3]- Antonovski

    [4]- Sarafino

    [5]- Nutriture

    [6]- Infectious

    [7]- Chronic

     

    [8]- Dualism

    [9]- Biomedical Model

     

    [10]- Science

    [11]- Placebo

     

    • 2